استاد جاوید مطرح کرد؛

ویژگی های نفاق در قرآن و نهج البلاغه

استاد علی جاوید از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نفاق در قرآن و نهج البلاغه» پرداخت.

 

نفاق در قرآن

الف: دروغگویی

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قرآن حکیم چندین ویژگی را برای منافقین بیان کرده است که از جمله آن ویژگی ها، «دروغگویی» است. می فرماید:

«و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الآخر و ما هم بمؤمنین»

 

وی افزود: منافق همانند یک موش صحرایی است که برای لانه اش دو را ه قرار می دهد، اینچنین عمل می کند. یکی از آن دو راه را باز می گذارد؛ اما راه دیگر را بسته نگاه می دارد که هرگاه احساس خطر بکند، با سر این راه بسته را باز کرده، بگریزد. نام این در بسته، «نافقا» است؛ کلمه «منافق» هم از همین «نافقا» گرفته شده است.

 

استاد علی جاوید خاطرنشان کرد: نفاق معنای گسترده ای است؛ هر کس زبان و عملش با هم هماهنگی نداشته باشد، یعنی در زبان یک چیز بگوید و در عمل، چیز دیگر اجرا کند، سهمی از نفاق را در خودش دارد؛ در حدیث هم داریم: اگر به امانت خیانت کردید، و در گفتار دروغ گفتید و به وعده های خود عمل نکردید، منافق هستید؛ اگر چه اهل نماز و روزه باشید.»

 

خدعه و فریبکاری

وی افزود: تظاهر و ریاکاری نوعی نفاق است؛ از این رو خدعه با خدا و دین الهی است که احکام الهی را مورد تمسخر قرار می دهند.  نفاق به معنای فریبکاری با پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است. خدعه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در واقع خدعه با خود خداوند متعال است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این نوع فریبکاری فریب خود شخص است؛ همان گونه که اگر پزشک دستور مصرف دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید: «من این دارو را مصرف کردم» به گمان خودش پزشک را فریب داده است، اما به راستی خودش را فریب داده است.

 

وی اضافه نمود: آیه شریفه که دلالت بر «فریبکاری منافقین دارد، این است:

«يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ مَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ» می‌ خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمی‌ دانند (بقره: 9)

 

استاد علی جاوید خاطرنشان کرد: «حیله گری» نشانه نفاق است. منافق، همواره در فکر ضربه زدن است. «یخادعون» از کلمه «خدعه» به معنای «پنهان کردن امری و اظهار کردن امری دیگر برای ضربه زدن» است. قرآن مجید در خصوص بازتاب کار نیک و کار بد برای انسان، بیان می کند، «خدعه با دین»، «خدعه با خود شخص» است؛ نه با خدا. این شخصی که خیال می کند من با خدا دارم خدعه می کنم، در واقع خدعه با خودش دارد و خودش را فریب می دهد. خداوند متعال در جای دیگر می فرماید:

«ان احسنتم احسنتم لأنفسکم و ان أسأتم فلها»

 

وی افزود: منافق در باطن ایمان ندارد؛ اما در ظاهر خودش را مصلح نشان می دهد؛ با افراد دیگر رفت و آمد می کند؛ نمازش را با کسالت می خواند؛ نسبت به مؤمنان عیب جو است؛ نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بی وفا است؛ اگر به جبهه جنگ برود، فرار می کند. از خدا غافل است. منافقین، افرادی یاوه گو، شایعه ساز، ریاکار و علاقه مند به دوستی با کفار هستند. افرادی هستند که علاقه شان، کامیابی و ملاک کارشان غضب است. از این رو نسبت به پیشرفت مؤمنان بسیار نگران هستند؛ نسبت به مشکلاتی که برای مسلمین به وجود می آید، بسیار شاد هستند.

 

کیفر همه این انحرافات فکری و عملی منافقین سقوط در اعماق آتش است؛ در سوره نساء آیه 45 این را می خوانیم:

«إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا» البته منافقان را در جهنم پست‌ترین جایگاه است و برای آنان هرگز یاری نخواهی یافت.

 

قلب ناپاک

استاد علی جاوید خاطرنشان کرد: علت اینگونه اعمال از منافق، قلب ناپاک است.

منافقان در قلبشان همه چیز را انکار می کنند.

«إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ». (نحل: 22)

قلب های ناپاک انحراف دارد.

«وَ إِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (توبه: 127)

قلب های ناپاک، قساوت قلب دارند.

«أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» (زمر: 22)

منافقان، مرده دل هستند.

«إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ» (نمل: 80)

قلب های ناپاک، زنگار دارد.

«كَلَّا ۖ  بَلْ ۜ  رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» (مطففین: 14)

قلب هایشان مریض است.

«في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ۖ  وَ لَهُم عَذابٌ أَليمٌ بِما كانوا يَكذِبونَ» (بقره: 10)

طبع و سرشتشان به کفر است

«فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ۚ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا» (نساء: 155)

 

این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا بیان کرد: امام صادق علیه السلام به مردان و زنان مؤمن، سفارش می کنند که این دعا را بخوانند: خدایا دل های ما را بعد از آنکه هدایت نمودی، دچار انحراف نساز.

«رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ» (آل عمران: ۸)

 

وی افزود: منافقان در ظاهر، خودشان را مسلمان نشان می دهند؛ در ظاهر و عمل و گفتگو به گونه ای زیبا خودشان را نشان می دهند؛ خصوصیات آنها در سوره بقره، منافقون، احزاب، توبه، نساء، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر سوره های مبارکه بارها اشاره شده است. منافقین در باطن ایمان ندارند؛ اما در ظاهر، خودشان را مؤمن و مصلح نشان می دهند؛ از این رو امام صادق علیه السلام ما را به خواندن دعای مزبور سفارش می کنند.

 

استاد علی جاوید خاطرنشان کرد: مؤمنان باید مواظب باشند، نکند به خاطر آنکه قلبشان را خوب، به نور ایمان منوّر نکرده باشند، فریب بخورند و در دام منافقین قرار بگیرند.

 

وی اضافه نمود: در قرآن کریم می خوانیم: «في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ۖ  وَ لَهُم عَذابٌ أَليمٌ بِما كانوا يَكذِبونَ» (بقره: 10)؛ مؤمنین دعا می کنند و به عنوان مثال می گویند: «ربّ زدنی علما»؛ در قرآن همان گونه که اوصاف پسندیده ای داریم که قابل افزایش است، در جای دیگر از قرآن هم داریم:

 پلیدی منافقین روز به روز بیشتر می شود. «وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَىٰ رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ» (توبه: 125)

 نفرتشان روز به روز بیشتر می شود. «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَ زَادَهُمْ نُفُورًا» (فرقان: 60)

 

این استاد حوزه علمیه قم در یک جمع بندی بیان کرد: بیان شد که «دروغگویی»، «فریب کاری» و «بیماردلی» سه خصوصیت منافقین است که در قرآن کریم به آنها اشاره شده است.

 

نفاق در نهج البلاغه

استاد علی جاوید در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به «نفاق در نهج البلاغه» پرداخت: امیر مؤمنان علی علیه السلام در دوران خلافتش با دو دسته از عالمان، یعنی عالمان منافق، و سیاستمداران دو رو روبه رو می شود؛ و حضرت علیه السلام هر دو دسته را هم افشا می کند و از مردم می خواهد که آنها را بشناسند.

 

وی افزود: خداوند متعال در قرآن از مسلمان ها خواسته است تا:

 با این دسته از انسان ها دوستی نورزند. در سوره نساء می خوانیم: «فلا تتخذوا منهم أولیاء» (سوره نساء، آیه 89 و 140)

همواره آنها را دشمن حتمی و قطعی خود بدانند؛ «هم العدو فاحذرهم». (سوره منافقون، آیه 4)

همواره از آنان مانند شیء نجس و پلید اجتناب کنیم. «فأعرضوا عنهم، إنهم رجس» (سوره توبه، آیه 95)

با امر به معروف و نهی از منکر، بینی منافقان را به خاک بمالیم.( خصال، ص 232، ح. 74)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خطبه بلند حضرت در نهج البلاغه در بیان ویژگی های منافقان، شامل چنین تحذیر و هشداری است؛ حضرت در خطبه 194 می فرماید: «احذرکم أهل النفاق فإنهم الضالون المضلون» (نهج البلاغه، خطبه 194)

 

وی اضافه نمود: حضرت امیر علیه السلام در مقام تمثیل، منافق را به درخت «حنظل» مثال می زنند که برگ هایش سرسبز ولی طعم آن تلخ است. (غرر الحکم، حدیث. 9878)

 

استاد جاوید خاطرنشان کرد: حضرت امیر علیه السلام در سخنی جامعه شناسانه، وجود منافقان عالم نما را گوشزد می کند و می فرماید: شما در عصری هستید که گوینده به حق، اندک و زبان به راستی ناگشاده و ملازم حق خوار است. اهل آن همگی  سازشکار و جوانشان تندخو و پیرشان گنهکار و عالمشان منافق و نزدیکشان، بیرون رونده اند. کهتر ایشان، مهترشان را بزرگ نمی دارد و توانگرشان از فقیرشان دستگیری نمی کند. (غرر الحکم، حدیث 3857؛ نهج البلاغه، خطبه. 230)

 

وی افزود: از نظر تاریخی می توان مصداق هایی همچون ابوموسی اشعری و عبدالله بن عمر را در نظر آورد و برخورد منافقانه ابن عمر را در بیعت نکردن و خیانت ابوموسی اشعری را در یاری نرساندن به امام در جنگ جمل به یاد آورد (.طبرانی، معجم کبیر، ج 19، ص 388، ح 910؛ کافی، ج 1، ص 397، ح. 1)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام در نامه اش به محمد بن ابی بکر، هنگامی که او را به جانب مصر روانه می کند، از همین منافقان برحذرش می دارد و آن را بر هشدار پیامبر مبتنی می کند که فرمود: «من بر امتم از مؤمن و مشرک نمی ترسم؛ چه، مؤمن را خداوند با ایمانش باز می دارد و مشرک را خدا به سبب شرکش قلع و قمع می کند. بلکه من از آن که در درون منافق و به زبان عالم می نماید، می ترسم. آنچه [نیکو] می دانید، می گوید و آنچه منکر می دانید، می کند. (نهج البلاغه، نامه. 27)

 

وی اضافه نمود: حضرت امیر علیه السلام در وصیتش به کمیل که افزون بر کمالات اخلاقی و عرفانی، مدتی ولایت «هیت» را در شمال غربی انبار به عهده داشت (موسوعة الامام علی فی الکتاب و السنة و التاریخ، ج 12، ص. 272)، فرمان می دهد از منافقان بپرهیزد و با خائنان مصاحبت نکند (بحار الانوار، ج 77، ص 271، ح 1 و ج 78، ص 9، ح. 16)

 

وی افزود: در روایتی دیگر از حضرت امیر علیه السلام می خوانیم که به فردی از شیعیانش می فرماید: «بکوش تا زیر بار احسان منافقی نروی» (بحار الانوار، ج 75، ص 384)

 

معنای دعای امام صادق علیه السلام

استاد علی جاوید در ادامه بیان کرد: قلب انسان مؤمن و قلب کافر و قلب منافق، همواره در تغییر و دگرگونی است؛ به همین خاطر است که امام صادق علیه السلام در خصوص مؤمنان توصیه می فرماید که این دعا را بخوانند: خدایا دل های ما را بعد از آنکه هدایت نمودی، مورد انحراف نساز.«ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انّک انت الوهاب»

 

وی افزود: خداوند در سوره انعام به ضیق صدر اشاره می فرماید:

«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ۖ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ» پس هر که را خدا هدایت او خواهد، قلبش را برای پذیرش اسلام باز و روشن گرداند و هر که را خواهد گمراه نماید (به حال گمراهی واگذارد) دل او را از پذیرفتن ایمان تنگ و سخت گرداند که گویی می ‌خواهد از زمین بر فراز آسمان رود. این چنین خدا آنان را که به حق نمی‌ گروند مردود و پلید می ‌گرداند. (انعام 125)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قلب منافق، تنگ نظر است و دیدگاه و بینش آنها ضیق است. «ضیق بودن» از ویژگی های قلب ناپاک است. اما از آن طرف ویژگی های قلب سالم نیز در قرآن بیان شده است. قلب سلیم، پیرو و تسلیم حکم خداوند است. قلبی است که از حبّ دنیا به دور است؛ قلبی است که خاشع است؛ اما منافقین خاشع نیستند؛ بلکه خدعه می کنند.

 

وی اضافه نمود: قلب سلیم با یاد خدا آرامش پیدا می کند. «الا بذکر الله تطمئن القلوب»؛ «اذا ذکر الله وجلت قلوبهم»؛ همان گونه که کودک با والدینش آرام می گیرد و از والدینش حساب می برد؛ اما  قلب ضیق، قلبی است که برای کفار و منافقین است .

 

استاد جاوید خاطرنشان کرد: البته کیفر هر انسان، به اندازه کفرشان است. کسی که حق را فهمید و بر حق سرپوشید، خداوند بر چشم و گوش و روح او سر می پوشاند؛ «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة ....»؛ خداوند به انسان این اعضا را داده است که حق را درک بکند؛ اما انسانی که درک می کند، اما نمی پذیرد، نعمت الهی را کفران کند، نتیجه قهری رفتار او کوردلی است و مهر شقاوت که خداوند بر دل آنها می زند، کیفر هواپرستی آنها است. «يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‌ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ» (غافر: 35)

 

وی افزود: خداوند بر دل کسانی که با علم و آگاهی به سراغ هواپرستی می روند، مهر می زند. مهر الهی بر قلب آنها نتیجه انتخاب بد در عمل خود من است؛ نه آن چیزی باشد که امر ابتدایی از طرف خدای متعال باشد.

/270/260/20/

 

 

س, 09/16/1400 - 14:04