استاد اکبری مطرح کرد؛

سیره امام رضا علیه السلام

به مناسبت شهادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام، استاد محمد عیسی اکبری  از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «سیره امام رضا علیه السلام» پرداخت.

 

جنبه تربیتی امام رضا علیه السلام

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: پیامبر گرامی اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم در زمان نزدیک ارتحالشان، این آیه شریفه را تلاوت فرمود:

«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ» آن سراى [پرارزش‏] آخرت را براى كسانى قرار مى ‏دهيم كه در زمين هيچ برترى و تسلّط و هيچ فسادى را نمى ‏خواهند و سرانجام [نيك‏] براى پرهيزكاران است (قصص: 83)

 

وی افزود: رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم حتی در لحظات آخر حیات مبارکشان ما را از طلب علوّ، برتری و تکبر و طلب ریاست، برحذر می دارند؛ اما بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این آیه توجه نکردند و جریان را به انحراف کشاندند؛ اگر به انحراف کشیده نمی شد، اینهمه مصائب برای جوامع اسلامی روی نمی داد.

 

استاد اکبری در ادامه بیان کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، خودشان الگوی عملی در تواضع بودند؛ اگر در جمع اصحاب بودند، دایره وار می نشستند؛ به گونه ای که اگر غریبه ای می آمد، نمی توانست تشخیص بدهد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کدام شخص است.

 

وی اضافه نمود: این، گوشه ای از سیره پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم و برخورد متواضعانه ایشان با همه بود؛ پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم با خدمه، غلامان بر سرِ یک سفره می نشستند؛ تکبر، برتری و علوّ در کار نبود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همین سیره متواضعانه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم، عیناً  درباره سایر ائمه علیهم السلام، از امام علی علیه السلام تا سایر ائمه اطهار و امام رضا علیهم السلام وجود داشت و سیره عملی و اجتماعی  آنها، عینا همانند سیره پیامبر گرامی اسلام علیهم السلام بوده است.

 

وی افزود: ائمه اطهار علیهم السلام اصلا علو و برتری نداشتند؛ ولو حکومت ظاهری هم به دستشان می رسید؛ در خطبه 33 نهج البلاغه امیرالمؤمنین سلام الله علیه در زمان حکومت خود فرمود: این حکومت برای من به ارزش یک کفش پاره ای هم نیست؛ مگر آنکه به واسطه این حکومت احقاق حق کنم و داد مظلومی را بستانم.

«و من خطبة له علیه السلام عند خروجه لقتال أهل البصرة، و فيها حكمة مبعث الرسل، ثم يذكر فضله و يذم الخارجين‏

قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام بِذِي قَارٍ وَ هُوَ يَخْصِفُ نَعْلَهُ‏ فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا فَقَالَ علیه السلام وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا ثُمَّ خَرَجَ فَخَطَبَ النَّاسَ فَقَال‏»

 

استاد محمد عیسی اکبری خاطرنشان کرد: سیره فردی و اجتماعی و برخورد امام رضا علیه السلام نیز عینا مانند جدّشان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.

 

وی افزود: عبد اللَّه بن صلت از مردى بلخى نقل كرد كه گفت: من در خدمت حضرت رضا بودم در سفر خراسان؛ روزى غذا خواست و تمام غلامان خود را از سياه و غير سياه در سر سفره جمع كرد؛ عرض كردم: فدايت شوم خوب است براى آنها سفره جداگانه مي انداختند.

فرمود: نه! خداى ما يكى است و مادر و پدرمان نيز يكى است و جزا و پاداش بستگى به عمل اشخاص دارد.

 

استاد محمد عیسی اکبری خاطرنشان کرد: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آخر عمر  شریفشان این آیه شریفه را تلاوت فرمود:

«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين‏» آن سراى [پرارزش‏] آخرت را براى كسانى قرار مى‏ دهيم كه در زمين هيچ برترى و تسلّط و هيچ فسادى را نمى‏ خواهند و سرانجام [نيك‏] براى پرهيزكاران است. (قصص: 83)

 

وی اضافه نمود: همه در نظر امام، به عنوان انسان، محترم بود؛ در کتاب شریف عيون اخبار الرضا علیه السلام آمده است: ياسر خادم گفت: وقتى حضرت رضا عليه السّلام منزل را خلوت مي ديد، تمام غلامان و اطرافيان خود را از كوچك و بزرگ جمع مي نمود؛ براى آنها حديث مي كرد و با ايشان انس ميگرفت؛ آنها نيز به آن جناب مأنوس مى‏شدند؛ وقتى سر سفره مى ‏نشست، تمام آنها را از صغير و كبير جمع مى‏نمود و با خود مى‏نشاند؛ حتى مهتر اسبان و خون‏گير را.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه مجلسی در جلد 49 از بحار الانوار، به نقل از کتاب مناقب می آورد: حضرت رضا علیه السلام وارد حمام شد؛ شخصى گفت: مرا دلاكى كن. شروع كرد به كيسه كشيدن؛ در اين بين، آن جناب را شناخت؛ آن مرد عذرخواهى مي كرد؛ ولى امام عليه السّلام در ضمن اينكه او را دلخوش مي نمود، او را كيسه مي كشيد. (زندگانى حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام ( ترجمه جلد 49 بحار الأنوار)، ص: 91)

 

وی افزود: وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آیه 83 از سوره مبارکه قصص را بیان می دارند؛ عینا در سیره امام  رضا علیه آلاف التحیة و الثناء مشاهده می کنیم.

 

استاد اکبری خاطرنشان کرد: پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «خدایا من را مسکین زنده نگاه دار؛ فقیر بمیران و در زمره فقیران محشور نما».

 

وی در ادامه بیان کرد: امام رضا علیه السلام در کنار پایین ترین طبقه جامعه می نشست و مانند یک برادر صمیمی و یک انسان مهربان با آنها غذا می خورد و با آنها صحبت می کرد و با آنها مجالست داشت؛ نه آنکه صرفا با اعیان حشر و نشر داشته باشد و افراد فرودست را کنار بگذارد؛ یشتر حشر و نشر ائمه علیهم السلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با افراد پایین دست جامعه بوده است و آنها را دوست داشته اند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: این است برخورد های تربیتی امام رضا علیه السلام. اگر کسی مخصوصا در نظام جمهوری اسلامی ایران مسئولیتی داشته باشد، باید رفتار و سیره ائمه علیهم السلام را نصب العین خود قرار دهند.

 

استاد محمد عیسی اکبری از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: یکی از فعالیت های امام رضا علیه السلام، «مبارزه با انحرافات»  بوده است.

 

وی افزود: امام جعفر الصادق علیه السلام در روایتی می فرماید: «حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئه» محبت به دنیا ریشه همه گناهان است. از این رو می توانیم بگوییم کسانی که دچار فساد می شوند و دنیاپرستی دارند وعلاقه شدید به دنیا دارند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در زمان امام رضا علیه السلام جریان واقفیه پیش آمد که بسیار مایه تأسف بود؛ این جریان در زمان امام رضا لعیه السلام بود و البته حضرت رضا علیه السلام را بسیار آزار داد.

 

وی اضافه نمود: جریان واقفیه نسبت به امام رضا علیه السلام توقف کردند؛ آنها معتقدند امام رضا علیه السلام امام نیست و فقط امام کاظم علیه السلام امام بود؛ آنها می گفتند امام موسی بن جعفر علیهما السلام زنده است و از دنیا نرفته است؛ بلکه به آسمان رفته؛ همان گونه که حضرت عیسی مسیح به آسمان رفت؛ و او قائم منتظر است که باید زمین را پر از عدل و داد کند، پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد؛ طرفداران واقفیه گمان می کردند کسی که در زندان سندی بن شاهک بوده، امام موسی بن جعفرعلیهما السلام نبوده، بلکه شبیه به او بوده است و مردم خیال کردند که او خود امام موسی بن جعفر بوده است.

 

استاد اکبری خاطرنشان کرد: سؤال در این است که چرا جریان واقفیه با چنین افکاری به وجود آمد؛ علت توقف نسبت به امام رضا علیه السلام به این برمی گردد که امام کاظم علیه السلام زمانی که در زندان بودند، وکلایی را تعیین کرده بودند تا شیعیان، حقوق های شرعی خود را به او واگذار کنند.

 

وی افزود: از این طریق اموال زیادی نزد بعضی از وکلای حضرت جمع  شده بود. به عنوان مثال در نزد «زیاد بن مروان مخزومی»،  70000 دینار، و در نزد «علی بن ابی حمزه بطائنی»، 30000 دینار از حقوق شرعی شیعیان بوده است؛ و به همین ترتیب در نزد دیگر وکلای حضرت نیز اموالی از شیعیان در نزدشان بود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی امام کاظم علیه السلام به شهادت رسید، برخی از این وکلا به خاطر اینکه این پول را نزد خودشان نگاه دارند، شهادت حضرت موسی کاظم علیه السلام را انکار کردند و با اموالی که نزدشان بود، مزارع و خانه هایی را خریدند. هنگامی که امام رضا علیه السلام آن اموال را از آنها مطالبه کرد، مرگ پدرش را انکار کردند و از تسلیم اموال به امام علیه السلام خود داری نمودند و به ایشان گفتند که  شما که امام نیستید؛ بلکه امام، پدرتان بود که هنوز زنده است.

 

وی افزود: این افکار انتشار یافت؛ اما امام علیه السلام تلاش کرد تا جلوی این انحراف را بیگیرد؛ از این رو به بعضی از سران واقفیه نامه نوشتند و آنها را باطل شمردند و فرمودند: «جایگاه شما در جهنم است»؛ و به اصحاب خود دستور داد که این نامه را استنساخ کنند تا مبادا سران واقفیه نامه را انکار کنند؛ و به این ترتیب به شدت با این جریان منحرف مقابله کردند.

 

استاد محمد عیسی اکبری خاطرنشان کرد: دنیا طلبان از هر راهی، چه از راه اموال، چه ریاست و  چه غیر از اینها، فریب می خوردند؛ امام علیه السلام در مقابل سختی ها با شدت و با استواری در مقابل این جریان انحرافی ایستاد و آنها را برای مردم آشکار کرد؛ و البته در این مواقع، وظیفه عالم نیز مشخص است:

«اذا ظهرت البدع فعلى العالم ان‏ يظهر علمه‏ فان لم يفعل سلب نور الايمان» هر گاه بدعت در ميان مردم پيدا شد عالم بايد علم خود را آشكار كند اگر نكرد نور ايمان از او گرفته مى‏شود. (زندگانى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام ( ترجمه جلد 48 بحار الأنوار)؛ ص233)

/270/260/20/

پ, 07/15/1400 - 12:46