به مناسبت فرا رسیدن 13 آبان و روز استکبار ستیزی، استاد حسن پورمتقی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: به مناسبت این روز بزرگ و روز استکبار ستیزی، به بیان چند مطلب می پردازیم؛ نخست در این معنا که «استکبار چیست»؛ سپس «مستکبر کیست» و در ادامه به مسائلی پیرامون آن اشاره می کنیم.
وی افزود: در بیان از معنای استکبار، باید گفت: استکبار، نگاه، اندیشه و باور کج و غلطی است که در وجود برخی انسان ها و یا جریان ها شکل گرفته و نوعی برتری پنداری، بزرگ برشمردن خود، و ضعیف پنداشتن و تحقیر غیر خود را در بر دارد. علاوه بر آن، سعی می کند همه اهرم های قدرتشان را نیز بشکند تا همچنان در ضعف بمانند. این امر، طبیعت استکبار است.
استاد پورمتقی خاطرنشان کرد: از همین جا می توان مستکبران تاریخ را به خوبی شناخت. از شیطان و فرعون گرفته تا مستکبران امروز، که می گویند: «ما بزرگتریم، غیر ما باید ضعیف باشند؛ مؤلفه های قدرت نداشته باشند و کوچکتر بمانند و در نهایت، تابع محض ما باشند.» این کلام، حرف همه مستکبران عالم است و همه مستکبران عالم اینگونه هستند.
وی اضافه نمود: هدفشان هم روشن است؛ مستکبران، هدفی جز اعمال شهوت و لذت دنیایی نیستند. لازمه این نگاه آن است که از معنویات دور باشند؛ و از این رو با تمام مؤلفه های ایجاد معنویت پاک، دوری و بلکه مبارزه کنند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: منشأ ایجاد چنین روحیه ای در مستکبران، همان نگاه خاصّی است که به خود دارد؛ نگاه برتری نسبت به خود دارد؛ آن نگاه، تبدیل به باور گردیده است و اعتقاد شد؛ آن باور و اعتقاد، در زندگی اش پیش رفته و جریان پیدا می کند.
وی افزود: آنها نقطه ای را در خودشان می بینند؛ وقتی می بینند که دیگران از آن، بهره ندارند، آن را نقطه قوت خود تلقی می کنند و برتری می یابند. شیطان به خطا خیال می کرد که آتش، عنصر برتری و بزرگی اوست؛ از این رو چون جنسش از آتش بود، می گفت من از آدم بالاتر هستم؛ چرا که جنس او از خاک است؛ و آتش از خاک، برتر است. فرعون چون دارای طلا و جواهرات بود، آن را عنصر برتری و قدرت می شمرد؛ محور را این امر قرار داده بود. آنچه که باعث می شود مستکبر ایجاد بشود، آن است که عنصری را مدّ نظر قرار می دهند و گمان می کنند که آن عنصر، برتری زا است و هر که غیر آنها که چنین عنصری را نداشته باشند، حقیر و ناچیز هستند و باید تحت سیطره آنها باشند.
استاد حسن پورمتقی در ادامه بیان کرد: باید همیشه توجه داشت که آن عنصری که در نظر می گیرند، هیچ گاه درست نیست؛ پول و مال و جنس و نژاد دلیل برتری نیست؛ شیوه های ایجاد تبهکاران جهان، از فاشیم، نازیسم، رازیسم و آپارتاید و ... همه اینگونه بوده است.
وی اضافه نمود: تاریخشان از زمان دور تا امروز، بازخوانی کردند و بیان کردند ایرانی ها، بربر هستند و یونانی ها متمدن اند!! نژاد سفید از سیاه برتر است و ....
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مستکبران، همیشه و همیشه خود را جای خدا احساس می کنند و کار به خدای متعال ندارند؛ خدا در میان مستکبران محلی از اعراب ندارد؛ خودشان را بجای خدا نشانده اند؛ اصلا خدا در میان آنها مرده است!! همین الآن در غرب ببینید! خدای در غرب، خدای زنده نیست؛ حاکمان سیاسی بجای خدا نشسته اند؛ بجای اینکه به مردم بگویند از خدا اطاعت کنید، می گویند باید از ما اطاعت کنید. می گویند هر که با ما نیست، بر ما است؛ نمی گویند: هر که با خدا نیست، بر ما نیست؛ خود را معیار قرار می دهند و می گویند همه باید تابع ما باشند. ما هستیم ک بجای خدا نشسته ایم و همه باید تابع ما باشند.
وی افزود: نکته دیگر آنکه مؤلفه های قدرتی که در خود می بینند، که موجب برتری دیدن خودشان بود، در بسیاری از موارد به موفقیت هایی دست پیدا کردند. با همان باورها به برتری نظامی دست پیدا کردند؛ برتری اقتصادی آنها نیز در دنیا دست یافتند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مستکبران عالم از این دو مؤلفه نظامی و اقتصادی، بیان می کنند که ما از همه برتر و بزرگتر هستیم. کما اینکه بعد از این، مسائل دیگر را هم بیان کردند و گفتند: دین و نژاد ما هم برتر است؛ چون ما نژاد برتریم، و چون دین ما مسیحیت است، به این مؤلفه های نظامی و اقتصادی دست پیدا کرده ایم. همه اینها در اذهان عمومی می پراکنند و این امر را با بمباران های تبلیغاتی پیش می برند تا به اهداف خودشان برسند.
وی اضافه نمود: مستکبران عوامل قدرت را در برابر غیر خودشان، یعنی مستضعفان، به کار می برند و حمله می کنند؛ برای اینکه قدرت طلبی خود را نگاه دارند، هر عنصر قدرت زای مستضعفان را می زنند.
استاد پورمتقی خاطرنشان کرد: یکی از مؤلفه های قدرت در مستضعفان جهان، «خدا شناسی» و «معرفت به خدای متعال» است. «اطاعت از احکام خدا» دومین مؤلفه های قدرت مستضعفان می تواند باشد؛ در عمق این مؤلفه، توصیه به این امر نهفته است که «مردم با هم متحد باشند» عنصر «وحدت»، عنصر قدرت زا است؛ برای یک جمع و یک جامعه، وحدت اجتماعی و وحدت ملی جامعه، در مقابل مستکبران، قدرت تلقی می شود.
وی افزود: مستکبران، به هر سه مؤلفه قدرت در مستضعفان، یعنی «خدا شناسی»، «اطاعت از خدا» و «وحدت» حمله می کنند. در طول تاریخ، برای اینکه خودشان را در بالا نگاه دارند، اجازه نمی دهند که هیچ کسی بالا بیاید و هر کسی و هر کشوری که بالا آمده است و به عنصر علم، فن آوری دست یافت، آن را می زنند تا خانه کج و معوج بلند خودشان را همواره پابرجا نگاه دارند؛ از این رو است که در برابر دین و موحد بودن مردم مقابله می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با جهالت آفرینی، در پرتو ایجاد سرگرمی ها، از فیلم و سریال و کتاب و مقاله و امثال اینها کاری می کنند که مردم، خدا را بد بشناسند یا خدا را اصلا نشناسند؛ چون اگر خدا را درست شناختند، به احکام خدا تن می دهند و اطاعت می کنند. آنهایی که خدا را شناختند، اجازه نمی دهند که خدا را به درستی اطاعت کنند؛ اطاعت آنها را به هر طریق ممکن، تضعیف می کنند؛ کما اینکه ایمان آنها را نیز سست می کنند تا از بندگی خدا دست بکشند. چرا که ذات انسان، با بندگی همراه است؛ اگر بندگی خدا را نداشت، به بندگی بت ها و بندگی پول و قدرتمداران و سرمایه سالاران، به ناچار تن می دهد. عمده حمله مستکبران، از راه کتاب و سریال و رسانه ها است که مصادیق فراوان دیگری نیز دارد.
وی اضافه نمود: کارل پوکر گفت: «برای کشتن جوانان، آنها را در تلویزیون غرق کنید. با انواع برنامه ها و رسانه های گوناگون، از فیلم و موسیقی گرفته تا برنامه های خبری می توانید به این ترتیب، مردم را نابود کنید.»
استاد حسن پورمتقی خاطرنشان کرد: مستکبران نمی خواهند مردم اطاعت خدا را داشته باشند؛ چون مردمی که بشناسند خدا اینگونه دستور داده که «زیر سلطه جلادان نروید»، »وقتی به شما تعدی کردند، اجازه مقابله با آنها را دارید»، «در برابر زورگویان بایستید»، «آزادی، عفت و شوکت خود را از دست ندهید»، «در مقابل ظالمان، نبرد و جنگ را فراموش نکنید.» اگر ملتی اینگونه تربیت شود، مستعمره استکبارگران قرار نمی گیرد و همیشه شاداب، مؤمن، مجاهد، قائم و پابرجا در مقابل سلطه طلبان خواهد ایستاد.
وی افزود: آنها می دانند که عنصر دین اینگونه است و مردم را به مقابله تجهیز می کنند و از این رو عنصر دین را می زنند. گاه ادیان جعلی و گاه مذهب و نحله های جعلی ایجاد می کنند؛ وهابیت و قادیانه، بهائیت و بابیت ایجاد می کنند؛ وقتی اینها را در متن کشورهای اسلامی ایجاد کردند، به راحتی در میان مردم، اختلاف و جنگ می اندازند؛ و یا اختلافات موجود قومیتی، زبانی و نژادی و غیر آن را تشدید می کنند. از یک عده حمایت می کنند و علیه دیگری بر می انگیزانند تا جنگ داخلی پیش بیاید.
این استاد حوزه علیمه قم در ادامه بیان کرد: عنصر قدرت مردم را که در وحدت ملی ترجمه می شود، لطمه می زنند؛ اگر در این زمینه موفق نشدند، جنگ های بیرونی و تحمیلی را پیاده می کنند؛ بوکوحرام، داعش و القاعده و ... را ایجاد می کنند. مجوز جنگ و ترور و حمله را چه کسی غیر از مستکبران جهانی به آنها داده اند؟ از آنها حمایت می کنند تا به نام دین و اسلام، حتی قلب ها را در بیاورند تا مردم از اسلام و دین منزجر و متنفر بشوند. چون اسلام اصیل برای آنها خطرناک است.
وی اضافه نمود: مستکبران جهانی نه تنها عناصر وحدت را که در توحید و دین و معارف و فرهنگ دینی اسلامی نهفته است، حمله می کنند و می زنند، منادیان وحدت را هم می زنند. پرچمداران وحدت را هم می زنند؛ پیروان وحدت را هم می زنند. سید جمال الدین اسدآبادی را حمله کردند؛ چرا که منادی وحدت شیعه وسنی بود؛ با زبان و قلم و قدم خود، در مصر، ترکیه و ایران و .. منادی وحدت بود و مستکبران را عامل تفرقه معرفی می کرد؛ اما سید را زدند؛ او را در ترکیه ترور کردند؛ به همین هم بسنده نکردند؛ کتاب ها و مقاله ها را علیه او نوشتند تا اندیشه و آراء او را سرکوب کنند؛ به او تهمت زدند که مسلمان نیست و مسیحی است و ... تا کسی جرأت نکند اندیشه سید را پیگیری کند.
استاد حسن پورمتقی خاطرنشان کرد: عوامل اقتدار استکبار همیشه در ضعف ملت ها و دولت ها نهفته است؛ عنصر قدرت مستکبران در تفرقه دیگر دولت ها و ملت ها است؛ عنصر وحدت برای آنها خطرناک است؛ اگر دو ملت در لوای اسلام با هم متحد شدند، مستکبران آرام نمی نشینند.
وی افزود: جنگ ایران شیعه با عثمانی سنی را چه کسانی پیش آوردند؟ این همه جنگ میان شیعه و سنی در طول تاریخ، از جنگ چالدران و دیگر جنگ ها چه کسانی این وقایع را ایجاد می کردند؟ هم ترکیه عثمانی، هم ایران اسلامی در آن زمان، هر دو مخالف انگلستان و استعمارگران بودند؛ هر دو هم قدرتمند بودند؛ به جان هم انداخته شدند و به این ترتیب، استعمارگران از شرّ هر دو خلاص شدند. امپراتوری عثمانی در حال حاضر به 16 کشور، تبدیل شد؛ ایران تجزیه و تضعیف شد؛ یکه تازی های فرانسوی ها و انگلیسی ها و ... آغاز شد که تا امروز هم ادامه دارد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر به حمله چنگیز نگاه کنید، هدیه ها برای مادر چنگیز فرستادند؛ چه کسانی آنها را علیه ایران تحریک کرده بودند؟ همان هایی بودند که اکنون استعمارگرانی که در لباس مسیحیان آن زمان بودند، از انگلستان و بقیه، حتی از مادر چنگیز نگذشتند و علیه ایران تحریک نمودند. کار مستکبران این است. خودشان کناری ایستادند، مغول را علیه ایران شوراندند؛ ایران در هم ریخت؛ بعد از آن زد و بند کردند و به مقام و مقصد خودشان رسیدند.
وی اضافه نمود: عوامل اقتدار استکبار، و صهیونیست ها به عنوان مهره آنها، ضعف ملت ها و دولت ها است. اصل این است که هیچ دولت و ملتی که تحت نام اسلام هستند، با هم وحدت و برادری نداشته باشند.
استاد پورمتقی خاطرنشان کرد: جنگ هشت ساله، بلکه ده ساله علیه ایران، در همین راستا تعریف می شود؛ من یادم است، در روزنامه ای عربی نوشته شده بود: «در جنگ ایران و عراق، هر طرف کشته شود، به نفع امریکا است.» آنها می خواستند اینگونه بشود؛ هم قدرت ایران و هم قدرت عراق از بین برود که آنها بیایند و هیچ احساس خطری نکنند؛ اسرائیل را بتوانند با خیال آسوده تری کمک نمایند. آنها عنصر قدرت جوامع اسلامی، یعنی عنصر «وحدت» را می شناسند و برای شکستن آن، دست به هر کاری می زنند.
وی افزود: خداوند مرحوم سید شرف الدین عاملی را رحمت کند. می گفت: جریان شیعه و سنی، پشت این قضیه، جریانات سیاسی و استعماری نهفته است؛ به تحریک آنها است که این جریانات به جان هم افتاده اند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شکست استعمارگران در وحدت مسلمان ها نهفته است؛ وحدت داخلی، وحدت بین الدولی موجب می شود که عربده کشیدن ها و فریادهای مستانه مستکبران راه به جایی نخواهد برد.
/270/260/20/