استاد اعتمادی کاشانی مطرح کرد؛

مصادیق آرامش در قرآن

فی الجمله با غور در برخی الفاظ قرآنی در می یابیم که واژگانی مانند«اطْمَأَنُّوا، لِيَسْكُن‏، سُباتاً، السَّكينَةَ و...» از جمله الفاظ موضوع له و مستعمل فیه در معنای آرامش بوده که ظهور«طمن» و مشتقات آن نسبت به سائر الفاظ در معنای آرامش اقوی به نظر می آید.

 

استاد سید حسن اعتمادی از اساتید سطوح عالی و درس خارج حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع «مصادیق آرامش در قرآن» به گفتگو پرداخت.

 

لازم به ذکر است که ایشان مسئول حوزه های علمیه دار العلم، باب العلم، الزهرا (سلام الله علیها) و از مؤسسین دانشگاه مهد علم کاشان است.

 

استاد اعتمادی در ابتدای گفتگو در ذیل این موضوع به بیان معنای لغوی «آرامش» پرداخت و در این زمینه خاطرنشان کرد: واژه آرامش اسم مصدر از آرامیدن (فرهنگ لغت دهخدا، ذیل واژه آرامش) است و در زبان فارسی در معانی سکون، فراغت، آسایش، تسکین و... استعمال می گردد.

 

وی افزود: فی الجمله با غور در برخی الفاظ قرآنی در می یابیم که واژگانی مانند«اطْمَأَنُّوا، لِيَسْكُن‏، سُباتاً، السَّكينَةَ و...» از جمله الفاظ موضوع له و مستعمل فیه در معنای آرامش بوده که ظهور«طمن» و مشتقات آن نسبت به سائر الفاظ در معنای آرامش اقوی به نظر می آید.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: جناب خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب «العین» طمن را به معنای سکون و اُنس آورده اند: «اطمَأَنَّتْ‏ نفسُهُ إذا سَكَنَ و اسْتَأْنَس‏» (كتاب العين، ج ‏7، ص: 442)

 

وی افزود: همچنین راغب اصفهانی نیز معنای آرامش خاطر بعد از اضطراب را برای لفظ «طمن» و مشتقات آن آورده اند: «الطُّمَأْنِينَةُ و الِاطْمِئْنَانُ‏: السّكونُ بعد الانزعاج. قال تعالى: وَ لِتَطْمَئِنَ‏ بِهِ قُلُوبُكُمْ‏ الأنفال» (مفردات ألفاظ القرآن، ص: 525)

 

استاد سید حسن اعتمادی در ادامه خاطرنشان کرد: پیش از اشاره اجمالی به مقوله «آرامش» و بیان فهرست وار مصادیق دستیابی به آن در قرآن، بسیار پر واضح است که «آرامش» امری نسبی و ذو مراتب است و از میان نسب اربعه، نسبت آن با «آسایش» عموم و خصوص مطلق است؛ به نحوی که هر آرامشی آسایش به همراه دارد، لکن هر آسایشی در معیت آرامش نخواهد بود.

 

وی افزود: در نصوص قرآنی «قلب» مَهبط آرامش و اطمینان خاطر است: «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم» (و خدا وعده [يارى و پيروزى‏] را جز بشارتى براى شما و براى آنكه دل‏هايتان به آن آرامش يابد قرار نداد و يارى و نصرت جز از سوى خداى تواناى شكست‏ ناپذير و حكيم نيست.) (سوره مبارکه آل عمران: 126) «قالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا وَ نَكُونَ عَلَيْها مِنَ الشَّاهِدِين» (گفتند: مى‏خواهيم از آن بخوريم و دل‏هاى ما آرامش يابد و بدانيم كه تو [در ادعاى نبوتت‏] به ما راست گفته‏اى، و ما بر آن از گواهان باشيم.) (سوره مبارکه مائده: 113)

«وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيم» (و خدا آن [وعده يارى‏] را فقط مژده و نويدى براى شما قرار داد و نيز براى آنكه دل‏هايتان به سبب آن آرامش يابد و گرنه پيروزى فقط از سوى خداست زيرا خدا تواناى شكست ‏ناپذير و حكيم است. (سوره مبارکه انفال: 10)

«الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» ([بازگشتگان به سوى خدا] كسانى [هستند] كه ايمان آوردند و دل‏ هايشان به ياد خدا آرام مى‏ گيرد، آگاه باشيد! دل‏ ها فقط به ياد خدا آرام مى ‏گيرد.) (سوره مبارکه رعد: 28)

و ابراهیم خلیل الرحمن نیز غرض از رؤیت کیفیت زنده شدن مردگان را آرامش قلبی خویش بیان نمود: «وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِني‏ كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى‏ قالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى ‏وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي» (و [ياد كنيد] هنگامى كه ابراهيم گفت: پروردگارا! به من نشان ده كه مردگان را چگونه زنده مى ‏كنى؟ [خدا] فرمود: آيا [به قدرتم نسبت به زنده كردن مردگان‏] ايمان نياورده ‏اى؟! گفت: چرا، ولى [مشاهده اين حقيقت را خواستم‏] تا قلبم آرامش يابد.) (بقره: 260)

 

استاد اعتمادی کاشانی در ادامه این گفتگو خاطرنشان کرد: اما تفصیل اینکه مراد از «قلب» در نصوص قرآنی و روایی چیست؟ در این مقال نمی گنجد لکن قدر متیقن اینکه مراد قلب صنوبری نبوده و به تعبیر امیر المومنین علیه السلام «قلب» از عجیب ترین اعضاء بدن است که می تواند مجمع صفاتی از حکمت و ضد حکمت باشد: «أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا...» (نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 488)

 

وی افزود: از آنجا که انسان موجودی مدنی بالطبع است، علاوه بر نیاز به آرامش فردی، طالب وصول به ثبات و آرامش اجتماعی بوده؛ از این رو بسیاری از اشتغالات وی در راستای دستیابی به این غایت شکل می گیرد.

 

ذکر الهی

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: پروردگار عالم در آیه 28 رعد، مطلق آرامش (فردی و اجتماعی) را در گرو ذکر الهی می دانند: «... أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏» و ضیغ معیشت نیز به نصّ آیه 124 طه از دیگر آسیب های اِعراض از ذکر الله است.

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏» (و هر كس از هدايت من [كه سبب ياد نمودن از من در همه امور است‏] روى بگرداند، براى او زندگى تنگ [و سختى‏] خواهد بود، و روز قيامت او را نابينا محشور مى ‏كنيم.)

 

عُلقه زوجیت

وی در ادامه اضافه نمود: از دیدگاه قرآن عُلقه زوجیت از دیگر علل ناقصه در وصول به آرامش به شمار می رود. در آیه 21 روم «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها...» از حیث ادبی، لام در لفظ «لِتَسْكُنُوا» تعلیل از غرض خلقت به نحو زوجیت است. در عصر حاضر با وجود موانع فراوان در امر ازدواج آسان، شاخص اضطراب، هنجار شکنی، آسیب های اجتماعی و... در جامعه افزایش می یابد.

 

لیل

استاد اعتمادی کاشانی افزود: «لیل» به معنای شب از جمله کلید واژه های آرام بخش قرآنی بوده است: «اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُون» (خداست كه شب را براى شما پديد آورد تا در آن بياراميد و روز را روشن و بينش‏بخش قرار داد [تا در آن به كارهاى لازم بپردازيد] خدا نسبت به مردم داراى فضل و احسان است ولى بيشتر مردم سپاس گزارى نمى ‏كنند. (سوره مبارکه غافر: 61)

 

وی  در ادامه خاطرنشان کرد: با تغییر سبک زندگی جامعه، گاهی عکس سنت الهی عمل می گردد؛ از این رو تحقیق دانش پژوهان در کیفیت بهره وری از لیل و نوم می تواند جای کار تحقیقی داشته باشد؛

 

خواب

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: همچنین دستیابی به مهارت خواب از دیگر اسباب دستیابی به آرامش جسمی و روحی بوده که در لسان آیات و روایات مفصّلا به آن اشاره گردیده است. «وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتا» (و خوابتان را مايه استراحت و آرامش [و تمدّد اعصاب‏] قرار داديم) (سوره مبارکه نبأ: 9)

 

مسکن

استاد سید حسن اعتمادی در ادامه بیان مصادیق آرامش در قرآن خاطرنشان کرد: مسکن از دیگر مصادیق قرآنی در وصول به آرامش فردی و خانوادگی است: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‏ حِين» (و خدا خانه هايتان را براى شما مايه آرامش و راحت قرار داد و براى شما از پوست دام ‏ها سر پناه [مانند قبّه و خيمه‏] مقرّر كرد، كه آنها را روز كوچ كردنتان و هنگام اقامتتان [در جابجا كردن‏] سبك مى‏ يابيد و [براى شما] از پشم ‏ها و كرك‏ ها و موهاى آنها تا زمانى معين، وسايل زندگى و كالاى تجارت پديد آورد. (سوره مبارکه نحل: 80)

 

وی افزود: گاهی مشکلات مستأجری و تنش های پیش روی آن، افراد جامعه را ناآرام و آسیب هایی را متوجه کانون خانواده می نماید./270/260/21/

 

 

ش, 05/25/1399 - 14:53