موضوع امامت و رهبری امت اسلامی، بزرگترين موضوع مورد اختلاف مسلمانان پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه وآله بود، چنان كه اكنون نيز مهم ترين اختلاف در ميان مذاهب اسلامى همين است.
به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم و شهادت آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام، استاد احمد باقریان فرح آبادی از اساتید حوزه علمیه قم در موضوع «لزوم نصب امام از سوی خداوند متعال» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
وی در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: موضوع امامت و رهبری امت اسلامی، بزرگترين موضوع مورد اختلاف مسلمانان پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه وآله بود، چنان كه اكنون نيز مهم ترين اختلاف در ميان مذاهب اسلامى همين است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اهل سنّت این امر را با انتخاب مردم مى دانند؛ ولى شيعه آن را با نصب از سوی خدا و از اركان ايمان مى دانند، چنان كه ابن مطهر حلى (رحمه الله) درباره كتاب «منهاج الكرامه» نوشته است: «اين رساله شريف لطيف دربردارنده مهم ترين مطالب در احكام دين و با شرافت ترين مسائل مسلمانان و آن مسأله امامت است كه انسان با درك و فهميدن آن به درجات كرامت و ارزش مى رسد و اين از اركان است كه انسان به سبب آن شايستگى جاودانگى در بهشت را پيدا مى كند.» (منهاج الكرامه: 27)
اشکال بر ركنيت امامت
استاد احمد باقریان فرح آبادی در ادامه به اشکال رکنیت امامت پرداخت و در این زمینه به کلام برخی از افراد اشاره نمود که گفته اند: براى ركن بودن امامت نصّى وجود ندارد، زيرا:
(اولا) ما در كتاب خدا حتّى يك آيه پيدا نمى كنيم كه يادآور عقيده شما بوده و يا به آن اشاره اى كرده باشد.
(ثانيا) هيچ يك از اهل علم و حديث هيچ حديث صحيحى، اگرچه يك حديث باشد، نيافتند كه مؤيّد ادّعاى شما باشد، خالى بودن كتاب و سنّت از ذكر اين مطلب كه امامت از اركان ايمان باشد، دليل بر عكس ادّعاى شما است. (صادق شايف نعمان، الخلافة الاسلامية، ص 43)
وی افزود: از ابن تيميه نيز نقل شده است كه در مقام ردّ بر سخن علامه حلّى رحمه الله گفته است: سخن او از اين كه مسأله امامت «اهمّ مطالب است» به دليل اجماع دروغ است، زيرا ايمان أهمّ است و معلوم است كه كافران در زمان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هرگاه اسلام مىآوردند، احكام اسلام بر آنان جارى مى شد و امامت براى آنان ذكر نمى شد... پيامبر صلی الله علیه و آله ايمان و شاخه هاى آن را تفسير كرد و امامت را در اركان آن ياد نكرد و در قرآن نيز نيامده است، بلكه خدا فرمود: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ...» (سوره انفال: 2 - 4) و آيات ديگر كه در آنها امامت از اركان شمرده نشد (الخلافة الاسلاميه، ص 43 – 44 نقل از ابن تیمیه)
پاسخ به اشكال
استاد باقریان فرح آبادی خاطرنشان کرد: پاسخ کلی و جامع به اشکال یاد شده این است که اهل سنّت قبول دارند نبوّت از اصول دين است؛ ولى از اين نكته غافل هستند كه نبوّت جهاتى دارد: دريافت وحى الهى، ابلاغ وحى به مردم، تفسير و تبيين وحى، رهبرى مردم و هدايت آنان در راستاى وحى الهى؛ چنان كه خدا به ابراهيم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «... َإِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما...»(بقره: 124) و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، از اين جهت كه رهبر مسلمانان است، عليه كافران و منافقان فرمان جهاد مى داد و براى برخى از گناهان در قرآن و سنّت حدودى را تعيين كرد كه به مقام امامت و رهبرى پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ارتباط دارد.
وی افزود: از ميان جهات ياد شده دو جهت دريافت وحى و ابلاغ آن به مردم با رحلت پيامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم پايان مى پذيرد و پس از او پيامبرى نخواهد آمد، ولى تفسير، تبيين وحى، رهبرى امّت، هدايت آنان و پياده كردن احكام حكومتى مانند جهاد، قضاوت و حدود برخى از گناهان با رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر چيده نمى شود.
این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا اضافه نمود: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در زمان زندگى خود فرصت پيدا نكرد كه همه آيات قرآن را تفسير و تبيين نمايد، چنان كه وجود اختلافات فراوان پس از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در احكام و تفسير آيات قرآن بيان گر اين ادعاى ما است.
وی در ادامه بیان کرد: از اين رو بايد براى پس از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هر زمانى شخصى منصوب از جانب خدا باشد كه آيات قرآن را براى مردم تفسير نموده و معارف صحيح و احكام شريعت را بيان کند، افزون بر اين كه رهبرى درست مردم را در دست گرفته و بتواند طبق خواست خدا آنان را به راه راست هدايت نماید.
استاد باقریان خاطرنشان کرد: از اين رو شيعه و سنّى مشتركا عقيده دارند كه اين دو وظيفه مهمّ در هر زمانى بايد تحقق پيدا كند، تنها اختلاف در ميان مذاهب اسلامى اين است كه اهل سنّت اين دو وظيفه بسيار بزرگ پيامبرى را با انتخاب خود بر عهده كسى مى گذارند که ضعف هاى فراوانى دارد؛ ولى اماميه اعتقاد دارند اين دو وظيفه بسيار بزرگ نيز از سوى خدا و با تعيين او بر عهده كسى گذاشته شده است كه براى پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم همانند نفس او بوده و او از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و پيامبر از او است، از حق و قرآن هرگز جدا نمى گردد، تنها با فرمان خدا عمل مى كند، همانند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم از هر گونه خطا، لغزش و گناه پاک و معصوم است و آن شخص جز على علیه السلام نبود، بنابراين امامت به عنوان ادامه دهنده دو وظيفه اساسى رسالت و نبوّت پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از اصول دين شمرده مى شود.
وی در همین راستا به کلامی از فخر رازی اشاره نمود که در تفسیر آیه «وکونوا مع الصادقین»(توبة: 119) نوشته است: «خدا مؤمنان را به بودن با صادقان فرمان داده است، و آن گاه که بودن با صادقان واجب باشد، ناگزیر باید در هر زمانی صادقان وجود داشته باشند.» (مفاتیح الغیب، ج 16، ص 166)؛ ولی فخر رازی به اشتباه و بدون هیچ دلیل قانع کننده «صادقین» را بر اجماع تطبیق نموده و اجماع را با استناد به این آیه حجت می داند.
پاسخ اول به ادعای فخر رازی:
استاد باقریان فرح آبادی خاطرنشان کرد: اگر مقصود او اجماع همه امت تا روز رستاخیز باشد چنین اجماعی هرگز تحقق پیدا نمی کند و اگر مقصود او اجماع مسلمانان یک زمان باشد، افزون بر اینکه دلیلی بر حجیت آن وجود ندارد، چنین اجماعی نیز حاصل نمی شود.
وی افزود: از احمد نقل كرده اند: بسيار مى گفت: «هركس ادعاى اجماع كند دروغ گفته است، او چه مى داند كه مردم اختلاف ندارند؟!»، ولى او مى گفت: «من مخالفى را نمى دانم» و ابو ثور گفته است: «كسى كه اجماع ذكر مى كند معناى آن اين است كه من مخالف منازع را نمى دانم.» (ابن تيميه، كتاب الردّ على الاخنائى، ص 195)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: بنابراین اساس تحقق اجماع فقیهان در یک زمان دشوار است، چه رسد به اجماع مسلمانان یک عصر!
پاسخ دوم به ادعای فخر رازی:
استاد باقریان خاطرنشان کرد: آیه شریفه «کونوا مع الصادقین» به صورت صریح و نصّ دلالت دارد که گروهی صادقان و گروهی دیگر با صادقان باشند، در حالی که اگر مقصود حجیت اجماع باشد در اجماع دو گروه تحقق پیدا نمی کند.
پاسخ تفصيلى اول به اشكال اول:
استاد احمد باقریان فرح آبادی خاطرنشان کرد: اگر مقصود از نصّ اين باشد كه در قرآن آيه اى وجود ندارد كه با صراحت امامت را از اصول دين به شمار آورد، بايد بدانيد كه در مورد توحيد، نبوّت و معاد نيز آيه اى نیامده است كه به اصول دين بودن آنها تصريح شده باشد، بلكه آيات قرآن ما را به ايمان به آنها فراخوانده و ما از اين دعوت مى فهميم كه توحيد، نبوّت و معاد از اصول دين است.
وی افزود: امّا در مورد امامت در ظاهر دعوت به ايمان مشاهده نمىشود ولى آيات فراوانى از قرآن (با توجه به روایات فراوان از منابع اهل سنت) بر امامت على علیه السلام دلالت دارد، اين آيات ضمن دلالت بر امامت على علیه السلام براى پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بر اهميت امامت و از اصول دين بودن آن نيز دلالت دارد. (ر.ک: باقریان ساروی، زیور خلافت)
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: افزون بر اين كه برخى از احاديث در منابع اهل سنّت نيز با صراحت امامت را از اصول دين بر شمرده است، چنان که از طريق واحدى از على علیه السلام نقل شده است كه گفت: «جُعِلَتِ الْمُوالاتُ أَصْلاً مِنْ أُصُولِ الدّينِ». (جوینی، فرائد السمطين، ج 1، ص 79، ح 48(.
وی افزود: این روایت بیان می کند که ولايت، اصلى از اصول دين قرار داده شده است.
استاد باقریان در ادامه خاطرنشان کرد: در حديث ديگر از طريق واحدى با سندى از ابوصادق نقل شده است كه على صلوات اللّه عليه و آله گفت: «أُصُولُ الاِسْلامِ ثِلاثَةٌ لا تَنْفَعُ واحِدَةٌ مِنْهُنَّ دُونَ صاحِبَتِها: اَلصَّلاةُ وَالزَّكاةُ وَالْمُوالاتُ»، واحدى گفت: اين [سخن على علیه السلام] گرفته شده از سخن خدا: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ...» (مائده: 55) است، چون خدا به موالات در ميان مؤمنان حكم كرد، سپس آنان را توصيف نكرد جز با اقامه نماز و دادن زكات؛ كسى كه ولايت على را بپذيرد ولايت خدا و پيامبر را پذيرفته است. (جوینی، فرائد السمطين، ج 1، ص 79، ح 49)
پاسخ دوم به اشكال اول:
استاد احمد باقریان فرح آبادی در این قسمت خاطرنشان کرد: اصول دين بودن نبوّت را از اين راه مىفهميم كه پيامبران از جانب خدا منصوب شده اند، اين خدا است كه ما را به ايمان و اطاعت از پيامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرا مى خواند، اين خصوصيت در امامت نيز وجود دارد، چون طبق آيات قرآن و با استناد به منابع اهل سنّت على علیه السلام منصوب از جانب خدا است، پس بايد به او ايمان آورده و از او پيروى نماييم.
پاسخ به اشكال دوم:
این استاد حوزه علمیه قم در پاسخ به اشکال دوم خاطرنشان کرد: نظير آنچه در پاسخ اول و دوم اشكال نخست بيان گرديد، در پاسخ به اشكال دوم نيز گفته مى شود، از اين كه در قرآن و احاديث پيامبر صلی الله علیه وآله و سلم، على علیه السلام از طرف خدا به عنوان وصى، امام و جانشين پيامبر صلی الله علیه و آله معرّفى شده است، پذيرفتن امامت على علیه السلام متفرّع بر ايمان به او به عنوان پيشواى مسلمانان براى پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله است و چون او منصوب از جانب خدا است، بايد پس از ايمان به خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به امامت على علیه السلام نيز اعتقاد پيدا كرده و از او اطاعت نماييم.
پاسخ به اشكال ابن تيميه:
استاد باقریان افزود: با توجه به آنچه در پاسخ به اشكال اول و دوم گفته شد، روشن گرديد كه سخن اماميه، از اين كه امامت از اصول دين است، جهل و بهتان نيست، بلكه به دليل هاى قاطع و روشن مستند است.
وی اضافه نمود: اما آيه اى كه از ابن تيميه نقل شده و در آخر آن آمده است: «أولئک هم المؤمنون حقاً»، پاسخ اين است كه در اين آيه شريفه به اصول دين بودن نبوّت نيز اشاره اى نشد، در حالى كه خدا كسانى را كه اوصاف ياد شده در آيه را داشته باشند مؤمنان حقيقى خوانده است؛ آيا شما مى توانيد با استناد به اين آيه بگوييد كه اوصاف ياد شده بدون ايمان به نبوّب ارزشى دارد؟! هرگز نخواهيد گفت، زيرا اين آيه و مانند آن اوصاف ياد شده را با فرض ايمان به خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نه با چشم پوشی از آن، بيان مى نمايند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مسأله امامت نيز به همين گونه است؛ يعنى آيه ياد شده و مانند آن در صورتى يك مسلمان را مؤمن حقيقى مى داند كه شرايط ديگر مؤمن بودن را داشته باشد، از آن شرايط است: ايمان به خدا، پيامبر صلی الله علیه و آله و اولى الامر و اطاعت از آنان، به گونه اى كه اگر يك مسلمان همه اوصاف ياد شده در آيه را دارا باشد و ادعا كند از خدا و پيامبر صلی الله علیه وآله اطاعت مى كند، ولى از اولى الامر اطاعت نكند، او مؤمن حقيقى شمرده نمىشود، چون اطاعت نكردن از اولى الامر به اطاعت نكردن از خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر مى گردد.
وی در این راستا به روایتی اشاره نمود: روایتی که با سندى از ابوهريره نقل شده است: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَنْ أَطاعَنى فَقَدْ اَطاعَ اللّهَ، وَ مَنْ عَصانى فَقَدْ عَصَى اللّهَ، وَ مَنْ أَطاعَ اَميرى فَقَدْ اَطاعَنى، وَ مَنْ عَصى اَميرى فَقَدْ عَصَى اللّهِ».
(هركس از من اطاعت نمايد از خدا اطاعت كرده است و هركس از من نافرمانى كند از خدا نافرمانى كرده است و هركس از امير من اطاعت كند از من اطاعت كرده است و هركس از امير من نافرمانى كند از من نافرمانى كرده است.»)(صحيح مسلم بشرح النووى، ج 12، ص 214، ح 33/1835 و 32/1835؛ صحيح البخارى، ج 4، ص 9، ح 2957(.
استاد احمد باقریان فرح آبادی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: در پايان اين سخن، شايسته است بدانيم كه بهترين دليل بر اثبات چيزى وقوع آن چيز است و وجوب نصب امام از سوى خدا و از اصول دین بودن آن، كه ادعاى اماميه است، با ادلّه فراوان نقلى ثابت شده و در این باره با توجه به تعدادی از آیات قرآن و روایات اهل سنت در تفسیر آنها و نیز روایتی دیگر مانند «حدیث منزلت» و روایات دلالت کننده بر وصایت علی علیه السلام ثابت شده است که خداوند علی علیه السلام را به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و رهبری امت برای پس از رحلت او نصب فرموده بود. (ر.ک: باقریان ساروی، زیور خلافت)/270/260/43/