مقدمه ورود به عرصه تمدن، همان گفتگو است. ما باید دیدگاه اسلام را با دیدگاه مکاتب دیگر مقایسه کنیم. برای مقایسه کردن و هم عرضه کردن دیدگاه اسلام باید تسلط بر زبان وجود داشته باشد تا فهم طرفینی ایجاد شود.
استاد محمد حسین طاهری از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع «فقه تمدن ساز» به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در تعریف فقه تمدن ساز خاطرنشان کرد: فقهی که بتواند در مقام تئوری، با قطع نظر از اجرا و عمل، روابط اسلامی تشکیل مدینه فاضله را توضیح بدهد؛ یعنی راهکارهای جهانی و اجتماعی را در 3 بحث نظام اقتصادی، نظام سیاسی و نظام اجتماعی بتواند تبیین کند و در مقابل گفتمان های دیگر و مکتب های دیگر حرفی برای گفتن داشته باشد.
وی افزود: به نظر من، فقه تمدن ساز عملا با نظریه اسلامی کردن علوم انسانی مترادف می شود. اگر ما تحول در علوم انسانی، اسلامی داشته باشیم، عملا به همان نتیجه تمدن سازی فقه هم خواهیم رسید و این دو فرضیه در خارج یکی هستند.
استاد طاهری در ادامه به دو نکته توجه داد:
نکته اول: مستند بودن به شارع
وی در بیان نکته اول اضافه نمود: نکته مهم در این جا این است که فقهی که می خواهد تمدنی باشد باید مباحثش را به شریعت اسلامی نسبت بدهد؛ می خواهیم گفتمانی را ارائه بدهیم، اما باید بدانیم که باید سخن را شارع مقدس اسناد بدهیم و بگوییم دیدگاه شارع مقدس این است.
نکته دوم: تأیید و تعدیل، از جمله راه های پیش رو
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تمدن سازی لزوما منحصر به توزیع راهکار و مکتب جدید در مقابله با گفتمان های دیگر نیست؛ بلکه گاهی تمدن سازی به معنای تأیید و یا حدّاقل تعدیل نظام مکتب دیگری هم می باشد؛ به این معنا که اصلش را تأیید می کند و در ادامه حدود و قصورش را مشخص می کند.
وی در همین راستا خاطرنشان کرد: بخش معاملات هم همین است؛ در این بخش، تأییدات شارع مقدس بیشتر از موارد وضع قانون جدید است.
استاد طاهری اضافه نمود: شارع مقدس برخی از معاملات عرفی عقلا را تأیید کرده است و برخی از موارد را تعدیل کرده و حدود و قصورش را کم و زیاد کرده است.
وی افزود: از این رو تمدن سازی را اگر بخواهیم منحصر کنیم به اینکه تولید جدید و مکتب جدیدی ارائه شود، فکر نکنم نگاه جامعی باشد.
شرایط تمدن سازی
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: کسی که می خواهد تمدن سازی داشته باشد، شرایط سنگینی دارد که به 4 مورد از آنها اشاره می کنیم.
شرط اول: اجتهاد
استاد محمد حسین طاهری ضمن اشاره به اجتهاد، به عنوان اولین شرط برای کسی که می خواهد فقه تمدن ساز را تدوین کند، خاطرنشان کرد: در کلمات همه کسانی که در این زمینه دغدغه دارند، دیدم که چنین فردی باید اجتهاد مسلمی داشته باشد. کسی که می خواهد راهکاری نشان بدهد، بدون دارا بودن ملکه اجتهاد، که به تعبیر شهید ثانی ملکه قدسیه است، بدون این نیرو نمی تواند کاری انجام بدهد؛ نمی تواند به شریعت اسلامی چیزی را نسبت دهد.
وی اضافه نمود: اگر می بینیم خواجه نصیر الدین طوسی بعد از قرن ها در علم کلام بر زبان است؛ یا علامه طباطبایی در بحث تفسیر یک افتخاری در باب تفسیر برای ما شیعه ها کسب کرده است؛ یا مرحوم امام در بحث ولایت فقیه بحثی را مطرح فرمودند و عملا انقلاب اسلامی بر آن پایه بنیان شد، شرط اساسی همین اجتهاد بوده است. من ندیدم که کسی بتواند تحولی در رشته علمی ایجاد کند و مجتهد نباشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بنده در بحث تمدن و اسلامی سازی علوم دغدغه مند هستم. بنده از این شرط اول بهره ای ندارم؛ مؤسساتی هست و بودجه هایی هزینه می شود و نیروهای زیادی مشغول به کار هستند؛ اما اگر در رأس این کار فقیه جامع الشرایط و مجتهد نباشد، بعید می دانم کار به جایی برسد.
وی افزود: البته فقیه هم به تنهایی نمی تواند کاری بکند و نیاز به لجنه ای علمی دارد اما اگر فقیه هم بالای سر کار نباشد، کار محققانه پیش نمی رود.
شرط دوم: رسیدن به جامعیت اسلام در اجتهاد
استاد طاهری خاطرنشان کرد: در اینکه اسلام یک دین جهانی است، قابل تردید نیست؛ اما اینکه جامعیت دارد و در تمام مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... محل بحث است.
وی افزود: کسی که این را منکر باشد، نمی تواند به کار تحول ورود داشته باشد. باید اجتهادا به این نتیجه برسد که اسلام جامعیت دارد تا بتواند به بحث تمدن سازی ورود داشته باشد و حتی یک پله بالاتر؛ باید این را هم اضافه کنیم که از همین روایت های موجود که بخشی از آنها به خاطر دلایل فراوان نابود شده و به ما نرسیده است، هم می توانیم ادعا کنیم که اسلام جامعیت دارد؛ به نظرم این شرط خیلی سنگین است و کار هر کسی نیست.
شرط سوم: اولویت دانستن این عرصه
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: فقیهی می تواند وارد این عرصه شود که دغدغه مند بوده باشد. اگر کسی دغدغه نداشته باشد و بگوید که عده و عُده ندارم یا بگوید فایده ای ندارد، این شخص اصلا به این مسائل ورود نمی کند. یک فقیه باید این احساس را داشته باشد که این موضوع لازم است تا بتواند بحث را پیش ببرد.
شرط چهارم: آشنایی با زبان زمانه
وی در ادامه بیان کرد: کسی که می خواهد وارد تمدن بشود، اولا باید با اقتضائات زمان خود آشنا باشد. می دانیم که زمان، در نوع اجتهاد تأثیر دارد و همچنین لازم است تا زبان زمانه خود را هم بلد باشد که بتواند وارد گفتگو بشود؛ تا تضارب آرائی رخ ندهد، نمی تواند در این عرصه به خوبی به نتیجه برسد.
استاد محمد حسین طاهری در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: مقدمه ورود به عرصه تمدن، همان گفتگو است. ما باید دیدگاه اسلام را با دیدگاه مکاتب دیگر مقایسه کنیم. برای مقایسه کردن و هم عرضه کردن دیدگاه اسلام باید تسلط بر زبان وجود داشته باشد تا فهم طرفینی ایجاد شود.
وی اضافه نمود: اگر سؤال شود که بجای زبان آموختن، به گسترش ترجمه بیندیشیم؛ باید در پاسخ کلام شهید مرتضی مطهری را یاد آور شویم که در بسیاری از موارد به ترجمه های کتب دانشمندان ایراد می گرفتند؛ به عنوان مثال در ترجمه یکی از کتاب های فلاسفه که به آن واسطه نظری را به یکی از فیلسوفان نسبت دادند؛ استاد مطهری بیان کرد که نظر این فیلسوف غیر از این ترجمه است؛ و در نهایت هم حق با استاد مطهری بود./270/260/21/