استاد جعفری آملی مطرح کرد؛

غمنامه ای برای ارتحال علامه نجم الدین حسن زاده آملی

به مناسبت چهلمین روز ارتحال بزرگ علامه جهان اسلام، ریاضیدان، منجم، ادیب، فیلسوف، متکلم و عارف واصل، نجم الدین آیت الله حسن حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف، استاد سید رسول جعفری آملی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این شاگرد علامه حسن زاده آملی گفتگو را با این ابیات آغاز نمود:

گرچه از هر ماتمی خیزد غمی                      فرق دارد ماتمی تا ماتمی

ای بسا کس مرد و کس آگه نگشت                  از حیاتش مبدأ ای تا مختمی

وی بسا کس مرد و در مرگش نسوخت                        جز دل یک چند یار همدمی

لیکن از فقدان یک مرد بزرگ                      عالمی گرید به مرگ آدمی

عالمی افسرده است و سوگوار                       چون بمیرد برگزیده عالمی

لا جرم در مرگ مردان بزرگ                     گفت باید:«ای دریغا عالمی»!

 

استاد جعفری آملی در ادامه بیان کرد: سخن از عزیزی است که از دست نرفته است؛ در چهلمین شامگاه آسمانی و عرشی شدن او سخن می گوییم؛ او عزیزی است که «گویم که نمرد و زنده تر شد» آری! «هلک خزّان الدنیا و هم احیاء و العلماء باقون ما بقی الدهر اعیانهم مفقودة و اعیانهم فی القلوب موجودة»

در جهان چون حسن ایشان کس ندید                حُسن آن دارد حَسَن را آفرید.

 

وی افزود: او یک پارچه معنا و لبّ اللباب و سرآمد اولوا الالباب بود؛ سخن گفتن از معنا از کسی که متوقف در الفاظ و غرق در عبارات و اعداد است،  شایسته و بایسته به نظر نمی رسد.

صلاح کار کجا و من خراب کجا                   ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را                     سماع و وصل کجا نغمه ی رباب کجا

 

ما را نشاید مدح جهان تاب                 چشمی بباید تاب آورد تاب

 

مادح خورشید مداح خود است             که دو چشمم روشن و نامرمد است

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به جرأت و قاطعیت می توان گفت که علامه بزرگوار، حسن اندر حسن بود؛ تقوای مجسم و انسان مجسم بود؛ طاهر بود؛ اما نه به معنای ذات ثبت له الطهارة، بلکه  نفس الطهارة بود؛ عالم صالح نبود، بلکه عمل صالح بود؛ از این جهت هنگامی که لب به سخن می گشود، که همه حکمت و معرفت بود، تنها لسان او سخن نمی گفت، بلکه همه  وجود او سخن می گفت. زبان او سخنگوی همه هستی او بود.  ایمان، صدق، یقین، اخلاص، علم و تقوا و ورع، تمام ذرات وجودی اش بود. همان گونه که خود می فرمود:

به مجاز این سخن نمی گویم                به حقیقت نگفته ای الله

چون به حقیقت می گفت: «الله»، لبیک می شنید؛ «ادعونی استجب لکم» چون اشکال در «واهب علی الاطلاق و دائم الفضل علی البریّة و باسط الیدیه بالعطیة» نبوده و نیست؛ اشکال در قابل غافل است که به مجاز سخن می گوید و از این رو پاسخی نمی شنود.

 

وی افزود: ایشان بارها می فرمود:

ای دل به کوی دوست گذاری نمی کنی               اسباب، جمع داری و کاری نمی کنی

 

استاد جعفری آملی خاطرنشان کرد: دار، دارِ اسباب است و چیزی بی هزینه، به کسی نمی دهند؛ به نقل از قرة العین ما، حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی روحی له الفداء: «خود علامه می فرمود: تا جان به لب نرسد، جام به لب نمی رسد.»

 

وی افزود: الهی شدن، آسمانی شدن، عرشی شدن، هزینه می طلبد؛ «و ان لیس للانسان الا ما سعی»؛ ایشان در دیوان اشعارشان می فرماید:
 

آن دل که به کوی عشق محرم نیست                  دیو است و دد است و کوره آدم نیست

آن را که عروج آسمانی نیست؛                        جز عبد و اسیر فرج و اشکم نیست

ای بی خبر از سحرگه عاشق              عاشق چو سحر رسد بر عالم نیست

جز سوز و گداز چاره ای نبوَد                         کین راه به زور و زار و درهم نیست

 

شد گاه وصل دلدار، قم ايها المزمل                    آمد زمان ديدار، قم ايها المزمل

وقت سفر رسيده ، يعنى سحر رسيده                  بيدار باش بيدار، قم ايها المزمل

مستانه گريه سر كن ، غم از دلت بدر كن                                    هشيار باش هشيار قم ايها المزمل

بزم طرب بپا كن ، ناى و چلپ بپا كن                مى خوان سرود ديدار قم ايها المزمل

در خلوت شبانه ، با دلبر يگانه                        نجوى بود سزاوار قم ايها المزمل

دست دعا بر آور، شور و نوا بر آور                 با سوز و آه بسيار، قم ايها المزمل

بر ماه و بر ستاره، بارى نما نظاره                   اندر دل شب تار قم ايها المزمل

اينك نه وقت خواب است كاين خواب تو حجاب است                       از نيل فيض دادار قم ايها المزمل

اى بي خبر ز هستى ! گر از خوديت رستى                      يابى به كوى دل بار قم ايها المزمل

بيرون ز ما و من باش، آزاد چون حسن باش                    در راه وصل دلدار قم ايها المزمل

 

استاد سید رسول جعفری آملی، یکی ازصدها شاگردان حضرت علامه حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف در ادامه بیان کرد: در سوره ذاریات آمده است: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَ كَانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» بى‏ ترديد پرهيزكاران در بهشت‏ ها و چشمه سارهايند. (15) آنچه را پروردگارشان به آنان عطا كرده دريافت مى‏ كنند، زيرا كه آنان پيش از اين همواره نيكوكار بودند. (16) آنان اندكى از شب را مى ‏خوابيدند [و بيشتر آن را به عبادت و بندگى مى ‏گذراندند.] (17) و سحرگاهان از خدا درخواست آمرزش مى ‏كردند. (18)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به فرموده امام حسن عسگری علیه السلام: «انّ الوصول الى اللّه (عزّ و جلّ) سفر لا يدرك‏ الّا بامتطاء الليل» (قمى، عباس، سفينة البحار - قم، چاپ: اول، 1414 ق؛ ج ‏4؛ ص 179)

 

وی افزود: این کلام مطابق تنزیل است که از باب «ایاک اعنی و اسمعی یا جارة»، خداوند متعال خطاب به رسول گرامی  اش می فرماید:

 «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» و پاسى از شب را براى عبادت و بندگى بيدار باش كه اين افزون [بر واجب‏] ويژه توست، اميد است پروردگارت تو را [به سبب اين عبادت ويژه‏] به جايگاهى ستوده برانگيزد. (اسراء: 79)

 

استاد جعفری آملی خاطرنشان کرد: جهت طهارت نفس،  راهی جز این نیست؛

چون طهارت نبوَد کعبه و بتخانه یکی است                      نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

 

وی اضافه نمود: شب قدری در مسجد سبزه میدان آمل که مسجد و محراب ایشان بود، در هنگام «قرآن  به سر کردن» هنگامی که چراغ ها خاموش شد و مردم در مجلس، قرآن را بر سر نهاده بودند، و حضرتشان بالای منبر بود، کودکی در آن تاریکی شب، به زبان مادری اش فریاد برآورده بود: «خرِ سر بار دَره؛ خر خبردار نیه» یعنی «روی چارپا بار است؛ اما خودش خبر ندارد»

ایشان فرموده بود: «این سخن راست از زبان این کودک جاری شد» و مسیر بحث هم در نتیجه آن عوض شد و این آیه شریفه را تلاوت فرمود:

«مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» وصف كسانى كه عمل كردن به تورات به آنان تكليف شده است، آن گاه به آن عمل نكردند، مانند درازگوشى است كه كتاب‏ هايى را [كه هيچ آگاهى به محتويات آنها ندارد] حمل مى ‏كند. چه بد است سرگذشت مردمى كه آيات خدا را تكذيب كردند. و خدا مردم ستمكار را هدايت نمى‏ كند. (جمعه: 5)

 

وی افزود: سعدی شیرازی در این باره می فرماید:

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست، نادانی

نه محقق بود نه دانشمند

چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و خبر 

که بر او هیزم است یا دفتر

 

استاد سید رسول جعفری آملی خاطرنشان کرد: حضرت علامه اعلی الله مقامه الشریف بارها می فرمود: «انسان مهمان سر سفره خویش است؛ و ما همواره مشغول خودسازی هستیم و سفر درازی در پیش داریم و باید خود را آماده کنیم»

 

وی اضافه نمود: همواره هاتف غیبی صلا در می دهد که «تعالوا» اما «وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‏ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» واى بر هر دروغگوى گنهكار، (7) كه آيات خدا را در حالى كه بر او مى‏ خوانند مى‏شنود، آنگاه از روى سركشى و تكبّر چنان كه گويى آن را نشنيده است [بر كفر، عناد، دشمنى و مخالفتش‏] پافشارى مى ‏كند؛ پس او را به عذابى دردناك بشارت ده. (8) و هنگامى كه به چيزى از آيات ما آگاه مى ‏شود، آن را به مسخره گيرد، اينانند كه براى آنان عذاب خواركننده ‏اى خواهد بود. (9)

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: با همه این موارد، باید اذعان کرد که انسان غافل است؛ «الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا» ایشان از عالمان بی عمل که فقط هیئتی و صورتی و شکلی از عالم بودن داشتند و دارند، بسیار رنج می برد و می فرمود: «علمای دراز اول!!!» بجای «علمای طراز اول»

نقل صوفی نه همین صافی بی غش باشد             ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

قد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد                 ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی              شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد

خوش بود گر محک تجربه آید به میان               تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب           ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست                    عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

غم دنیای دنی چند خوری باده بخور                  حیف باشد دل دانا که مشوش باشد

دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش                   گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد

 

استاد سید رسول جعفری آملی در ادامه بیان کرد: علامه نجم الدین حسن زاده آملی رحمت الله علیه، با حفظ مراتب، قرآن ناطق بود و همواره می فرمود: قرآن و برهان و عرفان و وجدان، از هم جدا نیستند و پیوندی جاوید و ناگسستنی با هم دارند؛ کسی که اینها را از هم تفکیک می کند و مقطع می سازد، بخشی از این چهار عنصر را یافته و بخش دیگر را باخته است.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه                چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند

 

وی افزود: آیه قرآن می فرماید: «بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْويلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمينَ» آرى، [عجولانه‏] حقيقتى را تكذيب كردند كه به معارف و مفاهيمش احاطه نداشتند و هنوز تفسير عينى و تحقّق و ظهور آياتش [كه در قيامت انجام مى‏گيرد] براى آنان نيامده است، كسانى كه پيش از آنان بودند [نيز آيات الهى و پيامبران را] اينگونه تكذيب كردند، پس با تأمل بنگر كه سرانجام ستمكاران چگونه بود؟ (یونس: 39)

 

این شاگرد حضرت علامه بیان کرد: مجلس درس و بحث ایشان، مجلس، بلکه خانه امن الهی بود؛ حوزه استحفاظی از نفوذ و تسلط و رخنه شیطان بود؛ فضای روحانیت و معنویت و الوهیت بود؛ ایشان وابسته و دلبسته به کتاب بود و در هنگام تدریس، حق عبارت را ادا می فرمود و خود می گفت: ما استادی داشتیم که ملّای کتابی بود» به این معنا که حق عبارت را از نظر صرف، نحو، اعراب و قرائت، ارجاع ضمیر و توضیح ادا می کرد.

 

وی اضافه نمود: ایشان به قرآن انس عجیبی داشت و در میان تفاسیر، به تفسیر شریف مجمع البیان، اهتمام ویژه ای می ورزید و می فرمود: «بنده این کتاب را پنج بار مباحثه (یا تدریس) کردم» که البته این تشکیک از جانب من است.

 

استاد جعفری آملی خاطرنشان کرد: درباره علامه باید گفت: «عاش سعیدا و مات سعیدا و لم یمت بالحقیقة بل هو باقِ الی یوم القیامة فی قلوب المؤمنین و اولوا الالباب»

هیهات ان یأتی الزمان بمثله                ان الزمان بمثله لعقیم

 

/270/260/20/

س, 08/11/1400 - 14:28