استاد سید مصطفی حسینی نسب از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان پاسخ به شبهه ای درباره تحریف قرآن پرداخت.
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: سؤال می شود که چرا از روایات کثیره راجع به تحریف قرآن، تواتر اجمالی حاصل نمی آید.
دلیل اول:
وی افزود: در مورد روایات تحریف قرآن عرض می کنم که اولا تمسک به اخبار برای اثبات تحریف قرآن، مستلزم حجت نبودن خود آن اخبار است؛ زیرا با قبول تحریف قرآن، بر نبوت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم دلیل معتبری باقی نمی ماند؛ تا چه رسد به امامت امامان و حجیت اخبار ایشان. اساسا خبر وقتی حجیت دارد که قرآن پشتوانه آن باشد. اگر استحکام قرآن با این اخبار متزلزل بشود، خود به خود استحکام اخبار هم سست می شود. از این رو وضع این اخبار به گونه ای است که از فرض وجودشان، عدم خودشان لازم خواهد آمد؛ در نتیجه پذیرش صدور چنین اخباری از ائمه اطهار علیهم السلام عقلا باطل است و نوبت به بررسی سند آنها نیز نمی رسد.
دلیل دوم:
استاد حسینی نسب خاطرنشان کرد: ثانیا: تواتر عدد معینی ندارد؛ هر چه احتمال دسیسه و جعل قوی تر باشد، عدد لازم برای حصول تواتر نیز بالاتر می رود. مثلا در لا ضرر بیش از 23 سند داریم؛ ولی با توجه به قوی بودن احتمال جعل، مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه می گویند: متواتر بودن لا ضرر قابل قبول نیست و ما هم با ایشان موافقیم.
وی اضافه نمود: احتمال جعل و تحریف حدیث بر تحریف قرآن، چه از ناحیه دشمنان شیعه و کسانی که اهل بیت علیهم السلام و شیعه را به قبول نداشتن قرآن متهم می کردند و چه از ناحیه شیعیان افراطی و غالی و چه از ناحیه افراد ثقاتی که فریب چنین انسان هایی را می خورند، آنقدر بالا است که حتی با 100 سند نیز نمی توان به اطمینان لازم برای تواتر دست یافت. توجه داشته باشیم که از نفی دروغ عمدی شخصی نمی توان احتمال فریب خوردن وی را منتفی داشت.
دلیل سوم:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ثالثا تمام روایات تحریف قرآن، خبرهای واحدی هستند که یا سندشان ضعیفف است و یا در دلالت قاصر هستند؛ و به فرض صحت سند و روشنی دلالت، تنها موجب ظنّ می باشند و در مسائل اساسی اعتقادی نمی توان به ظنّ تکیه کرد. بسیاری از این اخبار از نظر سند، مرسل یا مقطوع هستد و بر اساس علم حدیث از ارزش ساقط می باشند. از نظر دلالت بر تحریف هم به دلایلی که در ادامه بیان می شود، قاصر هستند.
الف:
وی افزود: بسیاری از روایات که آیه ای از قرآن همراه با عبارتی افزون بر اصل آن آیه آمده است، در صدد تفسیر و بیان تفصیلی آن آیه می باشد و دلایلی بر الحاق آن عبارت به آیه قرآنی ندارد. مثلا در روایتی در کافی، امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «و إن تلووا أو تُعرضوا» (4: 135) فرموده است: ان تلووا (الامر) و تعرضوا (عما امرتهم به)» که جملات بین پرانتز آن، تفسیر آیه است؛ نه جزء آیه.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: و همین طور است عبارت فی علی در آخر آیه «یا أیها الرسول بلّغ ما أُنزل إلیک» (5: 67) (فی علی). روایت نمی خواهد بگوید آن کلمه جزء قرآن است؛ بلکه می خواهد بگوید: آیه در حقّ آن جناب نازل شده است.
ب:
استاد سید مصطفی حسینی نسب خاطرنشان کرد: بسیاری از روایات در مقام تفسیر آیه ای هستند و ذکری و یا دعایی به آن اضافه می نمایند تا مردم هنگام تلاوت، رعایت ادب آن آیه را بکنند؛ مانند روایتی که در آن عبارت «کذلک الله ربّی» در آخر سوره توحید از زبان مبارک امام رضا علیه السلام نقل شده است.
ج:
وی افزود: اختلافاتی که در باب نوع الفاظ آیات در روایات مشاهده می شود، قرینه بر این است که مراد، تفسیر آیه به معنا است؛ مثل روایت مربوط به آیه «و لقد نصرکم الله ببدر و أنتم أذلّة» (3: 133) که در بعضی «أنتم ضعفاء» و در برخی «أنتم قلیل» ذکر شده است.
دلیل چهارم:
استاد سید مصطفی حسینی نسب خاطرنشان کرد: روایات فوق با حدیث شریف ثقلین که استحکام سندی و دلالتی آن بر صیانت قرآن بر کسی پوشیده نیست، تنافی دارند؛ و از طرفی با مفاد روایاتی که امر به عرضه آنها بر قرآن می نمایند و محوریت را قرآن معرفی می کنند، سازگاری ندارند. (ر.ک: علامه طباطبایی: ترجمه تفسیر المیزان، ج 12، ص 150 – 192؛ محمد هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف؛ ترجمه محمد شهرابی)
دلیل پنجم:
وی افزود: در مورد محدث نوری و کتاب فصل الخطاب نیز عرض کنم که محدث نوری کتاب «فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربّ الارباب» را در سه مقدمه و دوازده فصل و یک خاتمه تدوین کرده است و در فصول دوازده گانه دلایلی برای اثبات تحریف عرضه داشته است؛ به نقل از استاد مصباح یزدی اکثر قریب به اتفاق این روایات که ادعای تواتر آنها شده، معتبر نیستند و مجموع روایات معتبر آنها به چهل روایت است.
برخی از این مجموعه تکراری است.
برخی از آنها کاملا بی ارتباط با تحریف است و تعدادی غیر مؤثر در معنای آیات را مطرح ساخته است.
بسیاری از آنها مطالب تفسیری و ذکر مصداق و شأن نزول و نقل به معنا و اقتباس است.
در برخی از آنها نیز تعابیر کلی به کار رفته که شمول آنها نسبت به تحریف لفظی نیازمند دلیل دیگری است.
فقط یک روایت در این مجموعه وجود دارد که ظاهر، بلکه صریح آن حذف شدن نزدیک به دو سوم از قرآن مجید است.
این استاد حوزه علیمه قم در ادامه بیان کرد: به توضیی فشرده در این زمینه اکتفا می شود.
1 . از مجموع روایات ذکر شده که در دلیل یازدهم و دوازدهم فصل الخطاب آمده است، حدود 40 روایات معتبره به چشم می خورد و مجموعه روایات مسند آن (اعم از صحیح و ضعیف و مجهول) بیش از 400 روایت است که ادعای تواتر اجمالی آنها سخنی گزاف نیست؛ هر چند در مفاد و محدوده تواتر، جای بحث و مناقشه فراوان وجود دارد و استفاده تحریف مورد نظر مدعای تحریف، از آن غیر ممکن است. از مجموعه روایات مسند نیز تعداد بسیار زیادی (نزدیک به دو سوم آن) از شخصی به نام «سیاری» نقل شده که دانشمندان علم رجال او را دروغگو و جعل کننده حدیث معرفی کرده اند.
2. وی افزود: در مجموعه روایات معتبر (از نظر سند) 14 روایات تکراری است؛ به این معنا که هر دو روایات راجع به یک آیه سخن می گویند و در نتیجه از موارد ادعایی تحریف، 7 مورد کاسته می شود. 4 مورد از این روایات بی ارتباط با بحث تحریف و ذکر آنها در این مجموعه، سؤال برانگزی، بله شگفت انگیز است؛ به عنوان مثال، دراین مجموعه روایتی از کامل الزیارات نقل شده که امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «و اذا الموؤدة سئلت بأیّ ذنبٍ قتلت» می فرماید: «نزلت فی الحسین بن علی (ع). روشن است که به هیچ عنوان نمی توان ادعا کرد که جمله «نزلت فی الحسین بن علی (ع) ادامه آیه بوده و از قرآن های کنونی حذف شده است. با توجه به دو نکته پیش گفته، موارد ادعایی تحریف به کمتر از 30 مورد تقلیل می یابد.
3- استاد سید مصطفی حسینی نسب خاطرنشان کرد: 7 روایت که یکی از آنها مکرر است و نیز صدر 3 روایت دیگر، مشتمل بر تغییر اندکی در آیه است که تأثیری در آیه ندارد؛ مانند آنکه در یکی از این روایات، آیه «فأنزل الله سکینته علیه» فأنزل الله سکنته علی رسوله» نقل شده که تأثیری در معنا ندارد؛ در نتیجه موارد ادعایی به 20 و اندی روایت تقلیل می یابد.
4- وی افزود: نزدیک به نیمی از روایات باقی مانده در مقام تفسیر، ذکر مصداق، شأن نزول و تأویل یا معانی بطنی آیات هستند؛ به عنوان مثال در ادامه تلاوت آیه آمده است: «حافظوا علی الصلوات الصلوة الوسطی و هی صلوة الظهر و هی اول صلوة صلّاها رسول الله و هی وسط النهار» و آن نماز میانه، نماز ظهر است؛ و اولین نمازی است که پیامبر آن را به جا آورده و وقت آن در میان روز است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: با اندکی تأمل در روایت یاد شده و موارد مشابه آن، روشن می شود که این روایات در صدد تلاوت آیه نیستند؛ بلکه در مقام تفسیر و توضیح آن هستند و با توجه به اینکه آیه مذکور در این روایت ، در روایات متعددی که در منابع معتبر شیعه نقل شده، به همان صورت که در قرآن فعلی آمده، تلاوت شده است، تردیدی باقی نمی ماند که نمی توان با استناد به برخی روایات مرسله یا نقل شده در منابع غیر معتبر، مدعی شد که این آیه تحریف «صلوة العصر» از آن حذف شده است.
وی افزود: منشأ اشتباه مدعیان تحریف آن است که آنان با ذهنیت و پیش فرض تحریف به سراغ این نوع روایات رفته اند و سؤال راوی حدیث را که از مفاد آیه و تفسیر آن پرسیده، سؤال از تلاوت و قرائت آیه حمل کرده اند و مسلّم پنداشته اند ک راوی در قرائت آیه تردید داشته است؛ از این رو امام راجع به آن سؤال کرده و امام تلاوت درست آیه را برای راوی ارائه فرموده است؛ در صورتی که هیچ شاهدی و قرینه ای بر اینکه مقصود سؤال کننده، آیه باشد، وجود ندارد؛ بلکه در همین روایات شواهدی روشن بر اینکه سؤال از مفاد آیه است، یافت می شود.
5- استاد سید مصطفی حسینی نسب خاطرنشان کرد: در تعدادی از روایات، (14 روایت) آیه نقل به معنا شده و امام به مفاد آیه استناد کرده و یا از آیه در بیان خویش اقتباس کرده است. مانند روایت نقل شده از کافی که در آن، راوی از آیه «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فإن تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول» سؤال می کند و امام می فرماید: «فإن خفتم تنازعا فی أمر فردّوه الی الله و الی الرسول و الی اولی الامر منکم کذا نزلت الآیه و کیف یأمرهم الله عزوجل بطاعة و لاه الامر و یرخص فی منازعاتهم» پس اگر از اختلاف در امری بیمناک بودید، آن را به خدا و رسولش و صاحبان امر از خودتان برگردانید. آیه این گونه نازل شده است.
وی افزود: چگونه خداوند از یک سو دستور به اطاعت از صاحبان امر می دهد از طرف دیگر نزاع کردن با آنان را مجاز می شمرد. جمله «کیف یأمرهم ...» به روشنی دلالت دارد که مقصود پرسش راوی مربوط به چگونگی قرائت آیه و مسأله تحریف نبوده و مقصود امام (ع) از کذا نزلت الآیه آن نیست که عبارت «فإن تنازعتم» در موقع نزول «فإن خفتم تنازعا فی أمر» بوده است. بلکه پرسش راوی این است که آیا مقصود از تنازعتم فی الامر اختلاف مردم با اولی الامر است، یا اختلاف مردم با یکدیگر است؟ و امام در پاسخ می فرماید: مقصود، اختلاف مردم با یکدیگر است و گرنه چگونه در صدر آیه دستور به اطاعت مطلق از اولی الامر می دهد و در ذیل آن، اجازه منازعه با آنان را مطرح می سازد؟
وی افزود: این نوع برداشت از آیه به معنای تناقض صدر و ذیل آیه است که باطل است؛ پس مقصود نزاع مردم با یکدیگر است که موظف هستند طبق مفاد آیه به خدا و رسول و پس از وی به اولی الامر برای حل اختلفا رجوع کنند. با این بیان روشن می شود که تعبیر «و إلی رسوله و إلی اولی الامر منکم» نیز از باب بیان مفاد آیه و مقصود از آن است.
6- استاد سید مصطفی حسینی نسب خاطرنشان کرد: در سایر روایات، بجز دو روایت که در شماره 7 به آن اشاره می کنیم، تعابیری کلی آمده که شمول آنها نسبت به تحریف لفظی مورد نظر مدعیان تحریف، نیازمند دلیل و قرینه است. و هیچ دلیل و قرینه متقنی بر آن نیست و یا در آنها مطالبی مطرح شده که هیچ ملازمه ای بین آنها با تحریف قرآن وجود ندارد. مانند:
الف. اگر مردم قرآن را آنگونه که نازل شده، می خواندند، حتی دو نفر هم با یکدیگر اختلاف پیدا نمی کردند.
ب. آنگاه که حضرت مهدی (عج) ظهور کند، قرآن علی (ع) را می آورد و قرآن را آنگونه که باید، تلاوت می فرماید.
ج. هیچ کس جز اوصیای پیامبر نمی تواند ادعا کند که تمام قرآن ظاهر و باطنش را جمع کرده است.
د. قرآن را تحریف کرده اند و مردم در تمام باور داشت ها مبانی رفتارشان دچار تحریف شده اند.
سه نوع روایت نخست، ناظر به قرآن با تفسیر و شأن نزول و بیان مصداق و تأویل آن و مطابق با ترتیب نزول است؛ آن گونه که در بیان تفاوت قرآن علی (ع) با قرآن کنونی ذکر شده و از روایت نوع سوم نیز استفاده می شود.
روایت چهارم هم ناظر به تحریف معنوی است؛ زیرا دچار تحریف شدن مردم در همه معتقدات، لازمه اش آن است که آیات مربوط به اصول دین در قرآن تحریف شده باشد یا مردم در اعتقاد به توحید و نبوت و معاد نیز منحرف شده باشند.
وی افزود: بنابراین هیچ دلیلی بر شمول این روایات نسبت به تحریف لفظی قرآن وجود ندارد و استدلال به آنها برای اثبات این مدعا از اتقان کافی برخوردار نیست؛ به ویژه که در روایات دیگر بر تحریف معنوی قرآن و محفوظ مصون ماندن الفاظ و عبارات آن تأکید شده است.
7- این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از دو روایت باقی مانده، یکی مربوط به قسمتی از آیه 95 سوره مائه است که در قرآن های کنونی عبارت «یحکم به ذوا عدل منکم» است و در روایت، «یحکم به ذو عدل منکم» خوانده شده است. علاوه بر آنکه مصداق ذو عدل را نیز امام می داند؛ ولی باید توجه کرد که در بیشتر روایاتی که این آیه در آنها به کار رفته، تعبیر ذو اعدل (طبق عبارت قرآن های موجود) در آمده است و فقط در یک روایت تعبیر ذو عدل ذر شده و در آن آمده است که ذوا عدل از خطای نویسندگان است؛ ولی این روایت نیز به دو صورت نقل شده و در نقل دیگر این گونه است: «یحکم به ذوا عدل منکم» فالعدل رسول الله (ص) و الامام من بعده یحکم به و هو ذو عدل فإذا علمت ما حکم الله به من رسول الله (ص) و الامام فحسبک و لا تسأل عدل»؛ رسول الله و امام پس از اوست که در مورد آن قضاوت می کند و او (رسول الله یا امام پس از او) صاحب عدل است؛ پس وقتی از طریق رسول الله و امام آنچه را که خدا به آن حکم کرده، دانستی، تو را کافی است و دیگر سؤال مکن.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با توجه به این روایت روشن می شود که نقل دیگر، یا تقطیع شده این روایت و یا تلخیص نادرست آن است و روایات در مقام توضیح آیه هستند و امام و پیامبر را «ذو عدل» نامیده اند و یادآور می شوند که در وقتی یا امام محکمی کرد، کفایت می کند و نیاز به سؤال ندارد و «ذواعدل» یاد شده در آیه، مقصود دو نفر انسان عادل از مسلمان ها نیست؛ بلکه حکم پیامبر یا امام است که دو فرد برجسته ذو عدل هستند و ذوا عدل بر آن منطبق است.
وی افزود: در روایت دوم آمده است: «ان القرآن الذی جاء جبرئیل (ع) الی محمد (ص) سبعة عشر الف آیه» این روایت نیز در کتاب وافی بدون واژه «عشر» به این صورت «سبعة آلاف آیه» نقل شده و مفاد آن هفت هزال آیه می شود که نزدیک به شمارش آیات قرآن موجود است؛ افزون بر آن می تواند مقصود از این روایت، علاوه بر متن قرآن، توضیح و تفسیر آنکه جبرئیل از سوی خدا برای پیامبر (ص) آورده است، نیز باشد؛ نظیر آنچه مرحوم صدوق در کتاب اعتقادات خود فرموده است که آنچه از وحی به عنوان غیر قرآن نازل شده، اگر به وحی قرآنی افزوده شود، به 17 آیه می رسد. (ر.ک: معارف قرآن (6) قرآن شناسی، استاد محمد تقی مصباح یزدی)
/270/260/20/