استاد اکبرنژاد مطرح کرد؛

اشرح حکمت نخست نهج البلاغه

استاد توکل اکبرنژاد از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با  خبرنگار  پایگاه اطلاع  رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان تفسیر حکمت نخست نهج البلاغه پرداخت.

 

حکمت نخست نهج البلاغه

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در حکمت نخست از کتاب شریف نهج البلاغه از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است:

«قَالَ علیه السلام:‏ كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ‏ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب‏»

 

وی افزود: حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: زمانی که فتنه پیش آمد، اگر دو طرف، باطل بودند، انسان باید همانند بچه شتر بوده باشد. همان گونه که در چند سال قبل، امریکا به صدام حمله نمود؛ اما برخی در ایران فریاد می کردند که ایران باید به عراق کمک کند؛ در حالی که باطل بودن دو طرف، اظهر من الشمس بوده است.

 

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: زمانی که فتنه پیش آمد، مانند بچه شتر نر باش؛ که پشت و ظهری ندارد تا کسی بر او سوار بشود؛ و نه پستان هم ندارد که کسی از او سوء استفاده کند. برای همین، در چنین مواقعی باید آنچنان باشیم که هیچ کدام از دو طرف فتنه از ما نفعی نبرند.

 

قتل در قرآن

وی اضافه نمود: در آیه 32 از سوره مبارکه مائده در مورد قبح قتل می خوانیم:
«مِنْ أَجْلِ ذَالِكَ كَتَبْنَا عَلىَ‏ بَنىِ إِسرْءِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيرْ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فىِ الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا  وَ لَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَالِكَ فىِ الْأَرْضِ لَمُسرفون» (مائده: 32) از اين رو بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كس ديگر را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد. و هر كس كه به او حيات بخشد چون كسى است كه همه مردم را حيات بخشيده باشد. و به تحقيق پيامبران ما همراه با دلايل روشن بر آنها مبعوث شدند، باز هم بسيارى از آنها هم چنان بر روى زمين از حد خويش تجاوز مى‏ كردند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن در جای دیگر در مورد قتل، می فرماید:

«وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً» (نساء: 93) و هر كس مؤمنى را به عمد بكشد، كيفر او جهنم است كه در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گيرد و لعنتش كند و برايش عذابى بزرگ آماده سازد. (93)

 

فتنه در قرآن

وی افزود: قرآن کریم در حالی در آیاتی به قبح قتل صحبت می کند که فتنه را شدیدتر از قتل می خواند. «و الفتنة اشدّ من القتل»

«وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فيهِ فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ» (بقره: 191) هر جا كه آنها را بيابيد بكشيد و از آنجا كه شما را رانده‏اند، برانيدشان، كه فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگيد، مگر آنكه با شما بجنگند. و چون با شما جنگيدند بكشيدشان، كه اين است پاداش كافران.

 

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: خداوند متعال در جای دیگر، فتنه را بزرگتر از قتل معرفی می کند:

«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» (بقره: 217)

 

فتنه در روایت

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: هر ظلم و جنایتی که انجام گرفته، به واسطه فتنه بوده است؛ چرا که حق را باطل و باطل را حق نشان می دهد. از این رو خداوند می فرماید: «و الفتنة اشدّ من القتل» «و الفتنة اکبر من القتل»

 

وی افزود: امام باقر علیه السلام می فرماید: «الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى‏ الْفَتَّانِينَ الْمَشَّاءِينَ بِالنَّمِيمَة» آنها که اهل فتنه هستند، بر آنها بهشت حرام است. (مجموعة ورام، ج ‏2، ص: 209)

 

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه 50 به منشأ و خمیرمایه فتنه و فتنه گر اشاره می فرماید. همان گونه که هفت ماه قبل از انتخابات 1388، شروع به تبلیغات کردند؛ و قبل از آنکه صندوقچه آراء شمارش بشود، آن فتنه گر گفت: «برنده آراء با اختلاف زیاد، اینجانب هستم» امیرالمؤمنین علیه السلام برای فتنه چند معیار گذاشته است:

«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ‏ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ‏ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو «الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ‏» مِنَ اللَّهِ‏ «الْحُسْنى‏» ابتداى ظهور فتنه ‏ها، هواهايى است كه پيروى مى ‏شود، و احكامى كه در چهره بدعت خودنمايى مى‏ كند، در اين فتنه ‏ها و احكام آلوده به بدعت، با كتاب خدا مخالفت مى‏ شود، و مردانى مردان ديگر را بر غير دين خدا يارى و پيروى مى‏ نمايند.

اگر باطل از آميزش با حق خالص مى‏ شد، راه بر حق جويان پوشيده نمى ‏ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى ‏گشت زبان دشمنان ياوه‏ گو از آن قطع مى ‏گشت. ولى پاره ‏اى از حق و پاره‏اى از باطل فراهم شده و در هم آميخته مى ‏شود، در اين وقت شيطان بر دوستانش مسلط مى ‏شود، و آنان كه لطف حق شاملشان شده نجات مى ‏يابند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بر اساس کلام امیرالمؤمنین علیه السلام یکی از نشانه های فتنه گر، تابع هوا و هوس شدن است. همانگونه که طلحه و زبیر تابع هوا و هوس شدند؛ بر طبق بعضی نقل ها تا 20 هزار نفر کشته شدند. تنها خسارت، کشته شدن مسلمان ها نبوده است، بلکه بیت المال ها به هدر رفت. والی بصره را با خفّت و حقارت از آن شهر خارج کردند.

 

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: سب دوم فتنه گری، ایجاد بدعت ها است. عمر بن سعد لعنة الله علیه در روز عاشورا گفت: «ارکبوا یا خیل الله و بالچنة تبشروا»  این کلام، بدعت بوده است.

 

وی افزود: بدعت در احکام، یکی از سبب های فتنه گری است. «یخالف فیها کتاب» تابع هوا شدن و ایجاد بدعت ها و احکام ها، مخالف کتاب است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از سبب های فتنه، تبعیت کورکورانه است؛ ایجاد فتنه اینگونه است که «یتولّی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله» در فتنه هشتاد و هشت، فتنه گران به تبعیت از فرامون کلام دیگران و رؤسایشان، محاسن مردم را می کَندند؛ رهگذرها را می کشتند، لباس بسیجی ها را در می آوردند، برخی از برخی دیگر راهبری می کردند که سبب شعله ور شدن فتنه و ایجاد آن می شد.

 

وی اضافه نمود: یکی دیگر از سبب های فتنه گری خلط شدن حقّ و باطل بوده است. تشخیص حقّ و باطل مشکل می شود. از این رو حضرت می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ»

 

استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: مرحله نخست، تبعیت از هوا و هوس، مرحله دوم، بدعت گذاری در احکام، مرحله سوم، رهبران شیطانی و تبعیت از آنها توسط فتنه گران، و مرحله چهارم، مخلوط شدن حق با باطل است.

 

وی افزود: امیرالمؤمنین علیه اسلام در ادامه می فرماید: «وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ‏ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ» از حق، یک مقدار و از باطل، مقداری دیگر برمی دارند. و به این ترتیب است که تشخیص حقّ از باطل مشکل می شود. در این صورت کسانی که لطف خدا شامل او شده باشد، نجات پیدا می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: فتنه گاهی میان باطل و باطل و گاه میان حق و باطل است؛ باید توانایی تشخیص را داد و وظیفه را شناخت و بر طبق آن عمل نمود. «ابن اللبون» بودن به آن است که باطل از انسان بهره نبرد.

/270/260/21/

چ, 08/26/1400 - 16:40