استاد احدی نسب مطرح کرد؛

اربعین و همراهی با خوبان

در امالى شيخ آمده كه وى به سند خود از على بن ابى طالب علیه السلام روايت كرده كه فرمود: مردى از انصار به حضور رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم آمد، و عرضه داشت: يا رسول اللَّه من تاب جدايى از تو را ندارم؛ به خانه‏ ام مى‏ روم همين كه به ياد تو مى‏ افتم، ديگر دستم به كار نمى ‏رود؛ كارم را هر چه باشد رها مى ‏كنم، و به زيارت تو مى‏ آيم تا تو را ببينم و آرام بگيرم؛ از بس كه به تو علاقمندم، و فعلا در اين انديشه ‏ام كه در روز قيامت كه تو داخل بهشت شده تا اعلى عليين بالا مى ‏روى، من آن روز چه كنم؟ و يا نبى اللَّه آن روز چگونه بر فراق تو صبر كنم.

 

به مناسبت فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش، استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

همراهی با خوبان بر اساس آیه قرآن

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: هر مسلمانی وظیفه دارد تا در شبانه روز، ده مرتبه این دعا را از خداوند متعال بخواهد؛ همان دعایی که در هر 5 نماز واجب یومیه، دو بار باید تکرار گردد که «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغصوب علیهم و لا الضالّین»؛ این صراط مستقیم صراط کسانی است خداوند به آنها نعمت داده است، و بر صراط مستقیم ماندن، دعایی است که همه ما باید در شبانه روز ده بار از خداوند متعال تقاضا کنیم.

 

وی افزود: در آیه 69 از سوره نساء نیز کسانی را که نعمت الهی شامل حال آنها گردیده، معرفی شده است. آنجا که می فرماید: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً» و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كسانى از پيامبران و صدّيقان و شهيدان و شايستگان خواهند بود كه خدا به آنان نعمت [ايمان، اخلاق و عمل صالح‏] داده و اينان نيكو رفيقانى هستند. (69)

 

استاد مصطفی احدی نسب در ادامه بیان کرد:علامه طباطبائی اعلی الله مقامه در کتاب شریف المیزان، جلد 4، صفحه 413، ذیل همین آیه شریفه می فرماید: «و في أمالي الشيخ، بإسناده إلى علي بن أبي طالب علیه السلام قال: جاء رجل من الأنصار إلى النبي صلی الله علیه و آله و سلم فقال: يا رسول الله ما أستطيع فراقك، و إنّي لأدخل منزلي فأذكرك فأترك ضيعتي و أقبل حتى أنظر إليك حبا لك، فذكرت إذا كان يوم القيامة فأدخلت الجنة فرفعت في أعلى عليين فكيف لي بك يا نبي الله؟ فنزل: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» فدعا النبي صلی الله علیه و آله و سلم الرجل فقرأها عليه و بشره بذلك.

أقول: و هذا المعنى مروي من طرق أهل السنة أيضا رواه في الدر المنثور، عن الطبراني و ابن مردويه و أبي نعيم في الحلية و الضياء المقدسي في صفة الجنة و حسنه عن عائشة، و عن الطبراني و ابن مردويه من طريق الشعبي عن ابن عباس، و عن سعيد بن منصور و ابن المنذر عن الشعبي، و عن ابن جرير عن سعيد بن جبير.»

یعنی: و در امالى شيخ آمده كه وى به سند خود از على بن ابى طالب علیه السلام روايت كرده كه فرمود: مردى از انصار به حضور رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم آمد، و عرضه داشت: يا رسول اللَّه من تاب جدايى از تو را ندارم؛ به خانه‏ ام مى‏ روم همين كه به ياد تو مى‏ افتم، ديگر دستم به كار نمى ‏رود؛ كارم را هر چه باشد رها مى ‏كنم، و به زيارت تو مى‏ آيم تا تو را ببينم و آرام بگيرم؛ از بس كه به تو علاقمندم، و فعلا در اين انديشه ‏ام كه در روز قيامت كه تو داخل بهشت شده تا اعلى عليين بالا مى ‏روى، من آن روز چه كنم؟ و يا نبى اللَّه آن روز چگونه بر فراق تو صبر كنم.

در پاسخ اين مرد بود كه آيه شريفه زير نازل شد: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»، رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم آن مرد را احضار كرده، آيه شريفه را برايش خواند، و به همنشينى خود مژده‏ اش داد. (امالى طوسى ج 2 ص 234)

مؤلف قدس سره: اين معنا از طرق اهل سنت نيز روايت شده، و الدر المنثور آن را از طبرانى، و ابن مردويه، و ابى نعيم (در كتاب حليه)، و ضياء مقدسى در كتاب صفت الجنة، وى حديث را حسن دانسته، از عايشه نقل كرده، و به طريقى ديگر از طبرانى، و ابن مردويه، و از طريق شعبى، از ابن عباس، و نيز از سعيد بن منصور، و ابن منذر از شعبى، و از ابن جرير از سعيد بن جبير آورده است. (الدر المنثور ج 2 ص 182)

 

همراهی با خوبان در کلام امیر مؤمنان

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: مسأله همراهی با خوبان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ اگر انسان در این دنیا سعی کند که همراه خوبان باشد، در قیامت هم در کنار آنها است. از این جهت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نامه 31 به امام حسن مجتبی علیه السلام اینگونه فرمودند: «قارن اهل الخیر تکن منهم»؛ اگر می خواهی با اهل خیر همراه باشی، مقارن آنها و همراه آنها در دنیا باش؛ که اگر با اهل خیر همراهی داشته باشی، جزء آنها هستی. و اگر می خواهی از اهل شر دور باشی، از آنها دوری کن.

 

همراهی با خوبان در کلام سیدالشهداء

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در مسیر به کربلا شخصی از امام حسین علیه السلام درباره این آیه شریفه می پرسد:

«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (71) وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبِيلًا (72)» [ياد كن‏] روزى را كه هر گروهى از مردم را با پيشوايشان مى ‏خوانيم؛ پس كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را [با شادى و خوشحالى‏] مى‏ خوانند و به اندازه رشته ميان هسته خرما مورد ستم قرار نمى‏ گيرند. (71) و كسى كه در اين دنيا كوردل باشد، در آخرت هم كوردل و گمراه ‏تر است. (72)

امام حسین علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمود: منظور از این آیه شریفه این است که «امامٌ دَعی الی هُدی فأجابوا الیه امام دعی الی ضلالة فأجابوا الیها هؤلاء فی الجنة  و هؤلاء فی النار و هو قوله تعالی «فریق فی الجنة و فریق فی السعیر» امامی در این دنیا است که مردم را هدایت می کند و مردم هم اجابت می کنند؛ و امامی هست که مردم را به ضلالت می خواند و عده ای از مردم هم به سوی او می روند؛ آن مردمی که با امام، هدایت هستند، در جنت و آن گروه دیگر در آتش هستند.

 

همراهی با خوبان در کلام ابراهیم خلیل الله

وی افزود: بنابراین همراهی با خوبان در این دنیا تأثیر دارد که آثارش در قیامت پیدا می شود. حضرت ابراهیم علیه السلام هم اینگونه دعا فرمودند: «فمن تبعنی فإنّه منّی» کسانی که از من پیروی کنند، ولو اینکه فرزندان با واسطه یا بدون واسطه من نباشند، ولی با پیروی کردنشان از من هستند؛ یعنی جزء من می شوند.

 

همراهی با خوبان در کلام نوح نجی الله

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت نوح علیه السلام هم دعا کرد: «ربّ اغفرلی و لوالدیّ و لمن دخل بیتی مؤمنا و للمؤمنین و المؤمنات» یعنی خداوندا من را و والدینم و کسانی که وارد خانه من می شوند، از مؤمنین و مؤمنات را مورد غفران خودت قرار بده. به عبارت دیگر، اگر مؤمنین هم همراهی با انبیاء داشته باشند، جزو انبیاء محسوب می شوند.

 

معصومین، پدران معنوی

وی اضافه نمود: به همین دلیل هم در بحث پدر و مادر اینگونه داریم که هر انسانی که متولد می شود، پدر و مادر نسبی او مشخص است؛ ولی پیامبران و پیامبر ما و امیرالمؤمنین علیهم صلوات المصلین پدران امت هستند؛ یعنی باید با اختیار خودمان اختیار کنیم؛ به عنوان پدران امت. رسول الله می فزماید: «أنا و علیّ ابوا هذه الأُمة» من و امیرالمؤمنین پدران امت هستیم؛ یعنی ما با اختیار خودمان می توانیم پدران معنوی خودمان را انتخاب کنیم.

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: از همین جهت، یتیم هم دو گونه هستند؛ کسانی که پدر و مادر خودشان را از دست می دهند، و کسانی که پدر و مادر معنوی خودشان را از دست می دهند، پیامبر یا امام خودشان را از دست می دهند؛ اینها هم یتیم محسوب می شوند.

 

از این جهت امام حسن عسگری علیه السلام روایتی دارند که علامه مجلسی رحمت الله علیه در بحار الانوار، جلد 105، صفحه 171 نقل شده، می فرماید: شدیدتر از یتیمیِ یتیمی که پدر و مادرش را از دست داده، یتیم بودن کسی است که از امام خودش محروم باشد و دسترسی به امامش نداشته باشد و حکم احکام دینی اش را که برایش پیش می آید، نداند که چیست. «و عن مولانا العسكري علیه السلام أنه قال عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:‏ أشد من يتم اليتيم يتيم انقطع عن إمامه و لا يقدر على الوصول إليه فلا يدري كيف حكمه فيما ابتلي به من شرائع دينه ألا فمن كان من شيعتنا عالما بعلومنا فهدى الجاهل بشريعتنا كان معنا في الرفيق الأعلى» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج‏ 105؛ ص 171)

 

وی افزود: بنابراین کسانی که از امام خودشان جدا بشوند، یتیم می شوند و از این جهت انسان باید معرفت نسبت به امام خودش داشته باشد.

 

سلمان، نمونه ای از همراه خوبان

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: در بین مهاجر و انصار، اختلاف شده بود که سلمان از ما است، عده ای دیگر می گفتند، سلمان از ما است، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «سلمان منّا اهل البیت» سلمان از ما اهل بیت است؛ یعنی مقامش تا آنجا بالا رفته که در کنار اهل بیت قرار گرفته است؛ با اینکه ایرانی بود و پدر و مادرش آتش پرست بودند. و سلمان بعد از ورود به شهر مدینه مسلمان گردید.

 

وی اضافه نمود: زمانی سلمان خودش را معرفی کرد که نسب و حسب من این است:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَرْوِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: كَانَ سَلْمَانُ جَالِساً مَعَ نَفَرٍ مِنْ قُرَيْشٍ فِي الْمَسْجِدِ فَأَقْبَلُوا يَنْتَسِبُونَ وَ يَرْفَعُونَ فِي أَنْسَابِهِمْ حَتَّى بَلَغُوا سَلْمَانَ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَخْبِرْنِي مَنْ أَنْتَ وَ مَنْ أَبُوكَ وَ مَا أَصْلُكَ فَقَالَ أَنَا سَلْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ كُنْتُ‏ ضَالًّا فَهَدَانِي‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم وَ كُنْتُ عَائِلًا فَأَغْنَانِي اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم وَ كُنْتُ مَمْلُوكاً فَأَعْتَقَنِي اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ ص هَذَا نَسَبِي وَ هَذَا حَسَبِي قَالَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يُكَلِّمُهُمْ فَقَالَ لَهُ سَلْمَانُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لَقِيتُ مِنْ هَؤُلَاءِ جَلَسْتُ مَعَهُمْ فَأَخَذُوا يَنْتَسِبُونَ وَ يَرْفَعُونَ فِي أَنْسَابِهِمْ حَتَّى إِذَا بَلَغُوا إِلَيَّ قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْ أَنْتَ وَ مَا أَصْلُكَ وَ مَا حَسَبُكَ فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم فَمَا قُلْتَ لَهُ يَا سَلْمَانُ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَنَا سَلْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ كُنْتُ‏ ضَالًّا فَهَدَانِي‏ اللَّهُ‏ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم وَ كُنْتُ عَائِلًا فَأَغْنَانِي اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمُحَمَّدٍ ص وَ كُنْتُ مَمْلُوكاً فَأَعْتَقَنِي اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمُحَمَّدٍ ص هَذَا نَسَبِي وَ هَذَا حَسَبِي- فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ إِنَّ حَسَبَ الرَّجُلِ دِينُهُ‏ وَ مُرُوءَتَهُ خُلُقُهُ وَ أَصْلَهُ عَقْلُهُ‏ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «إنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ‏ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏» ثُمَّ قَالَ النَّبِيُ‏ صلی الله علیه و آله و سلم لِسَلْمَانَ لَيْسَ لِأَحَدٍ مِنْ هَؤُلَاءِ عَلَيْكَ فَضْلٌ إِلَّا بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ كَانَ التَّقْوَى لَكَ عَلَيْهِمْ فَأَنْتَ أَفْضَلُ» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 8؛ ص 181)

 

زبیر، نمونه ای از غیر همراه

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: زبیر بن عوام کسی است که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره او فرمود: «ما زال زبیر منّا اهل البیت حتی نشأ ابنه المشئوم عبدالله» زبیر از ما اهل بیت بود؛ ولی فرزندش شومش، عبدالله که بزرگ شد، از ما اهل بیت دور شد و فاصله گرفت.

 

ثروتمند نیشابوری و غلام امام صادق علیه السلام

وی افزود: همراهی با خوبان ارزشمند است؛ در تاریخ داریم که فردی نیشابوری به محضر امام صادق علیه السلام در شهر مدینه آمد؛ غلام امام صادق علیه السلام را دید که خادم حضرت بود؛ به او گفت: من یک فرد سرمایه داری هستم؛ می خواهم با تو معامله ای کنم. می آیی جای یکدیگر را عوض کنیم؟ من اینجا همراه امام صادق علیه السلام و خادم ایشان باشم؛ تو جای من باش و سرمایه من از آنِ تو باشد.

غلام فکری کرد و با خودش گفت: بد نیست؛ سرمایه ای را به دست می آورم.

آمد به خدمت امام صادق علیه السلام و با حضرت مشورت کرد و عرض کرد که چنین پیشنهادی به من شده؛ آیا قبول کنم یا نه؟

حضرت فرمود: اگر می خواهی این پیشنهاد را قبول کنی، مانعی ندارد؛ ولی بدان اگر از پیش ما رفتی، حساب تو در قیامت با خودت است؛ ولی اگر پیش ما ماندی، حساب تو در قیامت با ما است.

غلام فکری کرد و گفت: عجب معامله خسارت باری است؛ اگر من قبول کنم، چه خسارتی خواهم کرد!

به مرد نیشابوری گفت: من پیشنهاد تو را نمی پذیرم و از امام خودم  جدا نخواهم شد و نزد حضرت می مانم.

 

همراه نیمه راه امام عسگری علیه السلام

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: فردی در شب نیمه شعبان، خواست به زیارت امام حسین علیه السلام برود؛ و زیارت مخصوصه بخواند؛  مادرش گفت آنجا که مشرف شدی، دعایی کن همان گونه که پدرت خادم امام عسگری علیه السلام بوده، تو هم خادم امام بشوی. این فرد رفت و دعایش مستجاب شد و نماینده امام عسگری علیه السلام پیش این فرد آمد که دعایت مستجاب شده؛ وسایلت را جمع کن و بیا به خدمت امام عسگری علیه السلام.

این فرد بسیار خوشحال شد؛ به کوفه رفت؛ وسایلش را  جمع کرد و حرکت نمود. به بغداد رسید؛ عمویی داشت که انسان خوبی نبود؛ او را به مجلسی برد که شادی مسیحیان بود و شراب می خوردند؛ یک شب به آنجا رفت و همه مسائل را از دست داد.

وقتی به سوی سامرا آمد، در یک مسجدی مشغول نماز بود، همان نماینده امام حسن عسگری علیه السلام آمد و به او گفت: همان مسیری که آمدی، برگرد؛ مبلغی را هم به او پول داد که هزینه برگشتش باشد و گفت: امام عسگری علیه السلام به چنین خادمی نیاز ندارد.

این فرد خیلی ناراحت شد و به سختی زندگی می کرد تا اینکه متوجه شد امام عسگری علیه السلام به شهادت رسیده است.

 

جون، همراهِ سیاه چهره حسین علیه السلام

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: این حکایات، نشان از اهمیت همراهی با خوبان دارد؛ کسانی که در این دنیا با خوبان باشند، در قیامت هم یقینا  با خوبان هستند. در کربلا به جُون می رسیم؛ او غلام ابوذر، و بعد غلام امام حسن علیه السلام، و در آخر، غلام امام حسین علیه السلام گردید؛ او در صحنه کربلا نیز حضور داشت؛ به خدمت امام  حسین علیه السلام رسید و تقاضای رفتن به میدان کرد. امام حسین علیه السلام نپذیرفتند و ممانعت کردند و فرمودند می توانی بروی و لازم نیست که در اینجا شهید بشوی.

غلام، این همراه استوار حسین علیه السلام بسیار ناراحت شد و عرض کرد: آیا پوست بدن من که سیاه است یا بوی بدن من که بد بو است، باعث شده تا من از شهدای کربلا نباشم؟ آیا حسب من و نسب من مشکل دارد؟ من شما را رها نخواهم کرد تا خون سیاه من هم با خون شما شهدا آمیخته شود.

امام حسین علیه السلام در حقّ این غلام سیاه نیز دعا کرد: «اللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه و احشره مع الابرار و عرّف بینه و بین محمد و  آل محمد»

جون به میدان  رفت؛ وقتی به زمین افتاد، حضرت حسین علیه السلام بالای سر این غلام رسید و او را کامل، در آغوش گرفت و صورت به صورت او نهاد؛ جون گفت: «مَن مثلی و ابن رسول الله واضع خدّه علی خدّی» چه کسی بهتر از من است که فرزند پیامبر چهره در چهره من قرار داده است. این مقام شامل حال این غلام سیاه شد

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در روایت داریم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امام حسن مجتبی علیه السلام چنین فرمود: «من زارنی حیّا و میّتا او زار اباک او زار اخاک او زارک کان حقّا علیّ ان ازوره یوم القیامة و اخلّصُه من ذنوبه و ان اخلصَه من اهوالها و شدائدها حتی اصیّره معیَ فی درجتی» (کتاب حج و عمره، ری شهری، صفحه 506)

 

وی افزود: این ماجرا هم آیت الله مکارم بیان فرمودند: وقتی رهبران جوامع اسلامی آمده بودند در شهر قم، جناب شیخ احمد الزین، رهبر تجمع مسلمین در لبنان، که عالم نود ساله ای بود، آمد خدمت آیت الله مکارم شیرازی و گفت:

وقتی انقلاب اسلامی شروع شد، من بلیط گرفتم و به مدرسه علوی رفتم و دست امام رحمت الله علیه را بوسیدم و گفتم من با شما بیعت شرعی می کنم؛ شما امام، و من پیرو شما هستم؛ هر چه امر کنید، شرعا می پذیرم.

ده سال گذشت؛ امام به رحمت خدا رفتند؛ بعد از ایشان مجددا بلیط گرفتم و به خدمت مقام معظم رهبری رفتم و گفتم من با شما بیعت می کنم، به عنوان امام، ایشان هم قبول کرد؛ و این بیعت تا سی سال است که پایدار بر این بیعت هستم.

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: بنابراین در زمان ما یا زمان امام حسین علیه السلام، تفاوتی نمی کند؛ انسان باید در کنار خوبان باشد تا در قیامت هم با آنها محشور باشد؛ همچنان که جابر بن عبدالله انصاری و عطیه، این دو عالم بزرگوار، از مدینه حرکت می کنند و در اربعین حسینی به کربلا می رسند و نخستین زائران سیدالشهداء علیه السلام و یارانش می شوند. غسل زیارت می کنند و آن چنان نجوای عاشقانه ای را با سیدالشهداء دارند.

/270/260/20/

 

 

 

ي, 07/04/1400 - 10:12