استاد جاوید مطرح کرد؛

اهمیت علم آموزی/چهلمین روز درگذشت علامه حسن زاده آملی

به مناسبت اربعین ارتحال عالم ربانی، علامه ذو الفنون، متأله الهی، فقیه فرزانه، آیت الله حسن حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه، استاد علی جاوید از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قرآن می فرماید:

« قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» (کهف: 66) موسی علیه السلام به خضر علیه السلام می گوید: آیا به من اجازه می دهی تا با تو بیایم تا آنچه که برای رشد و کمال به تو آموخته اند، به من بیاموزی. اینجا علم آموزی و عالم بودن در محضر عالم بودن ارزشی اینچنین دارد.

 

وی افزود: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در همین رابطه می فرماید: هنگامی که حضرت موسی علیه السلام حضرت خضر علیه السلام را ملاقات می کند، پرنده ای در میان آنها قطره ای آب را با منقارش برمی دارد و بر زمین می ریزد؛ خضر به موسی گفت: آیا رمز این صحنه را دانستی که کلاغ به  ما چه می آموزد؟ کلاغ به ما می آموزد علم ما در مقابل علم پیامبر آخرالزمان، قطره ای در برابر دریای بی کران است. روایت به صورت کامل از در کتاب بحار الانوار، جلد 13، صفحه 312 از کتاب ریاض الجنان، نقل شده است:

«مِنْ رِيَاضِ الْجِنَانِ أَخَذَهُ مِنْ أَرْبَعِينَ السَّيِّدِ الْحُسَيْنِ بْنِ دِحْيَةَ بْنِ خَلِيفَةَ الْكَلْبِيِّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْحَاقَ الْأَزْرَقِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ سُلَيْمَانَ (في نسخة: عن عبد اللّه بن سليمان) قَالَ وُجِدَ فِي ذَخِيرَةِ أَحَدِ حَوَارِيِّ الْمَسِيحِ رِقٌّ فِيهِ مَكْتُوبٌ بِالْقَلَمِ السُّرْيَانِيِّ مَنْقُولٌ مِنَ التَّوْرَاةِ أَنَّهُ لَمَّا تَشَاجَرَ مُوسَى وَ الْخَضِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي قِصَّةِ السَّفِينَةِ وَ الْغُلَامِ وَ الْجِدَارِ وَ رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ سَأَلَهُ أَخُوهُ هَارُونُ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَمَّا اسْتَعْلَمَهُ مِنَ الْخَضِرِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ شَاهَدَهُ مِنْ عَجَائِبِ الْبَحْرِ قَالَ بَيْنَا أَنَا وَ الْخَضِرُ عَلَى شَاطِئِ الْبَحْرِ إِذْ سَقَطَ بَيْنَ أَيْدِينَا طَائِرٌ أَخَذَ فِي مِنْقَارِهِ قَطْرَة (في نسخة: أخذ في منقاره جرعة. و في المحتضر: قطرة من ماء البحر) وَ رَمَى بِهَا نَحْوَ الْمَشْرِقِ وَ أَخَذَ ثَانِيَةً وَ رَمَاهَا فِي الْمَغْرِبِ وَ أَخَذَ ثَالِثَةً وَ رَمَى بِهَا نَحْوَ السَّمَاءِ وَ رَابِعَةً رَمَاهَا إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ أَخَذَ خَامِسَةً وَ عَادَ أَلْقَاهَا فِي الْبَحْرِ فَبُهِتْنَا لِذَلِكَ فَسَأَلْتُ الْخَضِرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ ذَلِكَ فَلَمْ يُجِبْ وَ إِذَا نَحْنُ بِصَيَّادٍ يَصْطَادُ فَنَظَرَ إِلَيْنَا وَ قَالَ مَا لِي أَرَاكُمَا فِي فِكْرٍ وَ تَعَجُّبٍ مِنَ الطَّائِرِ قُلْنَا هُوَ ذَلِكَ قَالَ أَنَا رَجُلٌ صَيَّادٌ قَدْ عَلِمْتُ‏ وَ أَنْتُمَا نَبِيَّانِ مَا تَعْلَمَانِ قُلْنَا مَا نَعْلَمُ إِلَّا مَا عَلَّمَنَا اللَّهُ قَالَ هَذَا طَائِرٌ فِي الْبَحْرِ يُسَمَّى مسلم‏ [مُسْلِماً] لِأَنَّهُ إِذَا صَاحَ يَقُولُ فِي صِيَاحِهِ مُسْلِمٌ فَأَشَارَ بِرَمْيِ الْمَاءِ مِنْ مِنْقَارِهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ إِلَى أَنَّهُ يُبْعَثُ نَبِيٌ‏ بَعْدَكُمَا تَمْلِكُ أُمَّتُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ يَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ وَ يُدْفَنُ فِي الْأَرْضِ وَ أَمَّا رَمْيُهُ الْمَاءَ فِي الْبَحْرِ يَقُولُ إِنَّ عِلْمَ الْعَالِمِ عِنْدَ عِلْمِهِ مِثْلُ هَذِهِ الْقَطْرَةِ وَ وَرِثَ عِلْمَهُ وَصِيُّهُ وَ ابْنُ عَمِّهِ فَسَكَنَ مَا كُنَّا فِيهِ مِنَ الْمُشَاجَرَةِ وَ اسْتَقَلَّ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا عِلْمَهُ بَعْدَ أَنْ كُنَّا مُعْجَبِينَ بِأَنْفُسِنَا ثُمَّ غَابَ الصَّيَّادُ عَنَّا فَعَلِمْنَا أَنَّهُ مَلَكٌ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْنَا لِيُعَرِّفَنَا حَيْثُ ادَّعَيْنَا الْكَمَالَ» هنگامي كه موسي عليه السلام از خضر عليه السلام جدا شد و به خانه اش بازگشت، برادرش هارون عليه السلام از موسي عليه السلام پرسيد: «چه خاطره اي از ملاقات با خضر عليه السلام داري، برايم بيان كن.»

موسي عليه السلام فرمود: با خضر عليه السلام كنار دريا نشسته بوديم، ناگاه پرنده به پيش ما فرود آمد و قطرة آبي را از دريا به منقارش گرفت و سپس به طرف مشرق افكند، بار ديگر قطرة آبي به منقار گرفت و آن را به سوي مغرب افكند، سپس قطرة ديگري آب به منقار گرفت و آن را به سوي آسمان افكند، بار چهارم قطرة آبي از دريا به منقار گرفت و به سوي زمين افكند، براي بار پنجم با منقارش قطرة آبي گرفت و سپس به دريا انداخت.

ما از اين حادثه شگفت زده شديم، خضر از آن پرنده پرسيد: اين كارها چيست كه انجام دادي؟ آن پرنده جواب نداد.

در اين هنگام شخصي به صورت صياد به نزديك ما آمد و به ما نگاه كرد و گفت: «براي چه شما را در مورد كارهاي آن پرنده متحير مي نگرم؟»

موسي و خضر گفتند: آري حيرت ما در مورد راز اين حركاتي است كه آن پرنده انجام داد.

صياد گفت: من مردي صياد هستم و راز آن را ميدانم، ولي شما هر دو پيامبر هستيد و راز آن را نمي دانيد.

موسي و خضر گفتند: ما چيزي جز آن چه را كه خداوند به ما بياموزد، نمي دانيم.

صياد گفت: اين پرندة دريايي است و نامش مسلم است، زيرا وقتي آواز مي خواند در آواز خود مي گويد: مسلم.

اما اين كه: قطرة آب دريا را به منقار گرفت و به آسمان و زمين و مشرق و مغرب و بالا و پايين ريخت مي خواست بگويد: بعد از شما در آخر الزّمان پيامبري (پيامبر اسلام) مبعوث مي شود كه امّت او مشرق و مغرب را مي گيرند، (در شب معراج) به آسمان مي رود و سپس (پس از رحلت) در زمين دفن مي گردد.

و اما اين كه آب در منقارش را به دريا ريخت خواست بگويد: «علم اين عالِم (خضر) در نزد علم او (پيامبر اسلام) مانند قطره نسبت به دريا است، سپس وصي و پسر عمويش (حضرت علي عليه السلام) وارث علم او مي شود.»

گفتار آن صياد ما را از حيرت بيرون آورد و آرام گرفتيم، سپس آن صياد پنهان شد، فهميديم او فرشته اي بود كه خداوند او را نزد ما كه ادعاي كمال مي كرديم فرستاده بود (تا بفهميم دست بالاي دست بسيار است، و در نتيجه مغرور نشويم.)

 

استاد علی جاوید در ادامه بیان کرد: حضرت موسی علیه السلام همراهی خودش را با اجازه حضرت خضر علیه السلام آغاز می کند؛ چنانچه آیه قرآن بیان می کند که حضرت موسی علیه السلام می گوید: «هل أتّبعک» یعنی خود را شاگرد و خضر را استاد خود معرفی می کند؛ از این رو علم، استاد را به غیب پیوند می زند؛ از این رو تعلیم استاد، مایه رشد خود است.

 

وی افزود: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم می فرماید: «العلماء ورثة الأنبیاء» به همین خاطر، اگر کسی می خواهد راه علم و عالم و امثال حسن زاده قدس الله نفسه الزکیه را ادامه بدهد، باید این مسیر را طی کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: باید دانست که طیّ این راه چگونه انجام می پذیرد؛ می توانیم از ادامه آیه مزبور استفاده کنیم؛ آنجا که حضرت خضر علیه السلام به موسی علیه السلام می گوید: تو هرگز نمی توانی نسبت به همراهی من صبر پیشه کنی.  «قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرا وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرا»  گفت: [اى موسى!] تو هرگز نمى‏توانى بر همراهى من شكيبايى ورزى. (67) و چگونه مى‏توانى بر چيزى كه به آن احاطه [علمى‏] ندارى شكيبايى ورزى؟ (68)

 

وی اضافه نمود: در ادامه حضرت موسی علیه السلام پاسخ می دهد: «قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْرا» گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شكيبا خواهى يافت، و هيچ فرمانى را از تو مخالفت نخواهم كرد. (69)

 

استاد جاوید در ادامه بیان کرد: حضرت خضر علیه السلام بیان می دارد: «قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرا» گفت: [اى موسى!] اگر دنبال من آمدى، از هيچ چيز از من مپرس تا خودم درباره [حقيقتِ‏] آن با تو آغاز سخن كنم. (70)

 

وی افزود: معلم و مربی باید از ظرفیت شاگرد آگاهی داشته باشد؛ چرا که ظرفیت انسان در علم آموزی متفاوت است؛ حتی شخصیت بزرگی همانند موسی که از پیامبران اولوالعزم بوده است، توان و استقامت کارهای حضرت خضر علیه السلام را ندارد؛ در هر سه کاری که از حضرت خضر علیه السلام مشاهده نمود، اعتراض می کند؛ هم در خراب کردن کشتی، هم کشتن کودک و هم تعمیر آن دیوار.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نکته در این است که ارزش علم به این است که رشد علم بدون صبر در تمام مشکلات زندگی میسر نیست؛ رشد علمی بدون صبر ممکن نیست. آگاهی، صبر انسان و ظرفیت انسان را بالا می برد.« وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرا» اگر واقعا می خواهیم احاطه علمی و آگاهی داشته باشیم و صبر بیشتر کسب کنیم و به جامعه خدمت کنیم،  باید صبر داشته باشیم.

 

وی افزود: معصوم علیه السلام در دعای خود به طلب آن علمی از خداوند متعال تقاضا می کند که برای فرد و جامعه و مردم مفید باشد؛ «أعوذ بک من علم لا ینفع» خدایا از علم غیر مفید به تو پناه می برم.

 

استاد علی جاوید خاطرنشان کرد: اگر می خواهیم در مسیر این علمای بزرگ قرار بگیریم، باید صبر، ظرفیت و رشد در مقابل مصائب داشته باشیم؛ همان مصائبی که علمای بزرگوار آنها را تحمل کردند و ما نیز باید پیرو آنها باشیم.

 

وی اضافه نمود: علامه حسن زاده آملی رحمت الله علیه از جهت تقوا، وارستگی، علمی و جهات گوناگون دارای جایگاه والایی هستند؛ سخن از ایشان گفتن، زیره به کرمان بردن است؛ ایشان به تمام معنا هم در مسائل معنوی و هم مسائل علمی، هم مسائل اخلاقی، هم تهذیب و هم ذیّ طلبگی نمونه بی نظیر بودند. من کمتر کسی را مانند ایشان سراغ دارم که هم در علم، ادب، اخلاق، رفتار، کردار، حسنات، گفتار و هم در زندگی شخصی اینگونه مقید به احکام و اخلاق بوده باشد و اینچنین شاگردپروری کرده باشد. ایشان بی نظیر بودند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر طلبه های امروز ما و اساتید ما سنت این بزرگوار را در پیش بگیرند، حتما آینده حوزه درخشان خواهد بود؛ ما در این زمانه احتیاج مبرم به حسن زاده ها داریم؛ واقعا کم هستند؛ اگر ایران و جهان بخواهد گلستان بشود، حسن زاده ها را باید در حوزه بپرورانیم و راه ایشان را ادامه بدهیم.

 

وی افزود: برای علامه حسن زاده آملی شدن، اگر چه «استاد» تأثیر دارد، اما بیش از همه، این امر، وابسته به خود شخص است و نیاز فردی خود شخص مهم است. اگر دنبال راه و روش استاد جوادی آملی هستم، باید به طور فردی این راه را دنبال کنم؛ اما اینکه بنشینم که حوزه من را تغییر بدهد، این امر امکان ندارد؛ اگر حسن زاده آنگونه رفیع شد، چون خودش رشد و تلاش کرد. نزد اساتید بزرگ نیز شاگردی کرد و در راه شاگردی کردن، مجاهدت نمود و با تلاش خود به آن جایگاه منیع رسید.

 

استاد علی جاوید خاطرنشان کرد: علامه روی خودش کار کرد؛ اول خودش را شناخت؛ بعد خدای خود را شناخت و بعد به این درجات رسید؛ اول تقوا را آنقدر جلو برد که به ورع و از آنجا به این درجات اعلی رسید.

 

وی تأکید کرد: به نظرم در حوزه هر کسی و هر طلبه ای باید خودش پیشرفت بکند و منتظر نباشد که حوزه برنامه ای برای او ترتیب بدهد و او را تهذیب نفس بکند! اگر من شبانه روز در حجره بنشینم، تهذیب نفس پید نمی کنم؛ خودم باید خودم را بسازم و با قرآن و روایات اهل بیت و علما مأنوس باشم؛ با کتاب علما مأنوس باشم و به دانسته هایم عمل کنم، «تهذیب»، «عمل»

 

این استاد سطوح عالی وزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خداوند متعال امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را رحمت بکند، می فرمود: اگر طلبه ای می خواهد جهان را دگرگون بکند، باید علم و عمل و تهذیب نفس را در خود پیاده بسازد.

 

وی افزود: اگر این سه را در خود رشد دهیم، هم مردم از وجود ما استفاده می کنند و هم خودمان به جامعه خیر و برکت می دهیم.

/270/260/20/

 

 

د, 08/10/1400 - 14:25