استاد آخوندی مطرح کرد؛

«الغدیر» راه رسیدن به وحدت

استاد محسن احمد آخوندی از اساتید حوزه علمیه قم و نوه علامه امینی اعلی الله مقامه الشریف، به بیان برخی از ویژگی های کتاب الغدیر و عملکرد علامه برای این کتاب پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ادبیات الغدیر در «شیوه بیان» و «فرهنگ امانت داری» و ادب گفتاری و «محبت ورزی به اهل بیت»

 

وی افزود: علامه امینی اعلی الله مقامه الشریف بسیارامانتدار بودند و اگر می خواستند تا از یک عالم سنی نقلی داشته باشند، تلاش می کردند که تحریفی در این نقل صورت نگیرد و عین آن کلام را بیان می کردند.

 

این نوه دختری علامه امینی در ادامه بیان کرد: علامه امینی، خودشان در نامه ای که به فرزندشان شیخ محمد هادی امینی، که خود، از محققان است، این توصیه را می کنند: «آنچه را که از دیگران نقل می کنی، باید امانتدار باشی. حتی اگر علی علیه السلام را با عباراتی مانند «کرّم الله وجهه» بیان می کنند، همان عبارت را بدون هیچ تصرفی بیاور»

 

استاد محسن احمد آخوندی در ادامه بیان کرد: دومین ویژگی در الغدیر، ادب گفتاری آن است؛ ایشان در گفتار و بیانشان خیلی ادب را رعایت می  کردند.

 

وی اضافه نمود: عبدالغنی حسن، یکی از بزرگان مصری است که در ادبیات ید طولایی دارد؛ بسیاری از کتاب های در مصر با مقدمه و تعلیقیه ای از ایشان چاپ شده است، این عالم بزرگ مصری نسبت به علامه امینی می گوید: من  تعجب می کنم، از  یک شخص که اینهمه محبت به خاندان اهل بیت دارد، و سخن دیگران را نقل  می کند، دیگرانی که آنقدر به اهل بیت علیهم السلام جسارت کرده اند، اما ایشان از کنار همه این جسارت ها رد شده و فقط به نقد علمی پرداخته و وارد پاسخگویی به آن جسارت ها نشده است.»

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در تشریح کلام عبدالغنی حسن و برخی از جسارت ها به شیعیان، باید گفت وقتی ابن حجر می خواهد شیعه را معرفی بکند، داستان سرایی می کند که شین «شیعه» یادآور هر شرّ و شرارت و شرک است و از این قبیل؛ مرحوم علامه نسبت به این مسائل، اصلا رد می شود و هیچ جوابی نمی دهد؛ گاهی فقط یک آیه را به خودش گوشزد می کند که باید اینگونه رفتار کنید. «وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» (فرقان: 72)

 

وی افزود: مرحوم علامه امینی بسیار به این امر اهتمام داشتند تا ادب گفتاری را رعایت کنند. در یک عبارتی خود علامه امینی کلام امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به عمرو بن حمق و حجر بن عدی را یادآور می شود که آن کلام  بر اساس کتاب «وقعة الصفین»  اینچنین است:

نصر: عمر بن سعد، از عبد الرحمن، از حارث بن حصيره از عبد اللّه بن شريك كه گفت:

 حجر بن عدىّ و عمرو بن حمق بيرون آمدند و به اظهار تنفر و لعنت بر شاميان پرداختند. على به ايشان پيام فرستاد: از آنچه درباره شما گزارش مى ‏دهند دست بكشيد و نزد من بياييد. (چون آن دو آمدند) گفتند: اى امير مؤمنان، آيا ما حق نداريم؟ گفت: چرا. [گفتند: آيا آنان بر باطل نيستند؟ گفت: چرا]. گفتند: پس از چه رو ما را از دشنام گويى به آنان باز داشتى؟

امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:

 «كَرِهْتُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا لَعَّانِينَ شَتَّامِينَ تَشْتِمُونَ وَ تَتَبَرَّءُونَ وَ لَكِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِيَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِيرَتِهِمْ كَذَا وَ كَذَا وَ مِنْ عَمَلِهِمْ كَذَا وَ كَذَا كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ وَ [لَوْ] قُلْتُمْ مَكَانَ لَعْنِكُمْ إِيَّاهُمْ وَ بَرَاءَتِكُمْ مِنْهُمْ- اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِىَ عَنْ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ كَانَ هَذَا أَحَبَّ إِلَيَّ وَ خَيْراً لَكُمْ»

 «بر شما روا ندانستم كه نفرينگر و دشنامگو باشيد، و فحش دهيد و اظهار نفرت كنيد. ولى اگر كردارهاى زشت آنان را توصيف مى‏ كرديد و مى ‏گفتيد: رفتار آنان چنين و چنان و كردارشان چنين و چنان بوده، سخنى درستتر گفته و عذرى رساتر آورده بوديد و [اگر] به جاى نفرين بر آنها و اظهار بيزارى خود از آنان (اين گونه دعا مى‏ كرديد) و مى‏ گفتيد: بار خدايا خون ما و ايشان را مريز و ميان ما و آنان سازشى به سازگارى آنها برقرار فرما و آنان را از گمراهيشان به راه هدايت باز آر تا پاره ‏اى از آنها كه حق را نمى ‏شناسند، بشناسندش و آنكه به گردنكشى و ستم پرداخته، از پافشارى در آن دست كشد، اين مرا خوشتر و براى خود شما نيكوتر مى ‏بود».

«فَقَالا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ نَقْبَلُ عِظَتَكَ وَ نَتَأَدَّبُ‏ بِأَدَبِك‏»

عمرو بن حمق گفت: راستى را، اى امير مؤمنان، به خدا من نه از آن رو تو را دوست دارم و نه به آن سبب با تو بيعت كرده‏ ام كه ميان من و تو خويشاوندى است و يا قصد دريافت مالى دارم كه تو به من دهى يا خواستار چيره ‏دستى و تسلطى هستم كه نامم بدان بر آيد، بلكه از آن روست كه من تو را به پنج ويژگيت دوست دارم:

اين كه تو پسر عموى پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله، و نخستين كسى هستى كه به او ايمان آورده و همسر سرور بانوان امت، فاطمه دختر محمد صلّى اللّه عليه و آله، و پدر خاندان پاكى هستى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در ميان ما به جاى نهاده و بزرگترين مرد مهاجران هستى كه سهم عمده در جهاد، از آن توست. و روا بود من به جا به‏ جا كردن كوه هاى بلند و استوار و بر كشيدن آب درياهاى سرشار و انباشته مكلّف مى ‏شدم تا چنين (خجسته) روزيم مى ‏رسيد كه در كارى دوستانت را تقويت كنم و دشمنت را زبون سازم، راستى را كه من نتوانسته ‏ام تمام و كمال، حق بزرگى را كه تو بر گردن من دارى، چنان كه بايد ادا كنم.

امير مؤمنان (به دعا) گفت: بار الها، دل او را به نور تقوى روشن دار و وى‏ را به راه راست برگمار (و خطاب به او گفت) اى كاش در سپاه من صد تن چون تو مى‏ بودند.

حجر گفت: اى امير مؤمنان، بنابر اين تو را به خدا، سپاه خود را پاكسازى كن و از شمار آنان كه با تو نيرنگ مى ‏بازند بكاه.

سپس حجر برخاست و گفت: اى امير مؤمنان، ما فرزند جنگ و مرد پيكاريم، كسانى هستيم كه سر در پى جنگ نهيم و از آن بهره گيريم. جنگ ما را آزموده و ما خود، جنگ را آزموده ‏ايم. ما را همدستانى با شايستگي هاى جنگى، و قبيله ‏اى پر شمار و انديشه ‏اى آزموده (و فكرى سنجيده و) و تحمّلى ستوده است. زمام، به فرمانبردارى از تو و شنوايى فرمان تو سپرده است. اگر به خاورمان كشانى رو به خاور آريم و اگر به باخترمان خوانى جانب باختر شويم و هر فرمان كه تو فرمايى همچنان كنيم.

على علیه السلام فرمود: «آيا رأى تمام افراد قوم تو چون رأى توست؟»

گفت: «من از ايشان جز نيك نديده ‏ام، و اينك اين دو دست من است كه از جانب ايشان به شنوايى فرمان و اطاعت از تو و نيك پاسخى به تو فرا مى‏آرم و در دست تو مى ‏نهم»

على علیه السلام به او فرمود: خير باشد.

 

 

استاد محسن احمد آخوندی خاطرنشان کرد: علامه امینی در ادامه بیان می کند: «و قال الامینی مثل ما قالا» من هم پند شما را می پذیرم و ادب شما را رعایت می کنم و همه شیعیان اینگونه هستند و باید اینگونه باشند.

 

وی افزود: این در حالی است که محبت ورزی به دین و بزرگان دین یکی از شاخصه های بارز علامه است و همه کسانی که با  الغدیر آشنا هستند، می دانند که علامه امینی این جملات را با عشق ادا کرده است و از این رو عبدالغنی حسن خطاب به ایشان می گوید با وجود آن عشق سرشار به اهل بیت علیهم السلام، راه را از مسیر مستقیم منحرف نمی سازد و در آن مقام استدلال، پایبند ضوابط استدلال است.

 

استاد احمد آخوندی خاطرنشان کرد: یکی از راه هایی که به اثبات جریان غدیر می انجامد و علامه امینی به آن اشاره کرده است، آن است که جریان غدیر به صورت یک مبدأ تاریخ در کتاب های تاریخی قرار دارد.

 

وی اضافه نمود: مرحوم علامه امینی به این مطلب هم تمسک می کند که برخی از افراد، وقتی می خواهند زمانی را نشان دهند، در پاسخشان به زمان عید غدیر اشاره می کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به عنوان مثال وقتی ابن خلکان از المستنصر فاطمی را ترجمه بکند و شرح حال او را بازگو نماید، می گوید «او در شب پنجشنبه، دوازده شب باقی مانده از ذی الحجه  سال 467 وفات یافت و این شب، همان  شب عید غدیر، یعنی هجده ذی الحجه است» از این رو در ترجمه المستعلی که جانشین المسنتصر است، در آنجا هم دوباره بازگو می کند که مردم در روز عید غدیر، یعنی هجده ذی الحجه با او بیعت کردند.

 

وی افزود: در مورد استعمال کلمه «عید» برای روز غدیر، باید گفت: آن روز،  روز «عید» و روز «تحنیت گفتن» و روز تبریک گفتن است، این مطلب در زبان خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است:

«أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ فِي خَبَرٍ ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم يَا قَوْمِ هَنِّئُونِي‏ هَنِّئُونِي‏ إِنَّ اللَّهَ خَصَّنِي بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّ أَهْلَ بَيْتِي بِالْإِمَامَةِ فَلَقِيَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ طُوبَى لَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ» (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ ج‏ 3؛ ص 35) این تهنیت گفتن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عید خواندن این روز، خود، نشان دهنده خاص بودن این روز بزرگ است.

 

استاد محسن احمد آخوندی، نوه دختری علامه امینی اعلی الله مقامه الشریف خاطرنشان کرد: یکی دیگر از جنبه های اثباتی کتاب الغدیر، جنبه وحدت آفرینی است.

 

وی اضافه نمود: علامه امینی در مقدمه جلد هشتم، تحت عنوان «الغدیر یوحد الصفوف فی‌ الملا الاسلامی» مستقیما وارد بحث نقش الغدیر در وحدت اسلامی می ‌شوند. کتاب غدیر مایه وحدت بخشی به صفوف است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه اعتقاد جزمی داشت که با جهل و نادانی وحدت ایجاد نمی شود؛ با به تغافل زدن خود، وحدت ایجاد نمی شود؛ مادامی که آنها ما را مشرک می انگارند، مادامی که اعتقاداتی نسبت به ما دارند که این اعتقادات هر مسلمانی را برآشفته می کند، این وحدت شکل نمی گیرد؛ هر مسلمانی اگر اعتقاد داشته باشد که خدا به صورت علی بن ابی طالب ظهور پیدا کرد، برآشفته می شود؛ مادامی که این اعتقادات بیان شده و به عنوان برچسبی بر شیعه در میان غیر مسلمان ها پخش بشود، چه جایی از وحدت باقی می ماند. وقتی مهری در نماز می گذارم و دیگری گمان می کند که من سنگ می پرستم، و این گونه القاء شده، چه انتظاری می توان داشت؟

 

وی افزود: وحدت آنجا حاصل می شود که همگی ما بفهمیم جز به مبانی معتبر اسلام، یعنی کتاب و سنت قطعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به چیزی دیگر گردن نمی نهیم.

 

استاد احمد آخوندی خاطرنشان کرد: البته ممکن است که در برداشت های از منابع، با هم تفاوت داشته باشیم؛ همان گونه که فقها با هم اختلاف دارند؛ ولی با صحبت نکردن و با حرف نزدن و با سکوت کردن هیچ امری را نمی توانیم از آن دست برداریم؛ اگر جزو باورهای خودمان است، بگوییم بیان کنیم و با منطق قوی استدلال کنیم و در کتاب های علمی بیان کنیم. از این رو علامه امینی برخلاف آنچه که برخی بیان می کنند، اهل گفتگو بوده است.

 

وی تأکید کرد: علامه اهل گفتگو بوده است؛ در الازهر مصر یک ساعت سخنرانی می کند و جریان ولایت را بدون پرده پوشی، با استفاده از منابع اهل سنت با قاطعیت از ولایت سخن می گوید.

 

وی افزود: ماجرایی نقل شده که شخصی ناآشنا نسبت به چهره علامه امینی، بعد از شنیدن سخنرانی ایشان، گفت: شما خیلی زیبا صحبت کردید؛ و چه ادبیاتی قوی در این سخنرانی داشتید. کسی دیگر هم کتابی به نام «الغدیر» نوشته است، سخنانش خیلی شبیه سخنان شما است؛ ولی حیف که «ترک: است و نمی تواند همانند شما برای ما سخنرانی کند.

علامه گفتند: من همان ترکی هستم که الغدیر را نوشته ام.

 

استاد احمدآخوندی خاطرنشان کرد:  برخی از نوشته های ایشان در اثر گفتگو شکل پذیرفته است. کتاب «سیرتنا و سنّتنا سیرة نبینا و سنته» همان حاصل مذاکراتی است که افراد  گوناگون با ایشان داشتند؛ افراد، با ایشان گفتند که شما در عشق ورزی و محبت ورزی به امام حسین علیه السلام مبالغه می کنید. ایشان همین باب گفتگو را شروع کرد و گفت: با هم مباحثه می کنیم؛ و نتیجه صحبت این کتاب شد «سیرتنا و سنّتنا»

 

وی افزود: ایشان از اینکه جهان اسلام باب گفتگو را باز کنند، استقبال می کرد و تقریظ های گوناگون برای ایشان که بعضا از سوی عالمان اهل سنت بوده است، نشان دهنده این مطلب است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: محمد سعید دحدوح، از عالمان اهل سنت و امام جمعه حلب برای علامه تقریظ می نگارد و ضمن بیان تمایل مردم به شیعه، بیان می کند، به زودی مملکت حلب، یک مملکتی خواهد بود که رنگ رخساره آنها گواهی می دهد از عشقشان به اهل بیت علیهم السلام و تمایل به تشیع. این  تأثیر هنگفت را علامه امینی در جامعه آن زمان ایجاد کرد.

 

وی اضافه نمود: این موارد بیان شده، در مقام اثبات بوده است؛ باید گفت مرحوم علامه امینی در مقام سلب دیگران هم

کاری انجام داده که مرحوم محمدرضا حکیمی، اسمش را «پالایش کتابخانه عمومی» یا «بازسازی علمی میراث فرهنگی اسلام» نام نهاده است. ایشان دست به پالایش مطالب زده است و لازم است در گفتگویی دیگر به آن پرداخته شود.

/270/260/20/

 

 

 

 

س, 07/27/1400 - 11:24