به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد یحیی جهانگیری، مدرس حوزه و دانشگاه، درباره چرایی و بایستگی بازاندیشی در حوزه مقاومت به ویژه در مبانی تئوریک آن به ایراد سخن پرداخت و اظهار کرد: این واقعیت و حقیقت جهان است که مقاومت یک جریان است. جریان در معنا و مفهوم یک اتفاق عملیاتی و دارای پیرو است و توانسته در لایههای مختلف بسط پیدا کند و این قابلیت وجود دارد که از جریان به گفتمان تبدیل شود.
وی با تأکید بر اینکه اگر مقاومت میخواهد به گفتمان تبدیل شود، به پیشزمینههایی نیاز است، ادامه داد: مقاومت همچون هواست که آن را تنفس میکنیم. اگر میخواهیم مقاومت از جریان به گفتمان تبدیل شود، توجه به چند نکته ضروری است؛ این اتفاق نمیافتد مگر آنکه مبانی تئوریک مقاومت به خوبی تحلیل و تبیین شود. مقاومت اگر میخواهد رو به جلو حرکت کند باید از تئوریپردازیهای پیشین خود عبور کند. بر همین اساس گفته میشود به الهیات مضاف در گفتمان مقاومت نیاز داریم.
جهانگیری با اشاره به اینکه مقاومت از لحاظ کارکردی بسط زیادی پیدا کرده است، افزود: مقاومت امروز فقط در عرصه نظامی تعریف نشده، بلکه با مضافالیههای دیگری روبهروست؛ در جامعه خودمان این مفهوم پسوندهای دیگری به خود گرفته است؛ مقاومت اقتصادی، مقاومت علمی و شاید فرداها مقاومت سینمایی، مقاومت رسانهای و ... نیز پدیدار شود. مقاومت آنجایی اتفاق میافتد که آن پدیده ظرفیت نوزاییِ چندوجهی داشته باشد. اگر اینگونه نباشد از بین خواهد رفت، همچون مکاتب و ایسمهایی که به دلیل نبود این نوزایی دیگر اثری از آنها نیست.
این مدرس حوزه با تأکید بر اینکه ذاتا گفتمان مقاومت بسطپذیر است، گفت: هر نظریهای ظرفیت این را ندارد که به جریان تبدیل شود و هر جریانی ظرفیت تبدیل شدن به گفتمان را ندارد. اگر جریانی فراجریان باشد به گفتمان تبدیل میشود. علیرغم همه مسائل و مشکلات، مقاومت توانست به جریان تبدیل شود و اگر چه متولد شده و فرزند بستر نظامی بود، اما کارکردهای دیگری نیز پیدا کرد و در سایر حوزهها نیز دغدغهآفرین شد. آن هنگامی که لیبرال به ایسم و مکتب تبدیل شد، توانسته بود مبانی نظری خود پیشین خود را تبیین کند. مقاومت نیز در حال تولید پسینهایی در حوزههای کارکردی است، اما مبانی پیشین آن مور غفلت قرار گرفته است و اگر تولید نظریه اتفاق نیفتد مقاومت کور خواهد بود و به کج راههها رفته و نمیتواند کنشگری داشته باشد و نهایتاً به گفتمان تبدیل نخواهد شد.
وی افزود: گفتمانها و مکاتبی خواهند ماند که فرابخشی و چندوجهی باشند. مقاومت فرابخشی و فراجریانی عمل کرد. مقاومت امروز فراخمینی، فراشیعی و حتی فرااسلامی و فرادینی شده است. نمونههای بارزی نیز در اینباره در دنیا وجود دارد. مقاومت ریشههای الهیاتی داشت و امام محور بود، اما این تغییر پیدا نکرد، در حالی که ما امروز به الهیات مقاومت احتیاج داریم. اگر مقاومت الهیاتی به الهیات مقاومت تبدیل نشود و فقط دغدغههای الهیاتی داشته باشد، مشکلات تئوریکی پیدا خواهد کرد و پایا و پویا نخواهد بود و به پایان میرسد. باید این آیه شریفه که میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا...؛ در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند...» به خوبی تبیین شود و پاسخگوی این پرسش باشیم که دغدغهمندان و طرفداران عرصه مقاومت که بیدین هستند را چگونه زیر چتر مقاومت جای بدهیم؟
جهانگیری با بیان اینکه مقاومت امروز دغدغه الهیاتی ندارد، ادامه داد: امروز زیر سایه مقاومت، غیرمسلمانان و غیردینداران هم آمدهاند و این عرصه باید مباحث تئولوژی و تئوریک خود را حل کند و لازمه آن این است که به الهیات مضاف بپردازیم. تا قرن ۱۹ الهیات در غرب درباره خدا بحث میکرد و موضوع دانش خدا بود و به تعبیر آیتالله جوادی آملی، در آن زمان، «علم همان دین بود» و با علم درباره خدا صحبت میکردند. اما بعد از آن که دکارت انسان را محور قرار داد و این مسئله که من میاندیشم، پس هستم، الهیات در غرب با دغدغههای انسانی گره خورد و اینگونه شد که دیروز انسان درباره خدا بحث میکرد، اما امروز الهیات و خدا درباره انسان بحث میکند و لذا میگویند «کنش خدا درباره انسان چیست؟»
به گفته این مدرس دانشگاه، اگر مقاومت فقط گستره جغرافیایی داشته و اگر نتواند تبیین تئوریک داشته باشد و پیشوندهای خود را حل کند، دچار ابهام خواهد شد و این ابهام فرزند ناخلفی است که پدر را ترور خواهد کرد. باید درباره فقه مقاومت بحث کنیم و اخلاق و تفسیر مقاومت را مورد بحث قرار دهیم، اگر اینها مطرح شود مقاومت میتواند پاسخگو باشد. اگر الهیات مقاومت تولید نشود مقاومت نه تنها کنشگر و پیشران و پیشرو نخواهد بود، بلکه دچار پارادوکس و ابهام نیز خواهد شد؛ لذا نیاز به اندیشه و تولید نظر در این عرصه وجود دارد.