استاد شفیعی شاهرودی مطرح کرد:

ولایت فقیه «قسمت هفتم»

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث  در موضوع «ولایت فقیه» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای هفتمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: استرآبادی در شمار ادلّه انحصار دليل، در غیر ضروریات دینی، در سماع از صادقین، بیانی دارد که به همین دلیل به آنها «أخباری» می‌ گویند.

 

وی در همین راستا بیان کرد: البته باید دانست طبق نظر مرحوم استرآبادی در ضروریات دینی که تعدادشان هم کم نیست، مثل اصل وجوب نماز، روزه، حجّ و... نیاز به اجتهاد و تقلید نیست؛ بلکه نیازی به سماع از معصوم هم نیست.

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: بیان مرحوم استرآبادی در ضروریات غیر دینی، در سماع از صادقين این است:

 «الدليل التاسع مبنيٌّ على مقدّمة دقيقة شريفة تفطّنتُ لها بتوفيق اللَّه تعالى؛ وهي: أنّ العلوم النظريّة قسمان :

قسمٌ ينتهي إلى مادّةٍ هي قريبةٌ من الإحساس؛ ومن هذا القسم علم الهندسة والحسابِ وأكثرُ أبواب المنطق....»

 

وی بعد از بیان این فقره از کلام مرحوم استرآبادی اضافه نمود: در همین اوّل کار، از سخن استرآبادی معلوم می شود که أخباری‌ ها با علوم عقلی و نظری از جنس حساب و منطق مشکلی ندارند و معتقد نیستند که این علوم هم باید از طریق روایات دریافت شود!  با این بیان، پاسخ حمله به أخباری‌ ها که آنها را خشک مغز و متحجّر و دشمن علوم عقلی معرّفی می کنند، روشن می شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به دیگر فِقرات کلام مرحوم  استرآبادی پرداخت:

«و هذا القسم لا يقع فيه الخلاف بين العلماء والخطأ في نتائج الأفكار.

والسبب في ذلك: أنّ الخطأ في الفكر إمّا من جهة الصورة أو من جهة المادّة.

والخطأ من جهة الصورة لا يقع من العلماء؛ لأنّ معرفة الصورة من الاُمور الواضحة عند الأذهان المستقيمة.

والخطأ من جهة المادّة لا يتصوّر في هذه العلوم؛ لقرب الموادّ فيها إلى الإحساس .

وقسمٌ ينتهي إلى مادّة هي بعيدة عن الإحساس؛ ومن هذا القسم الحكمة الإلهيّة، والطبيعيّة، وعلم الكلام، وعلم اُصول الفقه، والمسائل النظريّة الفقهيّة، وبعض القواعد المذكورة في المنطق؛ ومن ثَمّ وقع الاختلافات والمشاجرات بين الفلاسفة في الحكمة الإلهيّة والطبيعيّة، وبين علماء الإسلام في اُصول الفقه والمسائل الفقهيّة وعلم الكلام وغير ذلك .

والسبب في ذلك: أنّ القواعد المنطقيّة إنّما هي عاصمةٌ من الخطأ من جهة الصورة، لا من جهة المادّة، وليس في المنطق قاعدةٌ بها يُعلم أنّ كلّ مادّةٍ مخصوصةٍ داخلةٌ في أيّ قسم من الأقسام، ومن المعلوم امتناع وضع قاعدةٍ تكفل بذلك»

 

وی افزود: سپس مرحوم استرآبادی مؤيّداتى براى مدّعاى خود ذكر كرده و آنگاه گفته است :

 »فإن قلت: لا فرق في ذلك بين العقليّات والشرعيّات؛ والشاهد على ذلك ما نشاهده من كثرة الاختلافات الواقعة بين أهل الشرع في اُصول الدين وفي الفروع الفقهيّة »

 

استاد شفیعی خاطرنشان کرد: خلاصه با این که این همه روایت داریم، لکن در مسائل دینی اعمّ از اُصول دین و فرع دین، این همه اختلافات وجود دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: مرحوم استرآبادی در ادامه بیان می  کند:

«قلت: إنّما نشأ ذلك من ضمّ مقدّمة عقليّة باطلة بالمقدّمة النقليّة الظنّيّة أو القطعيّة ....»

 

وی در ادامه بیان کرد: آقایان نه تنها در موارد تعارض نصّ و اجمال نصّ، بلکه در نصوص صریحه و قطع آور باز هم به مسائل عقلی روی می آورند و در آنچه که عقل ظنّی تشخیص می دهد و نقل بر خلاف آن است، جانب عقل را ترجیح می دهند و نقل را توجیه می کنند! و خوب است کسی در یک تحقیق این موارد را به دست آورد (= برای تحقیق و پژوهش).

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: استرآبادی در ادامه بیان می کند:

«...و من الموضحات لما ذكرناه - من أنّه ليس في المنطق قانونٌ يعصم عن الخطأ في مادّة الفكر -: أنّ المشّائين ادّعوا البداهة في أنّ تفريق ماء كوزٍ إلى كوزين إعدامٌ لشخصه وإحداثٌ لشخصين آخرين، وعلى هذه المقدّمة بنوا إثبات الهيولى.

والإشراقيّين ادّعوا البداهة في أنّه ليس إعداماً للشخص الأوّل وإنّما انعدمت صفةٌ من صفاته، وهو الاتّصال».

 

وی در ادامه بیان کرد: استرآبادی پس از بيان اين مقدّمۀ طولانى چنين نتيجه مى‏ گيرد :

 «... إذا عرفت ما مهّدناه من الدقيقة الشريفة، فنقول: إن تمسّكنا بكلامهم‏ عليهم السلام فقد عُصِمنا من الخطأ، وإن تمسّكنا بغيرهم لم نُعصم عنه» (ر.ک : الفوائد المدنیّة: 129 – 131؛ فرائد الاُصول 1: 52 - 53)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: خلاصه سخن فوق اين است كه: علوم نظرى بر دو قسم است :

الف - علومى كه موادّ آنها قريب به حسّ هستند؛ مثل رياضى، منطق، و امثال آن .در اين علوم اختلاف و خطا راه ندارد؛ زيرا موادّ قياس‏ ها نزديك به حسّ هستند و از اين رو خطا در آنها راه ندارد، و صُوَر قياس (يعنى نوع قياس از قبيل حملى و استثنايى و . . .)‌ يقينى بوده و علما با آن آشنا هستند و از اين رو در نتايج آنها اختلاف واقع نمى ‏شود .

.

ب - علومى كه موادّ آنها بعيد از حسّ هستند؛ مانند حكمت (فلسفه)، كلام، اُصول فقه، و مسائل فقهى نظرى. در اين قسم از علوم، اختلاف واقع مى ‏شود؛ زيرا هر چند صُوَر قياس‏ ها يقينى بوده و نزد علما در آنها اختلافى وجود ندارد، امّا از آن جهت كه موادّ آنها نظرى و بعيد از حسّ هستند در آنها اختلاف واقع مى‏ شود، و اين، سبب اختلاف در نتيجه مى ‏شود. و براى محفوظ بودن از اين اختلاف، هيچ راهى جز تمسّک به ائمّه معصومين علیهم السلام وجود ندارد .

 

وی در ادامه بیان کرد: شيخ انصارى در بيان مستفاد از سخن فوق مى ‏گويد :

«والمستفاد من كلامه: عدم حجّيّة إدراكات العقل في غير المحسوسات وما تكون مبادؤُه قريبةً من الإحساس» (فرائد الاُصول 1: 54)

 

نکته:

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: پس بحث أخباری با اُصولی بر سر حجّیّت این علوم است، نه بر سر این که این علوم را فرا بگیریم یا خیر؟ فوایدی دارد یا خیر؟ به نظر أخباری ‌ها چیزی که فلاسفه و حُکما و متکلّمین و اُصولی‌ ها و مجتهدین می گویند برای مردم حجّیّت ندارد!

 

 

5 – وی افزود: او بر اساس سخن پيشين خود، قواعد اُصوليّه‏ اى را كه دربارۀ آنها نصّ خاصّ از معصومين علیهم السلام وارد نشده باشد، مردود مى ‏داند؛ زيرا چنين قواعدى چيزى جز ظنّ افاده نمى ‏كنند، و «إنّ الظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً» و قواعد اُصوليّه‏ اى كه درباره آنها نصّى از معصوم وارد شده، به مورد نصّ اكتفا مى‏ شود .

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از اين رو، ديدگاه او درباره اُصول عمليّه از اين قرار است:

 

1 - اصل برائت:

استاد شفیعی شاهرودی اضافه نمود: پس از اكمال دين و با توجّه به وجوب توقّف (= توقّف در مقام علم و احتیاط در مقام عمل) در فرض عدم علم به حكم واقعه، ديگر موردى براى اصل برائت نيست .

 

وی خاطرنشان کرد: كلام او صريح است در اين كه اصل برائت در هيچ يك از شبهۀ حكميّه وجوبيّه و حكميّۀ تحريميّه حجّت نيست، در حالى كه اُصوليّون اصل برائت را در هر دو حجّت مى ‏دانند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته آنچه که در رسائل و مانند آن خوانده ایم، این است که اخباری ها در شبهۀ حکمیّه تحریمیّه با اُصولی ها اختلاف دارند؛ زیرا اُصولی‌ ها برائتی ‌اند، ولی أخباری‌ ها احتیاطی ‌اند؛ ولی در شبهۀ حکمیّه هر دو برائتی‌ اند؛ ولی ظاهراً استرآبادی با رفقای خود نیز اختلاف دارد و در این جا هم احتیاطی است!

 

2 - استصحاب:

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: استصحاب حجّت نيست جز در دو مورد كه دليل بر حجّيّت آن وجود دارد:

الف - استصحابِ ما جاء به النبي صلی الله علیه و آله و سلم تا آن كه ناسخِ آن ثابت شود.

ب - استصحاب موضوعات احكام شرعيّه؛ مانند اين كه شخصى مالك زمين معيّن باشد، يا زوجِ زنى معيّن باشد، يا داراى طهارت يا عدالت باشد، آنگاه شكّ كنيم كه آيا آن موضوع باقى هست يا خير؟ در اين صورت حكم به بقاء مى‏ كنيم تا وقتى كه قطع پيدا كنيم به وجود چيزى كه شارع سبب براى نقض آن اُمور قرار داده است.

 

3 - اصل طهارت:

این استاد درس خارج حوزه علمیه اضافه نمود: اصالة الطهارة به شبهات موضوعيّه اختصاص دارد؛ مثل اين كه نمى‏ دانيم اين خون از نوع خون پاك مانند خون پشه است يا از قبيل خون نجس مانند خون گوسفند است؟ يا ظرف نجسى كه با ظروف پاك مخلوط شده و الآن نمى‏دانم كه اين ظرف پاك است يا نجس؟

 

وی افزود: امّا در شبهات حكميّه اصل طهارت جارى نمى ‏شود؛ مثل شكّ در طهارت نطفه گوسفند، پس باید توقّف و احتیاط کرد!

 

نتيجه:

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: جامع تمام عقايد فوق اين است كه در استنباط احكام شرعيّه، اعتماد بر استنباطات ظنّيّه مانند قياس و استحسان و استصحاب و اصل برائت و ساير قواعد ظنّيّه، جايز نيست، بلكه در مسائل شرعيّه غير ضروريّه اعمّ از اصليّه و فرعيّه، تنها مدرك و منبع سماع از معصومين علیهم السلام است.

 

نكته:

وی اضافه نمود: مطالب ياد شده که در سه محور کلّی خلاصه می شود: 1- اصل اجتهاد و تقلید 2- ادلّۀ اربعه 3- اُصول عملیّه (أخباری ‌ها از جمله استرآبادی در هر سه محور با اُصولی ‌ها حرف دارد!) اهمّ عناصر ديدگاه استرآبادى است كه با اين افكار خود توانست بر مراكز علمى و فرهنگى شيعه تأثير بگذارد و در نيمۀ چهارمِ قرن يازدهم عقايد او در نجف اشرف راه پيدا كرد و از آنجا به ساير بلاد شيعه گسترش يابد و در بحرين متمركز شود و آن گونه كه گفتيم عالمانى بزرگى را به اين سخنان جذب كند.

 

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: آنچه گفته شد دیدگاه استرآبادی بود که به رئیس الأخباریّین معروف است و همچنین به افراط و زیادروی و تند روی نه فقط در بین اُصولی‌ها بلکه در بین اخباری‌ها نیز معروف است! از این رو دیدگاه های او در بخش های مذکور را نمی توان دیدگاه تمام اخباری ‌ها و محدّثین به حساب آورد.

 

وی افزود: از این رو برای آشنایی کامل با دیدگاه أخباری‌ ها باید دو مطلب زیر بررسی شود:

الف - دیدگاه محدّثین در قرون سه و چهار یعنی دوران غیبت صغری و آغاز غیبت کبری، مانند صدوقین و کلینی. در آن زمان، واژۀ أخباری مطرح نبوده و واژۀ «محدّث» معروف بوده است.

 

ب - دیدگاه أخباری‌ های مُنصف که در قرن یازدهم و دوازدهم بوده‌اند؛ مثل مجلسیین در کتاب لوامع و بحار، و محدّث بحرانی در حدائق، و ملّامحسن فیض کاشانی در سفینة النجاة.

 

 وی اضافه نمود: یکی از أخباری‌ ها نیز محمّد باقر استرآبادی معروف به میرداماد است (به او میرداماد می گویند چون پدرش داماد محقّق کرکی بوده است)، و از عجایب این است که برخی از فلاسفه که در علم فلسفه و حکمت کتاب نوشته اند، در فقه و فروع دین أخباری‌اند مانند همین میرداماد و مانند فیض کاشانی و ملّاصدرا!

/270/260/20/

 

د, 03/10/1400 - 19:04