استاد پور متقی مطرح کرد؛

زینب پیامرسانی آگاه و مکلفی شجاع

ابن عباس هم در اواخر عمرش ناراحت و پشیمان شده بود؛ مرحوم شیخ مفید در کتاب امالی خود آورده است که بعد از جریان سقیفه و کنار گذاشتن امیرالمؤمنین توسط مردم، ابن عباس در جمع مردم گفت: بدبختی ما از زمانی شروع شد که علی را کنار زدید و ما هم بی تفاوت ماندیم یا کاری نکردیم.

 

 به مناسبت سالروز پرنور و سرور زینب کبری سلام الله علیها، استاد حسن پورمتقی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوعی تحت عنوان «زینب پیامرسانی آگاه و مکلفی شجاع» پرداخت.

 

این استاد درس خارج در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: زندگانی حضرت سلام الله علیها را در دو مقطعِ قبل و بعد حادثه عاشورا باید مورد بررسی قرار داد.

 

وی افزود: در پیش از واقعه عاشورا، حضرت زینب سلام الله علیها با اختیار خودش همراه امام حسین علیه السلام شد. زندگی راحت و مرفهی داشت؛ همسرش مرد متدین و سرمایه داری بود. زندگی راحت و بی دغدغه ای داشت؛ اما اوضاع جامعه و قیامی که امام حسین علیه السلام در پیش داشت، موجب شد که حضرت زینب سلام  الله علیها، اباعبدالله الحسین علیه  السلام را، نه به عنوان برادر بلکه به عنوان ولیّ خدا همراهی نماید.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: حضرت زینب سلام الله علیها اوضاع جامعه را همانند برادرش به خوبی می شناخت. اینکه جامعه وقتی به وسیله حاکمی نااهل اداره بشود، به کجا می رسد و چگونه اسلام در آنجا آلتِ دست واقع می شود؛ معارف و مصالح، احکام اسلامی هر روز نادیده گرفته می شود و برخوردهای بدی با آنها می شود.

 

وی در ادامه بیان کرد: اینها را حضرت زینب سلام الله علیها می دانست؛ فلسفه قیام برادر را می دانست. می دانست که امام حسین علیه السلام برای چه قیام کرد و می دانست که امام حسین علیه السلام که بود. این امر را از بسیاری از رجال و بزرگان آن زمان، مانند عبدالله بن عباس و حتی از همسرش عبدالله بن جعفر بهتر می دانست.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این مطلب را از سخنان، حرکت ها و موضع گیری های او می توان دریافت؛ امام حسین علیه السلام قیام کرد؛ چرا که حاکمان نااهل بنی امیه دشمنان جدی اسلام و درصدد محو معارف اسلامی هستند؛ تا جایی که بعد از گذشت حدود بیست سال حاکمیت معاویه، همه چیزِ جامعه وارونه شده است؛ تا جایی که نگاه مردم به زندگی هم متحول و معکوس شده است. یعنی نگاه مردم به زندگی شان این است که تنها بمانند، تحت هر رژیمی و با هر شرایط و با هر رژیمی تنها زندگی بی دغدغه و بی دردسر داشته باشند. همه همّ و غمّ مردم است.

 

وی اضافه نمود: مردم در دوران بیست ساله استبداد و تهدید حاکمیت بنی امیه همه چیزشان منقلب شد و همه چیزشان رنگ سردی به خود گرفت؛ مردم در فهم درست از زندگی شان دچار تردید و آفت شدند. مردم نمی فهمیدند که معنای درست زندگی چیست؟

 

استاد حسن متقی خاطرنشان کرد: در برخی از منابع این کلام، از قولِ امام حسین علیه السلام آمده است: «إنّ الحیاة عقیدة و جهاد»؛ در واقع خطاب امام حسین علیه السلام به جامعه خودش است که ای جامعه و ای مردم! زندگی، داشتنِ یک آرمان مقدس و تلاش برای حاکم کردن همان آرمان است. این زندگی است.

 

وی افزود: همین بیان را به شکل دیگری نیز بیان فرموده اند؛ در آنجا که از حضرت سیدالشهداء علیه السلام خواستند تا با حاکمیت یزید بیعت بکند، به گونه ای دیگر فرمودند: «ما أری الموت الا السعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما» زندگی آن نیست که در تحت سیطره حاکمان ظالم ادامه پیدا کند؛ این زندگی، مرگ است. زندگی آن است که در تحت حاکمیت یک حاکم صالحی باشد و انسان تابع آن رهبر و حاکم بوده و  در این راستا به زندگی خود و به تبعیت از آن حاکم صالح بپردازد.

 

وی  در ادامه یبان کرد: این را حضرت زینب سلام الله علیها می دانست؛ زینب می دانست که همه چیز یک جامعه و نظام، در دست رهبر اوست؛ حضرت زینب سلام الله علیها می دانست که اگر افسار جامعه در دست حاکمان صالح باشد، جامعه رنگ صلاح و سعادت می گیرد. مردم با معرفت اسلامی انس پیدا می کنند و با تکلیف و در محور حق زندگی می کنند.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: این را حضرت زینب سلام الله علیها می دانست و می دانست آنچه که تا آن زمان بر گرده مردم مسلمان وارد شده، جریان حاکمیت نااهل بنی امیه است که اگر این نبود، مردم به اینجا نمی رسیدند که در فاجعه کربلا آن گونه عمل کنند؛ یا بی تفاوت باشند یا از تهدید ابن زیاد به انزوا بروند یا فریب بخورند یا انحراف در منش و روش خود را تجربه کنند.

 

وی اضافه نمود: همه اینها را حضرت زینب سلام الله علیها می دید. کافی است که توجه کنید که حضرت زینب در چند مقطع به این نکته اشاره می کند که حاکی از آگاهی دقیق حضرت زینب است که در این زمینه از همه نامداران زمان خودش سبقت گرفت. او جامعه و امام را می شناسد؛ از این رو حضرت زینب سلام الله علیها در بارگاه یزید همان حرفی را می زند که امام حسین در قیام خودش اعلام می کند.

 

این استاد درس خارج حوزه افزود: در بارگاه یزید، وقتی اهل بیت علیه السلام را در حال اسارت به کاخ یزید بردند، حضرت زینب این خطابه را در آنجا می فرماید: «فکد کیدک واسعَ سعیک؛ فوالله لا تمحوا ذکرنا و لا تمیت وحینا» قسم به خدا هر چقدر تلاش کنی نمی توانی وحی را از بین ببری؛ نمی توانی نام ما را از بین ببری.

 

وی در ادامه بیان کرد: معنی این جمله آن است که حاکمان اموی می خواستند اسلام را از بین ببرند و چون اسلام در چهره اهل بیت منعکس و متجلی بود؛ می خواستند نام اهل بیت را از بین ببرند؛ اهل بیت در جامعه شناخته شده نباشند و منزوی باشند.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: حضرت زینب سلام الله علیها با شناختی که از جامعه و حاکمیت دارد، این را می فرماید؛ این بیان همان فرمایش امام حسین و برادر عزیزش بود؛ امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمود: اینها از من دو چیز می خواهند؛ یا بیعت و یا کشتن؛ اما قسم به خدا من بیعت نمی کنم؛ فرمود: من آن کسی نیستم که دست بیعت به شما بدهم؛ مانند بردگان هم اهل فرار نیستم. «لا والله لا اعطیکم بیدی إعطاء الذلیل و لا أفرّ فرار العبید»

 

وی افزود: حاکمیت در پی این بود که امام حسین سلام الله علیه بیعت کند؛ لابد اگر بیعت نکرد، فرار کند؛ یا اگر فرار در میان نبود، تسلیم بشود؛ امام حسین علیه السلام فرمود: هیچکدام از اینها در فرهنگ حسینی نیست؛ این فرهنگ پرورش یافته از فرهنگ نبوی، علوی و فاطمی است؛ در این فرهنگ اینجور الفاظ، راه ها و شیوه ها معنا ندارد؛ از این رو امام حسین علیه السلام قیام را اختیار کرد؛ با آنکه می دانست به شهادت می رسد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: حضرت زینب سلام الله علیها به همه اینها آگاه بود؛ با همه این احوال با امام زمان خود همراهی می کرد؛ چون انسان باید از امام اطاعت و تبعیت کند؛ نه آنکه در برابر امام بایستد و توجیه کند؛ از این رو عبدالله بن جعفرها، عبدالله بن عمرها و ابن عباس ها در تاریخ هیچ توجیهی برای عدم همراهی امام حسین علیه السلام ندارند. چون بالاخره انسان مسلمان، در همه حال باید امام داشته باشد. اگر امام حسین را نپذیرفتند و حرف او را قبول نکردند و اطاعت نکردند، پس امام آنها که بود؟

 

وی در ادامه بیان کرد: از سوی همه کسانی که متدین، مسلمان و آگاه هستند، این سؤال وجود دارد که ابن عباس ها در طول تاریخ باید جواب بدهند که هیچ گاه جواب درخوری ندارند. ابن عباس ها باید جواب بدهند که چرا امام حسین سلام الله علیه را یاری نکردند؟ چرا به نصیحت پرداختند؟ یعنی امام حسین بیشتر از آنها آگاه از زمانه و حاکم و حاکمیت نبود؟ بنی امیه را خوب نمی شناخت؟ نمی دانست که قیامی که در پیش گرفته، منجر به شهادت می شود؟ بحث شهادت در آنجا به عنوان یک اهرم بیدارگر بوده است؛ اما ابن عباس ها فلسفه قیام امام حسین سلام الله علیه را نفهمیدند.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: این افراد در اثر تبلیغاتی که از سوی دستگاه بنی امیه اعمال شده بود، همه فشل شدند؛ چون امام حسین علیه السلام انقلاب و قیام خود را شروع کرد، به همین دلایل بود که حضرت زینب سلام الله علیها همراه او شد؛ امام حسین که خانواده خود را برد؛ اما از خانواده دیگری بود؛ شوهر و فرزندان داشت؛ حضرت زینب سلام الله علیها خودش آمد؛ چرا که می دانست هر انقلابی پیامبری می خواهد تا پیام انقلاب را به گوش آیندگان برساند. انقلاب امام حسین به پیروزی نظامی نخواهد رسید ولی هدف امام حسین محقق خواهد شد.

 

وی افزود: از این رو می دانست که اگر انقلابی پیامبر و پیامرسانی نداشته باشد، مدافع زبانی آگاه و شجاعی نداشته باشد، در چنبره گرد و غبارهای نظام حاکم محو می شود. آرمان انقلاب و خود انقلاب و رهبر انقلاب و پیروان انقلاب در تاریخ و در میان مردم جامعه گم می شوند؛ مردم همه چیز را فراموش می کنند؛ از این رو حضرت زینب سلام الله علیها آمد؛ چون انقلاب نیاز به پیامبر و پیام رسان داشت.

 

استاد حسن متقی خاطرنشان کرد: حضرت زینب سلام الله علیها زن بود؛ ولی پیامرسان راستینی برای امام خودش بود؛ از این رو حضرت زینب تا آخرین پیام انقلاب و قیام امام حسین را به درستی رساند.

وی اضافه نمود: حرکت زینب سلام الله علیها را در کوفه به یاد تاریخ مانده است؛ مردم کوفه را با یک نهیب مخاطب قرار داد؛ مردم را مات و مبهوت کرد و سخنان خود را گفت؛ اما تاریخ فقط یک گوشه ای از آن را ذکر نمود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خطبه تهدیدآمیز و کوبنده حضرت زینب سلام الله علیها تازیانه بیدارگری بر پیکر مردم نااهل کوفه بود. نوشته اند که مردم دهانشان باز مانده و چشم ها گریان بود. مردم بر اثر خطابه حضرت زینب سلام الله علیها چنان بیدار شدند که دهانشان تحت فرماندهی ابن زیاد بود؛ ولی چشمشان که برآمده از روح آگاه او بود، تحت سیطره سخنان و صحبت های حضرت زینب سلام الله علیها بود و اشک از چشمان مردم سرازیر می شد.

 

وی افزود: این پیام رسانی قیام امام حسین علیه السلام در این مقطع بود؛ از آن طرف، حضرت زینب سلام الله علیها در گودال قتلگاه هم همین حرکت را انجام داد؛ وقتی آنها را خواستند تا آنها را از گودال قتلگاه عبور دهند، از مرکب فرود آمد و بر پیکر برادر بوسه زد؛ سخنانی گفت و نوحه هایی بیان کرد که نوشته اند دوست و دشمن از این خطبه منقلب گردیدند و همه گریان شدند؛ یعنی ایجاد تحول کرد و پیام امام را رساند.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: حضرت زینب سلام الله علیها تا قبل از فاجعه روز عاشورا یاور انقلاب و یاور امام بود؛ نشان داد که باید امام را یاری کرد و نباید دست از یاری امام شست؛ حضرت زینب این همه تلاش را نه برای برادر که برای امام و ولایت و امامت و رهبری انجام داد و نشان داد که اطاعت از امام و رهبری برای همیشه واجب است. زینب نه زین اب که زین زنان انقلابی و مردان تاریخ بشریت ماند، زین و زینت همه انقلابی های تاریخ ماند.

 

وی اضافه نمود: از سوی دیگر وقتی فاجعه کربلا را رقم زدند و خواستند اینها را به اسیری ببرند و به اسیری بردند، اولین جایی که بردند، به دربار ابن زیاد بردند. ابن زیاد دستور به شاهدی شهر داده بود؛ در کوفه همه جا شادمانی هلهله بود. اینها را وارد مجلس کردند.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: حضرت زینب همه اینها را می دید؛ شهادت برادر و برادرزادگان و عزیزان خودش را دیده بود. مجروح شدن، برهنه شدن، اسارت زنان، کودکان در کوه و دشت را دیده بود. حسین را در میان دشمن تنها دیده بود. آب طلبی امام حسین علیه السلام برای کودکی شیرخواره را دیده بود. آتش کشیدن خیمه ها و فرار کودکان را، سرِ برادر بر سرِ نیزه را می دید.

 

وی افزود: همه و همه را دیده بود؛ ولی زینب سلام الله علیها یک ذره سست و مأیوس نشد؛ چون پیامبر است؛ پیامبر اگر سست شود، یا پیام را نمی رساند یا درست نمی رساند؛ پیام خونین حسین و اسلام اصیل را باید برساند.

 

استاد حسن متقی خاطرنشان کرد: این فاجعه ها و حوادث تلخی که برای زینب سلام الله علیها پیش آمد، اگر هر کدام برای هر یک از افراد بشر کافی است؛ حتی اگر از قدرت و قوت بالایی هم برخوردار بوده باشند، باز غیر قابل تحمل بود. چندین نفر از عزیزان و اقوام زینب سلام الله علیها در چند ساعت به شهادت رسیده اند؛ اما زینب سلام الله علیها تسلیم است؛ صابران در برابر صبر او به تعظیم می ایستند.

 

وی افزود: «ژان دارک» ها در مقابل زینب سلام الله علیها چیزی حساب نمی شوند؛ انگلستان، دیگران، غرب، شرق و اروپا به ژان دارک می نازند؛ اما ژان دارک کجا و زینب کجا! حضرت زینب بعد از فاجعه کربلا در هر قدم و در هر روز که شد، سختی های بیشتر و فشار بیشتری دید؛ اما همه این فشار و سختی ها را تحمل کرد و یک قدم عقب ننشست.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: همه چیز را دید؛ این که فرمود: ما رأیت الا جمیلا، همان سخن امام حسین علیه السلام است. کسی که در راه خدا برای تکلیف خودش قیام کرد، جز زیبایی چیزی نمی بیند. اگر شلاق، رعب، تازیانه و داغ عزیزی آمد، همه اینها زیبا است چون خدا در میان است.

 

وی در ادامه بیان کرد: انسان در راه انجام تکالیف و رسالت و انجام وظایفی که از سوی اسلام متوجه اوست، هیچگاه بدی نمی بیند؛ بلکه هر چه را که می بیند، خوبی است؛ چون خیر است. «الهی بیدک لابیدک غیرک» همه چیز در دست خدا است.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: دشمنان خواستند تا اسلام را محو و نابود کنند؛ خواستند نام امام حسین محو بشود؛ مبلّغ امام حسین، زینب در تاریخ نمانَد؛ اما تاریخ عظمت اینها را نوشت و نام اینها را جاودانه کرد. تا انسان هست و تا تاریخ هست و تا عظمت هست، زینب و امام حسین علیه السلام هستند؛ لا أری الموت الا السعاده هم هست.

 

وی افزود: ان شاء الله خدای سبحان به برکت حضرت زینب سلام الله علیها نگاه انسان ها و جامعه بشری را متحول کند که از زندگی معنای درستی درک کنند، عاشقانه و صابرانه و اینها تلاش کنند تا با حاکمیت اسلام اصیل، نبوی و علوی، انسانیت در جامعه بشری به کرسی بنشیند.

 

این استاد درس خارج حوزه در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه  اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید که به مناسبت میلاد پر نور و سرور زینب کبری سلام الله علیها انجام می گیرد، خاطرنشان کرد: اگر قیام امام حسین علیه السلام به درستی تحلیل بشود، در همه حال می تواند ایجاد تحول نماید.

 

وی افزود: باید اهداف امام حسین را به زبان رسا برای جامعه تبیین نماییم؛ اگر اینها روشن، تحلیل و تفسیر بشود، به ویژه با استمداد از فرمایشات خود ایشان، یقینا در جامعه ایجاد تحول می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مشکلی که در جامعه داریم این است که الگوهایمان را نتوانستیم به درستی بشناسانیم؛ یا بد شناساندیم یا اصلا نشناساندیم.

 

وی اضافه نمود: انسان ها نمی توانند بدون الگو زندگی کنند؛ این واقعیتی است که قرآن کریم بیان می کند. وقتی در قرآن کریم از عبارت «اسوة حسنة» استفاده می کند، در واقع دارد این حقیقت را بیان می نماید که جامعه بدون الگو نمی تواند راه را در پیش بگیرد و به جایی برسد.

 

استاد حسن متقی خاطرنشان کرد: اگر ما الگوهای اصیل را نشان ندادیم، به سراغ الگوهای غرب و شرق می روند؛ آن وقت کژی و پلشتی می آید. ما حتی به عنوان کسانی که مبلغان اسلام هستیم، در شناساندن الگوهای اصیل کم می گذاریم. اگر می بینیم که جامعه به اینجا می رسد، باید بدانیم که بدتر از این هم می شود.

 

وی افزود: سخن پیش می آید  که اینها امام بودند و ما نمی توانیم که به آنها برسیم؛ اما باید به این قائلین گفت عمار و زینب که امام نبودند؛ اگر اینها را هم درست بشناسانیم، در جامعه غوغا می شود.

 

این استاد درس خارج حوزه در بخش دیگری از این گفتگو به مقوله ابن عباس ها اشاره نمود و خاطرنشان کرد: ابن عباس های آن زمان در برابر امام معصوم ماندند و «أنا رجل» را زمزمه نمودند و تفسیر و تحلیلشان آنها را به فلاکت کشاند.

 

وی اضافه نمود: ابن عباس هم در اواخر عمرش ناراحت و پشیمان شده بود؛ مرحوم شیخ مفید در کتاب امالی خود آورده است که بعد از جریان سقیفه و کنار گذاشتن امیرالمؤمنین توسط مردم، ابن عباس در جمع مردم گفت: بدبختی ما از زمانی شروع شد که علی را کنار زدید و ما هم بی تفاوت ماندیم یا کاری نکردیم.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: این بیان در زمان امام معصوم بود؛ الآن در عصر غیبت هستیم؛ جانشین عام امام زمان (عج) ولی فقیه است؛ در مسائل حاکمیتی، حکومتی، سیاسی و فتوایی حرف دیگری است؛ که مراجعی هستند و مقلدی دارند؛ اما در مسائل رهبری جامعه، ایستادن، تخلف و توجیه کردن و مقاومت نمودن در مقابل رهبر همان ابن عباس هایی می شوند که سر از فاجعه کربلا در می آوردن. همان ها که امام و زعیم یک جامعه را تنها می گذارند و این امر باعث فشل شدن اسلام می شود.

 

وی افزود: اگر قدرت مردم دست حاکم و رهبر جامعه نباشد، آن جامعه به جایی نمی رسد. اگر در یک جامعه ای مردم در مسائل حکومت و رهبری تابع رهبر نباشند، جامعه رنگ بدبختی و فشل و هزار صدایی می گیرد و به سمت نابودی حرکت می کند.

 

استاد متقی خاطرنشان کرد: اتحاد مردم در حول محور رهبری است، حرکت مردم، قیام و قعود مردم در یک نظام اسلامی در عصر غیبت در تحت زمامداری و سخن و نظر و رأی رهبر جامعه اسلامی باید باشد؛ اگر غیر از این باشد، سنگ روی سنگ بند نمی شود. در مقابل گرگ ها و روباه ها و کفتارهایی که در جامعه هستند، جامعه اسلامی را نابود می کنند.

 

وی اضافه نمود: همه همت باید این باشد که کلام و سخن رهبری و سیره رهبری تقویت بشود، بدون اینکه تحلیل و توجیه های آبکی داشته باشیم.

/270/260/20/

 

ج, 09/28/1399 - 11:16