استاد ساعی ور مطرح کرد؛

راه حل های قرآنی برای مشکلات خانوادگی

استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «عوامل متزلزل کننده بنیان خانواده» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یک جنبه از بحث خانواده در قرآن مربوط می شود به مقاصد و اهداف ازدوج؛ جنبه دیگر مربوط به استحکام خانواده است؛ اما بحث امروز ما مربوط است به «راه حل هایی که برای مشکلات خانواده در قرآن» مطرح است. خانواده بدون مشکل نیست؛ و طبیعی است که در آن مشکلاتی پیش بیاید؛ اما باید دید قرآن چه راه حل هایی برای این مشکلات مطرح کرده است.

 

وی افزود: بحث در دو بخش باید ارائه شود؛ بخش نخست از راه حل قرآنی در رابطه با «دفع اختلاف» و پیشگیری و جلوگیری از ایجاد اختلاف است و بخش دیگر در رابطه با بر طرف کردن و «رفع اختلاف» است.

 

دفع اختلافات

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: در خانواده باید محبت بین زن و شوهر رشد و پرورش پیدا کند. ترفیع محبت، عامل بازدارنده و عاملی برای پیشگیری اختلافات است. عوامل برای محکم سازی بنیان خانواده برای دفع اختلافات در خانواده است.

 

وی اضافه نمود: راهکارهایی که خانواده را استحکام می بخشد و راهکارهایی که محبت را پرورش می دهد، رفتارهایی که رحمت و محبت را در خانواده تعمیم می دهد، خود به خود لذت و عشق در خانواده را زیاد می کند و خود به خود اختلافات را در خانواده دفع و پیشگیری می کند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نکته دوم در این بخش، آموزش هایی است که هم قبل از ازدواج و هم داخل زندگی مشترک، زن و شوهر می توانند یاد بگیرند و خود این آموزش ها و تعلیمات، مهارتِ با هم زندگی کردن، مهارت با هم تعامل کردن را به انسان یاد می دهد و این، دفع اختلاف می کند. پس دفع اختلاف، با استحکام بخشی عملی است و یادگیری به روز و مستمرّ مهارت های زندگی زناشویی است.

 

رفع اختلافات

استاد محمد باقر ساعی ور خاطرنشان کرد: در بخش نخست صحبت از پیشگیری و دفع اختلافات است؛ اما در این بخش، نه صبحت از پیشگیری، که «درمان» و رفع اختلافات ایجاد شده در خانواده است. اگر به قرآن کریم رجوع کنیم، می بینیم که  برای معالجه اختلافات، 4 مرحله را بیان می فرماید.

 

مرحله اول: اصلاح خود

وی افزود: مرحله نخست، اصلاح خود است؛ یعنی انسان به شکل یک شخص، باید تقوا و انصاف  را رعایت کند و غضب خود را کنترل نماید؛ رذایلی که در زندگی اش یافت می شود، کنترل کند؛ به طور کلی اصلاح خود، خیلی از مشکلات خانواده را رفع می کند. بعضی از زمان ها چون انسان متکبر است، پر توقع است، بی تقوا است، دروغگو است، مشکل حل نمی شود. اصلاح خود، چه از جنبه عمومی تقوا و چه از جنبه خصوصی تقوا در خانواده رفع مشکل و معالجه می کند. به همین خاطر است که از معصوم روایت شده است: «التّقی رئیس الأخلاق» تقوا رئیس تمام خلق ها است.

 

مرحله دوم: اصلاح بینهما

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: در آیه 128 از سوره مبارکه نساء صحبت از «اصلاح ما بینهما» است؛ می گویند این مسأله را بزرگ نکنند و بین خودشان این مسأله را اصلاح کنند و سعی کنند با هم صحبت کردن و با هم گفتگو کردن و همدیگر را قانع کردن و البته قانع شدن مشکل را حل کنند. اصلاح بینهما است؛ نه بین الطائفتین و بین خانواده ها، بلکه مسأله را بزرگ نکنند و بین خودشان حل کنند. آیه شریفه می فرماید:

«و إن امرأة خافت من بعلها نشوزا أو إعراضاً و لا جناح علیهما أن یُصلحا بینهما صلحا و الصلح خیرٌ و أُحضرت الأنفس الشُّحّ و إن تُحسنوا و تتّقوا فإنّ الله کان بما تعملون خبیرا» اگر زنی دریافت که شوهرش با او بی مهر و از او بیزار شده است، باکی نیست که هر دو در میان خود طرح آشتی افکنند که آشتی بهتر است. و بخل و فرومایگی بر نفوس مردم غلبه دارد. و اگر نیکی و پرهیزگاری کنید، خداوند هر چه می کنید، آگاه است. (نساء: 128)

 

وی افزود: در آیه 128 از سوره مبارکه نساء که به «اصلاح ما بینهما» اشاره شده است، 4 اصول را می توان از آن دریافت که اگر به آن اصول دقت کنیم، خیلی از اختلافات حل می شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اصل نخست آن است که به قصد اصلاح می خواهند بنشینند و اختلافات را حل کنند؛ به فکر طلاق نیستند؛ چون طلاق، آخرین راه حل است. یک قانون برای اینکه راه حل قرآنی را در پی بگیریم، این است که طلاق را آخرین راه حل بدانیم؛ و الا به هر امر ساده ای اگر طلاق را مطرح کنیم، مشکل حل نمی شود. با این نگاه که طلاق آخرین راه حل است، می خواهند تا اصلاح کنند.

 

وی افزود: سیاست باید به این سو باشد که صلح بهتر است نه آنکه حرف خودشان را بخواهند به کرسی بنشانند. گاهی وقت ها انسان در مسأله حل اختلافات، به گونه ای مسیر را پیش می رود که حرف خود را به کرسی بنشاند؛ آیه شریفه می فرماید: «صلح بهتر است» گذشت کنیم و از حقوقمان بگذریم یا نگذریم؛ اما در هر حال، مقصد، صلح است و نه حرف را به کرسی نشاندن.

 

استاد محمد باقر ساعی ور خاطرنشان کرد: در همین آیه شریفه نکته دیگری هم هست؛ قبل از اینکه مسائل را با قانون و حقوق حل کنیم، مسائل را از دید اخلاقی حل کنیم. البته قانون و زندان، برای اجتماع لازم است؛ اما آنچه که اولویت است و با آن مسائل حل اختلاف بشود، از دید اخلاقی است؛ یعنی با نگاه گذشت مسأله را بخواهیم مطرح کنیم.

 

وی اضافه نمود: ممکن است حقّ انسان هم به انسان داده نشود؛ این نگاه اخلاقی، نگاه فداکارانه است؛ نگاهی است که در داخلش عفو و گذشت است؛ و این خیلی مهم است؛ اگر انسان با نگاه اخلاقی بنگرد، نمی گوید من تمام حقوقم را بی کم و کاست دریافت کنم، بلکه می گذرد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن کریم در همین آیه شریفه نکته ای دارد که می فرماید: مواظب باشید: « و أُحضرت الأنفس الشُّحّ» «شحّ» به معنای بخل است؛ یعنی انسان بخواهد تمام حقوق خود را دریافت کند. تمام انتظارات حقوقی خود را، ولو دینی هم باشد، به کرسی بنشاند. که این مطلب به معنای «شحّ» و بخل است.

 

وی افزود: اگر به این کلمه دقیق شویم، در می یابیم که در معنای «شُحّ» این بیان نیست که می خواهد دست درازی کند یا مال غیر را تصرف نماید؛ بلکه به این معنا است که از خودش چیزی را کم نمی کند؛ نمی خواهد که از حقوقش دست بردارد و آن انتظارات حقوقی خود را پایین تر در نظر بگیرد. مواظب باشید که «شحّ» در درون شما هست و نمی گذارد که اختلافات حل بشود. اگر بخواهیم که اختلافات برطرف بشود، باید «شحّ»و بخل نسبت به اینکه «باید به تمام حقوق خودم برسم» را باید کنترل نماییم .با هم از منظر اخلاقی به موضوع نگاه کنیم؛ این مطلب سبب می شود که با عشق و با محبت و گذشت مسأله حل بشود.

 

استاد محمد باقر ساعی ور خاطرنشان کرد: در همین آیه شریفه نکته ای دیگر وجود دارد؛ درست است که باید اصلاح کنید؛ اما تصریح می کند « و إن تُحسنوا»؛ قرآن کریم به عدالت و احسان دستور داده است. احسان مرتبه ای بالاتر از عدالت است. گاهی انسان می خواهد با عدالت مسأله را حل کند؛ اما قرآن می گوید: در داخل خانواده، عدالت حداقلی است؛ اما باید با احسان با مسأله برخورد کرد. عدالت یعنی هر کس به حقّ خودش برسد، اما احسان به این است که انسان از حقّ خودش بگذرد. قرآن کریم می فرماید: «و ان تحسنوا و تتقوا» خانواده حفظ می ماند و مستحکم می شود.

 

وی افزود: نکات خیلی ریز و لطیف در رابطه «اصلاح بینهما» دیده می شود. انسان طلاق را آخرین راه حل بداند. نکته دیگر آنکه «الصلح خیر» را سیاست کلی در خانواده بداند. یکی از نکات دیگری که در «اصلاح بینهما» باید قرار بگیرد، این است که همه مانند هم نیستند. اگر انسان این توقع را داشته باشد که طرف مقابل دقیقا مانند او فکر کند، امکان ندارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: زندگی فرهنگی و محیطی که در آن پرورش یافته است، و دیگر عوامل موجب می شود که همه مانند هم نباشند. معنانی این حرف آن است که تشکیل خانواده به معنای کپی کردن همدیگر شدن نیست. تشکیل خانواده یعنی درک متقابل، یعنی هر دو در کنار هم و با هم خانواده را اداره کنند. البته شارع مقدس حقوقی را هم برای همدیگر در نظر گرفته است و هر دو تکالیفی و حقوقی دارند که باید رعایت کنیم؛ اما این نیست که همیشه خانواده با حقوق اداره بشود. بلکه باید با محبت و با عشق رفتار کنیم.

 

وی اضافه نمود: راه حل «اصلاح بینهما» شد؛ این مطلب خیلی مهم است؛ مسأله را بزرگ نمی کند؛ مسأله را در دایره اخلاق حل می کند؛ به حقوق نمی رسد؛ حریم ها حفظ می شود. با گفتگو و صحبت مسأله حل می شود. گفتگو بسیار مهم است. انسان حرف همدیگر را می فهمد و آن منظر و نگاه همدیگر را درک می کند. این امر دومین راه حلی است که قرآن مطرح می کند.

 

راه حل سوم: از دیگران کمک گرفتن

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: این نیز از راه حل هایی است که قرآن کریم در آیه ای که به «آیه شقاق» معروف است، بیان فرموده است.

«و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفّق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا» (نساء: 35) اگر از اختلاف میان زن و شوهر آگاه شدید، داوری از کسان مرد و داوری از کسان زن برگزینید؛ گر آن دو را قصد اصلاح باشد، خدا میانشان موافقت پدید می آورد که خدا دانا و آگاه است.

 

وی افزود: وقتی احساس کردید که مسأله شقاق پیش آمد و همدیگر عداوت و خصومت دارند و هر دو به نشوز رسیده اند، در اینجا مسأله را «اصلاح بینهما» مطرح نمی کند؛ چون کار، مقداری سخت شده است؛ در آن وقت بیان می کند که از مشاورین کمک بگیرید.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته مشاورینی که خیرخواه خانواده اند و برای حل اختلاف مشورت می دهند. گاهی انسان هایی برای انسان مشورت می دهند که برای مسلح شدن انسان است و نه حل اختلاف؛ می گوید «تو هم این را به او بگو و این تهدید را انجام بده» آتش را شعله ورتر می کند. مشاور برای اصلاح است و برای خیر خواهی و حلّ است؛ و نه برای پیچیده تر شدن مسأله مشاوره بدهد. مشاورینی که «من اهلها و من اهله» باشند. به این خانواده نگاه خیرخواهانه دارند؛ می خواهند مشکل خانواده را حل کنند. این هم سومین راهی است که قرآن کریم بیان می فرماید. با توجه به روایات و آیات می توان به این مطلب رسید که حتی از مشاورین خیرخواه متخصص استفاده کنند.

 

وی اضافه نمود: هر فردی که ادعای مشاور بودن دارد، مشاور نیست. هر کس در هر مسأله ای باید کار کند و متخصص بشود تا آن مسائل را کاملا درک کند و جوانب مسائل را کاملا بداند  و یک بعدی مشورت ندهد و با تعصب مشورت ندهد؛ این مشاور هم باید خصوصیات و صفاتی داشته باشد؛ اما اصل مراجعه به مشاور و حل کردن از راه مشاورت یکی از راه حل هایی است که می تواند در حلّ اختلافات خانواده مؤثر باشد.

 

راه حل چهارم: کمک از قانون

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: قانون و شرع برای زن و شوهر وظایفی تعیین کرده است؛ ممکن است که مرد گردن کشی کند و ناشزه باشد و همین طور ممکن است که زن گردن کشی کند و ناشزه باشد. شرع مقدس و قانون برای این نشوز راه حل هایی بیان می کند که هر کدام به حقوقشان برسند؛ اما این امر راه حل در مرتبه چهارم است؛ ممکن است این راه به طلاق و سردی کامل خانواده منجر بشود؛ با ترتیب این راه حل ها است که مشکلات خانواده می تواند حل بشود.

/270/260/20/

ي, 10/05/1400 - 23:57