استاد بانژاد مطرح کرد؛

اهمیت علم اصول برای طلاب

استاد خلیل الله بانژاد از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان اهمیت علم اصول، و نقش آن در آینده تحصیلی طلبه ها پرداخت.

 

این استاد علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: شاید برخی از طلبه ها از خود بپرسند که چرا باید تا این مقدار به اصول فقه اهمیت بدهند و زمان بگذارند؛ جواب این را مرحوم خویی در اوایل محاضرات بیان کرد: از ضروریات است که شریعت اسلام، مشتمل بر احکام الزامیه ای مانند وجوب و  حرمت است که متکفل سعادت بشر است؛ عقل در این صورت حکم می کند که باید از عهده این احکام الزامیه خارج بشود و تحصیل امن از عقوبت کند. این احکام روشن است که بر تمام مکلفین، ضروری نیست؛ یعنی همه مکلفین، علم به همه احکام الهی را ندارند؛ آن مقدار  که ضروری است، نیاز به برهان ندارد؛ اما اکثر احکام شرعی، نیاز به استدلال دارد؛ معرفت به این احکام هم متوقف بر قواعدی است که در علم اصول بررسی می شود.

 

وی افزود: از این کلام آیت الله خویی نتیجه می گیریم که با رسیدن انسان به سن تکلیف، احکام الزامیه ای به عهده انسان می آید. عقل می گوید تا می توانیم باید از عهده تکلیفی که بر ما لازم است، خارج بشویم؛ راهش آن است که انسان ظنّ یا یقین پیدا کند که تکلیف بر عهده آن چیست. راه رسیدن به این ظنّ و یقین نیز علم اصول است.

 

استاد خلیل الله بانژاد خاطرنشان کرد: مرحوم میلانی می گفت: «من لا اصول له لا فقه له» کسی که اصول ندارد، فقه ندارد. فهم فقه آل محمد علیهم السلام متوقف بر شناخت قواعد اصول است. اگر کسی بخواهد این فقه را به دست بیاورد، باید قواعد در دستش باشد.

 

وی اضافه نمود: شاید کسی بگوید من نمی خواهم مجتهد بشوم تا نیاز باشد که این مقدار وقت برای علم اصول بگذارم. مرحوم شهابی مقدمه نافذی در فوائد الاصول مرحوم نائینی دارد و در آنجا به اهمیت علم اصول می پردازد. در آنجا اشاره می کند که اینگونه نیست تنها فقیه به علم اصول نیاز داشته باشد. عبارت ایشان این است: «علمٌ یحتاج الی الانتفاع بمضامینه کل من کان له مساس القانون بأقسامه و ....» علم اصول علمی نیست که فقط اختصاص به فقیه داشته باشند، علمی است که در خیلی از علوم به درد می خورد. اگر کسی می خواهد منبری خوب بشود، در روایات، تفسیر یا کلام کار بکند، باز نیاز به علم اصول دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اهمیت علم اصول روشن شد؛ چون احکام الزامیه ای داریم و فرض این است که ما آنها را مکلف هستیم و آنها باید به دست بیایند و راه به دست آوردن آنها هم علم فقه و علم اصول فقه است.

 

وی افزود: در جهت بیان اهمیت علم فقه و دانستن مسائل شرعی این روایت از بحار الانوار و تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام بیان می شود:  امام حسن عسکرى علیه السلام فرمودند: روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وارد شد و گفت مادرى دارم ضعیف و ناتوان که براى انجام نماز، مسئله اى برایش پیش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دریافت نمایم.

حضرت زهرا سلام الله علیها پس از گوش دادن به سخنان آن زن، جوابش را داد. سپس آن زن سؤال دیگری را مطرح کرد و حضرت دوباره جواب او را داد.

و به طور مرتب آن زن سؤالات دیگری را مطرح کرد تا آن که به ده مرتبه رسید و حضرت زهرا سلام الله علیها بدون هیچ گونه احساس و اظهار ناراحتى و بلکه به عطوفت پاسخ او را بیان مى نمود.

پس از آن، زن خجالت زده شد و گفت: شما را خسته و ناراحت کردم، بیش از این مزاحم شما نمى شوم.

حضرت زهرا سلام الله علیها اظهار نمود خیر، براى من زحمتى نخواهد بود.

سپس افزود چنانچه شخصى اجیر شده باشد تا بارى سنگین را به جایى ببرد و در ازاى آن مبلغ صد هزار دینار مزد بگیرد آیا ناراحت مى شود؟!

آن زن در جواب حضرت گفت: خیر.

بعد از آن فرمود من براى هر سؤال که جوابش را بگویم، اجیر تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشى بیش از آنچه که در این جهان است مى باشد.

پس اکنون آنچه مى خواهى سؤال کن و براى من ناراحت مباش که از پدرم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: علما و دانشمندان، شیعیان و پیروان ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند که تاج کرامت بر سر نهاده اند.

چون آنان در دنیا بر هدایت بندگان خدا تلاش و کوشش داشته اند، مورد لطف و رحمت خداوند قرار مى گیرند و هدایا و خلعت هاى فراوان و گرانبهاى بهشتى از جنس نور تقدیمشان مى شود. سپس منادی الهی ندا می دهد که: ای سرپرستان یتیمان آل محمد که: آنها را در روزگار یتیمی و محرومیت از وجود ائمه خود هدایت و راهنمایی کردید! اینها شاگردان و یتیمانی هستند که شما آنها را سرپرستی و هدایت نمودید، پس از خلعت هایی که به شما ارزانی شد، به آنها نیز بدهید.

در این هنگام علما به اندازه علومی که مردم از آنها فراگرفته اند به آنها خلعت می دهند تا جایی که برخی از مردم صد هزار خلعت نصیب آنها می شود. و پس از آن خداوند از فضل خود خلعت های علما را فزون و مضاعف می گرداند.

پس از آن حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: اى بنده خدا، ارزش یکى از آن خلعت ها، هزار بار بیش از آنچه است که در این دنیا وجود دارد و خورشید بر آن مى تابد.

چون که چیزهاى این دنیا، هر چند هم به ظاهر ارزش والایی داشته باشد، اما فاسدشدنى و فناپذیر است.

«قَالَ الإمام الحسن العسكري عليه السلام وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سلام الله علیها فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً- وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ، وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ.

فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ سلام الله علیها عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ ثَنَّتْ، فَأَجَابَتْ، ثُمَّ ثَلَّثَتْ [فَأَجَابَتْ‏] إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ، ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ، فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ.

قَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ، أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ: لَا.

فَقَالَتْ: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ- بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ، سَمِعْتُ أَبِي [رَسُولَ اللَّهِ‏] ص يَقُولُ: إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ، فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ- عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ، وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ، حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ- أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ.

ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ: أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ، النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ- الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ، هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ- وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ- فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ [كَمَا خَلَعْتُمُوهُمْ‏] خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا.

فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ- عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ- يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ- لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامِ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ.

ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ- الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ، وَ تُضَعِّفُوهَا.

فَيُتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ، وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ، وَ كَذَلِكَ مَنْ بِمَرْتَبَتِهِمْ مِمَّنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ عَلَى مَرْتَبَتِهِمْ.

وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها: يَا أَمَةَ اللَّهِ- إِنَّ سِلْكاً مِنْ تِلْكِ الْخِلَعِ- لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ، وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ» (بحارالانوار، جلد 2، صفحه 3؛ التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 340و341  حدیث 216)

 

استاد خلیل الله بانژاد خاطرنشان کرد: پاسخ دادن به احکام شرعی چنین ثواب گرانقدری دارد؛ و البته پاسخ به این احکام، قانون اساسی دارد؛ و بلد بودن آن قانون اساسی بر این اساس است که اصول فقه را بیاموزد.

 

وی افزود: کسی که می خواهد علم اصول بخواند، آیا برای آن است که می خواهد برای اجتهاد بخواند تا از آن طریق، احکام را استنباط کند، یا از کلیات آن برای علوم دیگر استفاده نماید. اگر کسی می خواهد در تفسیر کار کند، باید عام و خاص، مطلق و مقید، حاکم و محکوم و .. را بداند تا بتواند در آنجا اجرا کند. برای اینچنین کاری، اجمالی از علم اصول کفایت می کند و لازم نیست کتابی همانند کتاب «کفایة الاصول» را بخواند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما اگر کسی می خواهد تا اجتهاد پیش برود، باید کفایة الاصول را به خوبی بخواند. چرا که او می خواهد یک مبنا را برای خود انتخاب کند و به اجتهاد برسد؛ علمای بزرگی در علم اصول استخوان خُرد کرده اند؛ او نیز باید ادبیات آنها را بداند تا بتواند نظر آنها را رد کند یا تأیید نماید. لازمه اش آن است که خودِ کفایه را بخواند تا بتواند بفهمد که صاحب کفایه چه می گوید تا بتواند رد کند.

 

وی اضافه نمود: اگر کفایه و رسائل را از ما بگیرند و خلاصه ای از کلام آخوند را به ما بدهند، اطمینان ندارم آن کسی که خلاصه کفایه را بیان کرده، آیا خودش واقعا توانسته است که کلام آخوند را متوجه بشود که این را مطرح کرده است؟ نمی شود در مقام تحقیق و اجتهاد، کلام خود صاحب کلام را نبیند و متوجه نشده باشد و بخواهد به نقل قول اکتفا کند.

 

استاد بانژاد خاطرنشان کرد: کسی که راه اجتهاد را می خواهد طی کند باید مستقیما کلام این نابغه های دوران را ببیند، و باید علمیتش بالا برود تا بتواند بر آخوند اشکال کند و قول درست را به دست بیاورد.

 

مدت زیادی است؛ شاید بیست سال است که می گویند: «وحی منزل نیست که حتما رسائل و کفایه خوانده بشود؛ و چه اشکالی دارد که این کتاب ها تغییر کند!» شاید به طعن بود که می گفتند:

ثلاثة لیس لها النهایة           رسائل و مکاسب و کفایة

 

وی افزود: اشکالی بر آقایان وارد است؛ شاید 15 سال است که کفایه درس می دهم. این حرف ها باعث شد که طلبه ها آنچنان همت نکنند که این کتاب ها را به خوبی بخوانند. این حرف ها در گوشه ذهنش است؛ از طرفی پایه ها را قوی نکرده است و این کتاب ها نیز کتاب های مشکلی است. از طرفی مشکلات روزمره زندگی اش هم وجود دارد. در مجموع، طلبه آنچنان که باید بشود، نمی شود و خوب درس نمی خواند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: من نمی گویم که نباید این کتاب ها تغییر کند، در این مقام نیستم؛ بلکه می گویم اگر می خواهند کتابی را عوض کنند، افراد بنشینند علمیتی که رسائل و مکاسب برای طلبه می آورد، با بیان روان بیاورد و جایش بگذارند، و این کتاب ها را تغییر بدهند. در هر صورت طلبه باید ملّا بشود. برای این امر باید پیش مراجع عظام حیّ زانو بزنند و تقاضا کنند؛ تا ببینند آن بزرگواران که این راه را طی کرده اند، صلاح می دانند یا نمی دانند. آنها به انتهای اصول و فقه رسیده اند و ما نیمه راه هستیم.

 

وی اضافه نمود: باید با متخصص فنّ صحبت کرد و نظر خواست؛ من در علم کلام آنچنان که باید، کار نکردم؛ از این رو نظری نمی دهم؛ برای کتاب هایی در رابطه با اصول و فقه نیز باید از کسانی نظر خواست که این راه را بیشتر و بهتر از ما طی کرده اند و نظر آنها جویا و تأمین شود.

 

استاد بانژاد خاطرنشان کرد: ابتدا باید مشورت بشود که آیا تغییر کتاب صورت بگیرد یا خیر؛ بعد از موافقت، کتابی در حدّ علمیت این کتاب های موجود نوشته بشود، بعد از آن، در یکی یا دو سال بعد، این کتاب ها را بردارند.

 

وی افزود: بنده حدود 70 که کفایه را می خواندم، این صحبت ها هست که «چه لزومی دارد کفایه خوانده بشود!؛ اینها وحی منزل نیست» بله! ما هم قبول داریم که وحی منزل نیست؛ ولی کتاب روان تر از کفایه، باید علمیت در حدّ کفایه را نیز داشته باشد و به گونه ای باشد که طلبه را ملّا کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از بزرگی این مطلب را نقل می کنم (اسم نمی برم، چون بنای بر اسم بردن ندارم؛) وقتی این مطلب را نقل می کرد، شاید 2000 طلبه پای منبر او درس گوش می کردند: «اگر تمام علمای الازهر جمع بشوند، یک ورق مکاسب را، با حاشیه مرحوم اصفهانی، با حاشیه مرحوم یزدی، ... (5 حاشیه را بیان کردند) به من تحویل بدهند، من دست از همه چیز بر می دارم.» یعنی اگر تمام علمای الازهر جمع بشوند، نمی توانند این کار را بکنند و علمیت آن را ندارند.

 

وی اضافه نمود: اگر می خواهیم برای تقویت حوزه کار کنیم، باید روی کتابی در حدّ علمیت این کتاب های موجود برنامه بریزیم؛ بله! البته طلبه باید به راحتی منتقل به مطلب بشود.

/270/260/20/

 

 

چ, 08/26/1400 - 18:56