استاد عندلیب همدانی در ایام شهادت سفیر کربلا مطرح کرد؛

اشکهای پیامبر اکرم و امیرالمومنین برای حضرت مسلم سالها قبل از واقعه کربلا

استاد عندلیب همدانی ابراز داشت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود یا علی؛ فرزند عقیل در راه دوستی فرزند تو کشته خواهد شد و مؤمنین برای وی گریان خواهند بود، ملائکه مقرب درگاه الهی بر فرزند این عقیل درود می‌فرستند، سپس خود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گریستند، آنگاه فرمودند: در مصائبی که خاندانم می‌بینند به خداوند متعال شکایت می‌کنم.

 

استاد محمد عندلیب همدانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، پس از تسلیت به مناسبت شهادت سفیر با اخلاص اباعبدالله الحسین علیه السلام؛ حضرت مسلم بن عقیل گفت: بهترین تعریف و تعبیر برای شناسایی حضرت مسلم بن عقیل سلام الله علیه، کلام سید الشهداء علیه السلام است که خطاب به مردم کوفه نوشت: «إنی باعث إلیكم أخی و ابن عمی و ثقتی من أهل بیتی‏».

 

استاد خارج حوزه علمیه قم ادامه داد: اینکه سید الشداء علیه السلام از حضرت مسلم، تعبیر به برادر و شخصیت مورد وثوق خودش می‌کند و در آن بحبوحه مسائل بسیار مهمی که در کوفه اتفاق افتاده بود شخصیتی مثل حضرت مسلم را به عنوان سفیر و نماینده خودش می‌فرستد، حکایت از این دارد که آن بزرگوار مردی کامل، با تجربه، مخلص و مورد اطمینان حضرت بوده است.

 

عضو اتاق فکر نشست دوره‌ای اساتید بیان داشت: در مورد سن آن بزرگوار به نظر می‌رسد که به هنگام شهادت حدود پنجاه ساله بودند، شرکت آن حضرت در برخی از جنگهای زمان خلیفه دوم، رتبه فرماندهی در نبرد صفین، نمایندگی حضرت امام مجتبی علیه السلام در کوفه و فرزندان رشیدی که در روز عاشورا از حضرت مسلم به شهادت رسیدند، قرائنی است که حدود سن این بزرگوار را برای ما روشن می‌کند، بنابراین نمی‌توان آنچه را که برخی گفته‌اند که سن ایشان حدود 28 سال بوده است را پذیرفت.

 

استاد حوزه گفت: مرحوم صدوق در کتاب شریف امالی خودش نقل می‌کند و دیگران نیز این مطلب را دارند که حضرت امیرمؤمنان علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوال کردند: آیا شما عقیل را دوست دارید؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آری، عقیل را دوست دارم، دو محبت هم به او دارم، یکی برای اینکه خودش شخصیت دوست داشتنی است، دیگر اینکه ابوطالب وی را دوست دارد، یا علی؛ فرزند این عقیل در راه دوستی فرزند تو کشته خواهد شد و مؤمنین برای وی گریان خواهند بود، ملائکه مقرب درگاه الهی بر فرزند این عقیل درود می‌فرستند، سپس خود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گریستند، آنگاه فرمودند: در مصائبی که خاندانم می‌بینند به خداوند متعال شکایت می‌کنم.

 

خطیب توانای حوزه اضافه کرد: برای دریافت بیشتر عظمت حضرت مسلم بن عقیل سلام الله علیه، توجه به این نکته لازم است که حضرت سید الشهداء علیه السلام در روز عاشورا چند بار یاد مسلم را کرده است، وقتی خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل به اباعبدالله حسین علیه السلام رسید، حضرت بسیار متأثر شد، مجلسی تشکیل شد در منزلی در بین راه مکه به کربلا و اهل بیت علیهم السلام همگان در مصیبت حضرت مسلم عزاداری کردند و گریستند.

 

وی خاطر نشان کرد: شخصیت او از نظر شجاعت و عظمت روحی به حدی است که محمد بن اشعث از ابن زیاد برای نبرد با مسلم تقاضای نیروی بیشتر کرد، ابن زیاد گفت: مسلم یک نفر است، این همه نیرو برای جنگ با او لازم نیست، محمد بن اشعث جواب داد: چه خیال می‌کنی؟ مرا به جنگ یک فرد معمولی که نفرستادی، مرا به جنگ شیر شرزه و شمشیر برّانی که از بهترین خاندان‌های انسان‌ها هست، فرستادی؛ «انک بعثتنی الی اسد ضرغام».

 

استاد عندلیب اظهار نمود: توجه به این نکته لازم است که حضرت مسلم سلام الله علیه جوانمردی خود را در عدم ترور ابن زیاد در آن داستان از خود نشان داد و تمسک کرد به این حدیث شریف نبوی که «الایمان قیّد الفتک»؛ هرگز با ترور کار خودم را پیش نخواهم برد.

وی عنوان کرد: اگر بخواهیم با عظمت این بزرگوار بیشتر آشنا شویم، جملاتی که در زیارت او هست، خود گویا است. «السلام علیك ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین، اشهد الله انك مضیت علی ما مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله، المبالغون فی جهاد اعدائه و نصرة اولیائه».

 

استاد عندلیب در پایان متذکر شد: سزاوار است همه مردم مخصوصاً طلاب و فضلا در روز عرفه که روز شهادت آن بزرگوار است؛ در مجالسی که به نام آن حضرت برپاست حضور پیدا کنند، این شخصیت جلیل القدر نماینده تام الختیار حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در کوفه بود، مردم با او بیعت کردند، اما بی وفایی کار را به جایی رساند که در بامداد روز عرفه او را محاصره کردند، او در یک نبرد کاملاً نابرابر شجاعانه از خود دفاع کرد و دشمن را تار و مار کرد، از بام‌ها سنگ و دسته‌های نی‌های افروخته بر وی می‌بارید، تا اینکه مسلم را در کوچه‌های پر پیچ و خم و محصور کوفه محاصره کردند، بالاخره او را با بدنی پر از جراحت اسیر نمودند، اما آن اسیر آزاده وقتی بر عبیدالله بن زیاد وارد شد، سلام نکرد و به وی بی‌اعتنایی کرد، بعد از شهادت مظلومانه‌اش سر مقدسش را به همراه هانی بن عروه و عمارة بن صلخب برای یزید در شام فرستادند، به یاد آن مظلومی که در بالای دارعماره با قلبی آکنده از غم و اندوه با حسینش سخن گفت، ما هم در عزاداری‌های آن عزیز حضور پیدا کنیم./220/22/20

 

ج, 07/11/1393 - 16:34

دیدگاه جدیدی بگذارید