استاد جعفری هرندی مطرح کرد؛

زمینه های تحمیل صلح امام حسن علیه السلام

به مناسبت فرا رسیدن 25 ربیع الاول، سالگرد انعقاد صلح امام حسن مجتبی علیه السلام، استاد حیدر جعفری هرندی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: صلح امام حسن مجتبی علیه السلام در 25 ربیع الاول، سنه 41 انجام گرفته است.

 

وی افزود: امام حسن مجتبی علیه اللسلام در نهایت مظومیت بوده است. ایشان بعد از پدر بزرگوارشان، امیرالمؤمنین علیه السلام، مسلمان ها با امام مجتبی علیه السلام بالاتفاق بیعت کردند و شش ماه هم در کوفه، مقر حکومتشان حکمفرمایی کردند. در این هنگام، عده ای منافقین و آنهایی که دست پرورده معاویه بودند، دو چیز را در نظر گرفتند که یکی از آنها برایشان پیاده بشود؛ یکی اینکه مال و مقامی از سوی امام حسن علیه السلام به آنها پرداخت شود؛ واضح است که امام مجتبی علیه السلام منش پدر گرامی شان را در انجام عدالت پیش می گرفتند؛ از این رو منافقان، راه دوم را انتخاب کردند؛ با معاویه مکاتبه کردند و در ضمن آن، از همکاری شان با معاویه خبر دادند.

 

استاد جعفری هرندی خاطرنشان کرد: معاویه با 60 هزار نیرو به  سوی عراق حرکت کردند؛ امام مجتبی علیه السلام نیز با اطلاع از این خبر، با 50 هزار نیرو برای مقابله به سوی لشکر شام حرکت کردند. در بین راه، امام مجتبی علیه السلام در نزدیک مدائن توقفی داشتند و چند روزی در آنجا ماندند و برای مردم سخنرانی نمودند؛ بیان کردند که من با کسی جنگ ندارم و اتحاد مسلمین را می خواهم و می خواهم تا بین مردم، صلح برقرار شود.

 

وی افزود: بعد از اینکه امام علیه السلام این سخنان را داشتندد، عده ای از دوستداران معاویه از این کلام سوء استفاده کردند و نسبت های ناروایی را به  امام حسن علیه السلام دادند؛ برخی به امام «یا مضلّ المؤمنین»  گفتند، برخی گفتند: «تو مانند پدرت کافر شدی!» (نعوذ بالله)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این امر، پایان کار نبود؛ دست نشانده های معاویه به خیمه امام علیه السلام یورش بردند و اثاثیه حضرت را به غارت بردند؛ حتی سجاده حضرت را به غارت بردند؛ عمامه از سر حضرت برداشتند؛ بدن مبارک و مطهر حضرت را مجروح کردند؛ تا اینکه امام حضرت علیه السلام فرمود: «کجا هستند طائفه ربیعة و حمدان». این دو قبایل که از بزرگان کوفه بودند، آمدند و حضرت را به مدائن رساندند.

 

در کتاب «الاخبار الطوال» آمده است:

«و لما بلغ معاويه قتل على تجهز، و قدم امامه عبد الله بن عامر بن كريز، فاخذ على عين التمر، و نزل الأنبار يريد المدائن، و بلغ ذلك الحسن بن على، و هو بالكوفه، فسار نحو المدائن لمحاربه عبد الله بن عامر بن كريز، فلما انتهى الى ساباط راى من اصحابه فشلا و تواكلا عن الحرب، فنزل ساباط، و قام فيهم خطيبا، ثم قال: «ايها الناس، انى قد اصبحت غير محتمل على مسلم ضغينه، و انى ناظر لكم كنظرى لنفسي، و ارى رايا فلا تردوا على رأيي، ان الذى تكرهون من الجماعه افضل مما تحبون من الفرقة، و ارى اكثركم قد نكل عن الحرب، و فشل عن القتال، و لست ارى ان احملكم على ما تكرهون.»

فلما سمع اصحابه ذلك نظر بعضهم الى بعض، فقال من كان معه ممن يرى راى الخوارج: كفر الحسن كما كفر أبوه من قبله، فشد عليه نفر منهم، فانتزعوا مصلاه من تحته، و انتهبوا ثيابه حتى انتزعوا مطرفه عن عاتقه، فدعا بفرسه، فركبها، و نادى: «اين ربيعه وهمدان؟» فتبادروا اليه، و دفعوا عنه القوم.

ثم ارتحل يريد المدائن، فكمن له رجل ممن يرى راى الخوارج، يسمى الجراح بن قبيصة من بنى اسد بمظلم ساباط، فلما حاذاه الحسن قام اليه بمغول فطعنه في فخذه. وحمل على الأسدي عبد الله بن خطل وعبد الله بن ظبيان، فقتلاه.

و مضى الحسن رضى الله عنه مثخنا حتى دخل المدائن، ونزل القصر الأبيض، وعولج حتى برا، واستعد للقاء ابن عامر.»

«الأخبار الطوال، أبو حنيفة أحمد بن داود الدينوري (المتوفى: 282هـ)، تحقيق: عبد المنعم عامر، مراجعة: الدكتور جمال الدين الشيال، الناشر: دار إحياء الكتب العربي - عيسى البابي الحلبي و شركاه / القاهرة، الطبعة: الأولى، 1960 م، عدد الأجزاء: 1، صفحه: 216 و 217)

 

استاد حیدر جعفری هرندی خاطرنشان کرد: سعد بن مسعود ثقفی عموی مختار بود؛ در عین حال که امام حسن مجتبی علیه السلام در خانه سعد بودند، مختار به سعد گفت: اجازه بده امام حسن علیه السلام را دست بسته تحویل معاویه بدهیم تا شاید معاویه حکومت عراق را به ما بدهند.  سعد بن مسعود به او اعتراض و پرخاش کرد؛ حتی برخی از شیعیان آمدند که مختار را بکشند؛ اما سعد بن مسعود نگذاشت.

 

وی افزود: امام در آن خانه به مداوایشان ادامه دادند؛ زمانی که دیدند یار و یاوری ندارند، به صلح رضایت دادند؛ در جایی فرمودند: «اگر به اندازه انگشتان یک دستم یار و یاور داشتم، با معاویه صلح نمی کردم.»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بین معاویه و امام حسن علیه السلام  مکاتباتی بود؛ در یکی از این مکاتبات، امام حسن به معاویه پیشنهاد صلح دادند؛ در این پیشنهاد، شروطی را قرار دادند و فرمودند: من می دانم که به این شروط پایبند نیستید، اما در عین حال باید در معاهده قید بشود.

 

وی اضافه نمود: یکی از مفاد عهدنامه آن بود که معاویه به کتاب الله و سنت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم عمل کند و بدعتی در دین مسلمین نگذارد. متن کامل صلح نامه  اینچنین است:

«حسن بن علی (علیهما السلام) حکومت را به معاویه واگذار می کند، مشروط بر اینکه معاویه طبق قرآن و روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رفتار کند.

2. بعد از معاویه حکومت از آنِ حسن بن علی خواهد بود و اگر برای او حادثه ای پیش آمد، حسین بن علی زمام حکومت را در دست خواهد داشت. معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.

3. بدعت و ناسزاگویی و اهانت نسبت به علی علیه السلام و لعن آن حضرت در حال نماز باید متوقف گردد و از علی علیه السلام جز به نیکی نباید یاد گردد.

4. مبلغ  5 میلیون درهم در بیت المال کوفه موجود است؛ باید زیر نظر امام مجتبی صرف شود.

5. معاویه تعهد می کند که تمام مردم، به ویژه شیعیان، از تعقیب و آزار وی در امان باشد.

در پایان پیمان، معاویه تعهد کرد تمام موارد آن را محترم شمرده، به طور دقیقه به اجرا بگذارد؛ او خداوند را در این مسأله گواه گرفت و تمام رجال شام نیز این بر این مسأله گواهی دادند.

 

استاد جعفری هرندی خاطرنشان کرد: با این شروط امام حسن علیه السلام پیشنهاد صلح کردند؛ معاویه از شام حرکت کرد و این صلح نامه امضا شد. وارد کوفه شد و با مردم و سران مردم کوفه صحبت کرد.

 

وی افزود: معاویه از امام  حسین علیه السلام خواست که صلح نامه را امضا کند. امام حسن علیه السلام فرمود: کاری با امام حسین نداشته باش. وظیفه او آن است که با بنی امیه بجنگد و از خودش و اصحابش کشته بشوند و مردم شام را به ذلت و خواری برسانند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بعضی از سران کوفه را اجبار کرد تا صلح و بیعت کنند؛ از آن جمله، قیس بن سعد بود؛ از امام حسین علیه السلام پرسید: من چه کنم. حضرت فرمود: «امام حسن علیه السلام امام من و تو است؛ هر چه حضرت می فرمایند، باید انجام بگیرد.» 

 

وی اضافه نمود: بیعت گرفتن ها انجام گرفت؛ و شدت مظلومیت امام مجتبی علیه السلام بود که یاور نداشت و مجبور بر این امر قرار گرفت؛ در مقابل سؤال معترضین به صلح فرمود: من آنچه را به نفع اسلام و به نفع مسلمین بود، انجام دادم.» تهمت ها و جسارت ها به امام صورت گرفت؛ و به این ترتیب، امام علیه السلام به مدینه برگشتند.

 

استاد حیدر جعفری هرندی خاطرنشان کرد: تقوا و خالی بودن از اغراض دنیوی از جمله ویژگی های مهم برای یاور بودن امام مجتبی علیه السلام بود که در یاران حضرت نبود. اکثر آنها در پی آن بودند که به مقام و مال و اموال برسند؛ که توسط امام علیه السلام به آن مقصود نرسیدند؛ و به مقصد دوم، یعنی تسلیم کردن امامشان به دشمن حرکت کردند.

/270/260/21/

ش, 08/08/1400 - 19:29