استاد احمدی راد مطرح کرد؛

شش گروه در برخورد با امام حسین علیه السلام «قسمت اول»

به مناسبت ایام عزای سید و سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش، استاد ابوالقاسم احمدی راد، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی  نشست دوره ای اساتید به موضوع «شش گروه در برخورد با امام حسین علیه السلام» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در گروه هایی که در ایجاد صحنه کربلا نقش داشته اند، می توانیم به شش دسته تقسیم کنیم:

دسته اول: دشمنان واقعی و قسم خورده؛ مانند: معاویه، یزید بن معاویه؛ ابن زیاد، شمر و

دسته دوم: دوستان واقعی؛ همانند قیس بن مسهر صیداوی، حجر بن عدی، مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین

دسته سوم: کسانی که امام حسین علیه السلام را تنها گذاشتند و بی طرفی یا سهل انگاری را در پیش گرفتند؛ کسانی همانند: عبدالله بن عمر، ابن زبیر و سیلمان بن صرد خزاعی.

دسته چهارم: افرادی که به خاطر مال دنیا به هر طرفی گرایش پیدا می کردند؛ کسانی همانند ابوهریره ملعون که جعل حدیث می کرد؛ یا سمرة بن جندب

دسته پنجم: کسانی که از باب دلسوزی امام حسین علیه السلام را نصیحت می کردند؛ افرادی همانند: مانند عبدالله بن جعفر، ابن عباس

دسته ششم: توابین، که به سرکردگی سلیمان بن صرد خزاعی بپا خاسته بودند.

 

دسته اول: دشمنان واقعی امام حسین علیه السلام

معاویه بن ابی سفیان:

استاد احمدی راد در این باره خاطرنشان کرد: ابن ابی الحدید معتزلی، در کتاب شرح نهج البلاغه، جلد 5، صفحه 130 می نویسد: «اعمال خلاف و آشکاراى «معاویه» از قبیل:

1. پوشیدن حریر

2. استعمال ظروف طلا و نقره

3. جمع آورى غنایم براى خود

4. اجرا نکردن حدود الهى و مقرّرات اسلام درباره اطرافیان و کسانى که مورد علاقه اش بودند.

5. ملحق کردن «زیاد» به خود و او را برادر خود خواندن، با این که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) فرموده بود «أَلْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ»؛ (فرزند به همسر ملحق مى شود و سهم زناکار سنگسار شدن است).

6. کشتن «حُجر بن عدى» و یاران پاک او

7. توهین به ابوذر و او را سوار بر شتر برهنه کردن و فرستادنش به مدینه

8. ناسزا گفتن به «امیرمؤمنان على علیه السلام» و «امام حسن علیه السلام» و «ابن عبّاس» بر روى منابر

9. ولیعهد قراردادن «یزید» شراب خوار و قمار باز و... همه و همه دلیل بر کفر و الحاد او است».

 

کلام علامه امینی درباره مطائن معاویه

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: مرحوم «علّامه امينى» در كتاب نفيس «الغدير» با ذكر اسناد و مدارك روشن، فجايعى را كه شخص معاويه انجام داد، جمع آورى كرده است؛ در اينجا فهرست آن بیان می گردد و شرح و تفصيل منابع آن را مى توان در «الغدير» جلد يازدهم مطالعه کرد. اين مرد محقّق مى نويسد:

1.  نخستين كسى كه آشكارا به شرب خمر و خريدن آن اقدام كرد، معاويه بود.

2. نخستين كسى كه در محيط اسلام، فحشا را اشاعه داد، معاويه بود.

3. نخستين كسى كه ربا را حلال شمرد، معاويه بود.

4. نخستين كسى كه ازدواج با دو خواهر را در يك زمان اجازه داد، معاويه بود.

5.  نخستين كسى كه سنّت رسول الله صلى الله عليه و آله را در باب ديات تغيير داد، معاويه بود.

6.  نخستين كسى كه لبّيك را [در مراسم زيارت خانه خدا] ترك كرد، معاويه بود.

 7. نخستين كسى كه از اجراى حدود الهى سر باز زد، معاويه بود.

8. نخستين كسى كه اموالى را براى جعل حديث اختصاص داد، معاويه بود.

 9. نخستين كسى كه به هنگام بيعت با مردم بيزارى از حضرت علي عليه السلام را شرط مى كرد، معاويه بود.

10. نخستين كسى كه سرِ يكى از اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، را جدا كرد و در شهرها گردش داد، معاويه بود. آن صحابی عمرو بن حَمِق بوده است.

11. نخستين كسى كه خلافت رسول الله صلى الله عليه و آله را به سلطنت مبدّل ساخت، معاويه بود.

12.  نخستين كسى كه به دين خدا اهانت كرد و فرزند فاجرش را به خلافت برگزيد، معاويه بود.

13.  نخستين كسى كه دستور داد مدينه رسول الله صلى الله عليه و آله را غارت كنند، معاويه بود.

14.  نخستين كسى كه سبّ و ناسزاگويى به امام علي عليه السلام را رواج داد، معاويه بود.

 15. نخستين كسى كه خطبه نماز عيد را [بر خلاف دستور پيامبر صلى الله عليه و آله] بر نماز عيد مقدّم داشت، تا در ضمن آن سبّ حضرت علي عليه السلام كند و مردم متفرّق نشوند، معاويه بود» (الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، ج 11، ص 302)

 

دسته دوم: دوستان واقعی امام حسین علیه السلام

استاد ابوالقاسم احمدی راد در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: دومین گروه، دوستان واقعی امام ابی عبدالله الحسین علیه السلام بوده اند.

 

قیس بن مسهر صیداوی:

استاد ابوالقاسم احمدی راد خاطرنشان کرد: از جمله دوستان واقعی امام حسین علیه السلام مانند «قیس بن مسهر صیداوی» بود که مقداری از سرگذشت ایشان را قرائت می کنم: قَیس بن مُسْهِر (مُسَهَّر) صَیداوی اَسدی، نامه‌ رسان بین امام حسین علیه السلام، کوفیان و مسلم بن عقیل که در قادسیه به دست نیروهای عبیدالله بن زیاد گرفتار شد و چند روز قبل از واقعه عاشورا به شهادت رسید. نام وی در زیارت الشهدا آمده است.

 

وی افزود: در بعضی از گزارش‌ ها وی را مردی شریف، شجاع و مخلص خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم معرفی کرده ‌اند. کمیت اسدی در شعری وی را شیخ بنی صیداء دانسته است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اصلی ‌ترین نقش قیس در جریان حادثه کربلا را می ‌توان نامه ‌رسانی وی عنوان کرد. نامه‌ هایی که قیس در این جریان رد و بدل کرده عبارتند از:

رساندن نامه کوفیان به امام حسین در مکه

رساندن نامه مسلم از بین راه به امام حسین علیه السلام

برگرداندن جواب امام به مسلم

همراهی با مسلم در سفر و رساندن نامه مسلم به امام حسین علیه السلام در جریان بیعت کوفیان

همراهی با امام حسین و رساندن نامه امام حسین علیه السلام از حاجر به کوفیان.

 

وی اضافه نمود: امام حسین علیه السلام، قیس را از وادی حاجر روانه کوفه کرد، وی در این سفر، جواب امام به نامه مسلم را به همراه داشت. البته بعضی از گزارش‌ ها گویای آن است که این نامه از کربلا به کوفه فرستاده شد. ولی به هر حال پس از شهادت مسلم این نامه ارسال شده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هنگامی‌ که قیس به قادسیه رسید، حصین بن نمیر او را دستگیر نمود. حُصَین، قیس را پیش عبیدالله بن زیاد فرستاد تا ابن زیاد درباره او تصمیم‌ گیری کند. وی قبل از دستگیری نامه‌ ای که به همراه داشت را پاره کرد تا به دست دشمن نیفتد.

 

وی افزود: پس از آنکه قیس را نزد ابن زیاد به دار الاماره بردند مناظره ‌ای بین آن ‌دو صورت گرفت. ابن زیاد گفت: تو کیستی؟

گفت: مردی ‌ام از شیعیان علی علیه السلام و پسرش

گفت: چرا نامه را پاره کردی؟

گفت: برای آنکه تو ندانی در آن چه نوشته است.

گفت: از جانب که بود و سوی که نوشته؟

گفت: از جانب امام حسین علیه السلام به گروهی از مردم کوفه که نام ایشان را نمی ‌دانم.

ابن زیاد خشمگین شد و گفت: به خدا از من جدا نشوی تا نام آنان را به من بگویی یا بالای منبر روی و حسین بن علی و پدرش و برادرش را لعن کنی وگرنه تو را قطعه قطعه می‌ کنم.

قیس گفت: نام آن گروه را نمی‌ گویم؛ اما لعن را می‌ کنم.

به دستور ابن زیاد، قیس به بالای منبر رفت تا طبق قرار با ابن زیاد، علی امیرالمؤمنین و دو فرزندش را لعن کند. وی وقتی بر فراز منبر رفت ابتدا خدا را سپاس گفته و ستایش کرد. سپس درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد و علی و حسن و حسین علیهم السلام را فراوان مدح نموده و بر آنان رحمت فرستاد. وی در ادامه عبید الله بن زیاد و پدرش و ستمکاران بنی امیه را از اول تا آخر لعن و نفرین کرد آنگاه گفت: «ای مردم، من فرستاده حسین به سوی شمایم و در فلان موضع از او جدا شدم، به سوی او بروید.»

 

استاد احمدی راد خاطرنشان کرد: پس از افشاگری ‌های قیس، ابن زیاد دستور داد او را از بالای بام قصر پایین انداخته و به شهادت رساندند. سپس ابن زیاد دستور داد بدن وی را قطعه قطعه کردند. در گزارش شیخ مفید آمده: او را دست بسته به زمین افکندند؛ استخوان هایش شکست و هنوز رمقی مانده بود که مردی به نام عبد الملک بن عمیر لخمی، سر وی را برید. حاضران وی را نکوهش کردند که چرا چنین کردی؟ در جواب گفت: می ‌خواستم راحتش کنم. البته در بعضی از منابع همین داستان برای عبدالله بن یقطر نیز ذکر شده است.

 

حجر بن عدی

استاد ابوالقاسم احمدی راد از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه بیان از مصادیق دوست داران واقعی ابی عبدالله الحسین علیه السلام، خاطرنشان کرد: یکی دیگر از کسانی که واقعا از دوستداران امام حسین علیه السلام بود، حجر بن عدی است. قسمتی از سرگذشت حجر بن عدی را بیان می کنم.

 

وی افزود: وقتی که مغیرة بن شعبه حاکم کوفه شد، در سخنرانی ها به دستور خلیفه وقت، دشنام و ناسزا می گفت؛ در آن زمان، حجر بن عدی ایستادگی می کرد و از فضایل علی علیه السلام می گفت و معاویه را هم رسوا می کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حجر از شخصیت های با نفوذ کوفه بود که با بیانش توطئه های مغیره را خنثی می کرد و طیفی از افراد را به خود جلب کرد و به این ترتیب به مخالفت با مغیره بن شعبه می پرداختند.  

 

استاد احمدی راد خاطرنشان کرد: مغیره ترس داشت و نمی خواست که دستش به خون حجر بن عدی آلوده شود. از این رو تحمل می کرد. وقتی مغیره در سال 51 هجری به هلاکت رسید، زیاد را که والی بصره بود، با حفظ سمت به ولایت کوفه منصوب کرد.

 

وی اضافه نمود: حجر بن عدی که تحمل جسارت های این والی کوفه نسبت به امیر مؤمنان علیه السلام را نداشتند، در برابر دستگاه معاویه ایستادگی کردند و به تهدیدات زیاد بن ابیه اعتنا نمی کردند. در آخر زیاد بن ابیه حجر بن عدی را دستگیر می کند و به شام می فرستد؛ در منطقه ای نزدیک دمشق نگاه داشتند تا حکم آنها از سوی معاویه صادر بشود.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: حجر و یارانش به قریه مرج عذراء در دوازده میلی دمشق رسیدند، معاویه فرمان قتل آنان را صادر کرد، اما به شفاعت کسانی به حجر و شش نفر دیگر فرصت داده شد تا جان خود را با سَبّ علی علیه ‌السلام نجات دهند، اما آنان نپذیرفتند و تن به کشته شدن دادند. هفت تن از یاران حجر نجات یافتند؛ یعقوبی، که عده مقتولان را هفت نفر نوشته، اما فقط از شش تن، نام برده که حجر نیز یکی از آنهاست.

 

وی در ادامه بیان کرد: مرقد حجر و یارانش، شریک بن شداد الحضرمی، صیفی بن فیل الشیبانی، قبیسة ابن ضبیعة العبسی، محرز بن شهاب السعدی و کدام بن حیان العنزی، عبد الرحمن ابن حسان العزب. به روایت مسعودی، هفت تن از آنان بیزاری جستن از علی را پذیرفتند و جان به در بردند و هفت تن دیگر کشته شدند. کشتگان را کنار قبرهایی که کنده و کفن‌هایی که گشوده بودند، به شهادت رساندند، سپس بر آنها نماز گزاردند و اجسادشان را به خاک سپردند.

 

استاد احمدی راد خاطرنشان کرد: حجر و یارانش شب قبل از شهادت را به نماز خواندن گذراندند و حجر قبل از شهادت نیز دو رکعت نماز گزارد.

 

نخستین شهید مرج عذراء

وی افزود: به روایت مسعودی، حجربن عدی نخستین مسلمانی بود که دست بسته و به اسارت کشته شد. او نخستین مسلمانی بود که در زمان فتوحات وارد مرج عذراء شد و آنجا را فتح کرد و نخستین مسلمانی بود که در آنجا کشته شد.

 

/270/260/20/

 

 

د, 05/25/1400 - 10:17