استاد شفیعی مازندرانی مطرح کرد؛

بیانی در مورد ابعاد شخصیت علامه نجم الدین حسن زاده آملی

به مناسبت چهلمین روز ارتحال علامه حسن حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه، استاد سید محمد شفیعی دارابی مازندرانی از اساتید حوزه علمیه قم به بیان برخی از ابعاد شخصیت آن عالم ربانی پرداخت.

 

این استاد حوزه و دانشگاه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: به طور کلی چرا در عرصه بزرگداشت از بزرگان و به خصوص علمای ربانی، اینهمه تجلیل می شود. در پاسخ به این پرسش باید گفت این تجلیل ها که چه در زمان حیاتشان به عنوان نکوداشت مو چه بعد از ارتحالشان به عنوان یادبود و نکوداشت، در سه عرصه قابل بررسی است.

 

وی افزود: عرصه اول، عمل به دستورات خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره حفظ حریم بزرگان و بزرگداشت از بزرگان، مخصوصا علمای ربانی است. در واقع به خاطر عمل به خواسته های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که این عمل صورت می پذیرد؛ چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همواره جامعه را به سمت احترام به علمای ربانی دعوت می کردند. در ضمن خطبه ای در مورد جایگاه علما، از آن حضرت آمده است:

«مَنْ أَهَانَ عَالِماً فَقَدْ أَهَانَنِی وَ مَنْ أَهَانَنِی فَقَدْ أَهَانَ اللَّهَ فَمَصِیرُهُ إِلَی النَّارِ وَ مَنْ أَکرَمَ عَالِماً فَقَدْ أَکرَمَنِی وَ مَنْ أَکرَمَنِی فَقَدْ أَکرَمَ اللَّهَ وَ مَنْ أَکرَمَ اللَّهَ فَمَصِیرُهُ إِلَی الْجَنَّة» (جامع الاخبار،ص38)؛ پیامبر رحمت و مهربانی فرمودند:هر کس به علماء توهین و بی حرمتی کند، به من توهین کرده است و هر کس به من توهین کرده باشد به سوی آتش و جهنم روانه است. هر کس به علماء تکریم و احترام کند، به من تکریم کرده است و هر کس به من تکریم کند، خدا را تکریم نموده است و هر کس خداوند را تکریم کند به سوی بهشت روانه است.

 

استاد شفیعی مازندرانی در ادامه بیان کرد: دلیل دوم برای نکوداشت علمای ربانی برای آن خاطر است که برای جامعه الگو معرفی نمایند؛ اینها اسوه اند؛ سعدی شیرین سخن به زیبایی این امر را به تصویر می کشد:

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

 

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این فریق را

 

گفت آن گلیم خویش بدر می‌ برد ز موج

وین جهد می‌ کند که بگیرد غریق را

 

وی افزود: اگر بزرگداشت برای عالم ربانی مورد تأکید است، برای آن است که الگویی برای جامعه بیان کنند و جوان ها را هدایت کنند که به چنین مقامی نائل آیند؛ از این رو مقام عظمای ولایت در اطلاعیه خود درباره ارتحال آسمانی علامه حسن زاده آملی نوشتند: «این روحانی دانشمند ذی فنون، از جمله چهره  های نادر و فاخر دوران بودند که افراد معدودی در هر دوره چشم و دل آشنایان را می نوازد» بنابراین در واقع دارد جامعه را به طرف این گونه شدن هدایت می کند.

 

این شاگرد برجسته علامه رضوان الله تعالی علیه اضافه نمود: آیت الله جوادی آملی حفظه الله در همین رابطه می فرماید: «زندگی سراسر فخر این حکیم الهی»؛ در واقع به جامعه خط می دهد که مردم و حوزویان و طلاب جوان را خط می دهند که علامه را الگو بگیرند و آن گونه شوند.

 

وی اضافه نمود: بزرگداشت علمای ربانی به آن خاطر است که جامعه را به سمت این گونه انسان شدن سوق بدهند، این امر راز دوم بزرگداشت علمای ربانی و مخصوصا علامه حسن زاده آملی رحمت الله علیه است.

 

استاد سید محمد شفیعی مازندرانی خاطرنشان کرد: سومین علت بزرگداشت علمای ربانی، بعد از اطاعت فرمان معصومین علیهم السلام و نشان دادن الگو به جامعه، تشکر شاگردان از این استاد بزرگ است. استادی که از میان ما به عالم ملکوت رهسپار گردید.

 

وی افزود: مجلس بزرگداشتی از طرف آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله برای این عالم ربانی و حکیم الهی برگزار گردید؛ در آن مجلس با شکوه، جمعیت، موج می زد؛ علمای اعلام و بسیاری از شاگردان و علاقه مندان ایشان حضور پیدا کرده بودند.

 

این شاگرد برجسته علامه رضوان الله تعالی علیه در ادامه بیان کرد: در حوزه، سطح بالای فلسفه را ایشان عهده دار بودند؛ در جلسه ای در باب فلسفه، اشارات مرحوم ابن سینا به شرح خواجه طوسی، مشغول تدریس بودند. شاگردان فراوانی هم گرد ایشان جمع بودند.

ناگهان کتاب را بستند و خیلی آرام نگاهی به حضار کردند؛ جوّ جالبی ایجاد شده بود؛ همه نگاهش کردند که چرا استاد کتاب را بست. استاد نگاهی به این طرف جلسه و طرف دیگر انداختند و فرمود: «خدا رحمتش کند! حیف که از میان ما به عالم ملکوت رفت؛ اگر در میان ما بود، من به محضرش عرض می کردم که: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» خال لب، مصطلح میان ادبای بزرگ ایران نیست؛ «خال رخ» مصطلح است.»

من این خط را گرفتم؛ استاد آهسته کتاب را باز کرد و به ادامه درس پرداخت.

در آخر کلاس، زمانی که می خواستند تشریف ببرند، بنده رفتم جلو و سلام کردم و خیلی با مرحمت به بنده الطفات کردند؛

فرمودند: «چه کار داری؟ کجا را می خواهی خراب کنی»

گفتم: «جنابعالی را»

گفتند: «من را؟ خیلی عرضه می خواهد بگو چه می خواهی» 

گفتم: صائب تبریزی از تعبیر «خال لب» استفاده کرده بودند.

گفتند: «بگو بشنوم»

گفتم: صائب تبریزی می فرماید: «بیشتر دل می برد، خالی که در کنج لب است»

گفتند: «صائب تبریزی این را سرود؟»

گفتم: بله

چند بار تکرار کردند: «عجب عجب عجب...»

آن قدر آقایی نشان دادند، تشکیک نکردند که تو شاید اشتباه می کنی که «خال لب» در شعر تبریزی آمده باشد. با آقایی که خودش داشت، از من ناقابل این حرف را پذیرفت.

 

استاد شفیعی مازندرانی خاطرنشان کرد: این درس بزرگی است از طرف استاد بزرگ، برای همه ما که از شاگردان خود، اگر حرفی را شنیدند، بپذیرند؛ شاگرد پروری می کرد.

این استاد حوزه علمیه اتمام کلامش را به شعری در وصف آیت الله حسن زاده آملی اختصاص داد: حسن زاده گل باغ هدی بود

خلایق را به ایزد رهنما بود
ملک خوی و بشر آواز دوران
تجلای جمال کبریا بود
حسن زاده حسن را شیعه ای ناب
چه شیرین محفل و دل آشنا بود
فروغ منبر و گل خطبه هایش
به گوش آسمان ها خوش نوا بود
به عمری اهل تدریس و کتابت
چو نوری ذی فنون و پر جلا بود
رخش عرفان و ایمان مجسم
فقیه و فیلسوف بی ریا بود
چو او مادر دگر ای کاش می زاد
دلاور تکسواری خوش عطا بود
هزار آه ناگهان از ما جدا شد
سفر کرده ست او اهل سما بود
به طاق عند رب، شه پر کشیدن
یلیق آن مسیح پر بها بود
ز داغش کرسی تدریس نالان
سیه بر قامت عرض و سما بود
قلم اندر فراغش اشک ریزان
کتابت ناله زن  اندر عزا بود
شفیعی او نمرد و زنده تر گشت
به قاف قرب، رفتن را سزا بود

/270/260/21/

 

چ, 08/12/1400 - 11:12