به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، محسن فقیهی، استاد سطح عالی حوزه، ۲۲ آبان در ادامه مباحث تفسیری سوره مبارکه بقره به آیه ۱۱۶ این سوره «وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ» اشاره کرد و گفت: وَقَالُوا، ضمیر قَالُوا به یهود و نصارا و مشرکان باز میگردد؛ آنها گفتند خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است؛ مسیحیان، مسیح را فرزند خدا تعبیر میکنند و یهودیان هم عزیر را فرزند خدا میدانستند؛ ولد هم اعم از دختر و پسر است زیرا مشرکان، ملائکه را دختران خدا میدانستند.
وی با اشاره به تعبیر «سُبْحَانَهُ» افزود: سبحانه یعنی اینکه خداوند از این صفاتی که به او میدهند، منزه است؛ آنچه در آسمان و زمین است برای خداست و در برابر خداوند قانت و خاشع هستند؛ قنوت اطاعت از روی خشنودی و رضایت و با جان و دل و قلب آرام است، زیرا ممکن است کسی جبراً از کسی یا قانونی اطاعت کند، ولی قانت، اطاعت اختیاری و همراه با رضایت است.
استاد فقیهی با طرح این سؤال که چرا خدا فرزندی برای خود اتخاذ نمیکند، تصریح کرد: انسان برای بقای نسل و دستگیری در وقت پیری و سختی فرزند به دنیا میآورد، ولی خداوند نه نیازی به سرگرمی و کمک و نه احتیاج به بقا دارد، بنابر این خدا منزه از این تعابیر است؛ همچنین وقتی همه ملک و ملکوت برای خداست نیازی به کسی و چیزی ندارد.
اتخاذ فرزند، لازمه مادی بودن است
استاد سطح عالی حوزه علمیه با بیان اینکه خداوند خالق والدین است، تصریح کرد: لازمه انسان، مادیت و جسم بودن است، ولی خداوند اگر فرزندی داشته باشد همین لازمه برای او ایجاد میشود و این با شأن الهی ناسازگار است؛ آسمان و زمین و ملک و ملکوت معدوم بودند و خداوند آنها را ایجاد کرده است، لذا او بدیع السموات و الارض است؛ ولید و والد نیاز به جسمیت و ماده دارد، ولی خدایی که آنها را خلق کرده فوق ماده است.
استاد سطح عالی حوزه با بیان اینکه خداوند به دلایل علمی و عقلی و نقلی نمیتواند، والد باشد و ولدی برای خود انتخاب کند، اضافه کرد: در سراسر آیات داریم که هر چه در آسمان و زمین است، تسبیح خدا را میگویند و هوشمند هستند؛ ممکن است علم به جایی برسد که برگ درختان و اشجار و کوهها در حال تسبیح هستند؛ هنوز علم به آن مرتبه نرسیده است.
استاد فقیهی با اشاره به كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ اظهار کرد: این تعبیر به «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» بازگشت دارد، یعنی همه عالم خاضع و خاشع در محضر الهی هستند و اگر نافرمانی در جهان است، برای انسان است. بشر، ناقص العقل است که گردنکشی و نافرمانی میکند. در اینجا دو نوع اطاعت تکوینی و تشریعی مطرح میشود، اطاعت تشریعی برای انسان، خلق شده است و موجودات دیگر آن را ندارند، قرآن فرموده: «أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ»، هر چه در آفرینش است، تسبیح او میگویند یا فرموده است: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ».
نهی از تعابیر دون شأن خدا
وی اضافه کرد: داستان اتخاذ فرزند برای خدا ممکن است همیشه عامدانه نباشد، بلکه از روی جهل، کسی تعبیر را به کار برده و شایع شده است؛ انسان کسی را که دوست دارد و او را بزرگتر و ولی خود میداند و به او محبت دارد، والدین هستند، این نوع محبتها سبب شده تا برخی مجازا بخواهند خدا را هم بزرگ جلوه دهند، تعبیر به اینکه خدا پدر من است، میکنند، یعنی خدا ولی و بزرگ و همه چیز من است؛ این اطلاق مجازی است.
استاد فقیهی تصریح کرد: ممکن است کسانی که خدا را به عنوان پدر مطرح میکنند و مسیح را فرزند خدا میدانند، منظورشان این نباشد که واقعا ازدواج و فرزندی به دنبال این ازدواج در کار باشد؛ علامه طباطبایی و برخی مفسران هم چنین احتمالی را دادهاند؛ البته تعابیر اینها غلط است و خداوند به شدت آن را نهی فرموده است. گرچه خود مسیحیان هم که چنین باوری دارند، برای توجیه عدم سهگانگی در اعتقادشان همین توجیه را بیان میکنند.
استاد حوزه علمیه با اشاره به «بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»، تصریح کرد: به هرحال خداوند ابداعکننده آسمان و زمین است لذا این نوع تعابیر ولو مجازی هم باشد درخور شأن الهی نیست و باید از تعابیر و اسماء و صفات توقیفی که خود خدا در قرآن به کار برده استفاده کنیم. لذا باید در تعبیرات، دقت بیشتری داشته باشیم.
وی افزود: انسان، افضل موجودات عالم است و همه آنچه در زمین است برای او خلق شده، بنابر این باید قانت و خاشع در برابر خداوند باشد و حق هم همین است نه اینکه گردنکشی کرده و راه انحراف برود.
/260/12/