استاد جوادی گیلانی مطرح کرد؛

شرح حکمت 38 نهج البلاغه

استاد محمد هادی جوادی گیلانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به شرح مختصری از کلام امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت 38 پرداخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندشان می فرماید:

«لِابْنِهِ الْحَسَنِ علیه السلام: يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ‏ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ‏  وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ‏ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيب‏»

 

وی افزود: حضرت علیه السلام می فرماید: ای فرزندم چهار مطلب را می خواهم به تو بیاموزانم در خوبی ها و چهار مطلب را می خواهم در هشدارها به تو یاد بدهم. اگر اینها را داشته باشی، ضرر نمی کنی و زیان نمی بینی. این زیان، اعم از زیان دنیوی و اخروی است؛ و مسلما زیان آخرت بیشتر است؛ چون اگر آخرت از دنیا بالاتر است، هم نفع و هم ضرر آن از نفع و ضرر دنیا بیشتر است.

 

استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر از نهج البلاغه می فرماید: «هر چه که از دنیا می شنوید، شنیده تان از دیدنتان بالاتر است.» یک جوان فکر می کند اگر ماشینی با آخرین سیستم داشته باشد، فکر می کند که دیگر غمی نیست؛ اما وقتی به دست می آورد، می بیند که اینگونه نیست؛ آدمی که آن ماشین را هم داشته باشد، اگر چه لذت آن را می برد، اما می فهمد که آنقدر که می گفتند، شیرین نیست.

 

وی اضافه نمود: حضرت امیر علیه السلام در ادامه می فرمایند: «هر چه از آخرت از آن می شنوید، دیدنش بالاتر از آن شنیده ها است؛» چون آخرت ظرف تجرد است و هر چیز را با درک بالاتری می بینید. اگر می گویند: «جنات تجری من تحتها الانهار» وقتی آن را می بینید، می گویید آن، خیلی زیباتر از آن است که می گفتند. اگر می گفتند: یک تکه کوچک از آتش جهنم اگر در دنیا باشد، می تواند همه جنگل ها و دریاها را بسوزاند، انسان با دیدن آن جهنم می بیند که خیلی بیش از این است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امیر علیه السلام در کلمه 38 می خواهد هم نفع دنیایی و هم نفع آخرتی نصیب ما بشود و هم ضرر دنیایی و هم ضرر آخرتی از ما دور بشود. نفع و ضرر آخرت هم بیش از نفع و ضرر دنیایی است. و عقلا می گویند: «دفع ضرر» منفعت است؛ ولو «دفع ضرر محتمل» باشد. ما پول بیمه ماشین می دهیم؛ مگر قرار است تصادف کنیم؟! نه! می گوییم اگر یک زمان تصادف کردم، این بیمه ماشین من را بدهد، و الا ماشین را 15 سال است بیمه می کنم؛ تصادف هم نکردم. ضرر محتمل را جلوگیری کردن، منفعت است؛ چه برسد به اینکه ضرر یقینی باشد.

 

وی افزود: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ» کدام مکتب با پیروانش چنین صحبت می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام زمانی که دهان باز می کند، نفس انسان می گوید: چقدر این کلام آشنا است و با فطرت سازگار است. انسان خروار خروار طلا داشته باشد، عقل نداشته باشد، چه فایده ای دارد. چه بسیار کسانی که تمام عمرشان را در ثروت نبودند، اما چون عقل داشتند، با آبرو و خوب و درست زندگی کردند. پس بیشترین دارایی عقل است.

 

استاد محمد هادی جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: کلید انبارهای صندوق و خزائن او را شترها حمل می کردند؛ این ثروت را داشت؛ اما روزی رسید که همه می گفتند: خوب شد ما قارون نبودیم؛ انسانی که عقل نداشته باشد و تقوا نداشته باشد، هر چقدر که می خواهد پول داشته باشد، فایده ای ندارد.

 

وی اضافه نمود: منظور از عقل، سواد آکادمیک نیست؛ یکی از موضوعات انشاء این است که «علم بهتر است یا ثروت»؛ سواد آکادمیک علم نیست؛ ابزاری است برای اینکه همانند یک بازاری، پول در بیاورد. ابزاری است که کار مردم با آن جلو می رود؛ اما علم نیست؛ «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» آن، از عقل می جوشد. خیلی ها سواد دارند، عقل ندارند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ»؛ مجالست احمق، برای عاقل سخت است؛ برای انسان متوسط این اثر را دارد که آرام آرام او هم احمق می شود. و سطح او هم پایین می آید. بسیار سخت است اگر یک کسی که حتی مدرک دانشگاهی بالایی هم شاید داشته باشد و جایگاه اجتماعی بالایی هم پیدا کرده باشد، اما احمق باشد.

 

وی افزود: یکی از دردهایی که امیرالمؤمنین علیه السلام داشت، این بود که یک عده احمق به نام «خوارج» در کنار او بودند. نماز شب هم می خواندند و گریه شان به آسمان می رفت؛ اما احمق بود.

 

استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: آنها آنچنان احمق هستند که ابن خباب و همسر باردارش را به ناحق می کشند، و در عین حال برای خوردنِ یک دانه خرما بی اجازه صاحب باغ سعی بسیار در طلب حلالیت می کنند.

 

وی اضافه نمود: پدر عبدالله بن خباب بن ارت از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. عبدالله در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم متولد شد، وی به خیر و صلاح معروف بود. وی را از عابدترین و نیکوکارترین یاران امیرالمومنین دانسته ‌اند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عبدالله را از مردان شجاع دانسته ‌اند. در جنگ جمل در رکاب حضرت علی علیه السلام با ناکثین جنگید، وی همچنین در جنگ صفین حضور داشته و در ماجرای حکمیت جزء شاهدان بود. او در جریان حکمیت در حضور حضرت علی علیه السلام خطبه ‌ای خواند و آمادگی خود را برای ادامه جنگ ابراز داشت. بعضی او را کارگزار حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام در نهروان دانسته ‌اند.

 

وی افزود: خوارج عبدالله و همسرش را در مسیر بصره به کوفه دستگیر کردند و نظر وی درباره را حضرت علی علیه السلام قبل از حکمیت و پس از آن را جویا شدند و وی را از شیفتگان حضرت علی امیرالمؤمننین علیه السلام یافتند. خوارج ابتدا به عبدالله امان داده و از او خواستند حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کند، عبدالله گفت: پدرم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است، بعد از من فتنه‌ای پیش می ‌آید که قلب مرد در آن می ‌میرد، همچنان که بدنش می ‌میرد، شب مؤمن است و روز کافر.»

 

استاد محمد هادی جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: این حدیث به مذاق آنان خوش نیامد و گفتند: به خدا سوگند، تو را طوری خواهیم کشت که قبل از تو کسی آن طور کشته نشده باشد. آن گاه وی را گرفته و دست هایش را بستند. وی را همراه همسرش که حامله بود به زیر درخت خرمایی آوردند. در این هنگام خرمایی از آن درخت بر زمین افتاد، یکی از خوارج آن خرما را خورده و مورد اعتراض دوستانش قرار گرفت که آیا بدون اجازه خرمای دیگری را می ‌خوری. مرد خرما را از دهان بیرون انداخت. یکی از خوارج شمشیر کشید و خوکی از اهل ذمه را کشت. بعضی از همراهان معترض شدند. مردی که خوک را کشته بود، نزد صاحب آن رفته و صاحب آن را راضی کرد.

 

وی اضافه نمود: ابن خباب وقتی کارهای آنان را دید گفت: اگر شما در آنچه انجام می ‌دهید صادق باشید، آسیبی از شما به من نخواهد رسید. به خدا سوگند من در اسلام کاری انجام نداده‌ام که موجب بیرون رفتن من از اسلام گردد. من مؤمن هستم شما به من امان دادید. خوارج گفتند: کشتن تو و این خوک برای ما یکسان است و وی را به شهادت رسانده و خونش در آب جاری شد. سپس به سراغ همسر عبدالله رفتند، وی گفت: من زنم؛ آیا از خدا نمی‌ ترسید؟ اما آنان شکشمش را پاره کردند و جنین او را نیز سر بریدند. قاتل وی مسعر بن فدکی تمیمی بود. ابن خباب را اولین شهید توسط خوارج دانسته ‌اند.

 

وی افزود: اگر حمق در دین بیاید، بدترین فساد را می آورد؛ اگر در حکومت بیاید، بدترین فساد را می آورد.

 

استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: حضرت امیر علیه السلام در ادامه می فرماید: «وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ‏» عجب آن است که انسان از آنچه می کند، خوشش بیاید. حضرت امیر می فرماید: اگر انسان عملش را خیلی بالا ببیند، خیلی تنها می شود. چرا که خود را یک سر و گردن از بقیه بالاتر می بیند. تواضع باعث می شود که اطرافت جمع بشوند؛ ولی عجب باعث می شود که تنها بشوی. خدا نکند این صفات رذیله از انسان جدا نشود، با او وارد قبر می شود.

 

وی افزود:  اگر عبای انسان خاکی بشود، با یک تکان دادن از آن جدا می شود؛ اما اگر آلودگی در لباس نفوذ کرده باشد، باید آن را به سختی چنگ بزنند تا آلودگی جدا بشود. سکرات موت مانند آن است که بخواهند عبای خاکی را بتکانند. همان شب اول قبر، لحاظات جان دادن و .. همین علت را شاید داشته باشد؛ ولی وای بر کسی که صفات در درون او نفوذ کرده باشد، او در عالم برزخ باید عذاب ها ببیند؛ مانند آن زمانی که لباس را باید چنگ بزنی تا پاک بشود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «‏وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ»؛ بزرگترین ارزش، حسن خلق است. بزرگترین ارزش خانوادگی حسن خلق است؛ نجابت و حسن خلق بزرگترین ارزش خانوادگی است؛ خانواده را به حسن خلق یاد کنند، ارزش است. چه بسا آنکه پول دارد و اخلاق ندارد، در بین مردم، خوار است؛ و چه بسا فقیری که حسن خلق دارد و از این رو در بین مردم بلند مرتبه قرار می دهد.

 

وی اضافه نمود: خداوند ما را از کسانی قرار بدهد که عقل دارند، خداوند ما را از فقر حماقت نجات بدهد و گرفتار نکند؛ و به تنهایی عجب گرفتار نکند و به ما حسن خلق عطا نماید

 

استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: حضرت به فرزندش فرمود: من تو را به چهار چیز و چهار چیز توصیه می کنم؛ نگفتند به هشت چیز، این هم شاید خصوصیتی داشته باشد و مقصود آن باشد که چهار چیز اول، اثباتی و چهار چیز دوم، سلبی است؛

 

وی افزود: عقل بزرگترین سرمایه و دارایی است که به عقل نظری و عقل عملی تقسیم می شود؛ هم عقلی که با آن می توان فهمید و هم عقلی که منشأ عمل است؛ گاه انسان عقل نظری دارد، اما عقل عمل ندارند؛ همانند خوارج که انسان هایی احمق بودند؛ اگر چه اهل عمل بودند؛ گاهی انسان حق را می فهمد، اما پای عملش لنگ است؛ مانند عمر بن سعد؛ همان گونه که آفتاب می درخشد و می داند که روز است، به همین نحو می دانست که حسین حق است؛ اما امیال و تمایلات او نمی گذاشت که پی حق برود. انسانی که حق را نفهمد، و پیرو حق هم نباشد، عاقل نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت مولا علیه السلام در ادامه بیان کرد: «يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ» ای فرزندم مراقب باش که با انسان احمق رفاقت نداشته باشی. آدم احمق شاید تو را دوست هم داشته باشد، اما به ضرر تو اقدام می کند. اصلا نمی داند که خیر چه هست تا بتواند به تو خیر برساند.

 

 وی اضافه نمود: نباید گمان کرد که احمق کسی است که در ظاهرش دیوانه می نماید، خیر؛ چه بسا انسانی که مدرک بالایی هم از نظر دانشگاهی داشته است، اما در باطن احمق است. نخستین رییس جمهور ایران که به تازگی هم از دنیا رفت، مردک دانشگاهی معتبری داشت، اما یا خائن بود و یا احمق بود. می گفت اجازه بدهید که دشمن تا کرمانشاه بیاید و وارد مرز ما بشود، بعد می آییم و جلوی او را می گیریم.

 

استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: احمق در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی هم می توانند باشند. در مسائل روزمره زندگی هم می توان احمق وجود داشته باشد. از احمق باید فاصله بگیریم، و الا به تو آسیب می رساند.

 

وی افزود: حضرت امیر علیه السلام در ادامه می فرماید: «وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ» از همنشینی با بخیل بپرهیز چرا که در بزنگاه از آنچه که خیلی به آن احتیاج دارید، دریغ می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اگر حضرت امیر ما را از همنشینی با احمق و بخیل برحذر می دارد، این بیان را هم دارد که خودمان هم احمق و بخیل نباشیم. چون انسان تا لحظه مرگ صفت می پذیرد.

 

استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ‏» همنشین فاجر انسان را به مفت می فروشد. گاه شنیده می شود که یک معتاد به چند گرم مواد مخدر، ....

 

وی افزود: حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ‏ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيب‏»؛ کاذب کسی است که دروغ می گوید و بعد پشیمان می شود و یا یک بار می گوید؛ اما کذّاب کسی است که دروغ را بهتر از راست به انسان قالب می کند. دروغگویی صفت و خلق او شده است. دروغگو مانند سراب است. چیزی را می گوید هست که نیست و چیزی را که نیست، می گوید هست، در روابط اجتماعی و فرهنگی و سیاست و دیگر امور می تواند وجود داشته باشد.

/270/260/20/
 

ي, 09/28/1400 - 09:36