استاد مرتضوی شاهرودی:

شرح بخش هایی از خطبه امام زین العابدین (ع) در شام

شاید این سؤال به ذهن بیاید که چرا امام سجاد علیه السلام چندین فراز را در باب بیان فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام بیان کرده اند؛ ولی از جدّه خود کم گفته اند؛ شاید در جواب این پرسش بتوان گفت که سال های سال امیرالمؤمنین علیه السلام در شام مورد تخریب شخصیتی قرار گرفته بودند و جایگاه ایشان مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود و از این رو لازم بود تا آقا امام سجاد علیه السلام مردم شام را با جایگاه واقعی مولا امیرالمؤمنین علیه السلام آشنا سازند.

 

به مناسبت ایام محرم و صفر و ایام اسارت آل الله صلوات الله علیهم اجمعین، استاد سید سجاد مرتضوی شاهرودی از اساتید حوزه علمیه قم در موضوع «شرح فقراتی از خطبه امام سجاد علیه السلام» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: امام سجاد علیه السلام روی چوبه هایی قرار گرفتند که سال ها بر آن به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جسارت می شد. مسجد مملو از مردم بود، مردمی که نه تنها شناختی نسبت به حضرت علیه السلام نداشتند، بلکه سال ها بود که از آن جا ناسزاها نسبت به ایشان می شنیدند.

 

وی افزود: امام سجاد علیه السلام بر روی منبر قرار گرفتند؛ گویی که حق بر محور خود قرار گرفته است. چشم ها به جمال مبارک حضرت علیه السلام دوخته شد و گوش ها در انتظار شنیدن سخنان ایشان بود؛ سخنانی که با سخنان گذشته متفاوت بود و کسی تا به حال آن سخنان را نشنیده بود.

 

استاد مرتضوی شاهرودی خاطرنشان کرد: تأثیر خطبه های امام سجاد علیه السلام آن چنان بود که پایه های حکومت اموی را لرزاند و چنان شور و هیجانی را ایجاد کرد که یزید دستور داد تا اذان بگویند که خواندن اذان نیز جایگاه او را متزلزل تر کرد.

 

وی اضافه نمود: به شرح فرازهایی از این خطبه بسنده می کنیم؛ چرا که بیان همه فقرات این خطبه پر بار، مقدور نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: غاصبان خلافت، مخصوصا در شام به دو امر اصرار داشته اند:

اول: تخریب شخصیتی امیر مؤمنان علی علیه السلام: از این رو سال ها بر روی منبر سبّ و لعن ایشان صورت می گرفت.

دوم: مخفی نگاه داشتن جایگاه و فضائل اهل بیت علیهم السلام: از این رو امام زین العابدین علیه السلام در خطبه های خود به جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرده و خود را اینگونه معرفی نموده اند:

 «أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِیمَ الْخَلْقِ حَتَّی قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ بِسَیْفَیْنِ وَ طَعَنَ بِرُمْحَیْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَیْنِ وَ بَایَعَ الْبَیْعَتَیْنِ وَ قَاتَلَ بِبَدْرٍ وَ حُنَیْنٍ وَ لَمْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَیْنٍ.»

(من فرزند کسی هستم که بینی های مردم را کوبید تا اینکه گفتند: «لا اله الا الله» من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه می رزمید و دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد و در بدر و حنین با کافران جنگید و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید.) 

 

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت سجاد علیه السلام می فرماید: «أنا بن فاطمة الزّهراء، أنا بن سيّدة النّساء، أنا بن خديجة الكبرى» هر تشکیلاتی برای اینکه تثبیت شود، نیاز به پشتوانه مالی و دفاعی دارد: پشتوانه مالی اسلام، حضرت خدیجه سلام الله علیها بود؛ از این رو امام سجاد علیه السلام از حضرت خدیجه سلام الله علیها هم یاد کردند و خود را فرزند ایشان معرفی نمودند. پشتوانه دفاعی اسلام، حضرت امیر علیه السلام بود.

 

استاد سید سجاد مرتضوی شاهرودی در همین رابطه به حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اشاره نمود که می فرماید:

«ما قام و لا استقام دینی الا بشیئین؛ بمال خدیجة و سیف علیّ بن ابی طالب» (دین من برپا نشد و دوام نیافت؛ مگر به وسیله اموال خدیجه و شمشیر علی بن ابی طالب علیهم السلام.)

 

وی افزود: اموال حضرت خدیجه سلام الله علیها به قدری بود که ایشان را ثروتمندترین فرد حجاز می دانستند. ایشان همه اموال خود را در اختیار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تقدیم کرد و امیرالمؤمنین علیه السلام هم موانع را از پیش پای دین اسلام برداشت و پشت دلاورترین دشمنان اسلام را به خاک رساند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: البته این توهم پیش نیاید که اسلام دین جنگ و خونریزی است؛ بلکه دین استدلال، منطق و برهان است و مبنای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز بر مدارا بود؛ مخصوصا با اهل کتاب که با ایشان پیمان امضا نمودند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ابتدا در شهر مکه مردم را به دین اسلام دعوت کرد؛ ولی آزار و اذیت ها به قدری بود که ناچار به هجرت شدند و پس از هجرت نیز کفار از ضربه زدن به دین اسلام دست نکشیدند و هنگامی که دشمن  می خواست حکومت نوپای اسلام را نابود کند، چاره ای جز حمله به پیامبر اسلام و پیروان ایشان ندید.

 

وی خاطرنشان کرد: امام سجاد علیه السلام در ادامه بیان جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «انا ابن صالح المؤمنین»

 

وی افزود: در  (ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏25، ص: 138) آمده است: (و در كتاب شواهد التّنزيل (حاكم حسكانى حنفى) است كه با سند از سدير صيرفى از حضرت ابى جعفر محمّد الباقر عليه السّلام روايت نموده كه گفت بطور قطع پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله دو مرتبه با اصحابش اميرالمؤمنين على عليه السّلام را معرّفى فرمود. يك مرتبه هنگامى كه فرمود: «من كنت مولاه فعلّى مولاه» هر كه من بر او ولايت دارم. پس على بر او ولايت دارد و امّا مرتبه دوّم زمانى كه اين آيه نازل گرديد. «فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ...» رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دست على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و فرمود: اى مردم اينست صالح المؤمنين.)

 

استاد مرتضوی با اشاره به آیه ای که در روایت آمده است، خاطرنشان کرد: این آیه مربوط به افشای سرّ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که نشان دهنده موارد زیادی است.

 

وی اضافه نمود: در ادامه امام سجاد علیه السلام فرمودند: «و افخر ما مشی من قریش اجمعین»؛ امیرالمؤمنین علیه السلام پرافتخارترین کس از قریش بود که روی زمین راه رفته است. فخر آن نیست که انسان به خود ببالد یا عامل فخر کفار یا منافقین شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: (روز قیامت حضرت آدم علیه السلام به فرزندش شیث افتخار می کند و من به علی.)

 

وی در ادامه به حدیث دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره نمود که می فرماید: (هر کس می خواهد آدم را در علمش، نوح را در تقوایش، ابراهیم را در حلمش، موسی را در هیبتش و عیسی را در عبادتش ببیند، پس نظر کند به علی بن ابی طالب.)

 

استاد مرتضوی شاهرودی خاطرنشان کرد: حال با این اوصاف مشاهده کنید که معاویه چگونه جرأت می کند بر امیر علیه السلام فخر بفروشد و بگوید: «ای ابالحسن من دارای فضیلت های فراوانی هستم؛ پدرم در جاهلیت ریاست داشت و خودم در اسلام پادشاه هستم؛ برادرِ زن پیغمبر هستم و دائی مؤمنین و کاتب وحی هستم.

 

و امیرالمؤمنین علیه السلام تنها با یک جمله جوابشان را می دهند: «آن پسر هند جگرخوار می خواهد به ما فخر کند!» و سپس خود را معرفی کردند: پیامبر اکرم، برادر و پدرِ زن من است؛ حمزه سیدالشهداء عموی من است؛ جعفر همان که شب و روز با ملائکه در پرواز است، پسر مادر من است؛ دختر پیامبر اکرم، مایه آرامش و همسر من است و نوه های پیامبر اکرم، فرزندان من از او هستند. در اسلام آوردن بر همه شما سبقت گرفتم و رسول خدا در روز غدیر خم ولایت من را بر شما واجب کرده است.

نقل شده است که معاویه وقتی پاسخ نامه را ملاحظه کرد، دستور داد تا این نامه را پاره کنند تا مردم شام آن را نخوانند.

 

استاد سید سجاد مرتضوی شاهرودی در ادامه بیان از خطبه امام سجاد علیه السلام خاطرنشان کرد: سپس امام سجاد علیه السلام پس از بیان جایگاه و فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام، در ادامه می فرماید: «أنا بن فاطمة الزهراء انا سیدة النساء»

 

وی افزود: شاید این سؤال به ذهن بیاید که چرا امام سجاد علیه السلام چندین فراز را در باب بیان فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام بیان کرده اند؛ ولی از جدّه خود کم گفته اند؛ شاید در جواب این پرسش بتوان گفت که سال های سال امیرالمؤمنین علیه السلام در شام مورد تخریب شخصیتی قرار گرفته بودند و جایگاه ایشان مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود و از این رو لازم بود تا آقا امام سجاد علیه السلام مردم شام را با جایگاه واقعی مولا امیرالمؤمنین علیه السلام آشنا سازند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه اضافه نمود: ولی نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها همین که امام سجاد علیه السلام بیان می کردند که جدّه من فاطمه زهرا سلام الله علیها است، کافی بود.

 

وی خاطرنشان کرد: از این رو فرمودند: من فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها هستم؛ من فرزند همان کسی هستم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایشان را سیده نساء عالمین دانسته اند.

 

استاد مرتضوی در ادامه بیان کرد: نسبت به ایشان جایی برای بدگویی و ناسزا وجود نداشت و از این رو دشمنان اسلام تا می توانستند مانع می شدند که نامی از ایشان برده و یاد ایشان زنده شود.

 

وی افزود: ادامه خطبه امام سجاد علیه السلام مسجد اموی شام را به مجلسی برای عزاداری امام حسین علیه السلام تبدیل گردید.

«انا بن المقتول ظلما، انا بن المجزور الرّأس من القفا، انا بن العطشان حتّى قضى، انا بن طريح كربلا، انا بن مسلوب العمّامة و الرّداء ....» (من فرزند آن آزاد مرد تشنه كامى هستم كه در ساحل فرات با لب تشنه به شهادت رسيد؛ من فرزند آن كسى هستم كه بدن نازنين ‏اش بر روى ريگهاى تفتيده نينوا رها شده؛ من فرزند آن كسى هستم كه عمامه و عبايش را ربودند....)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام معصوم علیه السلام موعظه کردند و خود را معرفی نمودند و واقعه کربلا را بی پرده شرح دادند که شور و هیجانی در مسجد شام ایجاد شد و لرزه بر تن یزیدیان انداخت و انزجار عمومی دامن گیر آنها شد.

/270/260/20/

 

 

 

پ, 06/20/1399 - 16:03