استاد روشن بین بروجردی:

عامل اصلی گرایش عده ای به مدرک گرایی انحراف در جهان‌بینی است

استاد روشن بین بروجردی گفت: اگر در جهانبینی انسان انحراف ایجاد شد آثار اجتماعی، حقوقی و اقتصادی بر مدرک بار می شود، یعنی مدرک سبب احترامات اجتماعی، تنظیمات اجتماعی، آثار اجتماعی و همچنین سبب یک سری آثار حقوقی و اقتصادی برای صاحب خودش می شود.

 

استاد حمیدرضا روشن بین بروجردی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید با اشاره به پنج اثر منفی مدرک گرایی به بررسی دو راهکار علمی و اجرایی در مبارزه با مدرک گرایی پرداخت.

 

استاد روشن بین بروجردی ضمن اشاره به اینکه برای تحلیل مسئله و جایگاه مدرک در زمان ما باید از بحث ارزش علم شروع کرد، ابراز داشت: علم از دو بعد دارای ارزش است، از بعد نظری نفس علم و دانش دارای ارزش عقلی و عقلایی است به دلیل اینکه شخص عالم با شخص غیر عالم حتی با شخص شاک که توجه به یک حقیقت دارد ولی هنوز به علم نرسیده فرق دارد، علم دارای ارزش دیگری هم از حیث عمل است، علومی که در راستای بایدها و نبایدها هستند یعنی علومی که متعلَق آنها دایره اعمال انسان است از بُعد عمل هم ارزش پیدا می کند، اینکه گفته می شود علم بدون عمل ارزش ندارد یا کم ارزش است در دایره علوم عملی است.

 

وی ادامه داد: یقینا کسی دلیل عقلی بر ارزش علم را نمی تواند انکار کند بلکه همه عقلای عالم و دانشمندان پذیرفته اند اما اگر بخواهیم دلیل نقلی هم در این باب برای ارزش فی نفسه علم بیاوریم می توانیم به آیه 9 سوره مبارکه زمر اشاره کنیم که می فرماید: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُون»‏ یا آیه 50 از سوره مبارکه انعام که می فرماید: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصير»؛ به اصطلاح علم ادبیات عرب در این آیه استفهام انکار ابطالی است به دلیل اینکه در جای دیگر خدای سبحان در آیه 19 فاطر می فرماید «وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصيرُ».

 

این استاد سطوح عالی حوزه با اشاره به اینکه علم به عنوان یک حقیقت عینی که غیر از وجود ذهنی است یک کاشف دارد، تصریح کرد: در جامعه و زندگی  اجتماعی گاهی اوقات برای این علم یک کاشف قرار می دهند که به این کاشف در تعبیر عمومی مدرک می گوییم، اگر بخواهیم مدرک را تعریف کنیم می گوییم سند یا گواهی کتبی که به صورت تقریبی جایگاه عالم را در درجات تکاملی علمی نشان می دهد، به عبارت دیگر کاشف از حقیقت دانشی است که شخص تحصیل نموده است، یعنی مدرک راجع به عالم اثبات است و علم مربوط به عالم ثبوت.

 

استاد روشن بین با اشاره به اینکه گرفتن مدرک ممکن است به دو صورت مدرک گیری یا مدرک گرایی باشد، تاکید کرد: فرق های این دو باب باید مشخص شود که ارزشی یا ضد ارزشی بودن آنها ثابت شود.

 

وی ادامه داد: در مدرک گیری مکشوف اصل است و کاشف فرع، خود حقیقت علم و کمال انسانی اصل و کاشف از آن و آن سندی که از آن ارائه می شود فرع است یا به تعبیری دیگر تابع است اما در مدرک گرایی حقیقت کاملا برعکس است، کاشف اصل و مکشوف فرع است یعنی جایگاه ارزشی آنها برعکس می شود.

 

این استاد حوزه ابراز داشت: مدرک گیری در راستای علم زایی است یعنی در راستای زایش و تولید علم است، دو مثال می زنیم یکی اجازه اجتهاد، اجازه اجتهاد در راستای علم زایی و تولید دانش است که طبق سنت سلف صالح ما معمول بوده، مثال دوم اجازه روایت که یک مدرکی است که مصداق مدرک گیری است نه مدرک گرایی با تفاوت جوهری که اجازه اجتهاد با اجازه روایت دارد.

 

وی ادامه داد: اجازه روایت کاشف از یک توانایی در نقل روایت بر طبق نظر مجیز است اما اجازه اجتهاد از نظر ارزش بالاتر از اجازه روایت است، چون اجازه اجتهاد کاشف از وجود ملکه استنباط در شخص مجاز است لذا اجازه اجتهاد به مراتب از ارزش علمی بالاتری نسبت به اجازه روایت برخوردار است، این دو را می توانیم مصداق سنتی و ارزشمندی از مدرک گیری بدانیم، البته اگر خدای نکرده آثار مدرک گرایی بر اینها هم بار شود اخذ اینها هم می تواند مصداق مدرک گرایی باشد.

 

استاد روشن بین بروجردی پس از بیان ویژگیهای مدرک گیری خاطرنشان کرد: در مدرک گرایی فرایند عکس مدرک گیری است، اولا مکشوف فرع و کاشف اصل است و ثانیا در جهت علم زدایی است نه علم زایی، علم زدایی یعنی تبدیل علم به اطلاعات پراکنده، کسی که هم و غم او گرفتن مدرک و سند است به صورت طبیعی علم او تبدیل به اطلاعات پراکنده خواهد شد که بعدا توضیح خواهم داد که هم از عمقش کاسته خواهد شد و هم نظم و انسجامش را از دست خواهد داد و تبدیل به اطلاعات عمومی خواهد شد.

 

وی ادامه داد: نکته دیگری که در راستای بحث مدرک باید به آن توجه کرد این است که مدرک گرایی مصادیق متعددی دارد، یکی از مصادیق مدرک گرایی نمره گرایی است، یعنی همت محصل و محقق بر این باشد که نمره بالاتر بگیرد، نمره برای او از نقش مقدمیت تبدیل شود به ذی المقدمه یا کتاب گرایی به جای اینکه همت نویسنده بر ارائه یک تحقیق ارزشمند و مفید باشد هدفش این شود که کتابی به نام او چاپ و نشر شود، لذا نمره گرایی کتاب گرایی، اسم گرایی و عنوان گرایی می تواند مصداقی برای مدرک گرایی باشد، جایی که ارزش کاشف از مکشوف بیشتر باشد و کاشف مقصود اصلی واقع شود همه مصادیقش مصداق مدرک گرایی است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه در رابطه با اینکه که پدیده مدرک گرایی از کجا پیدا می شود ابراز داشت: به نظر حقیر اولین اتفاقی که می افتد جابجایی ارزش دنیا و آخرت در دید بشر فعلی است، یعنی یک انحراف در جهانبینی، اگر چه این انحراف در جهان بینی به جبر اجتماعی و ضرورت شغلی باشد، یعنی ممکن است یک سری عوامل دست به دست هم بدهند که دنیا را در نظر بیننده از آخرت مهمتر جلوه دهند، اگرچه به ضرورت شغلی و وقتی در جهانبینی انسان انحراف ایجاد شد ارزش علم از دو حیث نظری و عملی کاهش پیدا می کند و آثار اجتماعی حقوقی اقتصادی بر مدرک بار می شود یعنی مدرک سبب احترامات اجتماعی، تنظیمات اجتماعی، آثار اجتماعی و همچنین سبب یک سری آثار حقوقی و اقتصادی برای صاحب خودش می شود.

 

وی ادامه داد: بعد از این مرحله، شغل زایی و اعتبار بخشی شدید نسبت به صاحب مدرک پیدا می شود، یعنی مدرک برای صاحب او در جامعه شغل ایجاد می کند، به اصطلاح می گوییم از قبل مدرک نان می خورد یا مثلا شخص می گوید حقوقم بالا رفته است.

 

استاد روشن بین بروجردی ضمن اشاره به آثار منفی مدرک گرایی تاکید کرد برخی آثار این پدیده عبارت است از: اول؛ تنبلی در جذب ارزش های واقعی و صرف وقت در جذب ارزش های کاذب که طبیعتا شخصی که روحیه مدرک گرایی بر او غلبه پیدا می کند به جای صرف وقت در ارزشهای واقعی و حقیقی و کمالات انسانی و نفسانی که او را به سعادت واقعی برساند عمر و وقت خود را در جذب ارزشهای کاذب می کند.

 

وی ادامه داد: دوم جایگزینی دانش سطحی به جای علم عمیق، یعنی ادراکات شخص از حقایق عالم هستی به جای عمق و سنگینی منطقی به سمت سطحی بودن و مقطعی بودن حرکت می کند و سوم تغییر ادراکات منظم و منسجم به اطلاعات گسسته و پراکنده مغزی، چون ما قائلیم بین علم و اطلاعات فرق است، اطلاعات ممکن است گزاره های پراکنده بدون انسجام و بدون نظم باشد، اما مثلا وقتی می گوییم علم فقه، یک سری گزاره های منسجم و منظم است که یک هدف تعریف شده ای را دنبال می کند، ممکن است کسی نسبت به فقه اطلاعات فقهی داشته باشد ولی از علم فقه بی بهره باشد و ممکن است شخصی واقعا عالم باشد به فقه یعنی فقیه باشد.

 

استاد حوزه گفت: مورد چهارم کاهش یا انعدام کاربردی بودن علوم است، یعنی آن علومی که انتظار داریم کاربردی باشد و مشکلی از مشکلات بشر را حل کند چه از حیث فردی و چه از حیث اجتماعی آن جنبه کاربردی بودن علوم کاهش پیدا می کند یا کلا از بین می رود، در بسیاری از موارد شاهد هستیم که دانشجویان و طلاب گلایه می کنند که این چیزهایی که یاد گرفته ایم و مدرکش را هم اخذ کرده ایم هیچ کاربردی در زندگی ما ندارد الا همان مسئله نان خوری و شغل زایی که آن هم از دیدگاه جهان بینی اسلامی مردود است که انسان علم را فقط به خاطر جنبه اقتصادی و زندگی دنیوی تحصیل کند.

 

استاد روشن بین تولید ثروت کاذب برای سودجویان که با کتب آبکی و مضر به جامعه فرهنگی ظلم می کنند را پنجمین اثر منفی مدرک گرایی دانست و خاطرنشان کرد: وقتی که مدرک گرایی در جامعه فرهنگی حاکم شود یک عده ای برای تسهیل روند گرفتن مدرک اقدام به تالیف کتابهایی می کنند که این کتابها از نظر علمی ارزش منطقی و ارزش علمی چندانی ندارد و کسانی که دنبال مدرک هستند با خواندن این کتابها بدون اینکه مقدمات و مبانی لازم را داشته باشند می توانند به راحتی اقدام به گرفتن مدرک کنند، در امتحانات شرکت کنند، با نمره گرایی به مدرک گرایی برسند و از این طریق ظلم شدیدی به فرهنگ جامعه می شود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه در ادامه تصریح کرد: البته مدرک در جامعه ما یک ضرورت است اما همین مدرک می تواند مصداق مدرک ارزشمند باشد یعنی شخص دنبال مدرک گیری باشد بدون اینکه مدرک گرا باشد.

 

استاد روشن بین ضمن اشاره به اینکه از طرفی نفس مدرک در بسیاری از بخش های جامعه ما یک ضرورت است و از طرفی دیگر مدرک گرایی آثار منفی و ضد ارزشی فراوانی برای فرد و جامعه دارد به برخی از راههای مقابله با این پدیده پرداخت.

 

وی ادامه داد: باید دو کار علمی و اجرایی صورت بگیرد که به مراتب کار علمی در این بحث مهمتر از کار اجرایی است یعنی کار علمی یک کار زیربنایی و فرهنگی است که نظام آموزشی و پژوهشی حوزه باید این کار را انجام دهد، باید نظام آموزشی و پژوهشی با تبیین صحیح جایگاه علم در عالم هستی و نسبت دنیا به آخرت و نسبت دنیا به کل نظام وجود ارزش علم را در تکامل تقرب به خدای سبحان و سعادت انسان بیان کند که خود علم چه از بعد علمی و چه از بعد عملی ارزش دارد و در سعادت انسان مؤثر است تا حتی الامکان آثار اجتماعی حقوقی و اقتصادی بر نفس علم در دو مرحله نظر و عمل بار شود.

 

استاد روشن بین در ادامه با ارائه مثالی تصریح کرد: شما توجه بکنید در زمان قدیم مراجع و علمای ما بدون اینکه دارای مدرکی (به معنای همان سند کتبی که اشاره شد) باشند غالبا مورد تکریم مردم بودند یعنی نفس اینکه شخصی عالم و دانشمند است برای آنها تکریم اجتماعی و جایگاه داشت، آثار حقوقی برایش بار می شد و به علمای ما وجوهات می دادند یعنی آثار اقتصادی داشت.

 

وی ادامه داد: اما در بعد اجرایی اگر دو نمودار به شکل مثلث را تصور کنیم سه ضلع مثلث اول عبارتند از مدرک گرایی و نمره و سؤال حفظی و سه ضلع مثلث دوم عبارتند از مدرک گیری، نظام توصیفی و پرسش استنباطی.

 

استاد روشن بین در توضیح این مطلب خاطرنشان کرد: در مثلث اول یک ضلع مدرک گرایی است یعنی اصالت دادن به مدرک، از توابع این قضیه، نمره گرایی است که ضلع دیگر این مثلث است، متأسفانه هم برای معلمین و مسئولین و هم برای شاگردان و محصلین و محققین نمره نقش مهمی دارد و ضلع سومش سؤالات حفظی یعنی سؤالاتی که بر مبنای حفظ متون و حفظ منقولات بنا می شود، نظام آموزشی و پژوهشی ما باید به جای این مثلث از مثلث دوم استفاده کند یعنی مدرک گیری فقط به عنوان یک ضرورت در بخشی از ابعاد جامعه فعلی باشد، همچنین به جای محوریت نمره در نظام آموزشی از نظام توصیفی استفاده شود یعنی پاسخ محصل و دانشجو را مطابق عالی، خوب متوسط و ضعیف ارزیابی کنند که همین روش مدتی است در نظام آموزشی کشور یعنی آموزش و پرورش رایج شده است، ضلع سوم این مثلث هم پرسش های استنباطی است، یعنی سؤالات امتحانی ما برای ارزیابی توصیفی شخص محصل یا محقق باید غالبا سؤالات استنباطی باشد، یعنی پرسشهایی که میزان ملکه و تسلط و قدرت استنباط محصل را کشف می کند، البته ممکن است در بخشی از مفاهیم کلی سؤالات حفظی بدهیم ولی اصل و اساس کار در ارزیابی طلاب باید بر اساس پرسشهای استنباطی باشد که بر مبنای درک مطلب ارائه می شود، یعنی با سؤال بفهمیم پاسخ دهنده به عمق مطلب رسیده یا نه فقط یک سری مطالب را حفظ کرده است، اگر ما بتوانیم مثلث اول را تبدیل به مثلث دوم بکنیم در مرحله اجرای امتحانات و دادن مدارک به افراد قدم بسیار بزرگی در مبارزه با مدرک گرایی برداشته ایم.210/53/20

د, 04/09/1393 - 20:30

دیدگاه جدیدی بگذارید