همه مذاهب بر اساس اجتهاد شکل گرفته است؛ حتی در مورد مذهب شیعه اینچنین است؛ در مورد شیعه بیان می شود که مذهب شیعه همزمان با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوجود آمده است؛ البته باید گفت همین برداشت هم اجتهادی است.
استاد حسین رجبی از اساتید حوزه قم و همچنین مؤسسات و دانشگاه های مختلف، از جمله دانشگاه ادیان و مذاهب قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه گفتگو در موضوع «نظریه تعدد اجتهاد» پرداخت. در قسمت گذشته به بیان مختصری از این نظریه اشاره گردید و در این قسمت به بیان نتایج آن، پراخته خواهد شد.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای این قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: جا دارد که نشست هایی برگزار بشود و این نظریه مورد انتقاد قرار بگیرد تا ببینیم که آیا می شود این نظریه را به نتیجه رساند یا خیر!
وی در بیان نخستین اثر این نظریه افزود: نظریه تعدد اجتهاد نظریه ای است که در مرحله نخست علمای اسلام را به تعمق و تطور صحیح در مبانی مذاهب دعوت می کند؛ چنانچه در مبانی به وحدت نظر نرسند، اختلافات بی حاصل را کنار گذاشته و اختلافات را بستر رشد علمی و تعمق فکری قرار دهند؛ نه اینکه این اختلافات را بستری برای نزاع های بی حاصل قرار دهیم.
استاد رجبی اضافه نمود: این مطلب مهمی است؛ ما باید این اختلافات را بستر رشد علمی و زایش علمی قرار بدهی ما می توانیم این نظریات و ضابطه های آنها را بررسی کنیم.
وی در ادامه بیان کرد: این نظریه به پیروان مذاهب زندگی متفکرانه ارائه می دهد و نه زندگی معتقدانه؛ یعنی قبل از اعتقاد پیدا کردن باید تفکر نمود؛ نه اینکه ما اعتقادات را کنار بگذاریم، (این کلامی است که اخیرا یکی از روشنفکران بیان کرده بود که ما با این کلام او مخالف هستیم)؛ مقصود ما این است که همراه با اعتقاد، تفکر را داشته باشیم.
این استاد دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: پس یکی از نتیجه های این نظریه این شد که یا علمای مذاهب مختلف در مبنا به وحدت نظر می رسند؛ که این امر بسیار مطلوب است؛ اگر هم در مبنا به یگانگی نرسیدند، آن را بستری برای نزاع ها قرار ندهند بلکه آن را بستری برای زایش و رشد علمی قرار دهند؛
استاد حسین رجبی خاطرنشان کرد: دومین اثری که این نظریه دارد، آن است که این نظریه اختلافات میان مذاهب را مانند اختلافات مجتهدان درون یک مذهب می داند. مگر در میان یک مذهب هم مبنای مجتهد دیگر را باطل نمی دانیم! نقد می کنیم و گاهی 10 اشکال بر آن وارد می دانیم. در عین اینکه در مبانی مخالف اشکال را وارد می دانیم، آن را به عنوان نظریه علمی مطرح کنیم و قابل بررسی می دانیم؛ از این رو باید به نظر مخالف احترام گذاریم و نسبت های کفر و شرک و بدعت به مبنای طرف مقابل ندهیم.
وی اضافه نمود: بدعت یعنی کسی چیزی به دین نسبت دهد که جزو دین نیست. شما با اجتهاد می آیید و اثبات می کنید که این جزو دین است، می توانید بگویید که این آقا قائل به بدعت است؟! یا آنها آیا می توانند به ما نسبت به خروج دین و بدعت بدهند؟ چرا که آنها با اجتهاد بوده است که به این نتیجه می رسند. شاید بتوان گفت که مبنایش را قبول نداریم یا اینکه مبنای طرف مقابل را قبول داریم. در نهایت نتیجه ای که طرف مقابل بر اساس آن مبنا اتخاذ کرده است را قبول نداریم، اما اجتهاد است؛ شاید بگویید که اجتهاد طرف مقابل عمیق نیست؛ گفتگو کنیم تا اجتهاد را عمیق کند.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: اثر سوم آن است که نظریه تعدد اجتهاد خلأهای عمیق جهان اسلام را نظیر نسبت شرک و کفر، خروج از دین، عدم اقتداء در نماز جماعت، تدلیس و تخطئه کردن کتاب ها و متون علمی و فقهی یکدیگر را برطرف می کند. زمینه های رشد جریان های افراطی را می خشکاند. پیروان مذاهب را داخل اسلام دانسته و همدل و در راستای ساختن تمدن اسلامی سوق می دهد. مذاهب را بر اساس نگاه تعدد اجتهاد نگاه می کند؛ مذاهب را در قالب مسائل نظری می بیند و نه در قالب مسائل بدیهی؛ از این رو اختلاف ها در مسائل استدلالی رخ می نماید.
وی اضافه نمود: البته مشترکات بستری برای رسیدن به حل اختلاف ها است. یکی از مهمترین مشترکات بین مذاهب همین مسئله اجتهاد است؛ باید توجه کرد که در هیچ مذهبی یک اجتهاد نداریم و یک نظر نداریم؛ بلکه تعدد اجتهاد در میان است.
استاد رجبی در ادامه بیان اثرها و نتایج نظریه تعدد اجتهاد خاطرنشان کرد: این نظریه می گوید هر مکلفی وظیفه دارد تا مذهب خود را با مطالعه و تحقیق برگزیند و هیچ مذهبی نمی تواند پیروان مذهب دیگر را مجبور به ترک آن مذهب کند؛ اگر چه می تواند راهنمایی نماید و راه را نشان بدهد، اما اجباری در میان نیست؛ چه اینکه خدا هم این کار را نکرده است و فرموده است: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» راه را و نظرات را بیان کنیم؛ چرا باید بگوییم که از ما تقلید و پیروی کنند.
وی افزود: این نظریه از جهات علمی زمینه های مثبتی را برای دریافت نظرات مذاهب مخالف آماده می سازد و در پرتو مطالعات علمی دیگران گستره علمی دانش پژوه فراهم می شود؛ سعه صدر فراهم می شود؛ دگم اندیشی از بین می رود؛ جمود و تعصب از بین می رود؛ بسیاری از مسائل مذهب با نگاه اجتهادی دیگران بهتر قابل فهم می شود؛ از این رو مرحوم آیت الله العظمی بروجردی فرمود: نظرات دیگران را ببینید؛ بعد از این مرحله، فهم نظرات ما بهتر فراهم می شود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما از نظر علمی همه مذاهب در عین حفظ مذهب و عمل به فتوای علمای خودشان در مسائل کلان امت اسلامی مانند سیاست های کلان و کلی جهان اسلام در مقابل با چالش ها، صلح و جنگ و حفظ و حراست جامعه اسلامی و مانند آن، از رهبری واحد تبعیت می کنند. طبق این نظریه هر مذهب مبنا و احکام خودش را دارد و بیان کرده است؛ اما در مسائل کلان امت اسلامی هر مذهبی از رهبری که عادل و بصیر است و از یک ساختار خاصّ رها است، تبعیت کنند.
وی اضافه نمود: این مطلب جای بحث دارد و مختصر بیان شده است و باید گفت: عملی هم است. در کشور ما مذاهب مختلفی وجود دارد. همه هم در مسائل کلان امت اسلامی از رهبری واحد اطاعت می کنند؛ کما اینکه در درون مذهب امامیه همین طور است. مراجع بزرگی داریم که همه آنها در مسائل کلان به حمایت رهبری اقدام می نمایند و از ایشان اطاعت می کنند.
استاد حسین رجبی بعد از بیان اثرات نظریه تعدد اجتهاد، خاطرنشان کرد: اینها نکاتی است که در پرتو این نظریه می توانیم به آن برسیم و اگر بتوانیم این نظریه را در حوزه مذاهب اسلامی جا بیندازیم، هم به این آثار می رسیم و هم از تک جانبی بیرون می آییم و ان شاء الله به همه مسائل و اختلافات با نگاه اجتهادی نظر کنیم.
وی افزود: من در مراکز مختلف شرکت کرده ام حتی در نماز های جمعه آنها سخنرانی داشته ام؛ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را برای آنها بحث و بیان کردم: ما در حدیث غدیر این استفاده را می کنیم و شما چیز دیگر استفاده می کنید اما ما نظریه خودمان را برای آنها تبیین کردیم تا مخاطب ببیند که استدلال آنها بهتر است یا استدلال ما و هیچ حساسیتی هم ایجاد نشده است؛ یعنی داغ ترین بحث، مانند حدیث غدیر را در نمازهای جمعه سخنرانی کردیم، بدون اینکه حساسیت ایجاد شود. بیان کردیم که فرمایش حدیث غدیر چیست و خودشان هم قبول دارند؛ ولی در مفهوم، وجه دیگر را توجیه می کنند. بنابراین نکته مهم این است که ان شاء الله بتوانیم این مباحث را به خوبی ارائه بدهیم.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: همه مذاهب بر اساس اجتهاد شکل گرفته است؛ حتی در مورد مذهب شیعه اینچنین است؛ در مورد شیعه بیان می شود که مذهب شیعه همزمان با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوجود آمده است؛ البته باید گفت همین برداشت هم اجتهادی است.
وی افزود: جایگاه و ویژگی های ائمه معصومین علیهم السلام بعدها تبیین شده است؛ نسبت دادن علم غیب و عصمت و منصوص بودن اهل بیت علیهم السلام، اینها به مرور پیدا شده است. در صدر اسلام اصول بیان شده است.
این استاد دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه بیان کرد: درست است که در روایاتی از اهل بیت علیهم السلام سؤال شده و این استدلال ها آمده است؛ ولی اصول مذهب ما به مرور زمان تبیین شد.
وی اضافه نمود: به عنوان نمونه می توان به علم غیب اشاره نمود؛ آیا علم غیب برای غیر خدای عزّوجلّ هم ممکن است که قرار گیرد؟ آیا اهل بیت علیهم السلام دارای علم غیب بودند؟ محدودیت آن چقدر است؟
استاد رجبی با اشاره به کتابی که خودشان به رشته تحریر در آورده اند، یعنی«دیده ها و دریافت ها» خاطرنشان کرد: در این کتاب، در ذیل عنوان علم غیب، به نقل مرحوم طبرسی و سید مرتضی رحمهما الله اشاره کردیم و نشان دادیم که اعتقادات آنها نسبت به علم غیب ائمه علیهم السلام به چه ترتیب بوده است.
وی افزود: سید مرتضی می گوید: «برای اثبات امامت نیاز به اثبات علم غیب برای امام در تمام جهات نیست؛ فقط در علم دین کافی است.» بیان مرحوم صاحب تفسیر مجمع البیان و شیخ مفید را نیز آوردیم و قابل اثبات است که نگاه علمای گذشته ما به بحث علم غیب، چیزی متفاوت از نگاه امروزی علمای بزرگوار مکتب تشیع است و این، همان بحثِ اجتهاد است. بله! اصل علم غیب در قرآن برای غیر خدا آمده است، اما اجتهاد در حدود، ثغور و مصادیق آن است.
این استاد حوزه و دانشگاه اضافه نمود: شبیه بحث علم غیب را می توان در بحث «عصمت» هم دنبال نمود؛ اگر چه اصل آن ثابت است، اما در قلمرو و حدّ آن جای اجتهاد وجود دارد.
وی در ادامه بیان کرد: از آیه «اولوا الامر» امامت را استفاده می کنید؛ اما تشخیص مصادیق آن، از مباحث اجتهادی است؛ حال باید پرسید این مصادیق آیا به ضروریات دین ثابت است و یا به نظریات دین؟ بله! جزو ضروری مذهب می تواند باشد؛ اما در زمانی که به خوبی بحث و استدلال شد که در صدر اسلام و در ادامه در زمان ائمه علیهم السلام هم بوده است و استدلال های معصومین علیهم السلام به همراه استدلال های عقلی بیان گردید و به این ترتیب چنین مطلبی برای مذهب ما اثبات گردید. ولی طیفی دیگر می گویند منظور از اولوالامر مصادیق دیگری هم می تواند باشد که بحثی اجتهادی است.
استاد حسین رجبی خاطرنشان کرد: بنده خودم معتقدم که اسلام واقعی شیعه است؛ یعنی از نگاه عقلی، عقلایی و نصوص حقیقت پیام پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مذهب ما است و همان است که ما بدان اعتقاد داریم؛ اما در عین حال وقتی نگاه می کنیم نسبت به دیگران، نمی توانیم وظیفه دیگران را مشخص کنیم. ما صرفا می توانیم نظراتمان را به دیگران ارائه دهیم. اگر قبول کردند، به مذهب ما می آیند اگر قبول نکردند، طیف دیگری هستند. اما نمی توانیم آنها را از کفار بدانیم. چرا که آنچه را که تبیین کردیم بر اساس نظریات و اجتهادات خودمان است؛ اینها از نظریات است. و چون در شکل مذاهب بیان می گردد، آنها هم می گویند شیعه هم بی مذهب نیست.
وی افزود: البته ما نیاز به مذهب نداریم و نباید مطرح کنیم؛ اما آنها هم همین را می گویند؛ می گویند «اسلام همان است که ما در اجتهاداتمان به آن رسیده ایم» ما هم می گوییم: «اسلام همان است که ما با اجتهاداتمان به آن رسیده ایم». به همین جهت این اختلافات وجود دارد؛
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: اجتهاد در مباحث غیر ضروری ایرادی ندارد؛ به عنوان مثال این امر در مصداق شناسی جاری است؛ تا به سراغ مصداق رفتیم بحث نظری می شود. ما اصل امامت را ضروری اسلام می دانیم. آنها هم قبول دارند. اما می گویند مصداقش فلان آقا است و صحابه این امر را انتخاب کرده اند؛ ولو با سقیفه و یا با شورا بوده باشد. آنها برای این امر به آیات استدلال می کنند. آنچه که در این جا مشکل را حل می کند آن است که ضروریات را از غیر ضروریات جدا کنیم.
قسمت اول مصاحبه
https://www.neshasteasatid.com/node/5447
/270/260/20/