استاد مصطفی احدی نسب، از اساتید حوزه علمیه قم در با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ایمان معار و مستقر» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در روایتی از امام ابالحسن موسی بن جعفر الکاظم علیهما السلام آمده است:
«أبو علي الأشعري عن عيسى بن أيوب عن علي بن مهزيار عن الفضل بن يونس عن أبي الحسن علیه السلام قال قال: أكثر من أن تقول: اللهم لا تجعلني من المعارين و لا تخرجني من التقصير
قال قلت أمّا المعارون فقد عرفت أن الرجل يعار الدين ثم يخرج منه فما معنى لا تخرجني من التقصير
فقال: كل عمل تريد به الله عز و جل فكن فيه مقصرا عند نفسك فإنّ الناس كلّهم في أعمالهم فيما بينهم و بين الله مقصّرون إلاّ من عصمه الله عزّ و جلّ» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 2؛ ص 73)
جناب فضل بن یونس از امام هفتم علیه السلام نقل می فرماید: خیلی زیاد این جمله را تکرار کنید: خدایا من را از کسانی که ایمانشان عاریه ای است، قرار نده؛ واز تقصیر خارج نکن.
جناب فضل بن یونس به امام علیه السلام عرض کرد: من کسانی که ایمانشان عاریه ای باشد، را می دانم چه کسانی هستند؛ یک فردی دینش عاریه ای باشد و از دین خارج بشود؛ اما منظور از اینکه «از تقصیر، من را خارج نکن»، چیست؟
امام کاظم علیه السلام فرمود: هر کاری که برای خدا انجام می دهی، خودت را در پیش خودت، مقصر بدان؛ به درستی که همه مردم، بین خود و خدا مقصر هستند؛ مگر کسی که خدا او را حفظ کند.
استاد احدی نسب در ادامه بیان کرد: می دانیم که ایمان بعضی از انسان ها، ایمان پایدار است و ایمان بعضی از انسان ها ناپایدار است، به تعبیری دیگر، می توان گفت «ایمان مستقر» و «ایمان مستودع»
وی افزود: در نهج البلاغه، خطبه 198، از امیر مؤمنان علی علیه السلام این تعبیر بیان شده است:
«فمن الإيمان ما يكون ثابتا مستقرا في القلوب و منه ما يكون عواريإ بين القلوب و الصدور إلى أجل معلوم فإذا كانت لكم براءة من أحد فقفوه حتى يحضره الموت فعند ذلك يقع حد البراءة» بعضی از افراد هستند که ایمانشان ثابت است و در قلبشان استقرار دارد؛ ولی بعضی از افراد، ایمانشان، به صورت عاریه ای در بین قلب و سینه، تا زمانی مشخص است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بنابراین در طول تاریخ، انسان هایی بودند که ایمانشان، ایمان پایدار بوده و انسان هایی که ایمانشان ناپایدار بوده است؛ از این جهت دغدغه افراد بزرگ مانند پیغمبران بر این بوده که ایمانشان دائم و لحظه به لحظه پایدارباشد.
وی خاطرنشان کرد: ام سلمه مى گويد: همواره مى شنيدم كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در دعاى خود مى فرمود: «الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا»، (يعنى پروردگارا مرا يك چشم بر هم زدن به حال خودم واگذار مكن) و وقتى از آن حضرت در باره اين دعا سؤال كردم، فرمود: اى ام سلمه، چگونه ايمن باشم، با آنكه خداوند يك لحظه يونس را به حال خود نهاد و آنچه واقع شد، محقق گشت.
استاد مصطفی احدی نسب در ادامه بیان کرد: حضرت یوسف علیه السلام در سوره یوسف، آیه 53 می فرماید:
«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيم» من خودم را تبرئه نمی کنم؛ نفس اماره به صورت دائم انسان را به سوی بدی می کشاند؛ مگر آنکه خدا به ما رحم کند؛ که خدای ما غفور و رحیم است.
وی افزود: بزرگان ما به دنبال آن بودند که ایمانشان حفظ بشود و از خدا هم همین را می خواستند. آقای قرائتی از قول جناب آقای خان محمدی می فرماید: من از سه بزرگوار در مشهد به صورت جدا جدا یک سؤال مشترک را پرسیدم، آیت الله مروارید، آیت الله علی فلسفی و آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی؛ اگر شما یک دعای مستجاب داشته باشید، از خدا چه چیزی را می خواهید؟ هر سه بزرگووار فرمودند: «عاقبت بخیری»
آقای قرائتی می فرماید: من خودم به صورت جداگانه از آیت الله العظمی گلپایگانی را همین سؤال را کردم؛ ایشان هم فرمودند: «عاقبت بخیری»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علت اهمیت این دعا بر آن اساس است که انسان نمی داند که عاقبت او چگونه است.
وی اضافه نمود: در سوره لقمان، آیه 34 می خوانیم:
«إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْري نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْري نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير» يقيناً خداست كه دانش قيامت فقط نزد اوست، و [تنها او] باران را نازل مى كند، و [اوضاع و احوال] آنچه را در رحم هاست، مى داند و هيچ كس نمى داند فردا چه چيزى [از خير و شر] به دست مى آورد، و هيچ كس نمى داند در چه سرزمينى مى ميرد بى ترديد خدا دانا و آگاه است
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: آینده افراد برای انسان نامشخص است؛ به همین خاطر است که بزرگان از خداوند می خواهند که عاقبت بخیر بشوند و ایمانشان، ایمان پایدار باشد.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
وی افزود: در قرآن کریم از افرادی که ایمان پایدار داشته اند، یاد می شود؛ پیامبران ما چنین جایگاهی داشته اند؛ ایمانشان، پایدار بود، حتی در موارد سخت که کار، برای آنها خیلی دشوار می شد. از قول پیامبر اسلام، در سوره توبه، آیه 40 آمده است:
«إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيم» اگر پيامبر را يارى ندهيد، يقيناً خدا او را يارى مىدهد چنان كه او را يارى داد هنگامى كه كافران از مكه بيرونش كردند در حالى كه يكى از دو تن بود، آن زمان هر دو در غار [ثور نزديك مكه] بودند، همان زمانى كه به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [كه حالت طمأنينه قلبى است] بر پيامبر نازل كرد، و او را با لشكريانى كه شما نديديد، نيرومند ساخت، و شعار كافران را پستتر قرار داد، و شعار خداست كه شعار والاتر و برتر است و خدا تواناى شكستناپذير و حكيم است. (توبه: 40)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی که مشرکین حجاز تصمیم گرفتند که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را شبانه به قتل برسانند، خداوند او را حفظ کرد و پیامبر، به اتفاق صاحب و مصاحب خودش به غار ثور پناهنده شدند که در آنجا مصاحب او ترسید و با وجود اینکه بین پیامبر و مشرکان به قدر تار عنکبوتی بیشتر فاصله نبود، ولی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم محکم و استوار به مصاحبش می فرماید: «لا تحزن ان الله معنا» نترس! خدا با ما است. یعنی در این لحظات دشوار ایمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هیچ تغییری نکرد، نسبت به زمانی که کار برای او آسان باشد.
حضرت موسی علیه السلام
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه شعراء در مورد حضرت موسی علیه السلام آمده است:
«فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ (61) قالَ كَلاَّ إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ (62) فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ (63) وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ (64) وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ (65) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (66( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (67) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (68)» چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، اصحاب موسى گفتند: حتماً ما به چنگ آنان خواهيم افتاد. (61) موسى گفت: اين چنين نيست، بى ترديد پروردگارم با من است، و به زودى مرا هدايت خواهد كرد. (62) پس به موسى وحى كرديم كه: عصايت را به اين دريا بزن. [موسى عصايش را به دريا زد] پس [دريا] از هم شكافت و هر پاره اش چون كوهى بزرگ بود. (63( و آن گروه ديگر را [هم در آنجا] به دريا نزديك كرديم، (64( و موسى و هر كه با او بود، همه را نجات داديم. (65( آن گاه آن گروه ديگر را غرق كرديم. (66( بى ترديد در اين سرگذشت عبرتى بزرگ وجود دارد، و [قوم قبطى] بيشترشان مؤمن نبودند. (67( و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكست ناپذير و مهربان است. (68)
وی افزود: موارد دیگری نیز در قرآن کریم یاد شده است از افرادی که ایمان آنها مستقر و پایدار بوده است. سحره فرعون به چنین ایمانی دست پیدا کرده بودند؛ با اینکه فرعون آنها را تهدید کرد که دست و پای ساحران را به صورت مخالف از تن جدا می کنم و شما را به صلیب می کشم. اما ساحران در پاسخ گفتند: هیچ باکی نیست و ما به سوی خدا برگشتیم. در سوره شعراء می خوانیم:
«قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ (49) قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُون (50)
فرعون گفت: پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد، حتماً او بزرگ شماست كه جادوگرى را به شما آموخته است، پس به زودى خواهيد دانست كه مسلماً دستها و پاهاى شما را يكى از راست و يكى از چپ قطع خواهم كرد، و يقيناً همه شما را به دار خواهم آويخت. (49(
گفتند: [در اين شكنجه و عذاب] هيچ زيان و باكى [بر ما] نيست، يقيناً ما به سوى پروردگارمان باز مى گرديم، (50)
مؤمن آل فرعون
وقتی فرعونیان فهمیدند که او به خدای یگانه ایمان دارد، او را گرفتند و جسد او را قطعه قطعه کردند؛ ولی ایشان از ایمان خودش دست برنداشت.
در کتاب بحار الانوار، جلد 13، صفحه 162 از قول امام صادق علیه السلام نقل شده است که به خدا سوگند او را قطعه قطعه کردند. ولی خداوند ایمان او را حفظ کرد و او دست از خداپرستی خودش برنداشت.
«5- فس، تفسير القمي و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم إيمانه قال كتم إيمانه ستمائة سنة قال و كان مجذوما مكنعا(كنع يده: أشلها و أيبسها) و هو الذي قد وقعت أصابعه و كان يشير إلى قومه بيديه المكنوعتين و يقول يا قوم اتبعون أهدكم سبيل الرشاد (تفسير القمي: 585) قوله فوقاه الله سيئات ما مكروا يعني مؤمن آل فرعون فقال أبو عبد الله عليه السلام و الله لقد قطعوه إربا إربا و لكن وقاه الله أن يفتنوه في دينه» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج 13؛ ص 162)
حبیب نجار (مؤمن آل یاسین)
استاد مصطفی احدی نسب در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از مصادیق کسانی که ایمان مستقر داشته اند، مؤمن آل یاسین است؛ حبیب نجار، همان کسی که درباره آن در سوره مبارکه یس آمده است:
و از دورترين نقطه شهر مردى شتابان آمد، گفت: اى قوم من! از اين فرستادگان [خدا] پيروى كنيد، (20(
از كسانى پيروى كنيد كه پاداشى از شما نمى خواهند و آنان راه يافته اند، (21(
و مرا چيست كه [از روى يقين] كسى را نپرستم كه مرا آفريده و به سوى او بازگردانده مى شويد؟ (22(
آيا به جاى او معبودانى را برگزينم كه اگر [خداى] رحمان براى من آسيب و گزندى بخواهد نه شفاعتشان چيزى را از من دفع مى كند و نه مى توانند نجاتم دهند؟! (23(
اگر چنين كنم، بى ترديد در گمراهى آشكار خواهم بود. (24(
[اى رسولان!] بىترديد به پروردگار شما ايمان آورده ام بنابراين از من بشنويد. (25(
[سرانجام به دست آن مشركان شهيد شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآى. گفت: اى كاش قوم من معرفت و آگاهى داشتند، (26(
به اينكه پروردگارم مرا آمرزيد و از كرامت يافتگان قرارم داد. (27(
و بعد از شهادت او هيچ سپاهى از آسمان بر [هلاكت] قومش نازل نكرديم، و بر آن نبودهايم كه نازل كنيم. (28(
[كيفرشان] جز يك فرياد مرگبار نبود كه ناگهان [پس از آن فرياد] همه بى حركت و خاموش شدند! (29)
«وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى، قالَ: يا قَوْمِ، اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ، اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»
همسر فرعون
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطر اضافه نمود: یکی دیگر از کسانی که دارای ایمان مستقر و پایدار بودند، همسر فرعون بوده است؛ فرعون ایشان را هم به صلیب کشید؛ اما آسیه ایمان خود را از دست نداد.
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ: رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ، وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ، وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» (تحریم: 11) و خدا براى مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است، هنگامى كه گفت: پروردگارا! براى من نزد خودت خانه اى در بهشت بنا كن و مرا از فرعون وكردارش رهايى بخش و مرا از مردم ستمكار نجات ده. (11)
/270/260/20/