استاد رمضانی مطرح کرد؛

رسالت روحانیت در عصر حاضر

علمای گذشته اگر تمام لحظه لحظه های زمان را به تعلیم و تعلم فقه فردی اختصاص می دادند برای اینکه حفظ اسلام فقط در همان مرحله شناخت و شناساندن و ثبت رسالات برای آیندگان، میسور بود که البته در این راه جانها فدا شد که امروز آثار نورانی آنان در سفره حوزه گسترده شده است.

 

استاد حسین رمضانی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در زمینه موضوع «رسالت روحانیت در عصر حاضر» به گفتگو پرداخت.

 

وی در ابتدای این گفتگو به کلامی از امام راحل رضوان الله تعالی علیه اشاره نمود: «اسلام با این سدّ بزرگ روحانیت تا حالا محفوظ مانده و اگر خدای نخواسته این سد شکسته بشود، اسلام شکسته می شود.»

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: قبل از پرداختن به رسالت حوزه، مناسب است به قید دیگر عنوان توجه شود، یعنی «عصر حاضر»؛ بنابراین لازم است قدری در مفروضات این بحث تأمل کنیم.

 

وی در این زمینه اضافه نمود: انتخاب این عنوان به وضوح گواه این نکته است که همه ما می دانیم که رسالت حوزه در اعصار مختلفه، متفاوت است؛ اما آیا به همین نکته، خوب اندیشیده ایم؟

 

استاد رمضانی افزود: وظیفه اصلی روحانیت، حفاظت از دین است و این از امور قارّ و ثابت است؛ حال اگر هیچ قیدی نداشت آن وقت در تشخیص این وظیفه نیاز به اجتهاد عمیق نداشتیم؛ چرا که با مراجعه به روایات و سیره علمای سلف نحوه حفظ دین را می آموختیم و آنرا سرلوحه کار خود قرار می دادیم که آنها چنان کردند و ما نیز چنین می کنیم.

 

وی در ادامه بیان کرد: اما به نظر می رسد وظیفه روحانیت از امور قارّ مقیّد به غیر قار است و حکم این دو متفاوت است؛ اگر چنانچه مرحوم شیخ انصاری در بحث استصحاب بین امور قارّ و امور قار مقید به غیر قار فرق می گذارد که در اوّلی بلا شک استصحاب جاری است و در دومی محل خلاف است؛ یعنی امور قارّ مقیّد به غیر قار ملحق می شود به امور غیرقار و حکم آن را دارد؛ بنابراین در ما نحن فیه نیز وظیفه روحانیت که حفظ دین اگر چه قاره است، ولی مقید به زمان که امری غیر قار است می باشد؛ از این رو می گوییم: «رسالت روحانیت در عصر حاضر».

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حال که این گونه است، نیاز به اجتهاد عمیقی داریم در فهم این مطلب که وظیفه روحانیت در عصر حاضر چیست؟ و آن را چگونه از آیات، روایات، برهان و سیره علمای سلف می توان استخراج کرد؛ آن وقت به سادگی نمی توان اعمال و رفتار علمای سلف را سرلوحه کار خود قرار داد، بلکه این وظایف نیازمند پیرایش و همگام سازی با عصر حاضر است.

 

وی اضافه نمود: به عنوان مثال اگر فقیه و عالم و عارفی در گذشته لباس مندرس و عبای هزار وصله می پوشید و بالاتر از آن اگر امام معصوم علیه السلام کفش کهنه می پوشید، لازمه اش این نیست که ما نیز عین همان کار را انجام دهیم؛ چون رسالت روحانیت از امور قارّ مقیّد به غیر قارّ است؛ پس ابتدا باید ثابتات و غیر ثابتات را از سیرۀ امام و علماء استخراج کنیم و سپس آن را به عنوان الگو ارائه دهیم؛ همان طور که در مثال، امر ثابت همان ساده زیستی است و لباس کهنه موضوعیت ندارد؛ باید بدانیم که ساده زیستی در زمان حاضر به چه شکل است.

 

استاد حسین رمضانی افزود: نقل شده است که شهید بهشتی در زمان خود اهتمام داشت به جای نعلین، کفش بپوشد تا خط شکنی کند و همینطور مقام معظم رهبری از آقا مجتبی قزوینی (یا آقا هاشم قزوینی) خاطره ای تکان دهنده نقل کردند که ایشان مجلۀ زن روز که آن زمان از صفر تا صد آن دارای اشکال بود را در جیب قبای خود گذاشته و تعمد داشتند آن قسمت عکس دارش در معرض دید قرار گیرد و با آن وارد حوزه علمیه می شدند.

 

وی خاطرنشان کرد: حال آیا ما می توانیم امروز به تأسی از بزرگان عین همان کار را انجام دهیم؟ نفس کفش و مجله موضوعیت ندارد بلکه آن زمان برای شکستن تحجر منفی که نوعا بدان مبتلا بودند نیاز به پوشیدن کفش و حمل مجله زن روز بود؛ با اندک شناخت از سیرۀ این بزرگان می توان با اطمینان حکم کرد به اینکه اگر امروز شهید بهشتی در قید حیات بودند نعلینی کهنه بر پا می کردند برای شکستن تجمل گرایی و شیخ مجتبی قزوینی به جای مجله زن روز مجله حجاب را علم می کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بنابراین تشخیص رسالت روحانیت در هر عصری نیاز به اجتهاد عمیق در فهم آن عصر دارد؛ فرق صلح حسنی و حماسه حسینی علیهما السلام در شخص نبود که کلّهم نور واحد بلکه در عصر بود؛ فرق لباس علوی و صادقی علیهما السلام در شخص نبود در عصر بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: امر ثابت بین همگان، حفظ دین و تقوای الهی بود که در شرایط خاص زمانی اقتضای صلح و در شرایط دیگر اقتضای مبارزه دارد. حال که اینگونه است باید بپردازیم به ویژگی های عصر حاضر و تفاوت آن با اعصار گذشته تا در پرتو آن رسالت حوزه نمایان شود.

 

استاد رمضانی خاطرنشان کرد: عصر حاضر از جهات عدیده با اعصار گذشته فرق دارد. بیان تمام آن فروق در این مقال ضروری نیست اما فرق اساسی و ویژه آن که تعیین کننده اصلی و نهایی الگو سازی و تشخیص درست وظیفه روحانیت خلاصه می شود در وظیفه روحانیت نسبت به انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی است. می توان تاریخ اسلام را به دو بخش تقسیم کرد تاریخ قبل از انقلاب و تاریخ بعد از انقلاب اسلامی.

 

وی افزود: از باب مقدمه باید به عرض برسانم که ما ابتدا خداوند را با برهان قاطع شناختیم و در پی آن پیامبر اسلام (ص) و سپس ائمه معصومین (ع) را با براهین لازمه شناختیم؛ از طرفی هدف از بعثت نیز ابلاغ احکام الهی است تا همگان بدان عمل کنند و در نهایت به کمال نهایی که همان قرب الی الله است برسند و می دانیم که احکام الهی مشتمل بر باید و نبایدهایی است که نیازمند امر و نهی مولوی است که در پی آن ثواب و عقاب اخروی است و اجرای آن منوط به امر به معروف و نهی از منکر است و در نتیجه این امر میسور نمی باشد مگر با تشکیل حکومت اسلامی که با حضور معصوم (ع) کسی دیگر شایسته در رأس حکومت بودن را ندارد اما در زمان غیبت تکلیف چیست؟

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر حدود الهی جز با حکومت اسلامی متحقق نمی شود و به همین دلیل وجود ائمه معصومین (ع) ضرورت پیدا می کند پس تا زمانی که انسان مکلف وجود دارد و اسلام نیز باقی و جاوید است؛ آیا می توان قائل شد که حکومت اسلامی نباشد آنوقت تکلیف اجرای حدود الهی که ادله نصب امامت ریشه در آن دارد چه می شود؟

 

وی در ادامه بیان کرد: بنابراین در زمان غیبت نیز برای دستیابی به حکومت نیازمند جانشین امام هستیم که در نهایت طبق ادله عقل و نقل به مسأله ولایت فقیه می رسیم.

 

استاد حسین رمضانی افزود: حال همانطور که برای معصومین (ع) به خاطر موانع موجود در عصر آن بزرگواران شرایط تشکیل حکومت اسلامی فراهم نبود همانگونه در اعصار و ازمنه غیبت کبری هیچ فقیهی نتوانست به این آرزوی دیرینه دست یابد تا اینکه خداوند متعال افاضه غیبیه خود را ظاهر کرد و مردی پیامبر گونه از دیار خورشید پرتو افکنی کرد و سرانجام انقلاب اسلامی مانند نوری در دل تاریک زمان درخشید و راز نهفته در کربلا را برای همگان روشن کرد و نشان داد که خونی که در کربلا جاری شد به کجا رسید؛ این است تفاوت عظیم عصر حاضر با اعصار گذشته.

 

وی خاطرنشان کرد: تا زمانی که نسبت به زمانه خود فهم عمیق نداشته باشیم چطور می توانیم ادعای حفاظت از دین داشته باشیم. دانستن غیر از باور داشتن است ممکن است خیلی چیزها را بدانیم لکن آنچه ما را به عمل می کشاند باور به دانسته ها است. می دانیم انقلاب اسلامی محقق شد ولی بدان باور نداریم می دانیم ولی فقیه داریم ولی باور حقیقی نسبت به این معنا نداریم. می دانیم امروزمان با دیروز فرق کرده ولی باور نداریم می دانیم که این پرتو نور در نهایت به طلوع خورشید منجر می شود اما هنوز باور نداریم که اگر باور داشتیم تحصیل و تدریس و تدوین ما با معیار و سنجش حکومت اسلامی بود.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: علمای گذشته اگر تمام لحظه لحظه های زمان را به تعلیم و تعلم فقه فردی اختصاص می دادند برای اینکه حفظ اسلام فقط در همان مرحله شناخت و شناساندن و ثبت رسالات برای آیندگان، میسور بود که البته در این راه جانها فدا شد که امروز آثار نورانی آنان در سفره حوزه گسترده شد است اما بیش از این وظیفه ای دیگر متصور نبود چون عصر قبل از انقلاب اسلامی بود. اما امروز که در حکومت اسلامی بسر می بریم آیا شایسته است در همان مرحله بمانیم یا اینکه قدمی فراتر نهاده بلکه در تمامی امور متصله به حکومت و دولت و نظام صاحب رأی و نظر باشیم.

 

وی در ادامه بیان کرد: البته این به معنای رفتن به سمت کار اجرایی نیست که امروزه به بهانه خدمت به نظام، روحانیت به این سمت و سو استقبال ناباورانه دارند بلکه این خود ضربه بزرگی است که بر پیکره حوزه وارد آمد؛ به فرموده استاد معظم حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی هیچ کشاورزی بذر خود را نمی فروشد در حالی که ما با رفتن به سمت کار اجرایی بذر فروشی می کنیم.

 

استاد رمضانی افزود: آنچه که حکومت اسلامی اقتضای آنرا دارد؛ اجتهاد در فقه و در مرحله بعد طرح اجرایی برای تمام سازمان های اجرایی از امور فرهنگی گرفته تا اقتصادی، نظامی و غیره است.

 

وی خاطرنشان کرد: شیوه فقه امضایی، مخصوص زمان گذشته بود. فقه فردی برای زمان حکومت غیر اسلامی بود. امروز فقه ما باید فقه تأسیسی باشد باید فقه حکومتی باشد باید فقه طراح باشد. ظاهرا همگان اقرار دارند که در این روزگار اینگونه معاملات، دادوستد، بانکداری، وام و... که سفره همه ما بدان رنگی شده ربا است؛ فقه می گوید ربا حرام است لکن همین فقه تک تک این معاملات را امضا کرد که وقتی این همه گزاره های تایید شده کنار هم قرار می گیرد نتیجه اش می شود ربا.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: فقه امضایی قدرت مقابله با ربای سیستماتیک را ندارد بلکه فقه تأسیسی و طراح نیاز داریم. فقهی که بانکداری جدید را طراحی کند و ارائه دهد ما نیازمند طرح اقتصاد اسلامی هستیم که این خود نیازمند تجدید نظر در نحوه فقاهت و پویا کردن فقاهت است که صد البته این بدان معنا نیست که فقه تا به امروز ما اشتباه بود بلکه اشتباه و خطا این است که در این فقه توقف کنیم؛ ما باید با همان فقه جواهری، راه گذشتگان را ادامه دهیم و به مرحله طراحی برسیم طراحی سبک زندگی در همه امور و فقه ما ظرفیت چنین خواسته ای را دارد./270/260/20/

ش, 05/11/1399 - 19:24