استاد شفیعی شاهرودی مطرح کرد؛

ولایت فقیه «قسمت پنجم»

شاید بتوان شیخ طوسی را شخصی دانست که تا حدّی بین مسلک اُصولی و أخباری جمع کرد؛ به دلیل این که هم از یک سو دو کتاب روایی مهمّ یعنی استبصار و تهذیب را نوشت و از توجّه و دقّت در روایات غافل نبود، و هم از سوی دیگر کتاب اُصولی «عُدّه» را نوشت. نظیر محدّث بحرانی که کتاب فقهی حدائق را نوشت و در آغاز آن حدود دویست صفحه مباحث اُصول را مطرح کرد؛ و از این رو، وی را می‌ توان یک أخباری منصف دانست.

 

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی  نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «ولایت فقیه» پرداخت.

 

تاريخچۀ أخباريّه :

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: پيش از اين اجمالاً به تاريخچۀ اخباريّه اشاره شد، تفصيل مطلب آن كه: أخباريّون را از اين جهت أخبارى مى‏ نامند كه از بين ادلّه اربعه، در استنباط احكام فقط به أخبار اعتماد مى‏ كنند.

 

وی افزود: فكر استناد به أخبار در استنباط احكام، از زمان امامان معصوم علیهم السلام شروع مى ‏شود؛ زيرا اصحاب ائمّه غالباً به نصوصى كه از امامانِ خود دريافت مى ‏كرده ‏اند، اكتفا مى ‏كرده ‏اند؛ از اين رو براى دستيابى به حكم شرعى نيازمند بذل جُهد فراوان نبوده ‏اند.

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: البتّه اين، مانع نشده كه برخى از اصحاب ائمّه كه اهليّت براى استنباط داشته‏ اند، اجتهاد نمايند؛ مانند فضل بن شاذان و يونس بن عبد الرحمن و امثال آنها كه فتاواى آنها در فقه نقل شده است .

 

وی اضافه نمود: پس از پايان دوران حضور و دور شدن از عصر نصوص، دو روش كلّى در كيفيّت رسيدن به احكام شرعيّه آشكار شد :

راه نخست: امتداد روش غالب اصحاب ائمّه يعنى اكتفا به نصوص.

پيروان اين روش شخصيّت‌ هاى بزرگ شيعه هستند؛ مانند محمّد بن يعقوب كلينى متوفّاى (328)، و علىّ بن بابويه قمى متوفّاى (328)، و محمّد بن على بن بابويه قمى متوفّاى (381) كه از آنها به صدوقين تعبير مى ‏شود .

راه دوم: اجتهاد و تفريع فروع بر اُصول است. هر چند واژۀ «اجتهاد» را به كار نبرده اند؛ به خاطر آن كه در آن زمان معنايى داشته كه نزد ائمّه مردود بوده‏ و آن عبارت است از: «عمل به رأى شخصى و قياس و استحسان و امثال اين دو» .

پيروان اين روش در بين قدما عبارتند از: حسن بن ابى عقيل عمّانى و ابن جنيد اسكافى از اعلام قرن چهارم. سپس شيخ مفيد در اين روش از آن دو پيروى كرد، و آنگاه دو شاگرد او سيّد مرتضى متوفّاى (436) و شيخ طوسى متوفّاى (460).

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آن گونه كه پيش از اين گفتيم، در بين افراد ياد شده شيخ طوسى بيشترين تأثير را در عمليّات تطوير داشته است. او كه شيخ الطائفة بود، توانست راه دوم را استمرار بخشد و راه اوّل را متوقّف سازد هر چند أحياناً اين طرف و آن طرف ياورانى داشت.

 

نکته:

استاد شفیعی شاهرودی اضافه نمود: شاید بتوان شیخ طوسی را شخصی دانست که تا حدّی بین مسلک اُصولی و أخباری جمع کرد؛ به دلیل این که هم از یک سو دو کتاب روایی مهمّ یعنی استبصار و تهذیب را نوشت و از توجّه و دقّت در روایات غافل نبود، و هم از سوی دیگر کتاب اُصولی «عُدّه» را نوشت. نظیر محدّث بحرانی که کتاب فقهی حدائق را نوشت و در آغاز آن حدود دویست صفحه مباحث اُصول را مطرح کرد؛ و از این رو، وی را می‌ توان یک أخباری منصف دانست.

 

وی افزود: تا آن كه پس از گذشت چند قرن مجدّداً در آغاز قرن يازدهم روش فقهى أخبارى ‏ها تحرّک جديد پيدا كرد و به دست ملّا محمّد امين استرآبادى به اوج رسيد، و بزرگانى مانند افراد زير به يارى او پرداختند هر چند در شدّت و ضعف يارى تفاوت دارند :

1 - محمّد تقى مجلسى معروف به مجلسى اوّل متوفّاى (1070). او تأثير زيادى از محدّث استرآبادى پذيرفته است .

2 - ملّا محمّد باقر مجلسى متوفّاى (1111). او معتدل بوده است .

3 - محمّد بن مرتضى معروف به ملّا محسن فيض كاشانى متوفّاى (1091). او ابتدا تحت تأثير شديد محدّث استرآبادى بود، ولى بعداً بين أخباريّت و حكمت جمع كرد .

4 - شيخ محمّد بن حسن حرّ عاملى، صاحب وسائل، متوفّاى (1104).

5 - سيّد نعمت اللّه جزايرى متوفّاى (1112).

6 - شيخ يوسف بحرانى، صاحب حدائق، متوفّاى (1186). او از أهمّ رجال فكر أخبارى است و در نهايت تقوا و ورع قرار دارد و انسانى سليم النفس است؛ و در طريق أخباريّت معتدل مى ‏باشد و منتقد افراطى‏ ها حتّى خود محدّث استرآبادى است. عبارت او پيش از اين گذشت .

 

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: سپس مجدّداً در پايان قرن دوازدهم حركت علمى أخبارى ‏ها با تلاش‏ هاى استاد اكبر سيّد محمّد باقر معروف به وحيد بهبهانى در بهبهان و كربلا، رو به اُفول گراييد. به ويژه در كربلا كه بين دو فكر أخبارى و اُصولى مبارزه و تقابل در گرفت؛ در حالى كه قطب فكر اُصولى وحيد بهبهانى بود، و قطب فكر أخبارى محدّث بحرانى بود، و پيروزى نصيب وحيد بهبهانى شد تا جايى كه شاگردان محدّث بحرانى به سمت وحيد بهبهانى رفتند و طريقۀ أخباريّه را رها كرده و از أعلام فكر اُصولى شيعى شدند؛ مانند سيّد مهدى بحر العلوم، شيخ جعفر كاشف الغطاء، محقّق قمى، و محقّق محمّد مهدى نراقى.

 

وی افزود: این امر تا آنجا پیش رفت که نوبت به شيخ اعظم انصارى رسيد، كسى كه علم اُصول جديد را پايه ريزى كرد و تا كنون حركت بدون توقّفى را براى اين علم رقم زده است .

 

نتيجه :

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: تا كنون فكر أخباريّه دوران ‏هاى زير را پشت سر گذاشته است و در هر دوران بزرگانى در آن گام نهاده ‏اند يا مبتلا به ركود شده است.

 

 

1 - دوران اصحاب ائمّه:

 

استاد شفیعی شاهرودی در ادامه بیان کرد: برخی از اصحاب ائمه علیهم السلام که این تفکر را داشته اند، از این قرار هستند: أبان بن تغلب، محمّد بن مسلم، زرارة بن أعين، فضل بن شاذان، و يونس بن عبد الرحمن .

 

وی اضافه نمود: شاید بتوان گفت آن هجده نفری که در علم رجال به نام «اصحاب اجماع» معروف ‌اند، جزء این دسته اند!

 

وی در ادامه بیان کرد: آن هجده نفر طبق نقل کشّی در رجال خود از این قرارند:

شش نفر از اصحاب امام باقر علیه السلام به نام‌ های: زرارة بن أعین، معروف به بن خَرَّبُوذ، و بُرِید بن معاویه، فُضیل بن یسار، محمّد بن مسلم ، و ابو بصیر اسدی.

و شش نفر اصحاب امام صادق علیه السلام هستند به نام ‌های: جمیل بن درّاج، عبداللّه بن مُسکان، عبداللّه بن بُکیر، حَمّاد بن عثمان، حمّاد بن عیسی، و أبان بن عثمان.

و شش نفر از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهما السلام هستند به نام ‌های: یونس بن عبد الرحمان، صفوان بن یحیی، ابن ابی عُمیر، عبد اللّه بن مُغِیره، حسن بن محبوب، و احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطی.

 

2 - دوران غيبت صغرى و آغاز غيبت كبرى (قرن سوم و چهارم)؛

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: در اين دوران شخصيّت هاى بزرگ شيعه مانند محمّد بن يعقوب كلينى متوفّاى (328)، و على بن بابويه قمى متوفّاى (328)، و محمّد بن على بن بابويه قمى متوفّاى (381) كه از آنها به صدوقين تعبير مى ‏شود، معتقد به اين فكر بودند .

 

3 - دوران ركود از قرن پنجم تا اوايل قرن يازدهم .

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شيخ الطائفة شيخ طوسى متوفّاى (460) توانست طريقۀ اُصولى‏ ها را كه در قرن سوم و چهارم همزمان با طريقه أخبارى ‏ها وجود داشت، و بزرگانى مانند حسن بن ابى عقيل عمّانى و ابن جنيد اسكافى از أعلام قرن چهارم، و شيخ مفيد، و شاگرد او سيّد مرتضى متوفّاى (436)، آن را پايه گذارى كرده بودند، استمرار بخشد و طريقۀ أخبارى ‏ها را متوقّف سازد و تا حدود ششصد سال مبتلا به ركود نمايد .

 

4 - دوران شكوفايى مجدّد در قرن يازدهم و دوازدهم

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: دوران شکوفایی مجدد توسّط این بزرگان روی داده است: محدّث استرآبادى و بزرگانى مانند محمّد تقى مجلسى معروف به مجلسى اوّل متوفّاى (1070)، ملّا محمّد باقر مجلسى متوفّاى (1111)، ملّا محسن فيض كاشانى متوفّاى (1091)، شيخ حرّ عاملى متوفّاى (1104)، سيّد نعمت اللّه جزايرى متوفّاى (1112)، شيخ يوسف بحرانى متوفّاى (1186).

 

5- دوران ركود مجدّد از آغاز قرن سيزدهم تا كنون

وی افزود: دوران رکود مجدد به دست ملّا محمّد باقر وحيد بهبهانى متوفّاى (1208) و شيخ مرتضى انصارى متوفّاى (1281) بانى اُصول جديد بوده است.

 

وی افزود: پس فكر أخباريّه دو بار با ركود مواجه شده، هر بار به دست يكى از بزرگان علم اُصول، که بار اوّل قرن پنجم به دست شيخ طوسى، و بار دوم قرن سيزدهم به دست وحيد بهبهانى و شيخ انصارى  بوده است.

لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/6135

/270/260/21/

 

ي, 01/22/1400 - 17:46