استاد محمد حسین ملک زاده، از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «مدیریت دانش در راستای دستیابی به علوم انسانی اسلامی» پرداخت.
مدیریت دانش سازمانی
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از مفاهیم و عناوینی که در دانش مدیریت مطرح است، مدیریت دانش است. طبیعتاً در علم مدیریت و در رشتة مدیریت وقتی از مدیریت دانش صحبت می شود، در واقع، به مدیریت دانش در چارچوب سازمان اشاره می گردد .
وی افزود: در علم مدیریت به دنبال آن هستند که تجربیات اداری و سازمانی کادر و نیروهای عضو سازمان در ذهن و سینة آنها باقی نماند و این تجربیات جمع آوری شود و پس از تنظیم و تدوین به عنوان ذخیرة معنوی، نرم افزاری و مدیریتیِ سازمان ثبت و ضبط شود و در اختیار قرار گیرد.
استاد ملک زاده در ادامه بیان کرد: در واقع یک سازمان پس از مدتی که کار می کند، همچنان که خروجی ها و ثمرات مادی یا معنوی برای دیگران دارد، طبیعتاً برای خودش نیز آورده هایی دارد، مثلاً ممکن است از نظر امکانات مادی رشد کند، یا بیشتر شناخته شود و در نتیجه، چه بسا سطح اعتبارش در جامعه بالاتر رود، یا ارتباطات گسترده تری پیدا کند و ... . اما یکی از دستاوردهای بسیار ذی قیمت یک سازمان که به مرور زمان و طیّ آزمون و خطاهای فراوان به دست می آید، تجربیات درون سازمانی است که کادر و اعضا ی آن سازمان به دست میآورند.
وی اضافه نمود: طبعاً نباید این تجربیات مغفول واقع شوند و مورد استفاده قرار نگیرند و کارمندان سازمان پس از جدا شدن از کار ، یا بازنشستگی و یا مرگ این تجربیات را با خود ببرند و کسی از این تجربیات بهرهمند نشود. لذا مدیریت دانش که در علم مدیریت از آن بحث می شود ناظر به همین است که در درون سازمان بتوانیم تجربیات به دست آمده را تجمیع کنیم و از آنها بهره ببریم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما به نظر می رسد می توان عنوان مدیریت دانش را توسعه داد؛ به صور تی که از چارچوب یک سازمان خارج گرد د و به کل فضای علمی یک جامعه و حتی جامعه جهانی تسری داده شود و شامل همه جا شود. می توان گفت که مدیریت دانش طبق تعریف ما می خواهد روند و مسیر دانش را در سطح جامعه و دنیا مدیریت کند . طرح این دیدگاه دور از ذهن نیست و به نظر منطقی می آید.
مدیریت دانش طبق معنای مختار و تفاوت آن با مدیریت آموزشی
استاد محمد حسین ملک زاده خاطرنشان کرد: پیش از تعریف مدیریت دانش باید به این نکته توجه داشت که اصطلاحی تحت عنوان مدیریت آموزشی نیز وجود دارد. مدیریت آموزشی یعنی مدیریتی که در درون یک سازمان علمی و آموزشی اِعمال می شود. در حقیقت نوع مدیریتی که یک مدیر مدرسه، مدیر دانشگاه و مدیر مؤسسة علمی که به فعالیت آموزشی می پردازد، ارائه می کند، مدیریت آموزشی نام دارد.
وی افزود: اما در این مقام، از مدیریت آموزشی سخن گفته نمی شود، بلکه از مدیریتی سخن گفته می شود که نه «در» مراکز آموزشی، بلکه «بر» مراکز آموزشی و دیگر فضاهای علمی اعمال می گردد. به عبارت دیگر مجموعه ای از مراکز علمی، دانشمندان و اندیشمندان در سطح جامعه در زیر چتر مدیریتی مدیریت دانش قرار می گیرند و بر کار آنها نظارت می شود و به آنها جهت داده می شود.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در حقیقت در مدیریت دانش یا مدیریت علم به این نکته توجه می کنیم که در جامعه به چه دانشی نیاز است و چه کسانی یا چه مراکزی می توانند دانش مورد نیاز را تولید کنند، سپس میان این افراد یا مراکز ربط برقرار می کنیم؛ یعنی مراکز علمی و دانشمندان و اندیشمندان را در راستایی جهت دهی می کنیم که به صورت هم یار و هم افزا دانش مورد نیاز جامعه را تولید کنند و بر روند تولید دانش در مراحل تولید، فرآوری، ارتقا، توسعه و ... تا رسیدن به جامعة هدف نیز نظارت می کنیم. این امر مدیریت دانش نام دارد.
وی اضافه نمود: در این تعریف جدید از مدیریت دانش از تعاریف اولیة مدیریت دانش در درون سازمان و رشتة مدیریت استفاده کرده ایم اما تعریفمان به آن محدود نیست. طبیعتاً در مدیریت د انش به دنبال یک نظام هستیم؛ سامانه ای که از فرآیند خلق علم و دانشآفرینی تا فرآیند استفاده از علم و به کارگیری دانش را در بگیرد و سامان بدهد. این نظام، نظام مدیریت علم و دانش نام داد.
نیاز به نظام مدیریت دانش در تولید علوم انسانی اسلامی
استاد ملک زاده در مورد نقش و جایگاه مدیریت دانش در تولید علوم انسانی اسلامی خاطرنشان کرد: به نظر می رسد در طیّ این سال ها که در جامعة ما بحث تولید علم، به ویژه تو لید علوم انسانی اسلامی مطرح است و بعد از سال ها آزمون و خطا و تلاش هایی که در این راستا صورت گرفته است و دانشمندان، اندیشمندان و مراکز علمی متعددی در این جهت فعال شده اند، بزرگترین نقص و معضلِ این عرصه، نبود نظام مدیریت دانش و نظام سازی علمی بوده است؛ امری که مع الاسف به صورت جدی مورد عنایت قرار نگرفته و به آن پرداخته نشده است.
وی افزود: مراکزی با کیفیت و کمیت نیروی انسانی و امکانات معنوی و مادی متفاوت وجود دارند که به انحاء مختلف و با رویکردها و رهیافت های گوناگون، در جهت تولید علوم انسانی اسلامی فعال هستند. اشخاصی نیز وجود دارند که در حوزه و دانشگاه متناسب با رشتة خودشان در این گستر ه فعالیت میکنند. برخی از این افراد و مراکز در بخش مبادی و مبانی علوم انسانی کار میکنند، برخی از این مرحله عبور کرده اند و در جهت تولیدالگو و روش مشغول هستند، برخی (با هر مبنا وروشی) مشغول تولید گزارة علمی هستند، برخی بیشتر به کار آموزشی نظر دارند و برخی در حوزة فرهنگسازی و ترویج و اشاعة این مباحث فعال هستند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما واقعیت ناگوار آن است که بسیاری از این افراد و مراکز نظیر جزایر جدا افتاده از یکدیگر کار می کنند. این سخن به این معنی نیست که هیچ گونه ارتباطی میان این افراد و مراکز وجود ندارد، بلکه ارتباط منظم، هدفمند و مستحکمی میان آنها وجود ندارد.
وی اضافه نمود: در بسیاری از موارد برقراری ارتباط نیز این کار از سنخ دغدغه های شخصی و به صورت موردی و اتفاقی است؛ یعنی شخص یا مرکزی با توجه بهدغدغه ای که دارد ارتباطی می گیرد و احیاناً اقدام مشترکی را سامان می دهد؛ اما چنین نیست که یک سیستم قوی حاکم باشد و همة این اشخاص و مراکز را شناسایی کرده باشد و ارتباط منطقی میان آنها را برقرار کند و ترتیب و ترتب میان حلقات تولید علوم انسانی ا سلامی را از آغاز تا انجام مشخص نماید تا معلوم گردد که کدام شخص یا مجموعه، مشغول به حلقه مقدم است و کدام یک مشغول به مؤخر، چه کسی کار ش مکمّل دیگری است، کدام ها موازی کاری می کنند و کدام مراحل خالی مانده است و اشخاص و مراکز به قدر لزوم یا کفایت در آن مراحل فعالیت نمی کنند.
استاد ملک زاده خاطرنشان کرد: در مجموع، سیستمی حاکم نیست تا مشخص کند در یک بخش از تولید علوم انسانی اسلامی چه مراکزی با رویکردها و رهیافتهای مختلف مشغول به فعالیت هستند و هر کدام چه خروجی و نتیجه ای خواهند داشت.
وی افزود: به طور مثال در بحث تولید روش ممکن است افرادی در دانشگاه و حوزه روش های مختلفی برای دستیابی به علوم انسانی اسلامی مطرح کنند. تمام این افراد در ایستگاه و پایگاه تولید روش فعالیت می کنند؛ اما هر کدام با رویکرد و دیدگاه خاص خود به این امر مبادرت می ورزند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: مثلاً آنهایی که در درون گفتمان فلسفه اسلامی به مفهوم صدرایی کار می کنند، اهتمامی به استفاده از استقرا ندارند؛ چرا که استقرا را یقین آور نمی دانند و معتقدند نمی توان از استقرا در تولید علم مخصوصاً تولید علوم اسلامی استفاده کنیم؛ در مقابل، کسانی که نظریة شهید صدر در مبانی منطقی استقرا را پذیرفته باشند، بر این باور هستند که می توان از استقرا نیز به عنوان یک روش در تولید علوم اسلامی بهره گرفت.
وی در ادامه بیان کرد: مثال دیگر این است که عده ای در بحث روش بر روی روش اجتهادی تأکید زیادی دارند و برخی اصلاً به این روش کاری ندارند و با تأکید بر استفاده از روش های تجربی موجود، به نظریه پردازی در زمینه چگونگی تولید علوم انسانی اسلامی میپردازند؛ و گروهی هم در عین تأکید بر محوریت روش اجتهادی، قائل به جامعیت در روش و بهره گیری از روش های مختلف، هر یک در مورد و جایگاه خود هستند. تمام این اندیشمند ان با رویکرد و جهت گیری خاص خود در مرحلة تولید روش فعالیت می کنند.
استاد محمد حسین ملک زاده خاطرنشان کرد: در مبانی نیز چنین است. برخی در مرحلة مبانیِ پیش از روش، بر مبانی فلسفی در چارچوب مکتب فلسفی صدر ایی یا نوصدرایی تأکید می کنند.
در مقابل، عدهای دیگر، اساساً آنچه به نام فلسفة اسلامی شناخته می شود، از جمله حکمت متعالیه را فلسفه ای یونانی زاده و یونانی زده و در عین حال، ناکارآمد می دانند که به هیچ وجه صلاحیت و اهلیت لازم برای قرار گرفتن در جایگاه مبنای علوم انسانی اسلامی را ندارد و بر این باورند که باید برای این مهم، طرحی نو درانداخت و با مبانی ناب و فلسفهای جدید به سراغ تولید علم دینی و از جمله، علوم انسانی اسلامی رفت .
وی افزود: تازه همه اینها در حوزه تولید دانش بود. در حوزه توزیع و مصرف دانش نیز اوضاع بهتر از این نیست و می دانیم که نظام مدیریت دانش، پوشش دهنده و سامان بخش هر سه مرحله است:
1. تولید علم و معرفت
2. توزیع علم و معرفت
3. مصرف علم و معرفت
لزوم تشکیل ستاد و شورای مراکز فعال در عرصه تولید علوم انسانی اسلامی
استاد محمد حسین ملک زاده خاطرنشان کرد: به نظر می رسد که اکنون و با عنایت به تکثّر و تعدّد افراد و مراکز فعال در این زمینه و اختلاف نظرگاه ها یی که به مواردی از آن اشاره شد، مدیریت دانش، اقتضا دارد که یک ستاد مرکزی یا شورای هماهنگی واقعی، قدرتمند و بسیار فعال و مؤثر برای این امر شکل بگیرد. یک ستاد مرکزی که تمام این مراکز و اشخاص را شناسایی، احصاء و معرفی کند، مرحله یا مراحلی که هر کدام از اینها در آن مشغول به فعالیت هستند را مشخص کند، کمک ها و هم افزایی هایی را که هر کدام نسبت به د یگری می تواند داشته باشد، معلوم نماید، نقاط افتراق و اشتراک مراکز را معیّن کند و اثر هر کدام را در بخش برون دادها مشخص کند؛ یعنی مشخص کند که با حرکت بر اساس هر کدام از مبانی و روش ها چه خروجی یا خروجی هایی به دست خواهد آمد.
استاد ملک زاده در ادامه بیان کرد: اقدام دیگر این مجمع یا ستاد مرکزی این است که زمان تقریبی و تخمینی دست یابی به هدف بر اساس روش های مختلف را مشخص نماید.
وی افزود: مثلاً بیان کند که خط مشیی که پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در پیش گرفته است سبب می شود که زمان تقریبی رسیدن به مرحلۂ تولید گزارۂ علمی طبق دیدگاه این پژوهشگاه از زمان تقریبی مورد نیاز، متناسب با خط مشی بعضی مراکز دیگر کوتاهتر باشد.
وی اضافه نمود: مستحضرید که بعضی از این مراکز آنقدر مبدء را بعید در نظر گرفته اند که رسیدن به مرحلۂ تولید گزارۂ علمی طبق مبنا و روش آنها در زمانی کمتر از یک قرن محتمل نیست.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مثال دیگر، نظری است که بعضی اساتید [مثل دکتر رضا داوری اردکانی] به آن قائل هستند و معتقدند علم و جامعه با هم قوام می یابند.
وی افزود: مبتنی بر این رأی، به وجود آمدن علم اجتماعی، وابسته به وجود بستر اجتماعی لازم است و علم اجتماعی اسلامی هم، منوط به شکل گیری مدینۀ اسلامی است. نخست باید عالمی با نظام اسلامی، نظم اسلامی و غایات اسلامی ساخته شود تا آنگاه بتوان از علوم اجتماعی اسلامی سخن گفت. با مسامحه، شاید بتوان این دیدگاه را از جهاتی شبیه یا حتی تکرار بخشی از دیدگاه شهید صدر در کتاب اقتصادنا نیز تلقّی نمود، که البته توضیحش مجال دیگری می طلبد.
استاد ملک زاده خاطرنشان کرد: روشن است که این دیدگاه، تولید علم دینی را به پاره ای امور غیرمعرفتی گره می زند و از این جهت، از سایرین متفاوت است. همچنین به لحاظ زمانی نیز مقدار زمانی که برای رسیدن به علوم انسانی اسلامی بر اساس چنین دیدگاهی لازم است احتمالاً بسیار طولانی تر از برخی دیدگاه های دیگر است.
وی اضافه نمود: مدیریت دانش به معنای این نیست که مشخص کنیم کدام نظریه صحیح و کدام یک غلط است. اساساً در مدیریت دانش، اولاً و بالذات، به درست بودن و غلط بودن کاری نداریم؛ بلکه به تفاوت ها توجه داریم و مشخص می کنیم که هر کدام به چه نوع برون دادی و تقریباً در چه بازۂ زمانی دست خواهند یافت و احتمالاً پاسخ کدام مسأله و نیاز و کدام جامعه هدف را می توانند بدهند.
ترکیب اعضای ستاد و شورای مذکور
این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: برای تشکیل ستاد، مجمع و یا شورایی برای هماهنگی میان مراکز، اعم از حوزوی و دانشگاهی، پژوهشگاه ها، مؤسسات و ...، نخست باید به دنبال شناسایی مراکز و دانشگاه های پیشتاز، پیش آهنگ و خط شکن در زمینه علوم انسانی اسلامی بود؛ سپس از اشخاص حقیقی که خارج از مؤسسات هستند نیز دعوت شود و در نهایت شورایی شکل بگیرد.
وی افزود: طبیعتاً شکل گیری چنین شورایی نیازمند حمایت های جدی دستگاه حاکمیتی است. باید دبیرخانه ای وجود داشته باشد که هماهنگی ها را انجام دهد و همه را دور هم جمع کند.
/270/260/20/