استاد شفیعی شاهرودی مطرح کرد؛

ولایت فقیه «قسمت چهارم»

 فكر أخبارى‏ ها تا اواخر قرن دوازدهم ادامه پيدا كرد و به اوج خود رسيد، لكن پس از ايستادگى علماى بزرگ در برابر آن فكر عالمانى چون ملّا محمّد باقر وحيد بهبهانى متوفّاى (1208) و شيخ مرتضى انصارى متوفّاى (1281) بانى اُصول جديد، اين فكر رو به اُفول گراييد .

 

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «ولایت فقیه» پرداخت.

 

ديدگاه اخباريون :

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در اوايل قرن يازدهم (= قرن طلايى روايت) ديدگاه جديدى براى منع دخالت عقل در استنباط احكام شرعى ارائه شد. دعوت كننده به سوى اين ديدگاه، ميرزا محمّد استرآبادى متوفّاى (1033) در مكّه مكرّمه است. او برهه ‏اى از زمان در مدينة الرسول زندگى كرد و در آن جا كتاب «الفوائد المدنيّة» را نوشت. او در اين كتاب، به كسانى كه در استنباط احكام شرعى از عقل بهره مى‏گيرند، حملات شديدى كرد .

 

وی افزود: او اصرار دارد كه تنها راه فهم احكام شرعى سنّت است؛ زيرا از يك سو، قرآن را فقط مخاطبانِ قرآن يعنى امامان معصوم‏عليهم السلام مى ‏فهمند (= «إنّما يعرف القرآن من خوطب به») و از این رو مجالى نمى ‏ماند براى اين كه ما از قرآن چيزى درك كنيم. و از سوى ديگر، اجماع هم باطل است؛ زيرا از بدعت‌ هاى عامّه است.

لكن بيشترين تلاش خود را صرف اين كرده است كه ثابت كند دخالت دادنِ عقل در استنباط جايز نيست .

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: نظریّۀ او بر اين مقدّمه استوار است كه فقها در استناد به عقل از اهل قياس و اجتهاد و متكلّمين و فلاسفه و منطقى‏ ها پيروى كرده‏ اند، و اگر توجّه مى ‏كردند كه عقل در غير مسائل حسّى و شبيه به حسّى مانند رياضيّات، خطا مى‏ كند، هرگز بر اجتهاد و عقل اعتماد نمى ‏كردند

.

وی اضافه نمود: كسانى كه تقريباً از اين روش پيروى كرده‏ اند از اين قرارند :

1 - ملّا محمّد محسن فيض كاشانى متوفّاى (1091).

2 - شيخ محمّد بن حسن حرّ عاملى متوفّاى (1104(.

3 - ملّا محمّد باقر مجلسى متوفّاى (1111).

4- سيّد نعمت اللَّه جزايرى متوفّاى (1112(.

5 - شيخ يوسف بحرانى متوفّاى (1186).

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: افراد ياد شده از بزرگانِ علماى شيعه بوده ‏اند و داراى كتاب هاى مهمّ فقهى و حديثى هستند .

 

وی افزود: البتّه اين افراد در يارى كردنِ اين ديدگاه از حيث شدّت و ضعف تفاوت دارند، هر چند همگى اين امتياز را بر محدّث استرآبادى دارند كه حرمت مخالفينِ خود در اين روش يعنى اُصولى‏ ها را حفظ مى‏ كنند، بلكه برخى از آنان مانند محدّث بحرانى به خاطر اين عملكرد (= توهين به اُصولى ‏ها) بر محدّث استرآبادى خورده گرفته است؛ آن جا كه گفته است :

 »... وهو (أي الأسترآبادي) أوّل من فتح بابِ الطعنِ على المجتهدين وتقسيمِ الفرقة الناجية إلى أخباري ومجتهد، وأكثرَ في كتابه : الفوائد المدنيّة من التشنيع على المجتهدين، بل ربما نسبهم إلى تخريب الدين.

وما أحسن وأجاد، ولا وافق الصواب والسداد؛ لما قد ترتّب على ذلك من عظيم الفساد . . .» (ر .ک : لؤلؤة البحرین :117)

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: فكر أخبارى‏ ها تا اواخر قرن دوازدهم ادامه پيدا كرد و به اوج خود رسيد، لكن پس از ايستادگى علماى بزرگ در برابر آن فكر عالمانى چون ملّا محمّد باقر وحيد بهبهانى متوفّاى (1208) و شيخ مرتضى انصارى متوفّاى (1281) بانى اُصول جديد، اين فكر رو به اُفول گراييد .

 

وی در ادامه بیان کرد: امّا اين كه چرا اين فكر به وجود آمد، نيازمند دقّت است .آنچه كه خودِ أخبارى‏ ها ادّعا مى ‏كنند، اين است كه روايات وارد شده از اهل بيت علیهم السلام به قدرى زياد است كه با وجود آنها، فقيه از مراجعه به عقل بى نياز مى‏ شود، آن گونه كه فقها در آغاز غيبت كبرى به روايات اكتفا مى‏ كردند .

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه اضافه نمود: برخی (شهید مرتضی مطهری به پیروی از استاد خود آیت الله بروجردی . البتّه این سخن مورد نقد واقع شده است؛ ر. ک: تاریخ حصر الاجتهاد، علّامه طهرانی.) بر اين باورند كه فكر اخباريّه با فكر حسّيّه كه در آن زمان در اروپا مطرح بود، ارتباط دارد.

.

وی افزود: شايد بتوان گفت: از آن جا كه واژه «اجتهاد» داراى دو معنا بوده است؛ معناى خاصّ (= عمل به قياس و رأى) و معناى عامّ (= عمليّات استنباط احكام شرعى)، و تا بُرهه ‏اى از زمان بين اين دو معنا تفكيك حاصل نشده بود، از اين رو، مرحوم استرآبادى فقها را متّهم كرده است كه از اهل قياس و رأى پيروى مى‏ كنند و از این رو به ترك اجتهاد و عمل به احاديث فرا خوانده است و بر اين باور است كه روش او همان سيرۀ فقها در دوران غيبت صغرى و پيش از آن است؛ زيرا در آن زمان، فقها به احاديث اعتماد مى ‏كرده ‏اند و اجتهاد را ترك مى‏ كرده ‏اند. لكن، به زعم او، برخى فقها مانند ابن جنيد، شيخ مفيد، شيخ طوسى، و سيّد مرتضى از اين راه منحرف شده ‏اند و راه اجتهاد را بدعت نهاده‏ اند .

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: شايد اين گونه افكار باعث شده‏ اند كه مرحوم استرآبادى چنان نظريّه ‏اى را مطرح كند، نه اين كه تحت تأثير فكر حسّيّه بوده باشد، يا اين كه بين اين دو فكر ارتباطى طبيعى برقرار باشد .

 

وی اضافه نمود: افزون بر آن كه بعيد است بين اين دو فكر تلاقى وجود داشته باشد؛ زيرا مرحوم استرآبادى از نظر زمانى مقدّم بوده و فكر حسّيّه در آن زمان در مناطقى مانند شرق اوسط انتشار نيافته بود .

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در هر حال، ترك عقل به نحو كلّى تنها زمان كوتاهى ادامه داشت، و حتّى كسانى كه بعد از مرحوم استرآبادى از مكتب اخباريّه پيروى كردند، آن گونه كه استرآبادى حكم عقل را ردّ كرده بود ردّ نكردند بلكه تا حدّى به آن اعتراف نمودند .

 

نكته :

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: از بيانات گذشته نكته ‏اى مهمّ كه بسيارى از آن غافل مانده‏ اند يا در آن به اشتباه افتاده ‏اند، آشكار مى‏ شود و آن اين كه: اخبارى ‏هاى از اصحاب ما اجتهاد را ردّ نمى ‏كنند، بلكه اساساً امكان ندارد كه آن را ردّ كنند، بله در بعضى از مبادى اجتهاد، با اُصولى ‏ها مناقشاتى دارند؛ و از اين رو صاحب كفايه مى‏گويد :

 »قد انقدح أنّه لا وجه لتأبي الأخباري عن الاجتهاد بهذا المعنى؛ فإنّه لا محيص عنه كما لا يخفى .

غاية الأمر له أن ينازع في حجّيّة بعض ما يقول الاُصولي باعتباره ويمنع عنها، وهو غير ضائر بالاتّفاق على صحّة الاجتهاد بذاك المعنى؛ ضرورة أنّه ربما يقع بين الأخباريّين كما وقع بين الاُصوليّين» (ر . ک : کفایه 2: 464.)

بلكه از كلمات برخى اخبارى‏ ها استفاده مى ‏شود كه اجتهاد نزد آنان واجب است لكن به روش خود آنها. (ر. ک : هدایة الأبرار ، شیخ حسین کرکی :203.)

لینک قسمت قبلی مصاحبه:https://www.neshasteasatid.com/node/6134

/270/260/21/

ج, 01/20/1400 - 12:23