جناب ابن سینا یک علامه ذوالفنون است که در علوم عصر خود استاد بوده است.
به مناسبت سالروز بزرگداشت شیخ الرئیس ابوعلی سینا، استاد میثم زنجیرزن حسینی، از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو به بیان مختصری از زندگینامه شیخ الرئیس اشاره نمود: حسین بن عبدالله، مشهور بن ابن سینا و شیخ الرئیس، که در سال 416 هجری قمری و در 57 سالگی از دنیا رحلت کرده اند. ایشان از وزرای شمس الدوله از حکمای آل بویه است. وقتی شمس الدوله به بیماری صعب العلاجی دچار می شود، جناب شیخ الرئیس وی را مداوا می کند و از همین رو جزو مقربین شمس الدوله قرار می گیرد و به عنوان وزیر انتخاب می شود.
وی خاطرنشان کرد: بعد از مرگ شمس الدوله، جناب شیخ الرئیس از وزارت انصراف می دهد و هر چه اصرار می کنند، ایشان رد می نماید و از این رو ایشان را به زندانی در همدان می فرستند.
استاد زنجیرزن در ادامه افزود: ایشان برخی از کتاب های خودشان، از جمله کتاب معروف «شفا» را در همان زندان می نگارند. بعد از آنکه با لباس درویشی از زندان فرار می کنند، به اصفهان عزیمت می نمایند و به تحقیقات علمی خودشان ادامه می دهند و به کار بزرگی اقدام می نمایند؛ از جمله اینکه رصدخانه اصفهان را راه می اندازد و در آن 15 سالی که در اصفهان زندگی می کردند، آثار علمی درخشانی را در آنجا به جا گذاشتند.
استاد میثم زنجیرزن حسینی در بخش دیگری از این گفتگو به بُعد علمی شیخ الرئیس بوعلی سینا پرداخت و خاطرنشان کرد: جناب ابن سینا یک علامه ذوالفنون است که در علوم عصر خود استاد بوده است.
وی در این راستا به بیان تقسیم بندی علوم پرداخت:
این استاد حوزه علمیه قم بعد از بیان تقسیم بندی علوم، خاطرنشان کرد: باید اذعان کنیم که جناب ابن سینا در همه این علوم، استادی بی بدیل بوده است.
وی در زمینه تبحر شیخ الرئیس نسبت به علوم اعتباری بیان کرد: جناب بوعلی سینا در زمینه ادبیات، کتابی در مورد لغات عربی دارند؛
این استاد حوزه علمیه قم افزود: در فقه که به یک وجهی جزو علوم اعتباری است، جناب ابن سینا از این نظر هم از اساتید بی بدیل به شمار می آیند که علاوه بر مذهب تشیع، به چهار مذهب حنبلی، شافعی، حنفی و مالکی تسلط داشته و می فرموده: من توانایی این را دارم که بر اساس هر یک از این مذاهب، افتا و حکم بدهم.
استاد زنجیرزن در ادامه به بیان تسلط شیخ الرئیس بر علوم حقیقی پرداخت و در ابتدا به علوم آلی اشاره نمود: شیخ الرئیس در علم آلی که علم منطق باشد، استادی بی بدیل است که منطق را در حدّ اعلا بیان می کند؛ منطق شفا و منطق اشارات ایشان بیانگر این امر است.
2-2-1- حکمت نظری:
استاد زنجیرزن در ادامه به بیان علوم اصالی محفوظ نزد شیخ الرئیس پرداخت و در رابطه حکمت نظری و عملی، نخست به بیان حکمت نظری شیخ الرئیس اشاره کرد.
وی در این راستا خاطرنشان کرد: بوعلی سینا در زمینه طبیعیات، مانند علوم پزشکی و علوم نجوم یک استاد بی بدیل بوده است که در کتاب شفا این امر را به نحو اعلا مطرح می کند. کتاب قانون ابن سینا در پزشکی شهره خاصّ و عام است و هنوز بعد از هزار سال، برای جامعه علمی ما قابل استفاده است.
وی در ادامه بیان به ریاضیات اشاره نمود و بیان داشت: در علم ریاضیات ایشان صاحب نظر است که در کتاب شفا نظرات خودش را مطرح می کند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در همین راستا به علم الهیات اشاره نمود و خاطرنشان کرد: در الهیات که همان فلسفه بالمعنی الاخصّ باشد، ایشان یک استاد بی نظیر در حکمت مشاء است.
2-2-2- حکمت عملی:
استاد میثم زنجیرزن، از اساتید فلسفه، در بخش دوم از علوم اصالی به حکمت عملی و جایگاه بوعلی سینا در آن پرداخت.
این استاد حوزه علمیه قم در این راستا خاطرنشان کرد: در اخلاق و تدبیر منزل، ایشان یک استاد بی نظیر هستند که در اشارات خودشان وقتی به مقامات عارفین می رسد، مباحث اخلاقی و عرفان عملی آنها را ترسیم می کند.
وی در همین راستا افزود: فخر رازی که به زعم خود اشکالات زیادی به اشارات وارد می کند، وقتی به مباحث اخلاقی و عرفان عملی ابن سینا می رسد، می گوید: نه قبل از ابن سینا و نه بعد از ابن سینا هیچ کس نمی تواند، خطوط اخلاقی و عرفان عملی را اینگونه ترسیم بنماید.
استاد زنجیرزن حسینی بعد از بیان علوم مختلف در نزد شیخ الرئیس بوعلی سینا اضافه نمود: بنابراین جناب ابن سینا یک علامه ذوالفنون بوده است که در همه علوم، چه علوم اعتباری و چه علوم حقیقی؛ بی بدیل است.
وی در ادامه بیان کرد: 131 کتاب از ایشان را عنوان می کنند که در موضوعات مختلف به نگارش در آمده است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: آنقدر ایشان بر علوم سیطره داشته اند، که نقل می کنند گاه نگارش کتاب به این صورت بود که ایشان سوار بر مرکب مباحث را انشاء می نمودند و دیگران مباحث علمی ایشان را املاء می کردند.
پاسخ به برخی از اشکالات بر ابن سینا:
استاد میثم زنجیرزن حسینی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: برخی از متأخران اشکالاتی را بر حکمت مشاء دارند که البته به نظر می رسد. اگر در آثار مشائین و مخصوصا صحف جناب ابن سینا تأمل کنند، این اشکالات متأخرین هرگز وارد نیست.
تباین و تشکیک وجود
این استاد حوزه علمیه قم در بیان اشکال اول بیان کرد: از جمله مواردی که به ایشان انتساب می دهند، بحث «تباین وجود» است و اینکه ایشان قائل به «تشکیک وجود» نیست و حال آنکه اگر انسان در آثار بوعلی سینا تفتیش و تأمل کند، به این مطلب می رسد که ایشان قائل به تشکیک وجود است.
وی افزود: اگر بحث تباین را مطرح کرده است، تباین حقایق است و تباین حقایق به معنای تباین ماهیات است؛ در اصطلاح فلسفی، منظور از حقایق، آن ماهیات موجوده است. «ما»ی حقیقیه ای که در مباحث منطق بحث می شود، ناظر به ماهیات موجوده است.
وی در ادامه بیان کرد: جناب ابن سینا قائل به این است که ماهیات موجوده تباین دارند؛ چرا که ماهیات، حدّ و ثغور خاص خودشان را دارند و تشکیکی نیستند بلکه تباین دارند.
استاد زنجیرزن اضافه نمود: بیان شد که شیخ الرئیس یک استاد چیره دست در مباحث طبیعیات و الهیات است، هم در علوم فیزیکی و هم در علوم متافیزیکی یک استاد بی نظیر است؛ مخصوصا در مباحث انسان شناسی؛ که هم فیزیک انسان را مورد مطالعه قرار داده است و هم ساحت متافیزیکی انسان را در مباحث الهیات و فلسفه خود مورد کنکاش و بررسی قرار داده است و کتاب هایی هم در خصوص علم النفس دارد.
وی افزود: بنا بر اینکه بگوییم، خودشناسی مساوق بر خداشناسی است و خودشناسی هم به ساحت فیزیکی و هم به ساحت متافیزیکی مربوط می شود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ایشان در عرصه خودشناسی و خداشناسی یک استاد بی بدیل است که هم فیزیک انسان هم متافیزیک انسان را می داند و از این رو در عرصه علم می توان اذعان کرد که ایشان خداشناس ترین شخصیت علمی است.
وی در ادامه به اشکال صدرالمتألهین به شیخ الرئیس می پردازد: صدرالمتألهین به ایشان اشکال می کند که ای کاش ابن سینا تمام عمرشان را در مباحث الهیات و فلسفه صرف می کرد و هرگز به طبیعیات و پزشکی نمی پرداخت.
وی افزود: به نظر می رسد که این اشکال صدرالمتألهین وارد نباشد، بلکه جناب ابن سینا به جهت اشرافیتش به فیزیک و متافیزیک یک استاد بی بدیلی شده است که کسی نمی تواند گوی سبقت را در این عرصه از ایشان برباید و بعضا اشکالاتی که صدرالمتألهین در مباحث فلسفی بر ایشان وارد می کند، می توانیم بگوییم که اشکالات واردی نیست.
استاد زنجیرزن خاطرنشان کرد: جناب ابن سینا با اینکه هم فیزیک و هم متافیزیک انسان را مورد بررسی قرار داده است، اما قائل بر این است که بُعد متافیزیکی انسان اصالت دارد و به اصالت روح معتقد است.
وی در همین راستا افزود: از این رو کتاب شفای خودش را که مباحث الهیات است، با عنوان شفا مطرح می کند؛ ناظر به اینکه چیزی که موجب شفای انسان می شود، مباحث الهی است و این مباحث می تواند انسان را از بیماری جهل خارج کند و به ساحت علم و معرفت رهنمون سازد؛ گرچه به حسب ظاهر ابن سینا باید مباحث طبی خودش را شفا بنامد اما ابن سینا با غرض خاصی مباحث الهی و فلسفی خودش را با عنوان شفا مطرح می کند تا به جامعه علمی بفهماند که شفای انسان در کسب معارف الهی است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر چه شیخ الرئیس بوعلی سینا علامه ذوالفنون است، اما هیچ گاه علوم را به صورت التقاطی و کشکولی بحث نکرده است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: به عنوان مثال ایشان وقتی وارد عرصه مباحث فلسفی می شود، سعی می کند تا تنها بر اساس عقل این مباحث را مطرح کند و هرگز تعدی نمی کند و هرگز مباحث ذوقی و دینی را وارد مباحث فلسفی نمی کند.
این استاد حوزه علمیه قم در مثال دیگر افزود: اگر طب می نویسد، هرگز از روش تجربی خودش عدول پیدا نمی کند و مباحث فلسفی را دخیل در مباحث تجربی نمی کند؛ مباحث دینی، تعبدی و اسلامی را دخیل در طب نمی کند.
وی در همین راستا متذکر شد: متأسفانه امروزه شاهد آن هستیم که علوم را التقاطی و کشکولی بحث می کنیم؛ دنبال این هستیم که اگر طب می نویسیم، طب اسلامی بنویسیم و حال آنکه جناب ابن سینا وقتی طب می نویسد، به گونه ای طب را می نویسد که از روش تجربی عدول نمی کند و روایات تعبدی را دخیل در مباحث طب نمی نماید؛ جز اینکه به واسطه تجربه و آزمایش به نتیجه ای رسیده باشد و آنها را وارد علم طب بنماید.
استاد زنجیرزن تأکید کرد: این نکته بسیار مهمی است که جامعه ما باید به این مسأله توجه داشته باشد تا علوم را به صورت التقاطی مطرح ننماید.
وی خاطرنشان کرد: نزدیک ترین شخص در روزگار معاصر به ابن سینا، علامه طباطبائی رضوان الله علیه است؛ ایشان وقتی فلسفه را می نویسد، گویی فقط فلسفه می داند و هرگز مباحث عرفانی، اسلامی و دینی را در مباحث فلسفی دخیل نمی کند؛ به خلاف دیگر حکمای بزرگوار مانند مرحوم صدرالمتألهین، مرحوم سبزواری و مرحوم شیخ اشراق که وقتی فلسفه را بحث می کنند، مباحث ذوقی و دینی را دخیل در مباحث فلسفی می کنند.
وی افزود: از این رو می توان اذعان کرد که فلسفه حقیقی، فلسفه مشاء ابن سینا است. که از روش های علمی آن علم تعدی نمی کند.
صور ارتماسیه
استاد زنجیر زن در ادامه به اشکال دیگری اشاره کرد که به فلسفه مشاء می شود و آن است که ابن سینا قائل به صور ارتماسیه است.
این استاد حوزه علمیه افزود: متأخرین، جناب ابن سینا و مشائین را محکوم به این می کنند که قائل به علم حصولی برای واجب تعالی هستند؛ برای اینکه ایشان در مرتبه ذات علم را قائل نیست؛ بلکه صور ارتسامیه را زائد بر ذات مطرح می کند و این به معنای علم حصولی است.
وی در پاسخ خاطرنشان کرد: می توان با تحقیق در آثار جناب ابن سینا به این نکته دست بیابیم که اصلا مراد ایشان از صور ارتسامیه، اصولا علم حصولی نیست و مراد ایشان این است که ذات باری تعالی که لابشرط مقسمی از همه تعیّنات است، بنابراین تعین عالمیت در مرتبه ذات معنا ندارد و باید صور ارتسامیه ای در حضرت ارتسام که همان تعین ثانی است، پدید بیاید تا علم باری تعالی پدید آید؛ چنانکه عرفا قائل به این مطلب هستند و از این رو نمی توان جناب ابن سینا را قائل به علم حصولی دانست.
استاد زنجیرزن در ادامه بیان کرد: چنانچه جناب میرداماد هم در کتب خودش به این نکته توجه می دهد که هرگز صور ارتسامیه به معنای علم حصولی نیست؛ بنابراین این اشکال نیز بر حکمت مشاء و حکمت بوعلی وارد نیست.
نفی اتحاد علم، عالم و معلوم
استاد زنجیرزن در قسمت دیگری از پاسخ به اشکالات بر فلسفه بوعلی سینا خاطرنشان کرد: اشکالات دیگر از جمله نفی اتحاد علم، عالم و معلومی که ایشان مطرح می کند، هرگز بر ایشان اشکال وارد نیست؛ چرا که باید فرق گذاشت بین حمل شایع و حمل اول.
وی افزود: اگر ایشان نفی اتحاد عاقل و معقول می کند، مرادش به حمل شایع است؛ گر چه به حمل حقیقت بین عالم و معلوم اتحاد است که در مباحث تفصیلی باید به این مباحث پرداخت.
استاد میثم زنجیرزن حسینی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اشکالاتی که بعضا متأخرین بر حکمت بلند مرحوم ابن سینا مطرح می کنند، جای تأمل دارد؛ بلکه می توانیم فلسفه مشاء را فلسفه ای بدانیم که از روش فلسفی خود هرگز عدول نکرده و مباحث را در حدّ عالی مطرح کرده است و اشکالاتی هم که به این فلسفه می شود قابل پاسخ است.
وی در کلام پایانی افزود: در نهایت امید به این می رود که در عرصه مباحث علمی، آموزش و پرورش ما بتواند اشخاصی همانند بوعلی سینا را تربیت کند؛ شخصیتی که هم اشراف به عالم فیزیک انسانی دارد و هم اشراف به ساحت متافیزیک عالم دارد./270/260/43/