استاد چگینی مطرح کرد؛

آثار اجتماعی و مذهبی پدیده شوم فقر

ادیان و مکاتب مختلف جهان درصدد برطرف نمودن پدیده فقر بوده و هستند. در این میان دین مقدس اسلام برای حلّ این معضل اجتماعی برنامه وسیعی ارائه نموده است که با اجرای آن مشکلات برطرف خواهد شد.

 

استاد براتعلی چگینی از اساتید حوزه علمیه قم در موضوع «پدیده شوم فقر» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

اشاره

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: داشتن زندگی توأم با رفاه و آرامش حقّ طبیعی هر انسانی است که با مهیّا شدن مقدّمات لازم از زندگی گوارایی برخوردار خواهد شد.

 

وی افزود: گاه در این میان به علل مختلف، در مسیر زندگی، پدیده هایی ظهور می کنند که چرخ زندگی را از مسیر طبیعی خود منحرف کرده و ناملایمات را وارد زندگی انسان می نمایند.

 

استاد چگینی اضافه نمود: یکی از مشکلات پیش روی امروز و گذشته جامعه بشری، پدیده شوم فقر و فاصله طبقاتی است که آثار زیان باری در ابعاد مختلف مادّی و معنوی بر جامعه بشری داشته است، تا جایی که جسم، روح و روان آدمی را دستخوش تباهی و نابودی قرار داده است.

 

وی در ادامه بیان کرد: ادیان و مکاتب مختلف جهان درصدد برطرف نمودن پدیده فقر بوده و هستند. در این میان دین مقدس اسلام برای حلّ این معضل اجتماعی برنامه وسیعی ارائه نموده است که با اجرای آن مشکلات برطرف خواهد شد. سعی کردم طی سخنانی که بیان می کنم، به عوامل به وجود آورنده فقر، راه های پیشگیری از آن، آثار و پیامدهای اجتماعی فقر بپردازم.

 

مفهوم شناسی

استاد براتعلی چگینی در ادامه افزود: در ابتدا به بیان مفهوم فقر پرداخته می شود تا مباحث پیش روی بهتر تبیین شود.

 

الف: معنای لغوی

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: لغت دانان برای «فقر» معانی مختلفی ذکر کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:

 

وی افزود: ابن منظور «فقر» را به معنای تنگدستی و بینوایی می داند، ایشان «فقر» را مقابل «غنا، بی نیازی» دانسته است. بنابراین «فقیر» یعنی انسان بیچاره، ندار و محتاج، جمع آن، «فقراء» می باشد همانطوری که در قرآن کریم آمده است: «أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ». (فاطر/ 15)

 

وجه تسمیه:

وی اضافه نمود: در وجه تسمیه «فقیر»گفته اند: فقیر (بی چیز و ندار) را به این علّت فقیر گفته اند که گویی به خاطر ذلّت و بیچارگی ستون فقراتش شکسته شده است. (ابن فارس)

 

اقسام فقر:

استاد چگینی در ادامه بیان کرد: راغب اصفهانی «فقر» را به چهار نوع تقسیم نموده است:

1- وجود نیازهای ضروری و این معنا همه انسان ها و موجودات را شامل می شود.

2- نبود امکانات مادی

3- فقرِ نفس، که عبارتست از آزمندی و سیری ناپذیری، و منظور از این حدیث نبوی «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ‏ يَكُونَ كُفْراً» (الکافی: ج 2، ص 307) و همین معنا مراد است.

4- فقر إلی الله، که حدیث «اللَّهُمَّ أَغْنِنِي‏ بِالافْتِقَارِ إِلَيْكَ، وَ لَا تُفْقِرْنِي‏ بِالاسْتِغْنَاءِ عَنْكَ» اشاره به همین معنا دارد. (المفردات: راغب اصفهانی، ص 641، ذیل وا ژه «فقر»)

 

ب: تعریف اصطلاحی

استاد براتعلی چگینی در ادامه خاطرنشان کرد: از آن جایی که بیشتر متفکران اجتماعی مفهوم فقر را امری نسبی دانسته اند، بنابراین به اعتبار مکان و زمان تعریف آن نیز مختلف خواهد بود که ذکر آنها باعث اطاله کلام می شود.

 

عوامل به وجود آورنده فقر

وی افزود: یکی از نکات مهم پیرامون فقر، آگاهی از عوامل به وجود آورنده آن است که با علم به آنها درمان آن نیز آسان تر خواهد شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: این عوامل را می توان بر سه قسم تقسیم کرد: عامل فردی، عامل اجتماعی و عامل حکومتی، که به قسم اول (عامل فردی) پرداخته می شود.

 

الف: عوامل فردی فقر

استاد چگینی خاطرنشان کرد: یکی از عوامل مهم و اساسی در پیدایش فقر، خود شخص فقیر است خدای تعالی فقیر را، فقیر نیافریده است؛ بلکه در مواقعی این خود فقیر است که موجبات فقر خود را فراهم نموده است که چند مورد از آنها ذکر می شوند:

1)بیکاری و تنبلی

وی در این باره افزود: پاره ای از واژه ها همچون بیکاری، تنبلی، بی حالی و... در فرهنگ اسلامی مذموم و جزء رذائل اخلاقی و با عنوان ضد ارزش مطرح شده است، در مقابل نیز توجّه به فعالیّت اقتصادی، کار و تلاش، با عناوینی همچون محشور شدن با پیامبران، روسپیدی در قیامت و... یاد شده است. در مقابل نیز از افراد بیکار و کسانی که کار و زحمت خود را بر دوش دیگران می اندازند با عناوینی همچون ملعون و... نامبرده شده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا به کلامی از امام صادق (ع) اشاره نمود که در این باره فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ كَثْرَةَ النَّوْمِ وَ كَثْرَةَ الْفَرَاغِ؛ خدای متعال زیادی خواب و بی کار بودن را دشمن می دارد». (الکافی: ج 5، ص 87. وسائل الشیعة: ج 17، ص 58. روضة المتقین: ج 6، ص 466)

 

استاد چگینی افزود: یکی از عوامل فردی فقر، بیکاری و تنبلی است بیکاری، به هر دلیلی، موجب فقر و نداری خواهد شد، افراد تنبل و راحت طلب از تلاش و کوشش و جنگ با سختی ها و ناملایمات روزگار گریزان هستند بنابراین این گونه افراد از تهیه مایحتاج اولیه زندگی فردی یا خانوادگی خود ناتوانند.

 

وی در ادامه بیان کرد: بر اساس برخی از آموزه های اسلامی دست یابی به برخی از نعمت های الهی در سایه کار و تلاش امکان پذیر است.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: قرآن کریم حقیقت مزبور را این گونه بیان فرموده است: «وَ جَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ‏ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ‏؛ ... تا از آن میوه و (از) کارکرد دست های خودشان بخورند،آیا باز (هم) سپاس گزاری نمی کنند؟». (یس/ 34- 35)

 

وی افزود: افزون برآن، در روایات توصیه زیادی نسبت به تلاش و کوشش، و از طرف دیگر ثواب و تحسین برای کارگر شده است تا جایی که پیامبر خدا (ص) دست کارگر را بوسیدند، وارد شده است.

 

استاد چگینی اضافه نمود: در روایات آمده که شخصی خدمت پیامبر گرامی (ص) آمده و گفت: من دو روز است که غذا نخورده ام، حضرت فرمودند: «عَلَيْكَ‏ بِالسُّوقِ؛ از (تلاش و فعالیت در) باز غفلت مکن». (بحار الأنوار: ج 93، ص 153. مستدرک الوسائل: ج 7، ص 220)

 

 

وی در ادامه بیان کرد: یکی از ره آوردهای تلاش و کوشش فراهم کردن آرامش و آسایش برای فرد و اعضای خانواده اوست؛ در مقابل نیز ره آورد تنبلی و بیکاری، فقر و نداری و نتیجه فقر، زدودن آرامش و آسایش از زندگی و در مواردی تباه شدن دنیا و آخرت انسان است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا به کلامی گهربار از امام باقر العلوم (ع) اشاره کرد که این حقیقت را این گونه توصیف فرموده اند: «الْكَسَلُ‏ يَضُرُّ بِالدِّينِ‏ وَ الدُّنْيَا؛ کسالت و تنبلی به دین و دنیای انسان آسیب وارد می کند». (تحف العقول: ص 300. عین همین روایت از امام صادق (ع) نیز روایت شده است.)

 

2)کفران نعمت (ناسپاسی)

استاد چگینی خاطرنشان کرد: شکر نعمت یعنی سپاس و قدردانی از خالق هستی به پاس نعمت های زیادی که به ما داده است، این موجبات ازدیاد نعمت و بدست آوردن نعمت های دیگر می شود.

 

وی اضافه نمود: خدای تعالی در قرآن کریم آن را اینگونه توصیف فرموده است: «لَئِنْ‏ شَكَرْتُمْ‏ لَأَزِيدَنَّكُمْ‏، وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيد؛ اگر شکرگزار (نعمت های الهی) باشید (در مقابل نیز خداوند نعمت های شما را) افزون خواهد کرد، و اما اگر کفر نعمت کنید بدرستیکه عذاب من شدید است». (ابراهیم/  7.)

 

وی خاطرنشان کرد: در روایات نیز به مسئله شکر توجّه خاصی شده است، مثلاً امام علی (ع) در این باره فرموده اند: «وَ شُكْرُ الْمُنْعِمِ‏ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏؛ تشکّر و سپاسگزاری از نعمت دهنده روزی را زیاد می کند». (وسائل الشیعة:  ج 15، ص 348.)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به این آیه قرآن اشاره نمود: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ؛ آیا به کسانی که (شکر) نعمت خدا را تبدیل به کفر کردند و قوم خود را به سرای هلاکت درآوردند ننگریستی؟». (ابراهیم/ 28)

 

وی افزود: بر اساس آموزه های اسلامی ناسپاسی و کفران نعمت در حد زبان یا با عملکرد زشت و ناپسند، موجب زوال آن نعمت خواهد شد که مقصرآن خود آدمی است.

 

استاد چگینی خاطرنشان کرد: با نگاهی به شرح احوال برخی امّت های گذشته که راه ناسپاسی و ناشکری را در پیش گرفتند می‌بینیم که چگونه به سرانجام دردناکی گرفتار شدند. خداوند متعال در این بار فرموده است: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ‏؛ و خدا شهری را مثال زده است که امن و امان بود (و) روزی اش از هر سو فراوان می رسید پس (ساکنانش) نعمت های خدا را ناسپاس کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام می دادند طعم گرسنگی و هراس را به (مردم) آن چشانید». (نحل/112)

 

وی اضافه نمود: علّامه طباطبایی در این باره می نویسد: خدای تعالی قریه ای را مثال می زند که اهالی آن غرق در نعمت های الهی بودند؛ روزی پاک و فراوان به راحتی در اختیار آنها قرار می گرفت و از هر شرّی که مال، آبرو و جانشان را تهدید کند در امان بودند؛ امّا ناسپاسی و کفران نعمت کردند و به گناه روی آوردند. خداوند نیز آنها را دچار نعمت گرسنگی و ترس کرد. (المیزان: ج 12، ص 523)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: دلیل این که در قرآن شکر عامل افزایش نعمت و کفر موجب تباهی آن شمرده شده آن است که در جامعه شاکر کالاها و مواد در نظام توزیع به دست همگان می رسد، شاهد جامعه دو قطبی مستضعف و مستکبر نیستیم، انسان ها به تعهدات اجتماعی خود پایبندند، برادری ایمانی در میان آنها مصداق می یابد و همه این ها موجب رضایت منعم و استواری جامعه می شود. (حکیمی، ص 102)

 

3) اسراف و تبذیر

استاد براتعلی چگینی خاطرنشان کرد: در ابتدا دو واژه «اسراف و تبذیر» نیازمند به توضیح است:

 

وی افزود: ابن منظور در تعریف «اسراف» می نویسد: «سَرَفَ، تجاوز کردن از قصد (خارج شدن از حد تعادل و میانه روی) می باشد. آنچه که در غیر طاعت خداوند انفاق شود چه کم و چه زیاد همان اسرافی است که خداوند از آن نهی کرده است. (لسان العرب: ذیل واژه «سرف».)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: خلیل نیز در این باره می نویسد: «و الإسراف نقیض الإقتصاد؛ اسراف نقیض اعتدال و حدّ میانه است».

 

وی در ادامه بیان کرد: راغب اصفهانی نیز «تبذیر» را این گونه معنا کرده است: تبذیر به معنای پراکنده کردن و در اصل پاشیدن بذر است و برای هر کس که مالش را ضایع کند به کار می رود». (المفردات: ذیل واژه «بذر».)

 

وی افزود: قرآن کریم اسراف را خوی فرعونی دانسته و در این باره می فرماید: «... وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ‏ الْمُسْرِفِين‏؛ و در حقیقت، فرعون درآن سرزمین برتری جوی و از اسرافکاران بود». (یونس/ 83)

 

و در جای دیگر فرموده: «فِرْعَوْنَ... مِنَ الْمُسْرِفِينَ؛ و از (دست) فرعون که (انسانی) متکبّر (و) از اسرافکاران و افراط کاران بود». (دخان/31)

وی افزود: امّا این که اسراف چیست و بر چه آن را می توان تطبیق کرد، بین مفسّران سخن های فراوانی گفته شده است.

 

مرحوم طبرسی می نویسد: «اسراف رفتن از حلال به سوی حرام دانسته شده، و خوردن حرام هر چند اندک، از مصادیق اسراف و تجاوز از حد به شمار می رود، همچنین آن چه عقل به زشتی آن حکم کند و برای انسان مضرّ باشد اسراف است». (مجمع البیان: ج 9، ص 88.)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه افزود: در تفسیر نمونه نیز گفته شده که «اسراف کلمه بسیار جامعی است که هرگونه زیاده روی در کمیّت و کیفیّت و بیهوده گرایی و اتلاف و مانند آن را شامل می شود». (تفسیر نمونه: ج 6، ص 148.)

 

پیامبر اکرم (ص) یکی از عوامل فقر را، اسراف بر شمرده اند: «مَنْ‏ بَذَّرَ أَفْقَرَهُ‏ اللَّه‏ ؛ هر کس ریخت و پاش و تبذیر کند خداوند فقیر و بی نوایش گرداند». (وسائل الشیعه: ج 76، ص 318.)

 

وی افزود: آری برخی اغنیا و ثروتمندان به عیش ناپایدار پرداخته و به مصرف نادرست و بی رویه خود افتخار می کنند غافل از آنکه سرانجام به ورشکستگی و بیچارگی دچار خواهند شد. امام علی (ع) در این باره فرموده اند: «مَنِ‏ افْتَخَرَ بِالتَّبْذِيرِ احْتَقَرَ بِالْإِفْلَاسِ؛ هرکس به مصرف بی رویه افتخار کند، ورشکستگی اقتصادی حقیر و خوارش می سازد». (غرر الحکم و دررالکلم: ص658. میزان الحکمة: ج 1، ص 394.)

 

3) نداشتن برنامه

استاد چگینی در ادامه خاطرنشان کرد: برنامه ریزی صحیح و بجا و استفاده معقول و درست از امکانات موجود زمینه ساز رشدّ و ترقی انسان خواهد شد.

 

5)ترک دنیا

این استاد سطوح عالی اضافه نمود: گروهی از انسانها بر اساس دیدگاهی که دارند دست از دنیا کشیده و از موهبت ها، نعمت و لذّت های حلال دنیا روی برگردانده و تارک دنیا شده اند، در حالی که خدای تعالی می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ‏ و هي الثياب‏ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ‏ الرِّزْق‏؛ (ای پیامبر به مردم) بگو زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده، و (نیز) روزی های پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده است».  (اعراف/23)

 

وی در ادامه بیان کرد: طبق این رفتار آنها از کار و تلاش و بهره جستن از لذّت های دنیایی روی گردانده و به عبادت می پردازند؛ نتیجه و سرانجام این رفتار روی آوردن به فقر اقتصادی، سربار دیگران شدن و ایجاد بدبینی نسبت به دین خواهد شد این نتیجه گیری در حالی انجام می گیرد که اسلام کار و تلاش را عبادت برشمرده است.

 

استاد چگینی خاطرنشان کرد: امام صادق (ع) فرمودند: «الْكَادُّ عَلَى‏ عِيَالِهِ‏ مِنْ حِلٍّ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّه‏؛ آن که برای تأمین معاش خانواده خود کار و تلاش می کند همانند رزمنده در راه خدا است. (الکافی: ج 5، ص 88.)

 

وی افزود: بنابراین نباید راه را گم کرده و به بیراهه رفت و باید دانست که عبادت و تقرّب بخدا در ترک دنیا و گوشه نشینی نیست. مثلاً یکی از اصحاب امام صادق(ع) که همواره در معیّت حضرت بود، مدتی در محضر درس آن حضرت شرکت نکرد. در یکی از روزها آن حضرت جویای حال او شدند و سئوال کردند: فلانی کجاست؟ گفتند: اخیراً بسیار تنگدست و فقیر شده است. امام (ع) سئوال کردند: چه می کند؟ گفتند: هیچ در خانه نشسته و مداوم در حال عبادت است. امام فرمودند: پس زندگی خود را از کجا اداره می کند؟ گفتند یکی از دوستانش عهده دار مخارج زندگی او شده است. امام (ع) فرمودند: «به خدا قسم این دوستش از او عابدتر است». (وسائل الشیعة: ج 2، ص 529)

 

وی تأکید کرد: در اسلام از ترک دنیا و گرایش به رهبانیت به شدّت نهی شده است تا جایی که امام صادق (ع) در این باره فرموده اند: «لَيْسَ‏ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْيَاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لَا آخِرَتَهُ لِدُنْيَاهُ؛ کسی که دنیای خویش را به طور کلّی برای آخرت ترک کند ازما نیست، همچنین کسی که آخرتش را برای دنیایش ترک کند». (همان:  ج17، ص76)

 

البته عوامل دیگری هم چون خیانت در امانت، فقیر نمایی و... در پیدایش فرق دخالت دارند.

 

راه های پیشگیری از فقر

استاد چگینی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: همواره این سخن را شنیده ایم که پیشگیری بهتر از درمان است چرا که درمان علاوه بر تحمل درد و مشقّت، نیازمند صرف هزینه های مادی و معنوی است، در این میان «فقر» نیز از این حقیقت مستثنی نیست، بنابراین لازم است که با رعایت اصول و قواعد لازم برای داشتن یک زندگی سالم، همراه با آرامش و آسایش بتوان از یک زندگی راحت در کنار عزیزان بهره جست.

 

وی اضافه نمود: لازم است با دوراندیشی و آگاهی از اصول اقتصادی و زندگی، زندگی خود و اطرافیان را به سوی آرامش و آسایش هدایت کنیم. برخی از این اصول عبارتند از:

 

1) پس انداز برای آینده

این استاد حوزه علمیه قم افزود: یکی از کوچک ترین موجوداتِ در کنار ما، مورچه ها هستند که مشاهده می کنیم در حال ذخیره کردن مایحتاج زمستان خود هستند و این مسئله برای یک انسان - که اشرف مخلوقات عالم است- امری لازم و ضروری می باشد، جمع آوری احتیاجات و ضروریات زندگی از طریق حلال و سالم هرگز با زهد و تقوا منافات ندارد و هیچ انسان عاقلی آن را ملامت نمی کند مگر از روی کینه و دشمنی.

 

وی اضافه نمود: سلمان و ابوذر از نزدیکترین یاران پیامبر اکرم (ص) هستند که به فضل، زهد و سلامت مشهور بوده است؛ شیوه سلمان در زندگی این گونه بود که هرگاه سهمیه سالانه اش را از بیت المال دریافت می کرد، مخارج یک سالش را ذخیره می نمود تا زمانی که در سال آینده نوبت سهمیه اش برسد. در این هنگام به او اعتراض شد که تو با این همه زهد و تقوا در فکر ذخیره آینده ات هستی شاید امروز و فردا مرگ تو فرا رسد. سلمان در جواب گفت: شما چرا به مردن فکر می کنید و به باقی ماندن نمی اندیشید؟ ای انسان جاهل! شما از این نکته غافلید که نفس انسان اگر به مقدار کافی وسیله زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق کندی و کوتاهی می کند و نشاط و نیروی خود را در راه حقّ از دست می دهد، امّا همین مقدار که به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشتری به اطاعت حقّ می پردازد. (وسائل الشیعه: ج 17، ص 34)

 

استاد چگینی خاطرنشان کرد: امام صادق (ع) فرمودند: «لَا خَيْرَ فِيمَنْ‏ لَا يُحِبُّ جَمْعَ الْمَالِ يَكُفُّ بِهِ وَجْهَهُ وَ يَقْضِي بِهِ دَيْنَهُ وَ يَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ؛ کسی که از راه حلال و به انگیزه حفظ آبرو و ادای قرض و رسیدگی به خانواده و فامیل به دست آوردن مال را دوست نداشته باشد، در او هیچ گونه خیری نیست». (الکافی: ج 5، ص 72. روضة المتّقین: ج6، ص 449)

2)خوش اخلاقی

این استاد سطوح عالی در ادامه بیان کرد: داشتن اخلاق نیک و حسنه را باید توفیق الهی دانست به طوری که انسان خوش اخلاق، انسان خوشبخت است زیرا اخلاق خوب باعث جذب و علاقه مندی اطرافیان و مردم به سوی انسان می شود و بسیاری از درهای بسته با این صفت پسندیده به روی انسان باز می شود که یکی از آنها رزق و روزی است. در کلام گهربار امام علی (ع) وارد شده که فرموده اند: «فِي‏ سَعَةِ الْأَخْلَاقِ‏ كُنُوزُ الْأَرْزَاق‏؛ گنج های رزق در اخلاق خوب نهفته است». (الکافی: ج 15، ص 72. روضة المتّقین: ج 13، ص173. مرآة العقول: ج 25، ص 52.)

 

 

وی افزود: گرایش و روی آوردن مردم به سوی افراد خوش اخلاق یک اصل و حقیقت اجتماعی است که همه ما می بینیم مثلاً یک کاسب خوش اخلاق فروش بیشتری دارد، همچنین تجربه این واقعیت را نیز ثابت نموده است.

 

وی تأکید کرد: آری چه خوش فرموده حضرت امام صادق (ع): «حُسْنُ‏ الْخُلُقِ‏ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ؛ اخلاق نیکو، موجب زیادت در روزی انسان می شود». (بحارالأنوار: ج 68، ص 396. مستدرک الوسائل: ج 8، ص 445.)

3)رعایت اعتدال

استاد چگینی در ادامه اضافه نمود: روش میانه روی و احتیاط در امورات مختلف زندگی از جمله در مخارج و درآمدهای زندگی (دخل و خرج) موجبات آسایش و آرامش را به دنبال دارد، در مقابل نیز اسراف و زیاده‌روی در ابعاد مختلفش زندگی انسان را دچار اختلال و تزلزل می کند تا جایی که ولخرجی در مواردی موجب فقر و نداری و از بین رفتن اعتبار و گاهی نیز سبب آبروریزی می شود و تنزل شخصیت افراد را به دنبال دارد. سرانجام در اثر گردش ناملایمات روزگار همچون بیکاری، بیماری، شیوع بیماری مثل کرونا و ... فرد زبان به شکایت از فقر و ناداری می گشاید.

 

خواهی اگر که حفظ کنی آبروی خویش               بردار لقمه، لیک به قدر گلوی خویش

 

وی افزود: امام صادق (ع) در کلامی گهربار در این باره می فرمایند: «إِنَ‏ السَّرَفَ‏ يُورِثُ‏ الْفَقْرَ، وَ إِنَّ الْقَصْدَ يُورِثُ الْغِنى؛ اسراف و زیاده روی موجب فقر و نداری، و اعتدال و میانه روی موجب توانایی و بی نیازی می شود». (الکافی: ج7، ص341. روضة المتّقین: ج3، ص193)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: آری اعتدال و میانه روی امری پسندیده و مورد توصیه بزرگان دین است، افزون برآن عقل آدمی و تجربه نیز توصیه دارند که آدم به آینده و فردای خویش توجّه داشته باشد و برای آن ذخیره  سازی کند.

 

وی در ادامه بیان کرد: عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق (ع) وقتی که آیه «وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ» (اسراء/29)  را تفسیر می کرد؛ انگشتان دست خود را کاملاً بسته و دست خود را مشت نمود و به ما فرمود: «یعنی این چنین نکنید که این نهایت خست و بخل است». و در معنی آیه «وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ» (همان) دست خود را کاملاً باز کرد و فرمود: «این طور هم صحیح نیست، یعنی انسان هر چه دارد را خرجش کند و چیزی در کف دست او نماند». (وسائل الشیعة: ج17، ص66.)

 

چه خوش گفت سعدی:

 

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن                  که می گویند ملاحان سرودی

اگر باران به کوهستان نبارد                             به سالی دجله گردد خشکرودی

4)صدقه دادن

استاد در بخش دیگر خاطرنشان کرد: در روایات اسلامی نسبت به دادن صدقه توصیه زیادی شده است و بیان شده این کار موجب رفع و دفع بلایا و گرفتاریهای زیادی در زندگی انسان می شود اگر چه برخی از آنها برای انسان معلوم نباشد.

 

وی افزود: امّا نکته این جاست که آیا انسان فقیر با دادن صدقه فقیرتر نمی شود؟ اوّلاً: دادن صدقه و کمک به دیگران مخصوص ثروتمندان نیست. ثانیاً: برای دادن صدقه مبلغ و مقداری مشخص نشده است و هر کس اعمّ از دارا و ندار به اندازه وُسع و توان خود می تواند صدقه دهد. افزون بر آن در روایات توصیه شده که انسان فقیر صدقه بدهد و برخلاف تصوّر برخی نه صدقه موجب فقیرتر شدن فقرا می شود بلکه موجب از بین بردن فقر می شود. امام باقر (ع) در این باره فرموده اند: «الْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْعُمُرِ وَ يَدْفَعَانِ تِسْعِينَ مِيتَةَ السَّوْءِ؛ احسان و صدقه فقر را از بین می برند و عمر را زیاد می کند و هفتاد نوع مرگ بد را دفع می کند».(الکافی: ج7، ص209. روضة المتّقین: ج3، ص199)

 

همچنین امام علی (ع) فرمودند: «اذا ملقتم ... بالصدقة؛ هرگاه فقیر و نادار شدید، با کالای صدقه با خدا سودا کنید».

5)امانت داری

استاد چگینی اضافه نمود: در روایات اسلامی یکی از راههای پیشگیری از فقر، امانت داری شمرده شده است. متأسفانه این صفت پسندیده در میان برخی از افراد کمرنگ شده است و موجب بی اعتمادی در میان افراد جامعه در اشکال مختلف خود شده است. پیامبر خدا (ص) فرمودند: «لَا إِيمَانَ‏ لِمَنْ‏ لَا أَمَانَةَ لَه‏؛ کسی که امانتدار نباشد، ایمان ندارد».

 

وی افزود: امّا انسان امانت دار با رفتار پسندیده اش موجبات اعتماد و گرایش مردم به سوی خود را جلب نموده است، امانت دار در کار و شغل خود مورد اعتماد دیگران است اگر پولی از دیگران طلب کند به او می دهند، او را در کارهای خود مثل کارهای اقتصادی مشارکت می دهند چرا که او را فردی امین می دانند. در ضرب المثل آمده است: «امانتدار شریک مال مردم است».

 

 و چه زیبا حضرت امام علی (ع)در این باره فرموده اند: «الأمانةُ مِفتاحُ الرّزقِ؛ امانت داری کلید روزی است». (تحف العقول: ص 221.)

 

آثار و پیامدهای اجتماعی فقر

استاد چگینی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به آثار و پیامدهای اجتماعی فقر پرداخت.

 

 

وی در این زمینه افزود: یکی از پیامدهای ناگوار فقر، جنبه اجتماعی آن است یعنی فقر افراد جامعه را به اشکال مختلفی گرفتار نموده و آنها را زجر می دهد، اکنون به چند مورد از پیامدهای اجتماعی فقر پرداخته می شود:

 

1)بد اخلاق شدن مردم

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: یکی از پدیده های نامبارک و شوم در جامعه ما، گرانی و تورّم بالاست که تأثیر منفی زیادی در اقتصاد مردم اعمّ از قدرت خرید، ازدواج، زاد و ولد و ... دارد، امّا متأسفانه در این میان قشر فقیر و مستضعف بیشترین ضربه را خورده و می خورد این گرانی قیمت ها نیز از جهت اخلاق و رفتار تأثیر بسیار بدی روی اخلاق و ارتباطات مردمی دارد به طوری که برخی دچار استرس، و مشکلات روحی می شوند، امام صادق (ع) حقیقت مزبور را این گونه معرّفی فرموده اند: «گرانی قیمت ها اخلاق و رفتار مردم را بد می کند، امانت داری را از بین می برد و مردم مسلمان را در فشار و سختی به ستوده می آورد».

 

2)پیدایش کینه و دشمنی

وی یکی از آثار و پیامدهای اجتماعی فقر را پیدایش کینه و دشمنی بر شمرد.

3)عدم توجّه به فقیر

استاد چگینی افزود: وقتی که فردی دچار فقر و نداری می شود همین نداشتن امکانات مادّی تأثیر زیادی بر شخصیّت اجتماعی او می گذارد، حضور و جولان زدن ثروتمندان در عرصه های مختلف اجتماعی جایی برای حضور فقرا و تهیدستان در اجتماع نمی گذارد آنها حتّی در شهر خود نیز غریب و ناآشنایند گویا تازه وارد شهر شده اند. امام علی (ع) با توجّه و آگاهی از این واقعیّت تلخ فرموده اند: «الْغِنَى فِي الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِي‏ الْوَطَنِ‏ غُرْبَة؛ توانگری در غربت، همانند در میهن خود ماندن است، و فقر و نداری در شهر همچون درغربت زیستن است». (نهج البلاغه: ص478. بحار الأنوار: ج69، ص46.)

 

وی افزود: آری هر کس پول و ثروت دارد اگر به آنسوی دنیا هم برود، مثل این است که در شهر خود و در کنار عزیزانش زندگی می کند، در مقابل نیز انسان فقیر در شهر خود -و در مواقعی نیز درخانه خود- نیز غریب و تنهاست.

 

4)انزوا و گوشه گیری

استاد چگینی در ادامه خاطرنشان کرد: متأسفانه ارزش کارها در نزد برخی از افراد بستگی به قدرت و ثروت داشتن است یعنی اگر کسی پولدار باشد کار خلافی هم اگر انجام دهد، ندید گرفته می شود و حتی در بعضی از جاها تشویق هم می شود. در مقابل، انسان فقیر و تهیدست توانائی ها، فضیلت ها و اعتبارش نادیده گرفته می شود بنابراین در مواقعی کارکردهای مثبت و انسانی او در نزد برخی عملی ناچیز و نامقبول به شمار می آید، باید به این حقیقت تلخ و ناگوار اعتراف کرد که علت این گونه رفتارها در جوامع انسانی از فقر و ثروت سرچشمه می گیرد. امام علی (ع) در این زمینه فرموده اند: «یا بنيّ‏! ... لو كان‏ الفقيرُ صادقاً يُسمُّونهُ كاذباً، و لو كان زاهداً يُسمّونهُ جاهلاً؛ اگر فقیر راستگو باشد، او را دروغگو می نامند، و اگر زاهد باشد نا دانش می خوانند». ( الحياة: ترجمه احمد آرام، ج‏4، ص 413).

 

و در جایی دیگر فرموده اند: «إِذَا أَقْبَلَتِ‏ الدُّنْيَا عَلَى إِنْسَانٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِه‏؛ هرگاه دنیا به شخصی روی آورد، نیکی های دیگران را به او عاریت دهند، و امّا هرگاه دنیا از او روی گرداند، خوبیهای او را نیز برباید». (نهج البلاغه: ص 470)

5) انحرافات اخلاقی

وی افزود: ایمان و پایبندی افراد یک جامعه نسبت به ارزش های مذهبی اخلاقی متفاوت است برخی از آنها در فقر مادی دچار مشکلات و انحرافات اخلاقی می شوند لذا قرآن کریم با توجه به واقعیت مزبور توصیه فرموده که زنان و مردان مجرّد نسبت به دیگران بیشتر در معرض بی عفتی و مشکلاتی اخلاقی هستند. بر اساس آمار موجود علت برخی از بی بند و باریها فقر می باشد./270/260/41/

ش, 05/11/1399 - 18:18