استاد موسوی باردئی مطرح کرد؛

نقش عوام در ایجاد واقعه عاشورا

مردم سه دسته اند، یک دسته دانشمندان الهی اند، دسته دوم کسانی هستند که طالب دانش اند و در راه نجات هستند و دسته سوم کسانی هستند که دنبال هر صدایی می روند و با هر بادی تغییر جهت می دهند؛ همان ها که نور علم را ندیده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند و این قسم از افراد را مولا علی علیه السلام به عنوان عوام مطرح می کند.

 

به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت مظلومانه سید و سالار شهیدان و اصحاب با وفای ایشان، استاد احمد موسوی باردئی از اساتید حوزه علمیه قم در موضوع «نقش عوام در واقعه عاشورا» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: نسبت به نقش خواص در واقعه عاشورا بحث های مفصلی شده است؛ مقاله و کتاب های مختلف نوشته شده است و هم بیانات معروف مقام معظم رهبری آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله را در باره نقش خواص در ایجاد واقعه کربلا در اختیار داریم؛ خوب است تا درباره نقش عوام نیز در ایجاد واقعه کربلا صحبت کنیم.

 

وی افزود: در لغت برای عوام معانی مختلفی بیان شده است؛ در لغتنامه های فارسی در معنای عوام گفته اند: توده، پیرو؛ در قرآن هم لفظ «عوام» نیامده است؛ اما مفردات راغب اصفهانی، این لفظ را به معنای «توده مردم» گرفته است که غالبا در محاورات عامه به توده مردم گفته می شود که با بیان «اکثرهم» آمده است؛ مانند: «اکثرهم لا یعقلون» و «اکثرهم لا یعلمون»؛ این گونه تعابیر در قرآن حدود 77 مرتبه آمده است.

 

استاد موسوی باردئی در ادامه به کلامی از مولا علی بن ابی طالب علیه السلام اشاره نمود که درباره عوام، مردم را به سه قسم، دسته بندی می کند و قسم سوم را به عنوان عوام مطرح می نماید.

«الناس ثلاثة عالم ربّانی، متعلّق علی سبیل النجاة و همج رعاه اتباع کل نائب یمیلون مع کلّ ریح»

می فرمایند: مردم سه دسته اند، یک دسته دانشمندان الهی اند، دسته دوم کسانی هستند که طالب دانش اند و در راه نجات هستند و دسته سوم کسانی هستند که دنبال هر صدایی می روند و با هر بادی تغییر جهت می دهند؛ همان ها که نور علم را ندیده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند و این قسم از افراد را مولا علی علیه السلام به عنوان عوام مطرح می کند.

 

وی افزود: مقام معظم رهبری هم در یک تحلیل جامعه شناسانه، در تمام جوامع، چه آن جوامعی که حکومت های بر سر آنها بر اساس حقّ استوار شده باشد و چه آنهایی که بر اساس باطل باشد، از خواص و عوام تشکیل یافته اند.

 

وی در ادامه افزود: خواص کسانی هستند که موضع گیری های آنها بر اساس بصیرت و آگاهی است؛ خودشان تصمیم گیرنده هستند و اینگونه نیستند که کسی دیگر برایشان تصمیم بگیرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا خاطرنشان کرد: نقطه مقابل آنها عوام هستند که قدرت و توان تجزیه و تحلیل مسائل را ندارند و حرکت آنها هم بر اساس بصیرت نیست؛ به قول حضرت آقا حفظه الله که می فرمودند: پیرو موج هستند و مرعوب جوّ می شوند.

 

وی اضافه نمود: مقام معظم رهبری در تعبیری دیگر اشاره می کنند که خواصّ انسان های باسوادی هستند و البته افراد بی سوادی هم می توانند باشند؛ از آن طرف عوام هم می توانند انسان های با سواد یا بی سواد بوده باشند؛ چه اینکه برخی سواد دارند؛ اما بصیرت ندارند.

 

استاد موسوی باردئی در ادامه بیان کرد: پس وجه تمایز عوام و خواص، ثروت، قدرت، باسوادی یا لباس روحانیت داشتن و نداشتن و از اینگونه موارد نیست؛ بلکه ملاک در داشتن یا نداشتنِ «بصیرت» است.

 

وی افزود: به مبحث تأثیر عوام در واقعه عاشورا می توان به دو منظر اشاره نمود: عوام حاضر در لشکر کفر، از حیث نظری پیرو خواص خود بودند و از حیث عملی هم در میان لشکر عمر بن سعد قرار گرفتند و می بینیم که در لشکر عمر بن سعد هم عوام و هم خواص قرار گرفته اند؛ از این رو باید در نظر داشته باشیم که نقش عوام در ایجاد این واقعه هم از حیث نظری و هم از حیث عملی باید بررسی گردد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: یکی از دلایل همراهی عوام با لشکریان عمر بن سعد، نداشتن قدرت فهم و تحلیل بوده است. در قرآن وقتی به زندگی حضرت ابراهیم خلیل الله نگاه می کنید، می بینید که ابراهیم علیه السلام در معرفی خدای عالم می فرماید: «و هو الذی یحیی و یمیت» پروردگار من زنده می کند و می میراند.

نمرود هم یک نفر را که در زندان بود، آزاد نمود و یک نفر دیگر را هم کشت و گفت: «و انا احیی و امیت»؛ توده مردم هم قبول کردند؛ چون قدرت تحلیل نداشتند ولی حضرت ابراهیم علیه السلام با همان زبان عوام به آنها پاسخ داد: «ان الله یأتی الشمس من المشرق ...»

 

وی افزود: پس عوام کسانی بودند که قدرت فهم و تحلیل نداشته اند؛ در واقعه عاشورا هم چنین بود.

 

استاد موسوی باردئی اضافه نمود: خودِ ابی عبدالله الحسین علیه السلام تقریبا 8 خطبه در واقعه کربلا خوانده است؛ عوام در لشکریان دشمن، با هلهله، با سرو صدا و بالا بردن خودِ این سران پاسخ می دادند.

 

وی خاطرنشان کرد: در روزگار ما هم عده ای از مردم هستند که دورِ بعضی از مسئولین را گرفته اند و دائما تکرار می کنند که کار شما و حرف شما درست است و ایراداتی که می گویید، درست است.

 

این استاد حوزه علمیه  قم افزود: عوام بسیار تأثیر دارند. این عوام ظاهری داشتند که به اصطلاح چشم پر کن بودند؛ استدلال عقلی نداشتند و دنبال ظواهر دنیا بودند و این مأنوس بودن با این ظواهر باعث شد که واقعه عاشورا اتفاق بیفتد.

 

وی در ادامه بیان کرد: در قرآن کریم ملاحظه می کنید که وقتی برقِ طلای گوساله سامری را دیدند، از سامری اطاعت کردند و این امر بعد از آن بود که معجزات حضرت موسی کلیم الله را دیدند؛ اما به ظاهر خدای زرّین و سامری ایمان آوردند.

 

استاد سید احمد موسوی باردئی در ادامه خاطرنشان کرد: مأنوس بودن به ظواهر مادی هم باعث شده است که واقعه عاشورا اتفاق بیفتد؛ می بینید که عوام در کربلا چه کرده بودند؛ خیلی از لشکریان برای یک سپر، یک نیزه و یک غنیمت جنگی آمده بودند؛ همان هایی که بی بصیرت بودند؛ اینها همان عوامی هستند که در بیان قرآنی می توانید تعبیر «اکثرهم» را در مورد آنها دنبال کنید.

 

وی در ادامه به آیه شریفه 179 سوره مبارکه اعراف اشاره نمود: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»

(و محققا بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم، چه آنکه آنها را دل هایی است بی‌ ادراک و معرفت و دیده ‌هایی بی ‌نور و بصیرت، و گوش هایی ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراه ‌ترند، آنها همان مردمی هستند که غافل ‌اند.)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شما می بینید که کسانی در خانه و بیت پیامبران و رسولان الهی بوده اند؛ همانند همسر نوح و همسر لوط؛ اما به شرک مبتلا شده بودند و با اینکه در کانون نور قرار گرفته بودند، اما درکی از نور نداشتند؛ اما در مقابل مؤمنه ای مانند آسیه بنت مزاحم را می بینیم که با وجود اینکه در کنار فرعون بوده است، اما به واسطه بصیرتش به کمال الهی می رسد.

 

وی  افزود: «جون» غلام آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام را می بینیم که با وجود اینکه یک غلام است، اما در رجزخوانی خود می گوید:

«امیری حسینٌ و نعم الأمیر»

استاد موسوی باردئی اضافه نمود: اما در مقابل کسانی بودند که با وجود اینکه سواد هم داشتند، اما به درک این مطلب نرسیدند، همانی که جون غلام سیاه ابی عبدالله الحسین علیه السلام به آن رسیده بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: این کلام معروف حقیقت است که گفته اند: «کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا»

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در همین راستا افزود: همیشه و همه جا زمان انتخاب است که باید با بصیرت انتخاب کرد. به تعبیر مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی باید مراقب باشیم تا جزء عوام قرار نگیریم.

 

وی خاطرنشان کرد: منظور از این کلام آن نیست که برای عوام نبودن، همیشه باید تحصیلات عالیه داشته باشیم؛ بلکه هر کاری که می کنیم از روی بصیرت باشد؛ از این رو در آیه 108 از سوره مبارکه یوسف آمده است: «قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ»

(بگو: طریقه من و پیروانم همین است که خلق را به خدا با بینایی و بصیرت دعوت کنیم و خدا را از شرک و شریک منزه دانم و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورم.)

 

استاد سید احمد باردئی در کلام پایانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اساسی ترین موضوع در این زمانه آن است که جزو عوام نباشیم و اگر عوام رشد یافتند، واقعه ای همانند کربلا هم امکان وقوع پیدا می کند.

 

وی افزود: در این ماه عزیز، پر خیر و برکت از امام حسین و اهل بیت علیهم السلام بخواهیم تا بصیرت را به ما هدیه کنند./270/260/20/

 

 

ج, 05/31/1399 - 12:49