استاد احمدپور مطرح کرد؛

نقش آفرینی خواص در وقوع حادثه کربلا

به مناسبت فرا رسیدن ایام حزن و اندوه عزای سید و سالار شهیدان، آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام، استاد علی احمدپور از اساتید حوزه علمیه قم، در موضوع «نقش خواص در واقعه کربلا» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

وی در آغاز این گفتگو به کلام معروفی از ابی عبدالله الحسین علیه السلام اشاره نمود که فرمود: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از این کلام آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام متوجه می شویم که در عالم هستی، بخشی از موجودات، چه موجودات مادون یا مافوق انسان، اجتماعی زندگی می کنند؛ اما زندگی اجتماعی آنها بر اساس فطرت یا غریزه آنها است؛ به عنوان مثال زندگی زنبور عسل، مورچه ها و سایر حیوانات را در پیش رو داریم و همین طور زندگی ملائکه که ساجدا و راکعا هستند و زندگی اجتماعی دارند.

 

وی اضافه نمود: آنچه برای انسان مهم است، نحوه زندگی انسان است که دو گونه فردی و اجتماعی دارد.

 

استاد احمدپور افزود: انسان اگر به زندگی فردی خویش بیندیشد و فقط خود را در عالم ببیند و برای رضای نفس خود تلاش کند، شامل این روایت از آقا امام هادی علیه السلام می شود که فرمود: «مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَيهِ»؛ (آن كه از خودش راضى شود ، ناراضيان از او فراوان شوند) (بحار الأنوار، ج: 72، ص: 316 )

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: اما اعلاترین مقام انسان این است که دیگران را هم ببیند. خداوند متعال قرآن به آن عظمت را «هدی للناس» معرفی می فرماید؛ یا کعبه با عظمت را «هدی للعالمین» معرفی می نماید؛ یا پیغمبر که دارای این همه عظمت است را این چنین معرفی می فرماید: «و ما أرسلناک إلّا رحمة للعالمین»؛ یعنی انسان اگر دیگران را هم دید، به مقام اوج می رسد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این انسان ها وقتی دیگران را می بینند، باز دو حالت دارد؛

الف: گروهی به دیگران رسیدگی می کنند؛ اما بعد از آنکه خودشان اشباع می شوند و بعد از آنکه به خواسته های خودشان رسیدند.

ب: اما انسان در اعلاترین درجه این است که اول به نیاز دیگران رسیدگی می کند و بعد از آن به نیاز خود می اندیشد؛ چنانکه قرآن کریم می فرماید:

«وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ۚ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

(و هم آن جماعت انصار که پیش از (هجرت) مهاجرین (در مکّه به رسول ایمان آوردند و) مدینه را خانه ایمان گردانیدند و مهاجرین را که به سوی آنها آمدند، دوست می ‌دارند و در دل خود هیچ حاجتی (و حسد و بخلی) نسبت به آنچه (از غنائم بنی نضیر) که به آنها داده شد نمی‌ یابند و هر چند به چیزی نیازمند باشند باز مهاجران را بر خویش مقدم می ‌دارند (و جانشان به کلی از بخل و حسد و حرص دنیا پاک است) و هر کس را از خوی بخل و حرص دنیا نگاه دارند آنان به حقیقت رستگاران عالمند.) (حشر: 9)

 

وی در ادامه افزود: انسان در زندگی اجتماعی هر چقدر که بینش و توجهش نسبت به دیگران بیشتر باشد، هواخواهان و طرفداران او هم بیشتر است؛ حتی پایین تر از آن؛ یعنی اگر بخواهیم خودمان را با دیگران همسان بدانیم، آن حقی را که برای خودمان قائلیم، برای دیگران هم قائل می شویم، باز در اینجا اجتماع ما را بیشتر می پذیرد؛ در این جا مهم این است که ما خودمان را بالاتر از دیگران ندانیم.

 

استاد علی احمدپور در همین راستا به کلامی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اشاره نمود که به اهل کتاب می فرماید: بیایید؛ در زندگی مان نه شما ما را به عنوان ارباب بپذیرید و نه ما شما را ارباب بپذیریم؛ به سوی کلمه واحده برویم که آن پذیرش حقانیت است.

 

«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ».

(بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است، پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.) (آل عمران: 64)

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: یا می بینیم که قرآن کریم در شأن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اینچنین می فرماید: بگو من هم مانند شما یک بشر هستم.

 

«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ یوحی إلَی أَنَّما إلهُکُمْ إِله واحِد فَمَن کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادةِ رَبِّهِ أَحَدا»؛ (بگو: همانا من بشری همچون شمایم (جز اینکه) به من وحی می شود که خدای شما خدای یگانه است. پس هر که به دیدار پروردگارش (در قیامت و به دریافت الطاف او) امید و ایمان دارد، پس کار شایسته انجام دهد. و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نسازد. (سوره کهف، آیه 110)

 

وی تأکید کرد: انسان در زندگی اجتماعی، باید خود را مساوی بداند. اگر به روزی برسیم که دیگران را مادون خودمان ببینیم، در آن لحظه است که فساد جامعه را می گیرد و این اجتماع دیگر، اجتماع انسانی نخواهد شد؛ اجتماعی خواهد شد که در آنجا انسان ها خودشان را می بینند و برای آنکه خودشان را حفظ کنند، دیگران را به فنا می دهند.

 

استاد احمدپور افزود: از این باب هست که وجود مقدس امام حسین علیه السلام می فرماید: اگر بخواهید که اجتماعتان انسانی و الهی و دولتتان الهی باشد، یکی از کارهایتان باید امر به معروف و نهی از منکر باشد.

«ارید ان آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر»

وی در همین راستا اضافه نمود: اگر کسی عامل به معروف نباشد، چگونه می تواند امر به معروف کند؟ به قول مولوی:

رطب خورده منع رطب کی کند

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مصداق اکمل معروف این است، آن عملی را که به عنوان انسان انجام می دهید، اگر آن را در جهان بشریت در پیش چشم های مردم جهان قرار دادید، مردم جهان آن را می پذیرند. معروف تنها نماز و روزه نیست؛ معروف آن چیزی است که شایسته انسان است و از این رو می بینیم که حضرت رضا علیه السلام می فرماید: عبادت به فراوانى روزه و نماز نيست بلكه عبادت به بسيار انديشيدن در كار خداست.

«الإمامُ الرِّضا عليه السلام: لَيسَتِ العِبادَةُ كَثرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلاةِ، وَ إنَّما العِبادَةُ كَثرَةُ التَّفَكُّرِ في أمرِ اللّهِ» (تحف العقول: 442)

 

وی افزود: انسان اگر اهل تفکر نشد، نماز خواندن او خم و راست شدن است؛ انسان اگر اهل اندیشه نشد، روزه او گرسنه ماندن است.

 

استاد علی احمدپور در ادامه خاطرنشان کرد: وقتی نماز می خوانیم، می بینیم که همه به رکوع می روند، پس می بینیم که سلطان و گدا نداریم، باسواد و بی سواد نداریم؛ همه ما با یک بیان می گوییم «ایاک نعبد و ایاک نستعین»؛ وقتی روزه می گیریم، می بینیم که در اینجا ثروتمند و فقیر هر دو گرسنه ایم و این گرسنگی ما مورد نظر خداوند متعال است؛ ثروتمند و فقیر ملاک انسانیت ما نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو افزود: یک جامعه به عنوان دولت و حکومت اگر بخواهد به شکل انسانی تداوم داشته باشد، مهمترین عاملش امر به معروف و نهی از منکر است.

 

وی تأکید کرد: دولتی ها اول خودشان باید عامل به معروف باشند. دولتی ها باید خودشان ناهی از منکر باشند. وای به روزی که خود انسان منکَر را منکِر باشد. به منکر عمل کند، اما در دید دیگران آن را توجیه کند.

 

استاد علی احمدپور خاطرنشان کرد: از این رو اینچنین نیست که ما فقط خودمان را ببینیم؛ انسان از خود راضی گناهان خود را توجیه می کند؛ اما اگر بر اساس قانونی شد، آنجا خودش را هم در برابر قانون محکوم می داند.

 

وی در ادامه افزود: قرآن کریم درباره پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم با آن عظمتش می فرماید: «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی»

 

وی در ادامه بیان کرد: برای اینکه انسان ها در جامعه دولتی تشکیل دهند که این دولت فراگیر باشد و جهانی باشد و انسانی باشد و ربطی به یک مذهب و دین نداشته باشد، باید آن معروف ها را آشکار کنیم؛ آن گونه که  خورشید در همه جای عالم خورشید است.

 

استاد احمدپور اضافه نمود: امام حسین علیه السلام با رفتار خودش آن کار را انجام داد. امام صادق علیه السلام درباره امام سیدالشهدا علیه السلام تعبیری دارند که می فرماید: «و بذل مهجته فیک لیستنقظ عبادک من الجهاهله و حیرة الضلالة»

 

وی افزود: خدا خون قلبش را در راه تو داد، نه برای آنکه زن و فرزندانش به جایی رسند و یا فامیل هایش به مقامی رسند بلکه برای این هستی خود را داد که انسانیت را از جهل به انسانیت خود نجات دهد.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از این رو اگر امروزه آرمان های امام حسین علیه السلام را حتی برای کسانی که دین ما را قبول ندارند، بیان کنیم، آنها در برابر عظمت امام حسین علیه السلام سر فرود می آوردند. همانند آن گزارشگری که فرانسوی صحبت می کرد، می گفت: شما که می گویید امام حسین علیه السلام برای شیعه است، این ظلم است؛ حسین برای بشریت است.

 

وی در ادامه بیان کرد: امر به معروف و نهی از منکر دولتی را برای بشریت نوید می دهد که بانیان آن دولت ها می میرند، رئیس و وزیر و وکیل آن می میرد، اما مرام و منطق آنها جاودانه است. همان طور که آن شاعر در محضر امام موسی بن جعفر علیه السلام عرض کرد:

شمشیرهای عریان بدن امام حسین علیه السلام را پاره پاره کردند، اما شخصیت امام را پاره نکردند.

 

استاد علی احمدپور اضافه نمود: شهید حججی ها و قاسم سلیمانی ها رفته اند، امام رحمة الله علیه از میان ما رفته اند، اما مرام و منطق و رفتار آنها در جامعه یک شاکله ای را به وجود آورده که انسان ها در دایره آن حرکت می کنند؛ و از این باب  است که پیغمبر فرمود:

حسین منی و انا من حسین

 

وی در این رابطه خاطرنشان کرد: من از حسین هستم، یعنی راه، حرکت و منطق حسین، حرکت و منطق من است.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: امام حسین علیه السلام مانند یک خورشید است، ما هم می توانیم تا ذره ای از آن خورشید باشیم و سخنی بنویسیم و کلامی بگوییم که خود را نادیده بینگاریم و دیگران را ببینیم، آن وقت است که می توانیم به جایی برسیم. وای به روزی که خود را ببینیم و دیگران را نبینیم و اینجاست که تا انسان از نفس خویش نگذرد، نمی تواند صاحب انفس باشد.

بگذر از این نفس فنا در جهان

تا ز تو باشد، مقامت عیان

ما همه عبدیم در این جایگه

نفس خودت را بکشی تا عنان

یاد بگیر از شه خوبان حسین

بندگی خالق خود آنچنان

/270/260/20/

 

س, 06/11/1399 - 16:50