استاد محمد محمدی قائینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «مکتب شناسی فقهی» پرداخت.
آیا مکتبی به نام #مکتب_قم و #نجف داریم
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ما مکتبی به نام مکتب قم یا مکتب نجف نداریم که مثلاً در این ده قرن در این دو شهر با مؤلفه های شناخته شده، معین و ویژه ای وجود داشته باشد و به همان نام و نشان شناسنامه داشته باشد. چه بسا در شهری در دوره های مختلف مکاتب گوناگونی وجود داشته است.
وی افزود: در شهرهای مختلف تطور علوم گوناگون متفاوت بوده است. در قم، مشهد، تهران، نجف، کربلا و ... مکاتب علمی گوناگونی وجود داشته است. برای مثال در دوره ای مشهد دارای حوزه فلسفی بسیار قوی بود ولی در دوره ای دیگر که در دوران معاصر شاهد آن بودیم مشهد به شدت ضد فلسفه شد و مکتب منتقد فلسفه حاکم شد. پس نمیتوان به طور مطلق گفت یک شهر در طول تاریخ دارای مکتب علمی واحدی بوده است.
استاد محمدی قائینی در ادامه بیان کرد: در برخی شهرها در دورههای کوتاهی مکتب علمی خاصی حاکم بود و در دوره های قبل و بعد آن سابقه حکومت مکتب علمی ویژه ای در آن گزارش نشده است. برای مثال مکتب تهران و یا سامرا این گونه بوده اند که تنها در برخی زمان ها شاهد وجود مکتبی مستقل و متمایز بوده اند.
وی اضافه نمود: پس اگر مقصود از مکتب فقهی قم و نجف این است که یک رویکرد حاکم فقهی در طول کل تاریخ در آن شهر را شاهد باشیم و معرفی کنیم، چنین چیزی اشتباه است و واقعیت تاریخی ندارد. گاهی مکتبی بوده است، گاهی مکتبی نبوده است و گاهی هم ضد مکتب مرسوم آن شهر مکتبی پدید آمده است و حاکم شده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما اگر در برهه ها و بازه های معینی از تاریخ بخواهیم مکاتبی را معرفی کنیم، این معقول و مقبول خواهد بود. مثلاً در قرن اخیر می توان در قم و نجف مکتب فقهی ویژه ای را معرفی کرد که شاید تا پیش از آن با این شاکله قابل معرفی نبوده باشد.
واکاوی معانی مکتب:
معنای لغوی:
استاد محمد محمدی قائینی خاطرنشان کرد: مکتب در معنای لغوی عبارت است از نوشتار و نوشتنی که ثابت و تثبیت شده است و از آنجا به کتابخانه ها و مراکز علمی سرایت کرد زیرا نظریات علمی و منابع در آنجا ثبت شده و آراء و عقاید تثبیت می شوند و محلی است برای نوشتن و تثبیت اندیشه ها.
معنای اصطلاحی:
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: مکتب در اصطلاح به ایده ها و آراء و نظریاتی گفته می شود که متفکرین آنها را ابداع و ابراز می کنند و در آن ابتکار و نوآوری داشته باشند. آرائی که ابتدا به صورت تئوری است و بعد با تدریس و تحقیق و مباحثه آن را به عنوان یک نظریه در مجامع علمی طرح می کردند و چه بسا آن نظریه طرفدارانی نیز پیدا می کرد و در ساحت های علمی حاکم می شد.
وی افزود: مکتب دارای انواع گوناگونی است. در زمینه های علوم عقلی، علوم نقلی و علوم تجربی و در دانش های مختلف دارای مکاتب گوناگون سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، تربیتی، فقهی، اصولی و ... هستیم. مکتب علمی می تواند در هر زمینه ای که بشر برای حل مسئله ای از مسائل انسانی راه حلی را ابداع کند که بتواند حلال یک مشکل از مسائل و مشکلات جامعه باشد، شکل گیرد.
استاد قائینی خاطرنشان کرد: پس در حوزه های گوناگون علم دانشمندان برای مدیریت و تدبیر مسائل جامعه و پاسخ به نیازهای بشری مکاتب علمی مختلفی را بوجود آورده اند و در قالب آن مکاتب اقدام به بررسیهای علمی و حل مسائل جامعه بشری نموده اند.
معنای مکتب در حوزه علوم اسلامی:
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در حوزه های علمیه مکتب یا مدرسه عبارت است از آن آراء و روش هایی که به ما نشان می دهد در رابطه با استفاده از دین و وحی الهی، در قالب کتاب و سنت بتوانیم برنامه هایی را ارائه کنیم که مسائل نظری و عملی جامعه را حل نماید. نتیجه این امر حل مسائل دینی اجتماع است. پس اگر از مکتب فقهی، اصولی، فلسفی نام می بریم یعنی عده ای از علماء و اندیشمندان مسلمان قواعدی را ابداع کرده اند یا روش هایی را در حوزه بررسی های اسلامی بوجود آورده اند که در مسیر حل مسائل دینی جامعه اسلامی راه های جدیدی را می گشاید و نتایج بدیعی را پیش روی ما قرار می دهد تا از این طریق بتوانیم در حوزه های مختلف نیازهای جامعه أعم از حوزههای نظری و عملی که در ارتباط با دین شناخته می شوند راه حل ها و پاسخ های مناسب را ارائه دهیم.
وی افزود: در حوزههای علمیه از آن جایی که فقه و اصول دارای محوریت و اهمیت بیشتری بودهاند، رشد و نمو مکاتب در این دو حوزه علمی بیشتر مورد توجه بوده است.
نقد و بررسی مکاتب و رویکردهای تفقه 1
استاد محمد محمدی قائینی خاطرنشان کرد: علم فقه در پی بیان احکام و عوارض افعال و حالات و اوصاف مکلفین است. یعنی حتی منحصر در افعال نیست و گاه از اوصاف و عوارض نیز سخن می گوید. فقه می کوشد تا با تعیین وظائف و اختیارات مکلف، راه سعادت را به روی او بگشاید و کمال او را در دنیا و آخرت تضمین نماید.
مکتب اصولیون:
وی اضافه نمود: برخی با دیدگاه اصولی سراغ فقه می روند. یعنی با استفاده از قواعدی که قبلاً در اصول تنظیم و تمهید شده است، به عنوان مبادی تصدیقی سراغ فقه می روند. یعنی بر اساس این قواعد به بررسی فقهی می پردازند و می کوشند نحوه دلالت أدله بر احکام را تبیین کنند. اینکه باید در استنباط از اصول بهره گرفت، مفروغ عنه است دراین رویکرد سخن از غلبه نگاه اصولی و افراط در آن است.
بررسی:
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این مکتب نقطه قوتی دارد از این جهت که مبتنی بر پیش فرض های علمی ثابت شده حرکت میکند. یعنی با ابزار استدلال و قانون به خدمت فقه میرود ولی نقاط ضعفی نیز دارد.
وی اضافه نمود: از جمله نقاط ضعف رویکردهای اصولی صرف کم توجهی به عرف است. در حالی که مخاطب اصلی معصومین (علیهم السلام) عرف عام هستند و عرف عام بر اساس فطرت خویش مطالب را ادراک می کند و می فهمد.
استاد محمدی قائینی خاطرنشان کرد: نقطه ضعف دیگر این مکتب این است که انسان از فهم دینی از راه ارتباط با کلام معصومین بوجود آمده عدول کرده و بخواهد آن را فرع قرار دهد. چه بسا بتوان از توجه به سنت نکته هایی را کشف نمود که تنها از راه قواعد به دست نمی آیند.
وی افزود: در واقع علم اصول ابزاری است که برای زمان جهل و شک و بن بست ها به کمک ما می آید. در بررسی ها و استنباط های فقهی گاه با شرایطی روبرو می شویم که دیگر نمی توان با مستفادات از ادله و روایات به نتیجه رسید. یعنی باید اصول را برای مرحله آخر گذاشت نه اینکه از ابتدا فرض کنیم همه مسائل فقه مشکل و لاینحل است و سریع سراغ اصول برویم.
مکتب اخباریون:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی بر این باور هستند که ما در فهم احکام دین هیچ گونه دخالتی نداریم مگر اینکه معصومین (علیهم السلام) مسئله را برای ما تبیین نموده باشند. حتی فراتر از این گاه گفته میشود که ما امکان فهم قرآن را نیز ندایم مگر روایتی در میان باشد که از این منظر تفسیر روایی جایگاه خاصی مییابد و نمیتوان بدون روایت به تفسیر آیات قرآن پرداخت.
بررسی:
وی اضافه نمود: این دیدگاه در مواجهه با فقه آثار خاصی را در پی دارد. از یک منظر میتوان وجه قوتی برای آن تصویر نمود. از این زاویه که این دیدگاه بدلیل توجه خاص به نظر معصوم (ع) راه مطمئن تری برای علم به احکام در پیش گرفته است زیرا معصومین (علیهم السلام) با واسطه با منبع و مصدر تشریع در ارتباط هستند. فقیه از این مسیر مستقیم به واقعیت می رسد. اما باید نکاتی را در نیز در نظر داشت.
وی افزود: اولاً استفاده و استنباط از همین روایات نیازمند ابزار فهم است. زیرا روایات ما از بدیهیات نیستند تا با صرف شنیدن، معنای مراد از آن کشف گردد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ثانیاً ما در هر مسئله ای بصورت جداگانه و به خصوص روایت نداریم. در بسیاری از موارد جزئی که حکمی وجود ندارد باید از عمومات و اطلاقات و ریزه کاریهای فنی برای استنباط استفاده کرد. از طرفی نمیتوان در هر موردی که حکم نداشتیم سراغ عمومات و اطلاقات برویم و بگوییم عام آن را شامل میشود. استفاده از عموم نیز شرایطی دارد.
وی افزود: قرائن حالیه و مقالیه فراوانی در زمان صدور روایات وجود داشته است که به دست ما نرسیده، لذا نمی توان به سادگی از ظاهر روایت به حکم قطعی رسید. تمسک به ظاهر همین چند روایت معتبر نمیتواند همه نیازهای گوناگون فردی و اجتماعی ما را پوشش دهد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پس مشکل دیگر در رویکرد اخباری گری مسئله فراگیری و شمول است. در زمانی که حکومت اسلامی وجود دارد دهها و صدها پرسش خرد و کلان وجود دارد که نمی توان با تنها چند روایت و تمسک به ظاهر آنها پاسخگوی این حجم از مسئله ها بود. مسائل گوناگون اقتصادی، سیاست داخلی و خارجی، مسائل فرهنگی، قضایی و صدها مسئله دیگر. پس این رویکرد در دوره تشکیل حکومت دینی نمی تواند پاسخگو باشد.
وی اضافه نمود: فقدان نصوص نکته دیگری است که در بسیاری از موارد یک فقیه را به چالش میکشد و یا به دنبال منابع دیگری رفت.
رویکرد قواعد گریز:
استاد محمد محمدی قائینی خاطرنشان کرد: سبک دیگر این است که گفته شود نه باید دنبال قواعد اصولی رفت و نه در پی مبانی روایی برای فهم دین بود. بلکه فهم دین را به عهده عرف بگذاریم که با فطرت زلال و صاف خود از متون برداشت نماید و عمل کند. این دین همان است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند و مردم همان زمان هم فهمیده اند. پس ما نیز می توانیم بفهمیم و عمل کنیم. در آن زمان هم این علوم وجود نداشت. این رویکرد قواعد گریز است و سعی می کند اصل لزوم استفاده از قواعد علمی و اصولی را مخدوش سازد.
بررسی:
وی افزود: می توان وجه قوتی برای این رویکرد تصور کرد البته نه بالجمله که فی الجمله گفت نفس اعتنا به عرف و فهم آن از متون روایی قابل ستایش است. همین که عقل و فطرت را کنار نمی زنیم و برای آن در فهم دین سهمی قائل می شویم، خوب است. بالاخره مخاطب قرآن و روایات عرف بوده اند البته با تفسیری که اهل بیت (علیهم السلام) می فرمودند، معنا و مقصود بیشتر نمایان می شد، اما به هر حال عرف بوده و متون.
این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: اما این رویکرد، دارای نقاط ضعف بسیاری است و زمینه ساز انحرافات فکری جدی خواهد شد.
وی اضافه نمود: اولاً فهم بشری معصوم نیست و دچار خطای کثیر میشود. از کجا بدانیم این حکمی که بشر کشف کرد، از ناحیه عقل وی بوده یا عادت های بشری و قومی در آن فهم دخالت داشته یا پیش فرض های خاص در شکل گیری این فهم نقش آفریده اند؟ این معیار و مناط می خواهد. چه بسا در هر جامعه ای چندین عرف و چندین فهم و برداشت وجود داشته باشد. حال کدام فهم را معیار قرار دهیم؟ حتی در بین متدینین عرف های متفاوتی وجود دارد و آداب و رسوم حتی در فهم دینی دین داران نقش بسزایی دارد.
استاد قائینی در ادامه بیان کرد: ثانیاً بسیاری از مسائل دینی و فهم آنها ساده نیست و نیازمند طی مسیری علمی و بکارگیری قواعدی فنی است که با عقل عادی بدست نمی آید. دایره فهم عرفی محدود است و در همه مسائل امکان دستیابی به واقع را ندارد. ظرافت ها و دقت های علمی است که می تواند مجهولات را حل کند. استعداد قوی و تفقه و تمرکز و تلاش علمی است که در این مسیر راهگشا خواهد بود.
وی افزود: البته بیان سبک های مختلف درس خارج به لحاظ شیوه تدریس که دارای سبک های مختلف است و نیز به لحاظ محتوا، به حسب چینش مطالب و به حسب سبک های متعدد در فقه و اصول فقه، مستلزم مقالتی دیگر و مستوفی است.
/270/260/20/