استاد محمد مهدی بحرینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تعصب در دین» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: همیشه در ابتدای صحبت ها این دعا را زمزمه می کنم: «اللهم وَ أَنْ تَجْعَلَنِا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِنا غَيْرِنا»
این دعا برگرفته از دعایی است که در آداب ماه مبارک رمضان به آن اشاره شده است و در آن دعایی که به نقل از امام رضا علیه السلام داریم، در آنجا هم امام رضا علیه السلام این محتوا را دارد که «ان شاء الله خداوند متعال ما را از کسانی قرار دهد که یاوری اش به دین تضمین و امضا شده است»
وی افزود: بهترین بحث ها از آن نوع است که از طریق روح و روان وارد مباحث اخلاقی بشویم و این امر سهل الوصول تر است. در مباحث اخلاقی هم باید بگردیم که شیاطین روی چه نقاطی دست می گذارند و از آن استفاده می کنند؛ ما نیز باید روی همان نقطه بیشتر تأکید کنیم و حساسیت بیشتری داشته باشیم.
استاد بحرینی در ادامه بیان کرد: می بینیم یکی از نقاطی که شیاطین بیشتر از همه روی آن دست می گذارند، «تعصبات» است و برای ایجاد انحراف در جامعه ایمانی، خیلی روی تعصب تأکید می کنند و مانور می دهند؛ و واقعیت امر هم این است که باید به موفقیت آنها در پاره ای از بخش ها اذعان کنیم.
وی اضافه نمود: تعصب، یکی از جاهایی است که شیاطین از آن استفاده می کنند. ما گاهی ناخواسته گرفتار این دام شیطانی می شویم؛ البته بحث تعصب خصوصیت ندارد، اما یکی از مصادیق می تواند مورد لحاظ قرار بگیرد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بعضا دیده می شود که در تربیت فرزند، تعصب او را نسبت به خانواده و شخص خودش را پررنگ می کنیم؛ به او این توجه را نمی دهیم که مسیر تعصب را چگونه مدیریت کنند؛ مثلا دو برادر هستند که در کوچه بازی می کنند؛ به علتی، داداش کوچکتر با شخصی دعوا می کند و اتفاقی برایش می افتد و کتک می خورد. به خانه که برمی گردند، پدر به برادر بزرگتر می گوید: «مگر تو آنجا نبودی که از داداشت دفاع کنی و او را بزنی»، چون داداشت است و باید تعصب روی داداش داشته باشی! در حالی که باید توجه داشت که تعصب، مدیریت می خواهد.
وی افزود: تقویت تعصب، فی نفسه عیبی ندارد؛ اما تعصبی که بی آموزش رشد کرده باشد، این تعصب است که می تواند خطرناک باشد؛ این تعصب، هم برای خودمان هم برای دیگران می تواند خطرناک باشد. در جایی مشغول به کار تبلیغی بودیم؛ یک شخصی که با ظاهر لاتی آمده بود، دست بچه اش را گرفته بود، به ما سپرد و گفت: «ما که عمرمان را کردیم و لات شدیم؛ شما کاری کنید که بچه ها دیگر لات نشود!» البته این حرف غلطی است که می گوید «از ما گذشته»؛ اما با این وجود، سعی کنیم که نسل آینده ما از تعصب های بی مورد به دور باشد.
استاد محمد مهدی بحرینی خاطرنشان کرد: تقویت تعصب بدون القاء کیفیت مناسب تعصب می تواند خطرناک باشد؛ برای اینکه یکی از بهترین راه های ورود شیطان به نفس انسان، تعصب است.
وی اضافه نمود: آیا تعصب در ذات انسان قرار داده شده است، یا خیر؟ در مسائل فرهنگی، مکاتب مختلف شیطانی این مغلطه را بعضا بیان می کنند که «رقاصی، آوازه خوانی، موسیقی و لهو و لعب در ذات انسان قرار داده شده است! بچه ای کوچک هم با آهنگی به رقص در می آید!» این استدلال ها را دارند و انتشار می دهند. بعضا دیده شده است افراد به ظاهر مذهبی که فیلم های کودک و نوجوان می سازند، رقص و موسیقی را در فیلم هایشان قرار می دهند و استدلال می کنند که اینها در ذات بچه است!
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: باید دقت کرد خدای متعال در وجودمان تمام صفات را به امانت قرار داده است. جای انکار نیست. خدای متعال بر اساس حکمت و مصلحت در وجود انسان، بسیاری از اموری که محل کلام است، به صورت امانت قرار داده است، اما این امر به معنای تأیید نیست؛ چون آنچه که در ذات انسان قرار داده شده است، به دو شاخه تقسیم می شود:
یک شاخه آن ذات انسان، به معنای نفس انسان است که بعد مادی خلق انسان است؛ مثلا شهوات و تمایلات نفسانی و ثروت خواهی و قدرت طلبی. اینها حتی در بچه ای دو ساله هم قرار دارد.
یک شاخه آن، بعد معنوی انسان است که به فطرت تعبیر می شود. فطرت هم جزو ذاتیات انسان است و مبدأ خلق انسان قرار گرفته است؛ «فأقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها ذلک الدین القیّم»
وی افزود: ذاتیات در بعد نفس، برای بعد مادی است؛ و ذاتیات در بعد فطرت داریم که برای بعد معنوی انسان است. و البته آیه شریفه می فرماید: «فألهمها فجورها و تقواها» هم دلالت بر همین دو حیث و دو بعد از ذاتیات انسان دارد.
استاد محمد مهدی بحرینی در ادامه بیان کرد: گاهی از خداشناسی به فطرت تعبیر می کنیم و می گوییم خداشناسی در فطرت انسان قرار داده شده است. همه انسان ها حتی کسانی که در ظاهر، اظهار کفر می کنند، به خدای قادر مطلقی که ما اسمش را «الله» می گذاریم، اعتقاد دارند.
وی اضافه نمود: آیات متعددی است که می تواند از فطری بودن امر خداشناسی حکایت کند؛ در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
سوره یونس: (21 تا 23) «وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ﴿21﴾ هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَ جَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿22﴾ فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
سوره الإسراء (66 و 67) رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ ۚ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا (66) وَ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ ۖ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ ۚ وَ كَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا (67)
سوره العنكبوت (64 و 65) «وَ مَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ ۚ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (64) فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»
سوره لقمان (32) « أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (31) وَ إِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ۚ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در حدیث مناظره حضرت امام صادق علیه السّلام با شخص ملحدی آمده است که حضرت از او می پرسد: «آیا کشتی سوار شده ای؟» وی جواب می دهد: آری
حضرت می فرماید: «هیچ اتّفاق افتاده که کشتی شما غرق شود؟» عرض می کند: آری.
حضرت می فرماید: «در آن وقت آیا قلبت متوجّه جایی شده که تو را از مهلکه نجات دهد؟» می گوید: بله،
بعد حضرت می فرماید: «همان خداوند عالمیان است» (بحارالانوار، ج 3، ص 41، روایت 16؛ ج 67، ص 137، روایت7؛ ج 92، ص 232، روایت 14، ص 240، روایت 48.)
استاد محمد مهدی بحرینی خاطرنشان کرد: ما می گوییم خداشناسی جزو فطرت است؛ اما نه فقط خداشناسی، که تمام اموری که مربوط به حق و باطل است، اینچنین است. از این رو در روایت داریم که در فطرت انسان ها حتی ولایت امیر مؤمنان علیه السلام هم قرار داده شده است. این مطلب بسیار زیبا است که حتی امر ولایت را خداوند متعال در فطرت انسان ها قرار داده است. اما معنایش این نیست که ولایت به صورت تفصیلی قرار داده شده باشد؛ بلکه به آن معنا است که طریق حق و باطل در ذات انسان ها در قالب فطرت معرفی شده است؛ حتی اگر کسی مسیر را دنبال بکند، با فطرت خودش به ولایت امیر مؤمنان علیه السلام نیز می رسد.
وی اضافه نمود: پس ما دو ذات داریم؛ حرف آقایان درست است که لهو و لعب و رقاصی جزو ذاتیات انسان است؛ چون ذات انسان، نشاط و شادابی می خواهد و خمود و محدود نیست؛ اما نکته مهم آن است که آیا این ذات، مربوط به بعد مادی است یا مربوط به فطرت انسان است؟ اگر فطرت انسان باشد، امضا و تأیید شده است و نیازی به امضای جدید ندارد؛ اما اگر از بعد مادی باشد، در اینجا نیاز به امضا دارد. از این رو بسیاری از آنچه که مربوط به ذاتیات انسان است، آنگاه که در عرصه دین قرار می گیرد، به طور مطلق امضا نمی شود. خیلی از آن موارد رد می شود. بستگی دارد که از آن ذاتیات در چه مسیری استفاده کنید.
استاد بحرینی خاطرنشان کرد: شهوت مانند چاقو می ماند که می توان از آن هم در مسیر خوب و هم در مسیر بد استفاده کرد.قدرت طلبی، ثروت طلبی و تمام اینها یک مسیر الهی و یک مسیر شیطانی دارد؛ تمام اینها همانند چاقویی هستند که هم می تواند گوشت را برای غذا ببرّد؛ و هم می تواند با چاقو در شکم یک نفر فرو کند.
وی افزود: به آقا می گوییم می پذیریم که رقاصی از ذاتیات و نشاط است؛ اما باید دید که در جنود عقل است یا از جنود جهل؟ در روایت است که نشاط، از جنود عقل است؛ اما نشاط مدیریت شده است که مدّ نظر است. آن نشاطی که شیطان استفاده می کند، همین نشاط است، اما در مسیری که او را به مسلخ برساند. پس صرف ذاتیات، به عنوان امر مثبت حساب نمی شود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: «تعصب» هم از همین قبیل است؛ ما قبول داریم که تعصب در ذات انسان است. اگر تعصب نبود، شاید حیات بشری شکل نمی گرفت. چون تعصب است که کمک می کند انسان زندگی اش را جمع و جور کند. و الا اگر نسبت به مال خودمان و به نفس خودمان و به ناموس خودمان هیچ تعصبی نداشته بودیم، انسان، انسان نبود، بلکه حیوان بود. پس تعصب بر اساس حکمت و مصلحت الهی جزو ذاتیات انسان قرار گرفته است.
وی اضافه نمود: صحبت در این است که شیطان می آید و از این ذاتی انسان در مسیر خودش استفاده می کند. قرآن کریم حدّاقل در 8 جای مختلف تأکید می کند که «شیطان، دشمن آشکار شما است»؛ یکی از دلایل تأکیدات متعدد همین است؛ چرا که شیطان در قالب دوست با ما همراه می شود، نه با ظاهر دشمن. با ظاهر دوست، با باب میل من حرکت می کند؛ اینها ظاهر دوستی دارد، در حالی که در همان قالب دوستی، دشمن من است؛ چون از همین ذاتیات، که باب میل من است، در مسیر باطل استفاده می کند.
استاد محمد مهدی بحرینی خاطرنشان کرد: شیطان انرژی شدیدی از تعصب را در وجود انسان آزاد می کند و در مسیر شیطانی می پروراند. در روایت داریم که «نیران العصبیة» تعصب را تشبیه به آتش می کند. همانند شهوت که تشبیه به آتش می شود؛ این تشبیه به خاطر انرژی بالایی است که در آن وجود دارد. اگر تعصب انسان هم گل کند، کارهایی می کند که در حالت عادی آن را انجام نمی داد.
وی افزود: امام صادق علیه السلام فرمود: «آنچه که در قلوبتان مخفی است، از آتش تعصب، آن را خاموش کنید، که آن از خطرات شیطان است.» اگر آتش روشن بشود، شیطان می تواند بر این موج سوار بشود و ایجاد خطر کند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: روایت جالبی از امیرمؤمنان علیه السلام است؛ وقتی حکایت خلق اول و انسان و آدم ابوالبشر را بیان می کند، و به شیطان اشاره می نماید، تعبیر حضرت امیر این است: «اعتذرته الحمیة». ما از راه تکبر و غرور پیش می رفتیم؛ اما حضرت امیر، دریچه ای جدید بر این ماجرا می گشاید و می فرماید: بحث «حمیت» و تعصب بود. حضرت امیر می فرماید: «فعدوّ الله امام المتعصّبین» شیطان امام متعصبین است.
وی اضافه نمود: اگر کسی با تعصب بخواهد فردای قیامت وارد محضر الهی بشود، «كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً». محال است خداوند کسی را با صفتی وارد بهشت کند که به خاطر آن صفت، ملکی را از بهشت بیرون کرد. امام به شیطان اشاره دارد که شش هزار سال نماز خواند؛ آن هم امام برای عظمت، تردید ایجاد می کند که آیا سال دنیایی ملاک بود یا سال غیر دنیایی! شیطانی که شش هزار سال در محضر خدای متعال نماز خواند، خداوند او را به خاطر تعصب از بهشت بیرون کرد و محال است انسانی را که با تعصب وارد محشر شده است، وارد بهشتی بکند که فرشته ای را به خاطر تعصب از آن بیرون کرده است. «انّ حکم السماء و اهل الارض لواحد». اینگونه نیست که خداوند متعال برای اهل آسمان و اهل زمین دو گونه حکم بنماید.
/270/260/20/