به مناسبت ارتحال علامه ذوالفنون، آیت الله حسن حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف و رضوان الله تعالی علیه، استاد اکبر صبرآمیز از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان برخی از ابعاد شخصیت این بزرگوار پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ابتدای گفتگو را با دعای سلامتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز نمود:
«اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن المهدی صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کلّ الساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتّعه فیها طویلا و هب لنا رأفته و رحمته و دعاءه و خیره و رؤیته و لقاءه، السلام علیک یا أباصالح المهدی و علی مونسک الخضر»
استاد صبرآمیز در ادامه بیان کرد: «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون» این بزرگوار که همیشه در حال رجوع به سوی خدا بود، از دنیا رفت؛ از کسانی بود که «یذکّرکم الله رؤیتک» در کتاب شریف تحف العقول، این روایت بیان شده است: حواریون از عیسی علیه السلام پرسیدند: با چه کسانی مجالست داشته باشیم؟ حضرت عیسی علیه السلام فرمود: کسی که این سه خصوصیت را داشته باشد؛ کسی که او را نگاه می کنید، یاد خدا بیفتید؛ وقتی در سخنش تأمل و توجه می کنید، علمتان افزایش بیابد؛ و وقتی به عملش نگاه می کنید، به آخرت رغبت پیدا نمایید.
«وَ قَالَ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ: تَحَبَّبُوا إِلَى اللَّهِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ؛ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ بِمَا ذَا نَتَحَبَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ نَتَقَرَّبُ؛ قَالَ بِبُغْضِ أَهْلِ الْمَعَاصِي وَ الْتَمِسُوا رِضَا اللَّهِ بِسَخَطِهِمْ؛ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ. (تحف العقول، ص: 44)
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: عمل عالم، باید انسان را یاد قیامت بیاندازد؛ دنیا مزرعه آخرت است؛ چرا که خود ما، در این دنیا هم زارع، هم زرع و هم مزرعه هستیم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه جامع علوم منقول و معقول، علوم غریبه، علوم معرفة النفس، علوم حوزوی و غیر حوزوی بودند. شخصیت بزرگوار و جامع بسیاری از علوم بود.
وی اضافه نمود: علامه رضوان الله تعالی علیه عمرش را در این مسیر گذاشت. یک زمانی که خدمتشان رسیده بودیم، فرمود: «من از بس مطالعه می کردم و درس می خواندم، فکر می کردند کسی در حجره نیست، همیشه درِ حوزه ما بسته بود. در سحر قبل از اذان مباحثه داشتیم؛ چشممان را از دست دادیم، از بس مباحثه کردیم. درس بخوانید!»
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: حضورِ علامه رضوان الله تعالی علیه در محضر خدا محسوس بود. ادب، تربیت، همّت، و طلبش محسوس بود. عامل به این بیت از شعر خودشان بود که فرمود:
دار حضور و ادب، همت و آنگه طلب
وقف بر این چهار کن، یکسره اوقات را
وی افزود: در حالات اویس قرنی گفته اند که گاه، تمام شب را در رکوع بود، و گاه تمام شب را در سجده بود؛ علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه می گوید: ما نیز، شبی در سجده و شبی در رکوع بودیم.
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: دیدم پشت یک کتاب خطی که به چاپخانه برای چاپ داده بودند، از استاد خودش نقل کرده بود: «هر کس عارف نباشد، آدم نیست»، بیان کرد که استادم در فلان تاریخ فرمود: «هر کس کتاب «من کیستم» را نگشاید و در آن تأمل نکند، خرواری به خردلی!» یک خروار از این آدم ها شاید به اندازه یک خردل هم ارزش نداشته باشند. انسان باید خودش را بشناسد.
وی اضافه نمود: بیش از صد و نود اثر علمی، از یادگاری های علامه حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف است؛ با این وجود، بسیار این شعر ذوقی اردستانی را بیان می فرمود:
به جَریدهٔ محبت، نتوان نوشت ما را
که به دوزخ جدائی، بَرَد از بهشت ما را
نه شکوفه ای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
همه حیرتم که دهقان، بچه کار کِشت ما را
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه با وجود اینهمه آثار علمی باز بر خود افسوس می خورد که آن گونه که باید، کار نکردند.
وی افزود: علامه حسن زاده آملی الهی نامه دارند که بخشی از آن چاپ نشده است. می نویسد: «وقتی این رود خروشان هراز را می بینم، به کجا می روی؟ می گوید: می روم زمین های تشنه را آب بدهم. حسن تو کجا می روی؟»
حاجت رندان راه نیست بجز وصل یار
تا تو چه حاجت بری قبله ی حاجات را
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: علامه حسن زاده آملی اهل مطایبه بود؛ اما همه با حکمت! در ایرا باغی بود که به آنجا می رفتیم؛ آن زمان که خلوت تر بود، گاهی به منزلشان می رفتیم. به همان اندازه که خدمتشان بودیم، چیزها دیدیم. کرامت ها هم دیدیم که خیلی مهم نیست؛ آنچه مهمتر بود، رفتارهای ایشان بود.
وی اضافه نمود: گاهی افرادی را به شوخی می زد؛ آن شخص با خود گفت: چه عارفی بود که می زند! اما همان شخص در خواب دید که علامه می گوید: «کسی را که من دوست داشته باشم، گاهی نوازشی می کنم که حقی از او بر گردن من بیاید؛ تا اگر اهل بهشت بودم، از او شفاعت کنم.» یکی از شاگردان آقا گفتند: حضرت آقا این را در بیداری هم فرمودند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: گاهی ما چند نفر به باغشان می رفتیم؛ فرمود: «میوه های باغ، هم لازم است و هم متعدی»؛ برخی از افراد که به سمت درخت ها می رفتند و می چیدند؛ گاهی خودشان هم می آمدند و عصایی می زدند و کمک می کردند. ولی عده ای می گفتند که ما آمدیم از محضر خود شما استفاده کنیم.
گر تو را در منزل جانانه مهمانت کنند
گولِ نعمت را نخور، مشغول صاحبخانه باش
وی افزود: یک زمانی کسی گفت از آقا در باره (فلان مسأله) بپرس؛ ببین به شما چه می گوید؛ مسأله درباره مقصدی در معنویات بود. حضرت آقا فرمود: «این را می خواهی؟ نگاه به آسمان ها کن، لا اله الا الله بگو؛ نگاه به دریا کن، لا اله الا الله بگو؛ نگاه به درختان کن، لا اله الا الله بگو؛ نگاه به کوه کن، لا اله الا الله بگو»
استاد صبرآمیز در ادامه بیان کرد: اصل مسأله در توحید است؛ از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: «لا إلهَ الَّا الله نصف میزان است، و الْحَمْدُ للهِ میزان را پر می کند». (مفید، محمد بن محمد، الأمالی، ص 246، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.)
وی افزود: در همین زمینه امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: « تسبیح، نصف میزان است و «حمد» میزان را پر می کند.
«التسبیح نصف المیزان و الحمد لله یملأ المیزان»؛ (کلینی، کافی، ج 2، ص 506، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1365ش.)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «قول بنده که می گوید «الْحَمْدُ لله» سنگین تر است، در میزانش از هفت آسمان و هفت زمین».
«عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلم أَنَّهُ قَالَ: فِی قَوْلِ الْعَبْدِ الْحَمْدُ لله أَرْجَحُ فِی مِیزَانِهِ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ وَ إِذَا أَکَلَ أَوْ شَرِبَ أَوْ لَبِسَ ثَوْباً قَالَ الْحَمْدُ لله فَقَالَ اللهُ إِنَّهُ کَانَ عَبْداً شُکُورا». (نورى، حسین بن محمد تقى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 3، ص 269، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، 1408ق)
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم منقول است که اگر خداوند تمام دنیا را به بنده ای از بندگانش عطا کند، پس از آن، آن بنده بگوید الْحَمْدُ لله، آنکه او گفته افضل است از آنچه به او عطا شده است.
«وَ عَنْهُ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: لَوْ أَنَّ الله أَعْطَى الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا لِعَبْدٍ مِنْ عَبِیْدِهِ فَیَقُولُ الْعَبْدُ الْحَمْدُ لله لَکَانَ الَّذِی أَتَى بِهِ أَفْضَلَ مِمَّا أُعْطِی». (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 5، ص، 314.)
وی افزود: حضرت آقا می گفت: «یک لا اله الا الله از علامه طباطبایی شنیدم که در عمرم از احدی نشنیدم». اینها پاک و طیّب بودند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: زمانی از حضرت آقا پرسیدم: «آقا من بداهه بخوانم یا نهایه»؛ فرمود: «هم بدایه الحکمه بخوان، هم نهایه الحکمه بخوان، هم منظومه بخوان، هم اشارات بخوان، هم شفا بخوان، هم شرح مطالع بخوان ...» معتقد به همان کتب قدیم بود.
وی اضافه نمود: یک وقتی خدمتشان عرض کردم: آقا خدمت شما می خواهم ریاضیات بخوانم؛ چه بکنم؟ شما یک دور کتاب های ریاضی مدارس دبیرستان را بخوانید. بعد بیایید وارد ریاضیات حوزه بشوید.
مقداری هم شرح چغمینی را محضرشان در مسجد معصومیه در صفاییه می رفتیم تا زمانی که مریض شدند و درس را تعطیل کردند و نتوانستیم آن درس را خدمتشان ادامه بدهیم.
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: علامه می فرمود: نظام عالم نظام انسان صحیح المزاج است؛ ناخالصی ها را دفع می کند؛ باید انسان خالص باشد تا بماند.
وی افزود: علامه به کوه دماوند اشاره نمود و می فرمود: قدرت این را دارم که کوه را طلا کنم (یا جابجا کنم) (تردید از من است)؛ اما کار من اینها نیست.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یک زمانی خدمتشان عرض شد: شما که مسلط به زبان فرانسه و انگلیسی هم هستید، گاهی آن را به کار ببرید که بدانند حوزه های علمیه خالی از اینها بیگانه نیستند.
فرمود: من کنار اقیانوس نشسته ام؛ خودم را کنار سراب بیارم؟! هر چقدر هم به زبان انگلیسی مسلط باشیم، یک چوپان انگلیسی هم می تواند از ما ایراد بگیرد؛ زبان، کمال نیست؛ کمال این است که انسان به جایی برسد.
وی خاطرنشان کرد: آن زمانی که خلوت بود، به منزلشان رفته بودیم؛ کودکی در آنجا بود، علامه خیلی به او احترام کردند؛ پشتی برایش گذاشتند و تعارف کردند که بنشیند. پدرش گفت: نه آقا! خودتان تکیه بدهید. فرمود: «فطرت اینها پاک است؛ هنوز دست نخورده است؛ ما از غذاهای بازار خوردیمً!»
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: مراسم کلنگ زنی برای مسجدی بود؛ حضرت آقا کلنگ را به دست بچه ای دادند که او بزند؛ گفتند: فطرت اینها پاک است. فطرت آنها به توحید نزدیک است.
وی افزود: به بنده می فرمود: نفس را باید ریاضت داد. عصایش را به من داد؛ بعد شروع می کرد به انجام حرکاتی شبیه به کاراته! باید نفس را ورزش داد؛ تمرین داد؛ در این زمینه ممارست داشت؛ باید با نفس کار کرد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مرحوم آیت الله معزی می فرمود: با وجود اینکه اشارات بوعلی سینا را خوانده بودیم، نمط العارفین، چهار نمط آخر اشارات را به درس ایشان می رفتیم. چنان مجذوب و سرمست می شدیم که وقتی به بیرون می آمدیم، سلام که می کردند، متوجه نمی شدیم. می گفتند: فلانی مغرور شده، سلام ما را جواب نمی دهد. نه آقا! حالی که از درس ایشان به ما دست می داد، ما را چنان مست می کرد که از خود بی خود می شدیم و به اطراف توجه نداشتیم.
وی اضافه نمود: سال 1342 به خدمت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه رسیدند و ذکری به ایشان دادند که اگر هر زمان کاری با من دارید، این ذکر را بگویید که خدمت شما حاضر بشوم.
استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه و آیت الله جوادی آملی حفظه الله سرمایه های حوزه ما هستند. آن زمانی که آیت الله جوادی آملی به درخواست امام خمینی رضوان الله تعالی علیه برای مناظره و تسلیم نامه امام به گورباچف به شوروی رفتند، حضرت علامه به امام پیام دادند که اگر برای مباهله هم خواستید اقدام شود، من در خدمت هستم.
وی افزود: اینها سرمایه های حوزه ما هستند؛ خداوند ایشان را رحمت کند.
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
استاد اکبر صبرآمیز خاطرنشان کرد: آیت الله العظمی بهاءالدینی رضوان الله تعالی علیه می فرمود: من از حوزه ها ناامید شده بودم؛ بزرگانی بودند که رفتند؛ ایشان را که دیدم، امیدوار شدم.
وی افزود: کسی با دعا و ذکر می خواست پی ببرد که مقام علامه اعلی الله مقامه الشریف تا کجا است. در عالم رؤیا دیده بود که نردبانی است به طرف آسمان. عده ای دارند بی خیال از آن نردبان، رد می شوند؛ عده ای می آیند و پله ای را بالا می روند؛ عده ای دو پله، عده ای بالاتر می روند؛ عده ای آنقدر بالا رفتند که از ابرها گذشتند.
گفتم: خودِ آیت الله حسن زاده آملی کجا است؟ گفتند: او خودِ نردبان است که با او مردم به معراج و به سوی خدا می روند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بزرگانی دیگر از ایشان چیزها نقل می کردند: علامه مقام هایی دارد که برای دیگران قابل هضم نیست تا بیان بشود.
وی اضافه نمود: خداوند ایشان را رحمت کند؛ انسان پاک و طیب و اهل مراقبت بودند؛ مراقبات، بذر مشاهده است.
رحمت الله علیه؛ رحمت الله علیه؛ رحمت الله علیه.
کتاب های ایشان مانند نامه ها و برنامه ها سفره ای باشد که مردم از آن استفاده کنند .
/270/260/20/