استاد تفسیر قرآن با اشاره به روایتی ابراز داشت: مَثَل شیعیانی که با قرآن ارتباط ندارند مثل خرما است، طعمشان خوب است ولی بو ندارند، این بو نداشتن کنایه از نداشتن جاذبه است که نمیتوانند دیگران را جذب کنند.
استاد ابراهیم کفیل در گفتگو با خبرنگار نشست دورهای اساتید، ما به عنوان وظیفه صنفی و رسالتی که در این راه داریم موظف هستیم تا قرآن و مباحث آن را در کنار ایمان و ولایت مداری مورد توجه قرار دهیم تا هم خود و هم قلوب مردم را به سمت خداوند متعال متوجه سازیم.
وی ادامه داد: بحث در این رابطه را میتوان در سه محور مورد بررسی قرار داد، خود قرآن، نزول قرآن و اهداف قرآن، نسبت به اصل نزول، این کتاب وقتی نازل شده به تعبیر بزرگان نزولش بالتجافی نیست، یعنی مثل بارانی نیست که وقتی نازل شد دیگر در بالا نباشد، نزول قرآن بالتجلی است، لذا خود قرآن نیز میفرماید «وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» این کتاب در عین حال که نازل شده، در ام الکتاب در نزد ما بلند مرتبه و سنجیده است، نزول قرآن مثل آویختن یک ریسمان است نه انداختن یک ریسمان، ریسمانی که آویخته شده تا یک سرش را بندگان خدا بگیرند و به سمت خدا بالا بروند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه ابراز داشت: بهترین وقت برای این نزول انتخاب شده که شب قدر باشد، شب قدر از این جهت که فضیلت ویژه داشته، ظرف شده برای نزول قرآن، بعد از اینکه قرآن در این شب نازل شده، به واسطه نزول قرآن عظمت ویژه پیدا کرده است، عمر شب قدر به اندازه عمر عالم است، زمانی که خداوند عالم را خلق کرده و از همان آغاز آفرینش، ماهها دوازده تا قرار داده شده، چهار ماه دارای حرمت ویژه قرار گرفته و در بین همه ماهها، ماه مبارک رمضان به عنوان ماه خدا غیر قابل مقایسه با دیگر ماهها است و در این ماه شب قدر قرار گرفته است، انبیاء سابق نیز شب قدر داشتهاند که در روایت نیز بدان اشاره شده است، لذا عظمت شب قدر به جای خودش محفوظ است، وقتی آن شب به واسطه آن عظمت ظرف نزول قرآن شده، عظمت و فضیلت و ویژگیهایش افزایش پیدا کرده و امتیاز خاصی پیدا کرده است.
وی در ادامه گفت: قرآن در شب قدر نازل شده، منتهی آنچه درباره قرآن و تدبیر عالم هست، این است که شب قدر همانطور که از آغاز بوده، همین طور ادامه خواهد داشت تا روز قیامت و باز هم این نزول در شب قدر ادامه پیدا خواهد کرد و این امر در شب قدر همچنان مستمر خواهد بود، در نتیجه باید صاحب امر باشد که این امر را دریافت کند؛ که به این مطلب در روایاتی که درباره فضلیت شب قدر و سوره قدر آمده، اشاره شده است.
استاد تفسیر حوزه در مورد هدف قرآن گفت: قرآن اسامی و اوصاف مختلفی را برای خودش معرفی کرده است، در بعضی از آیات فرموده «...قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ» یا در جای دیگری فرموده «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»، این اوصافی که برای قرآن بیان شده میتواند ما را با رسالت قرآن آشنا سازد و توقعی که ما در رابطه با قرآن داریم، آن توقع را واقعی کند، یعنی ما با قرآن به عنوان کتاب ذکر برخورد میکنیم «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْر» آن زمان توقع از کتاب ذکر این است که غفلتها را از بین ببرد، سه محور اساسی در این کتاب بیان شده که انسان از آن غافل شده و قرآن این غفلتها را از بین میبرد، اول غفلت از خداوند متعال است «...اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» که قرآن توصیه جدی دارد، دوم غفلت انسان از خودش است که این هم به واسطه غفلت از خدا حاصل میشود، «...نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ...» وقتی خدا را فراموش کردند، خدا نیز خودشان را از یادشان برد و کسی که خودش از یادش برود؛ دچار خسران میشود «خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ»، سوم غفلت از سرنوشت و معاد است که قرآن در این باره نیز آیات متعددی دارد از جمله «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ» اینها بواسطه ذکر خانه و ذکر آخرت مخلَص شدند و اینها را با یک ویژگی خالص کردیم و آن یاد خانه و آخرت بود.
وی اضافه کرد: وقتی با قرآن به عنوان کتاب ذکر برخورد میکنیم علاوه بر سه محوری که گفته شد، قرآن مصادیق ذکر دیگری را نیز معرفی میکند، خود رسول الله صلی الله علیه و آله هم ذکر است «قد انزل الله اليكم ذكرا رسولا» قرآن خودش را ذکر میداند، رسول الله را ذکر میداند، بعد اهل بیت پیامبر علیهم السلام را اهل ذکر میداند «اسئلوا اهل الذكر» اهل ذکر به یک معنا اهل کتاباند و در معنایی دیگر همان اهل بیت عصمت و طهارت هستند، از مصادیق دیگر ذکر نیز نماز میباشد، نماز به عنوان بهترین و جامعترین نماد بندگی خداوند متعال است که خداوند از آن به عنوان ذکر یاد کرده است، مخصوصا نماز جمعه و نماز به صورت کلی «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري».
استاد کفیل ابراز داشت: زمانی ما به قرآن از منظر هدایت نگاه میکنیم، محورهای اصلی هدایت مثل شناخت خدا، شناخت خودمان، شناخت وظیفه، شناخت آفتها و آسیبها. قرآن کتاب هدایت است و به سوی خدا هدایت میکند، به سوی وظایفی که داریم هدایت میکند که چشمانمان نسبت به آفتها و آسیبها و راههای مقابله با آن باز شود، گاهی قرآن را به عنوان شفاء در نظر میآوریم؛ «...وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ...»، بیماریهای وجود دارد که قرآن آنها را معرفی میکند، در عرصه عقائد، اخلاق، روابط با دیگران مثل بخل و حسد و نفاق به عنوان بیماری، و بعد راه درمان را هم نشان میدهد، امام علی علیه السلام وقتی متقین را معرفی میکنند میفرمایند اینان دردمندانه قرآن میخوانند «اما اللیل فصافون اقدامهم تالین لاجزاء القران یرتلونه ترتیلا، یحزنون به انفسهم و یستثیرون به دواء دائهم»، قرآن به تعداد صفاتی که برای خود معرفی کرده میتواند مورد رجوع قرار گیرد و انسان را از برکاتی که در بر دارد بهرهمند سازد، ختم قرآن در ماه مبارک رمضان فرصت مغتنمی است تا انسان از این برکات مستفیض شود، این کتاب کلام خداست و حضرت فرمودند خداوند متعال در کلامش برای مردم تجلی کرده است بدون اینکه مردم آن را مشاهده کنند.
وی در خاتمه با بیان روایتی به تأثیر جایگاه قرآن در بین انسانها اشاره کرد و گفت: از امام صادق علیه السلام در اصول کافی نقل شده که حضرت افراد را به چهار دسته تقسیم میکنند؛ بعضیها هم قرآن دارند و هم ایمان، بعضی نه ایمان دارند نه قرآن، بعضی ایمان به آنها داده شده قرآن داده نشده و بعضی قرآن دارند و ایمان ندارند. بعد راوی تقاضای توضیح از حضرت میکند، حضرت در قالب مثال شرح میفرمایند که افرادی هستند که ایمان دارند ولی قرآن ندارند، اینجا ایمان همان ولایت اهل بیت علیهم السلام است، اینان شیعیانی هستند که متأسفانه با قرآن ارتباطی ندارند، مثل اینها مثل خرما است، طعمشان خوب است ولی بو ندارد، این بو نداشتن کنایه از نداشتن جاذبه است که نمیتوانند دیگران را جذب کنند، گروه دیگر افرادی هستند که قرآن دارند ولی ایمان ندارند که منظور عامه هستند، قرآن را به صورت زیبا تلاوت میکنند اما ولایت ندارند؛ مثل اینان مثل مورد است، مورد گیاهی است که گاهی همراه با حنا هم استفاده میشود و خواصی دارد، اگر چه این گیاه بوی خوبی دارد ولی طعم بسیار تلخ و بدی دارد. بوی خوش آنها گاهی انسان را جذب میکند ولی مزه تلخ آن انسان را طرد میکند، گروه دیگر که نه ایمان دارند نه قرآن مانند حنظله هستند حنظله هندوانه ابوجهل را میگویند، اینان بویی ندارند و طعم و مزه تلخی دارند، که عامهای هستند که با قرآن ارتباط ندارند، گروه دیگر که هم قرآن دارد و هم ایمان مانند ترنج هستند، که هم بوی خوبی دارند و انسان را جذب میکنند و هم طعم و مزه خوبی دارند. شیعهای که با قرآن ارتباط داشته باشد هم خاصیت دارد، هم خودش بهره میبرد و هم دیگران را بهرهمند میسازد که این فرد جاذبه فراوانی نیز دارد.
استاد کفیل تأکید کرد: به عنوان وظیفه صنفی نیاز داریم هم پر خاصیت باشیم و هم جاذبه داشته باشیم که به فرموده امام صادق علیه السلام این امر در پرتو قرآن حاصل میشود، غیر از تأثیراتی که خود قرآن دارد بر اساس رسالت صنفی نیز وظیفه داریم مباحث قرآنی را دنبال کنیم تا هم وجود خودمان شیرین شود و این شیرینی را هم خودمان استفاده کنیم و هم خاصیت پیدا کنیم و هم جاذبه داشته باشیم تا بتوانیم انشاء الله قلوب مردم را به سمت خداوند متعال متوجه کنیم./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید