در باب محبت حضرت زینب سلام الله علیها به حسین علیه السلام آمده است که او از همان کودکی به واسطه اتصال روحی به قدری به حسین علیه السلام علاقمند بود که یک شب هم بدون برادر آرام نداشت.
به مناسبت ایام محرم و صفر و ایام اسارت عقیله بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیها، استاد منصور ملانوری شمسی در مورد زندگانی این بانوی مجلله با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
وی در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: مشهور این است که ولادت این مجلله در 5 جمادی الاولی سال 6 هجرت واقع شده است. عمر شریف ایشان، 56 سال بوده است؛ همان طور که عمر مبارک برادر ایشان حسین علیه السلام را 56 سال نوشته اند. (56 سال و 5 ماه و 7 روز)
این استاد حوزه علمیه قم افزود: شوهر این بانوی مکرمه عبدالله بن جعفر بن ابی طالب که در حبشه متولد شده بود که از ثروتمندان و سخاوتمندان مشهور جامعه اسلامی بود، حتی به او بحر الجود لقب داده بودند. (شام سرزمین خاطره ها، ص 85)
وی در ادامه بیان کرد: عبدالله جعفر از بدرقه کنندگان ابوذر و از راویان حدیث معروف غدیر است. در جنگ صفین یکی از فرماندهان سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام بود و نیز یکی از شهود حکمیت از طرف مولا علی علیه السلام بود. او در کنار حسنین در مراسم تغسیل، تکفین و تدفین حضرت علی علیه السلام که دور از آگاهی مردم صورت گرفت، حاضر بود. در جریان حرکت سپاه امام حسن علیه السلام به سوی لشکر معاویه، عبدالله در سپاه امام مجتبی علیه السلام بود.
استاد ملانوری شمسی خاطرنشان کرد: عبدالله بن جعفر چه هنگام صلح و چه در زمان جنگ مورد اعتماد و طرف مشاوره حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بود. می گویند علت این که عبدالله در کربلا حاضر نبود، آن بود که وی در آن زمان بینایی خود را از دست داده بود. (شام سرزمین خاطره ها، 85 و 86 و 88) او بنا بر مشهور در سال 80 هجری در سن 90 سالگی در مدینه از دنیا رفت و در بقیع به خاک سپرده شد.
وی اضافه نمود: مشهور این است که زینب سلام الله علیها از عبدالله بن جعفر دارای دو فرزند به نام های عون و محمد شد که هر دو در کربلا در رکاب حضرت سیدالشهداء علیه السلام شهید شدند؛ بعضی برای حضرت زینب 4 فرزند نوشته اند؛ عون، محمد، علی و عباس. (زینب سلام الله علیها، بانوی کربلا)
این استاد حوزه علمیه قم افزود: پدر شوهر زینب سلام الله علیها، جعفر ذوالجناحین و ابوالمساکین در سال هشتم هجری در جنگ با رومیان در موته به شهادت رسید. جعفر نخستین فرزند ابوطالب است که به شهادت رسید، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمودند: مردم از ریشه های مختلف هستند و من و جعفر از یک ریشه ایم.
وی در ادامه بیان کرد: اما مادر شوهر زینب سلام الله علیها اسماء بنت عمیس بود که ابتدا زوجه جعفر طیار و سپس زوجه ابی بکر و بعد از آن همسر علی علیه السلام شد. بنا بر این عبدالله جعفر با محمد بن ابی بکر از طرف مادر با هم برادر هستند. اسماء همان کسی است که پرستاری و مراقبت از حضرت زهرا سلام الله علیها را به عهده داشت و پس از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، علی علیه السلام را در غسل دادن پیکر آن بانوی اسلام یاری می کرد.
استاد ملانوری خاطرنشان کرد: قبر حضرت زینب سلام الله علیها اکنون در قبرستان باب الصغیر دمشق قرار دارد که بالای در ورودی آرامگاه، این جمله به چشم می خورد: «ضریح السیده اسماء زوجه جعفر طیار بن ابی طالب» (شام سرزمین خاطره ها، ص 99 و 99)
وی اضافه نمود: حضرت زینب سلام الله علیها 5 ساله بودند که جدّ بزرگوارشان از دنیا رفت و پس از مدت کوتاهی 3 ماه یا کمتر، مادر خود را از دست دادند. مشهور است که تاریخ وفات خودِ آن مخدره در نیمه رجب سال 62 هجرت بوده است و البته برخی هم تاریخ وفات ایشان را 14 رجب سال 62 را بیان داشته اند.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: آن طور که نقل کرده اند، در هنگام ولادت مخدره زینب سلام الله علیها پیامبر گرامی اسلام در مسافرت بودند. حضرت امیر علیه السلام برای نام گذاری دختر گرامیشان، منتظر تشریف فرمایی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدند. وقتی که رسول خدا تشریف آوردند و قنداقه زینب سلام الله علیها را به دست مبارک ایشان دادند. در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله نامش را زینب بگذارید و ضمنا گزارشات زینب سلام الله علیها را به حضرت داد. روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را بوسید و صورت به صورتش گذاشت و اشک از چشمان مبارکش جاری شد. عرض کردند: یا رسول الله سبب گریه شما چیست؟ (زندگانی حضرت زینب سلام الله علیها، شهید دستغیب) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که این دختر شریک حسین من است، در مصیبت ها و بلاها و شدتها.
محبتشان به ابی عبدالله علیه السلام
استاد منصور ملانوری شمسی خاطرنشان کرد: در باب محبت حضرت زینب سلام الله علیها به حسین علیه السلام آمده است که او از همان کودکی به واسطه اتصال روحی به قدری به حسین علیه السلام علاقمند بود که یک شب هم بدون برادر آرام نداشت.
وی افزود: در موقع ازدواج که پسر عمویش جناب عبدالله برای خواستگاری ایشان آمد، امیر مؤمنان علیه السلام هم قبول فرمود که او را به عقد عبدالله در آورد؛ به همان مهر مادرش زهرا سلام الله علیها، با دو شرط:
شرط اول: این بود که فرمود: این دختر من به حسین علیه السلام خیلی علاقمند است؛ به این شرط او را به عقد تو در می آورم که اذنش بدهی شبانه روزی یک مرتبه به دیدن حسین علیه السلام برود؛ چون نمی تواند یک روز بگذرد و حسین را نبیند.
شرط دوم: این است که هر گاه حسین بخواهد مسافرتی کند و زینب را با خود ببرد، مانع اونگردی و اذن دهی و به خاطر همین بود که هنگام حرکت به کربلا، عبدالله از حرکت زینب سلام الله علیها مانع نشد.
استاد منصور ملانوری شمسی افزود: در زمان حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام هر وقت زینب سلام الله علیها می خواست به مسجد النبی برود و قبر جدّش را زیارت کند، می فرمود: باید شب بروی و حسن و حسین علیهما السلام را مأمور می کرد که خواهرشان را تنها نگذارند. امام حسن علیه السلام از جلو و امام حسین علیه السلام از عقب. داخل مسجد هم که می شدند، مأمور بودند چراغ روی قبر را خاموش کنند که کسی قامت زینب سلام الله علیها را نبیند؛ یعنی چشم نامحرم به قامت زینب سلام الله علیها هم نیفتد. (زندگانی حضرت زینب سلام الله عیها، ص 15)
علم خانم زینب سلام الله علیها
این استاد حوزه علمیه قم در این قسمت بیان کرد: اما در مورد مقام علمی آن مخدره سلام الله علیها امام سجاد علیه السلام به علم لدنی حضرت اشاره می کند و می فرماید: «انتِ بحمد الله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة».
وی افزود: آن حضرت زمانی که در کوفه تشریف داشتند، برای زن ها تفسیر قرآن می گفتند؛ حتی روایت شده که روزی علی علیه السلام وارد مجلس شد و آیه شریفه «کهیعص» مورد بحث زینب سلام الله علیها بود که حضرت فرمود: «دخترم اینها حروفی است که اشاره دارد به مصیبت هایی که تو هم در آن شریک هستی.
ک، کربلای حسین
ه، هلاکت حسین
ی، یزید قاتل حسین
ع، عطش حسین
ص، صبر حسین
استاد ملانوری افزود: روایت شده که آن حضرت دو یا سه ساله بود، روی دامن پدرش نشسته، علی علیه السلام او را نوازش می کرد. فرمود: «دخترم بگو واحد». گفت: واحد. فرمود: «بگو: اثنین»؛ ساکت شد. فرمود: «بگو: اثنین» یک دفعه دختر دو یا سه ساله عرض کرد: «پدر جان! کسی که گفت: واحد، چگونه می تواند بگوید: اثنین.»
وی در ادامه اضافه نمود: با این که نظر حضرت عدد بود، ولی مجلله زینب سلام الله علیها فورا منتقل به وحدانیت حق گردید. در این هنگام آقا امیرالمؤمنین علیه السلام او را بوسید و به سینه چسبانید و فرمود: «فدای تو شوم!»
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حضرت زینب سلام الله علیها در مدت عمرش 7 مرتبه مسافرت کرد که فقط سفر اول در راحتی و کمال خوشی بود و آن وقتی بود که امیرالمؤمنین علیه السلام از مدینه به قصد کوفه حرکت فرمود. زینب سلام الله علیها هم در رکاب پدر بزرگوارش بود.
سفر دوم از کوفه با برادرش به جانب مدینه بود، در این سفر هر چند با دلی سوخته از شهادت پدر و قلبی جریحه دار صورت گرفت، لکن با عزت و حشمت وارد مدینه شدند.
سفر سوم با برادرش حسین علیه السلام و سایر فرزندان امیر مؤمنان علیه السلام از مدینه به جانب مکه معظمه بود که در 28 رجب سال 60 هجرت که در دوم شعبان وارد مکه شدند.
سفر چهارم روز هشتم ذی الحجه، (روز ترویه که روزه اش فضیلت دارد و کفاره شصت سال است) سنه 60 از مکه معظمه همراه برادرش حسین علیه السلام و بنی هاشم و اصحاب ایشان بود که به سمت کربلا روانه شدند.
سفر پنجم، روز یازدهم محرم از کربلا به کوفه و از آنجا به شام بود.
سفر ششم، از شام به مدینه و مراجعت به وطن بود، با دلی سوخته و روانی گداخته.
سفر هفتم، از مدینه مجددا به شام به اتفاق شوهرش که گویا به خاطر قحطی که در مدینه پیدا شده بود، عبدالله جعفر در آنجا مزرعه ای داشت، به ناچار به آنجا سفر کردند.
کرامتی از عقیله بنی هاشم
کرامت اول:
استاد منصور ملانوری خاطرنشان کرد: روایت شده که وقتی زینب سلام الله علیها به در دروازه شام رسید، عبورشان از غرفه ام الحجام افتاد. این زن ناصبیه در حالی که 4 زن دیگر نزدش بودند، پرسید سرِ حسین کدام است؟ نشانش دادند. پس سنگی برداشت و بر سرِ مقدس امام حسین علیه السلام ... دل زینب سلام الله علیها از این واقعه به درد آمد. دیگر با این چنین هتک حرمتی جای صبر نبود. سر به آسمان بلند کرده، گفت: «خدایا پیش از آتش جهنم او را آتش بزن و بنیانش را خراب کن.» فورا صاعقه افتاد و او را به آتش زد و ساختمانش خراب گردید و این پیره زال و 4 زن همراهش هلاک شدند.
کرامت دوم:
مرحوم سید محمد باقر سلطان آبادی اعلی الله مقامه به چشم درد شدید و خطرناک مبتلا شده بود. بعضی از اطباء او را جواب گفته و بعضی می گفتند: تا 6 ماه معالجه می کنیم. تصمیم می گیرد برای شفا گرفتن به کربلا برود. اطباء مانع می شوند و می گویند اگر حرکت کنی تا منزل دوم کور می شوی. ولی او بالاخره می رود. می گوید: به منزل دوم که رسیدیم درد شدیدتر و ورم زیادتر شد و خوابم نمی برد. تا نزدیک سحر که اندک آرامشی پیدا شد.
در عالم رؤیا عقیله بنی هاشم را دیدم که گوشه مقنعه اش را به چشم من کشید. از خواب بیدار شدم، در حالی که هیچ درد نداشتم و چشمم کاملا خوب شده بود.
عبادت خانم حضرت زینب سلام الله علیها
استاد ملانوری خاطرنشان کرد: مرحوم دستغیب رحمت الله علیه از کتاب ریاحین الشریعه نقل می کنند که تهجد و بیداری شب از زینب سلام الله علیها در تمام عمرش ترک نشد؛ حتی شب یازدهم محرم با آن همه فرسودگی، افسردگی و مصائب خرد کننده. امام سجاد علیه السلام می فرماید: «در آن شب عمه ام زینب نماز شب را نشسته می خواندند.»
وی افزود: در کبریت الاحمر از امام سجاد علیه السلام روایت شده که عمه ام زینب سلام الله علیها از کربلا تا شام نوافل را ترک نکرد و نیز از آن حضرت روایت کرده که چون امام حسین علیه السلام برای وداع با خواهرش زینب سلام الله علیها آمد، فرمود: «ای خواهر، مرا در نماز شب فراموش نکن.»
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: حضرت سفر مجددی به شام داشتند که فضه هم در این سفر حضرت زینب را همراهی می کرد، در شام بودند که مزاج حضرت منحرف شد و زینب سلام الله علیها مریض شدند و پس از مدتی از دار دنیا رفتند. در حالی که 56 سال از عمر شریفشان می گذشت.
وی در ادامه بیان کرد: قبر شریف ایشان در همان محوطه ای که متعلق به عبدالله بود، دفن گردید. قریه ای که حضرت در آن مدفون هستند، در گذشته به نام راویه و اکنون به نام زینبیه مشهور است و در حال حاضر این قریه به شهر متصل شده است.
/270/260/20/