شاید یکی از دلایل عدم موفقیت امام حسین علیه السلام، دید منفی اکثر مردم عراق بود؛ چون از امیر مؤمنان علیه السلام و سرداران بزرگی چون مالک اشتر ضربات زیادی خورده بودند. مردم آن زمانه به فکر اسلام نبودند و بیشتر به فکر این بودند که زندگی روزمرّه آنها بچرخد.
به مناسبت ایام محرم و صفر و عزای سید و سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین علیه السلام، استاد محمد مهدی مزاری، از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در مورد این فقره از زیارت عاشورا به گفتگو پرداخت: «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ ، وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللهُ فيها» (خدا لعنت کند امتی را که شما را از مقام تان کنار زدند، و دور کردند شما را از جایگاهی که خداوند شما را در آن قرار داده بود.)
این استاد درس خارج حوزه علمیه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: شکی نیست که در صدر اسلام بعد از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، مسلمین ائمه علیهم السلام را از حقّشان محروم کردند.
وی اضافه نمود: در ابتدا حقّ مولا امیرالمؤمنین علیه السلام را غصب نمودند تا اینکه نوبت به امامین حسنین علیهما السلام رسید؛ به نحوی که تاریخ شاهد است، امام مجتبی علیه السلام مجبور شد تا با معاویه علیه اللعنة صلح جبری را انجام بدهد و ابا عبدالله الحسین علیه السلام هم در کربلا به شهادت رسید.
استاد مزاری در ادامه بیان کرد: مظلومیت ابا عبدالله الحسین علیه السلام تا جایی است که کسی از حجاز غیر از بنی هاشم، امام حسین علیه السلام را همراهی نکرد و در کربلا به شهادت نرسید.
وی افزود: مردم کوفه بر دو گروه بودند؛ برخی نامه هایی نوشتند و از امام حسین علیه السلام برای رفتن به کوفه دعوت کردند و برخی هم از ابتدا در دستگاه بنی امیه بودند. آنها که نامه نوشتند، بسیاری از آنها به عهد و پیمان خود وفا نکردند؛ گویی نامه هایی را که نوشتند را نادیده گرفتند.
استاد محمد مهدی مزاری در ادامه به این سؤال اصلی پرداخت، چرا مسلمان ها به حدی سقوط کردند که امامان معصوم از حقّشان محروم شوند.
عدم شناخت واقعی جایگاه ائمه علیهم السلام
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امامت ائمه علیهم السلام در صدر اسلام مانند اکنون، برای مردم روشن نبوده است. اکثر مردم به امامت ائمه علیهم السلام، به این معنا شناخت نداشتند که امامان واجب الطاعة هستند و از نصّ بر ولایت برخوردار بوده، دارای علم لدنّی و عصمت هستند و روی همین حساب طبعا مشکلاتی برای ائمه به وجود می آوردند.
وی در ادامه به علت این عدم شناخت اشاره نمود:
عدم تبلیغ لازم در شناساندن جایگاه ائمه اطهار
عدم فرصت لازم برای تبلیغ
استاد مزاری در این راستا ضمن اشاره به موارد متعددی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرده بود، خاطرنشان کرد: بیشتر مردمی که بعد از فتح مکه، تازه مسلمان شده بودند، به اندازه کافی با مولا و جایگاه ایشان آشنا نبودند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از دو ماه از معرفی ایشان در غدیر خم از دنیا رفتند. از این رو فرصت کافی برای معرفی ایشان از سوی پیامبر اکرم فراهم نبود.
وجود دست هایی برای فراموشی غدیر
وی افزود: تاریخ بر این مطلب گواه است که دست هایی در کار بوده است تا غدیر به فراموشی سپرده شود؛ از این رو به تحریف لفظی و معنوی آن واقعه اقدام نمودند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با توجه به عواملی که در عدم شناخت واقعی جایگاه امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام بیان گردید، باید دانست که اگر مردم بعد از کشتن خلیفه سوم، به حضرت امیر روی آوردند، نه به عنوان امام، بلکه به عنوان خیر الموجودین بوده است. از این رو کسانی که با ایشان بیعت کردند، از اهل سنت بودند؛ از این رو یکی از سرداران حضرت امیر، شمر بن ذی الجوشن بود که سردمدار واقعه کربلا بوده است.
وجود معاندین نسبت به اهل یبت علیهم السلام:
قبیله ای بودن اهل حجاز
کشته شدن بزرگان حجاز با شمشیر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
روی آوردن به دنیا و جمع آوری اموال، از حلال و حرام
پر شدن شکم ها از لقمه های حرام
روی آوردن به دنیا و قدرت
وی افزود: این امر خصوصا در زمان خلیفه سوم بیشتر شد؛ روی همین حساب است که امام حسین علیه السلام در خطبه روز عاشورا به این نکته اشاره دارند که شکم ها از حرام پر شده است و می دانید که لقمه حرام اثر وضعی خود را دارد. یکی از اثرات این است که قلب را سیاه می نماید.
این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: در زمان عثمان، با مسأله قبیله گرایی روبرو هستیم؛ اینکه قبیله حاکم در رأس کار باشند، ولو اینکه به حق نباشند. بنی امیه یک نظام قبیله ای را تشکیل داد. استانداران و فرماندارانش را از بنی امیه انتخاب می کرد؛ این امر باعث شد که اسلام از مسیر اصلی خود منحرف شود و مسلمان ها از صراط مستقیم دور بشوند که باعث شد تا مردم از ائمه معصومین علیهم السلام دور بمانند.
وی در ادامه بیان کرد: امام حسین علیه السلام دید که دنیای اسلام واقعا منحرف شده است؛ قیام فرمود و در نتیجه تنها ماند؛ در حالی که در لشکر ابن زیاد قداستی در میان نبود.
استاد مزاری اضافه نمود: همراهان ابن زیاد از نیات پلید دنیوی برخوردار بودند و علی رغم علم به مظلومیت ابی عبدالله الحسین علیه السلام و حقّ بودن راهشان، حضرت را تنها گذاشتند.
وی افزود: اشعاری از عمر بن سعد موجود است که بیان می دارد که بین عشق او به حکومت ری و قتل حسین بن علی علیهما السلام مردد است؛ در آخر تصمیم می گیرد که حضرت را به قتل می رساند و بعد توبه می کند و به این ترتیب به حکومت ری نیز نائل می گردد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: وقتی حکومت های فاسد از مردم شناخت داشته باشند، عده ای از مردم را با تزویر و با زور و با زر می توانند فریب بدهند. همان طور که فرماندهان حسن مجتبی علیه السلام را با طمع به درهم، دینار، دادن کنیز و فرمانداری شکار کردند و همین ماجرا در داستان ابا عبدالله الحسین علیه السلام هم بود.
وی در همین راستا بیان کرد: امثال عمر بن سعد را با وعده حکومت ری مزوّرانه به دام انداختند؛ امثال رؤسای قبایل کوفه را با طمع دینار و درهم فریب دادند و عده ای از مردم را با قدرت زور و سرنیزه و ترس از لشکر شامی با خود همراه نمودند.
استاد محمد مهدی مزاری در ادامه و به مناسبت خاطرنشان کرد: مردم کوفه ابا عبدالله الحسین علیه السلام را، نه به عنوان امام، بلکه به عنوان یک آدم خوب می شناختند.
هانی بن عروه
این استاد درس خارج، هانی بن عروه را از اشخاصی معرفی نمود که عقیده کاملی به ابا عبدالله الحسین علیه السلام نداشت و در این زمینه خاطرنشان کرد: قرائنی بر این امر وجود دارد که علت مخالفت او با ابن زیاد این نبود که چرا با امام حسین علیه السلام مخالف است و چرا می خواهد مسلم را بکشد؛ بلکه تمام مقاومت او در مقابل این کلام ابن زیاد بود که می گفت: شما در امان هستید، در صورتی که مسلم را به من تحویل بدهید. هانی می گفت: او مهمان ما هست و ما عرب ها ننگ داریم که مهمان را تحویل قاتل بدهیم.
تاریخ نوشته است که وقتی قرار بر این شد که مسلم به خانه هانی بن عروه بیاید، قلباً کراهت داشت و تمایل بر آن نداشت.
داستان شریک: شریک همراه ابن زیاد از بصره آمده بود و مریض شد. شریک همانند هانی، یکی از صحابه صالح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. شریک در منزل هانی بن عروه، بیمار بود. ابن زیاد برای عیادت شریک، به منزل هانی رفت؛ بر اساس نقشه شریک، قرار بر این بود که با طلب آب، مسلم بن عقیل حمله کرده و ابن زیاد را بکشد.
در اینجا دو نقل است:
یک نقل معروف است که مسلم خود، تصمیم گرفت که ابن زیاد را نکشد.
نقل دیگر آن است که هانی کنیزش را به سوی مسلم فرستاد که سرورم راضی نیست که ابن زیاد را در خانه اش بکشید.
وقتی مسلم بن عقیل وارد کوفه شد، مستقیم وارد مختار ثقفی رفت.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مجموع این عوامل نشان می دهد که حتی اگر امام حسین علیه السلام وارد کوفه هم می شدند، ثابت نیست که امثال هانی بن عروه به کمک ایشان می شتافتند. ما شهادت تاریخ را این گونه تعریف می کنیم که اگر هانی بن عروه اسیر ابن زیاد نمی شد و به دست او به شهادت نمی رسید، باز به کمک امام حسین علیه السلام در کربلا هم نمی شتافت.
وی در قسمت دیگری از این گفتگو اضافه نمود: حکومت 5 ساله حضرت امیر علیه الصلاة و السلام به سرانجام نرسید؛ چرا که حضرت علیه السلام می خواستند تا حکومت نبوی را احیاء نمایند؛ اما مردم همراهی نکردند و این امر در گلایه های دائمی حضرت امیر علیه السلام از مردم کوفه به خوبی نمایان است.
استاد مزاری افزود: در جامعه ای که مال و قدرت موضوعیت داشت، حضرت امیر موفق نمی شود. از طرفی هم حکومت علوی که مانع بزرگی در مقابل بد خواهان بوده است، حکومتی مغلوب جلوه داده می شود و امام حسین علیه السلام هم در این زمانه به سر می بردند.
وی خاطرنشان کرد: مردم کوفه با توجه به حکومت حضرت امیر صلوات الله علیه و جنگ های جمل و صفین و نهروان، آمادگی نداشتند که حضرت را همراهی کنند و نتیجه اش همان شد که معاویه بر آنها مسلط شد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: شاید یکی از دلایل عدم موفقیت امام حسین علیه السلام، دید منفی اکثر مردم عراق بود؛ چون از امیر مؤمنان علیه السلام و سرداران بزرگی چون مالک اشتر ضربات زیادی خورده بودند. مردم به فکر اسلام نبودند و بیشتر به فکر این بودند که زندگی روزمرّه آنها بچرخد.
وی افزود: اگر چه ما حکومت علوی را بر حق می دانیم، اما بسیاری از علمای اهل سنت و جوّ عمومی مردم در آن زمان، حکومت زمان مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را محلّ نزاع و جنگ های داخلی و اصولا یک حکومت شکست خورده می دانند و عنوان می کنند که اگر مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حکومت می رسیدند، این جنگ های داخلی زودتر شروع می شد.
استاد مزاری خاطرنشان کرد: تاریخ شهادت می دهد که مردم مدینه ابا عبدالله را در کربلا همراهی نکردند و ماه ها بعد از شهادت ابا عبدالله الحسین علیه السلام بوده است که به کلام حضرت در مورد میمون باز بودن و سگ باز بودن یزید رسیدند؛ و البته واقعه حرّه هم بر سرشان نازل شد.
وی در ادامه بیان کرد: شاید مناسب ترین حالت، برای زنده ماندن اسلام همان بود که قبل از سقوط کوفه به دستان شیعیان، امام حسین علیه السلام در کربلا شهید شوند و اسلام حیاتی دوباره به دست یابد و درسی برای تاریخ شود.
استاد مزاری در ادامه تأکید کرد: ما این گونه تحلیل داریم که اگر کوفه سقوط می کرد و مسلم بن عقیل بن عقیل کوفه را به دست می گرفت، شام به عراق لشکر می کشید و شاید مظلومیت امام حسن مجتبی علیه السلام تکرار می شد؛ چون کوفه یک دست نبود؛ بلکه مردمی در آن شهر زندگی می کردند که دائما رنگ عوض می کردند و از این رو آمادگی برای مقاومت و جهاد نداشتند.
وی افزود: خدای متعال راهی را برای حسین بن علی علیهما السلام اختیار فرمود که خود راضی بود و کاری کرد که ایشان برای کلّ تاریخ الگو باشد.
استاد محمد مهدی مزاری از اساتید حوزه علمیه قم در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشسست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اگر چه مقام اهل بیت علیهم السلام در نزد خداوند متعال محفوظ است؛ اما بدبخت کسی است که تشنه است و آب گوارای معرفت را از دستان ائمه اطهار علیهم السلام نیاشامد و از دریای علم و حکمت آن بزرگواران استفاده نکند.
/270/260/20/