استاد عابدینی مطرح کرد؛

شرح مختصری از عنوان بصری

استاد محمد رضا عابدینی از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تفسیر مختصر فقراتی از حدیث عنوان بصری» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در خدمت حدیث شریف عنوان بصری بودیم که این پیرمرد ۹۴ ساله در این سن کبیر خودش و در این سن پیری، عاشق امام صادق علیه السلام شد و حضرت، در برخورد با او روشی را به کار گرفتند تا این پیرمرد که فقط به قصد استفاده علمی آمده بود، عاشق ولایت حضرت شد و ولایی گردید و با عشق از دنیا رفت، این ثمره ارتباط است.

 

وی افزود: این رابطه را در این حدیث شریف به تصویر کشاندند که چگونه می شود کسی که حتی با این سنّ و با این علم که در محضر علمای مختلفی بوده، ناگهان در یک ارتباط، جذبه ای امام صادق علیه السلام، با جاذبه الهی قرار بگیرد و در مدار ولایت قرار بگیرد. به تعبیر بعضی از بزرگان، انسانی که با ولایت انس می گیرد، مثل شاخه پر ثمری می ماند که به یک تنه درختی که درخت قوی است، اما ثمر ندارد، پیوند بزنند. وقتی این شاخه به درخت پیوند می خورد، حالا این شاخه، این درخت را مثمر و پرثمر می کند. در ادامه شاخه های دیگر را قطع می کنند، این شاخه می ماند و این درخت مثمر می ماند.

 

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: ولایت انسان را مثمر و از این رو این محبت ساده نیست، ساده بدست نمی آید، باید از شاخه های دیگر قطع بشود؛ از این رو حضرت ارتباط بی ثمری را که عنوان بصری با مالک بن انس داشت، خواست قطع بشود تا پیوند ولایی با حضرت شکل بگیرد.

 

وی اضافه نمود:  از این رو حضرت به گونه ای سخت، با او برخورد کرد و می گوید: تو همان ارتباطی را که داشتی، ادامه بده؛ به این ترتیب می خواهد شاخه ها را قطع کند. چقدر زیباست؛ چقدر عالی است. با نظام تکوین هم سازگار است.  کسی که می خواهد در خانه اهل بیت علیهم السلام ثمر پیدا بکند، با ثمر بشود، حتما باید شاخه دیگر وجودش قطع و جدا بشود.

 

وی افزود: به عنوان یک اصل و قاعده باید گفت اگر ما درِ خانه اهل بیت علیهم السلام آمدیم، هر ارتباط دیگری در این رابطه، باید در طول این باشد، باید جزو شاخه های همین باشد. اگر ما فلسفه، فقه، اصول،، کلام، حدیث و تفسیر می خوانیم، همه باید در این رابطه معنی پیدا بکند. اگر در این رابطه معنی پیدا کرد، این شاخه پر ثمر می شود، و إلّا اگر تفسیرمان را از کسی گرفتیم، فلسفه مان را از جای دیگری، هر کدام از جای دیگری بگیریم، این شاخه های مختلف بر این تنه به ثمر نمی رسد. این را باور بکنیم. اگر باور ایجاد شد، آن موقع انسان، همه معارفش توحید ولایی است، و بعد هم توحید الوهی است، چون یک شاخه است که ثمر داده، متمرکز در یک شاخه شد.

 

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: این کار را حضرت با عنوان بصری کرد. عنوان گفت من همان گونه که درِ خانه مالک بن انس می رفتم، آمدم از شما علم یاد بگیرم. حضرت فرمود: من وقت ندارم، برو همان در خانه مالک بن انس، از همانجا ارتباطت را حفظ کن.

 

وی اضافه نمود: این تربیت بود، نمی خواست یک کسی را که طالب است، رد بکند. در نظام الهی، سائل اجابت شده است. اگر کسی سؤال داشته باشد، قطعا سؤال اجابت شده است، نمی شود کسی سؤال داشته باشد، خدای سبحان اجابتش نکند. امکان ندارد. «یسأله من فی السماوات و الارض کل یوم هو فی شان». خدا دائما در حال اجابت است. محتاج هم دائما در حال سؤال است. پس اگر سؤال واقعی باشد، اجابت قطعی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سؤالات انبیاء سوالات وجودی و حقیقی بود، اجابت هایش هم همیشه قطعی بود. این نگاه را دارند به ما یاد می دهند. امام خواست درخواستش از امام، وجودی و حقیقی بشود و اضطرار پیدا بکند. از این رو رد کردن او برای ایجاد اضطرار بود. اگر ما گاهی انگیزه مان کم است در درس خواندن، در تعلیم، در تربیت، در ارتباط، مال این است که نیازمان واقعی نیست، هوس هست، ولی نیاز نیست. یه دست ردّی باید خدای نکرده جایی باید به سینه مان بزنند که اگر آن دست رد به سینه مان بخورد، محرومیت پیش می آید. بعضی از دوستانی که گاهی اوقات از حوزه رفتند، حالا به هر دلیلی، گاهی کار پیش آمده، گاهی نشده، وقتی می روند، بعدا حسرت می خورند که ما چقدر آن دوران کم کار کردیم.

 

وی افزود: کسی از بزرگان نزدیک قبض روحش بود، شاید حضرت آیت الله ممدوحی این را بارها نقل کرده باشند، مرحوم آیت الله مصطفوی را، و وقتی در آن آخرین لحظات عمرش دیده بود که دارند قبض روحش می کنند، دید در یک بلندی قرار دارد، اما در عین اینکه در بلندی قرار دارد، خیلی چیزهاست که این ندارد، آنجا با تمام وجود درخواست کرد خدایا به من یک فرصتی بده، حالا فهمیدم که، با اینکه خودش خیلی کوشا بوده، فهمیدم چقدر نیاز هست، چقدر لازم هست، این سرمایه برای زندگی ابدی کافی نیست، دیده بود که این سرمایه برای زندگی ابدی کافی نیست، لذا با تمام اضطرارش از خدا خواسته بود مهلتی پیدا بکند تا برگردد که تا هنوز قبض روح نشده، تا جبران بکند.

 

وی افزود: سرمایه ای که برای زندگی ابدی لازم است، به گونه ای دیگر است؛ زندگی ابدی یعنی بی نهایت؛ اگر بخواهد تقسیم بشود به لحظه ها، هر لحظه چقدر باید در آن، سرمایه گذاری بکنیم؟ هر لحظه باید سرمایه گذاری برای زندگی ابدی بی نهایت باشد. این نگاه بی نهایت در هر لحظه باید ایجاد بشود. اگر این نگاه برای ما ایجاد بشود، در هر لحظه چقدر باید تقاضا داشته باشد، چقدر باید احساس نیاز و انگیزه داشته باشیم، با این حالِ ما، فکر می کنید ابدیت را به ما می دهند؟ که بی حال، بی رغبت، بی انگیزه، نمی گویم همه مان اینجوری هستیم، اگر یک موقع اینجوری باشیم، به ما ابدیت می دهند؟

 

این مفسر قرآن کریم در ادامه بیان کرد: در بعضی از افراد می گوید «لا یموت فیها و لا یحیی»، اینها نه زنده هستند و نه مرده، زنده نیستند، چون اینها در حقیقت، کمالی ندارند؛ مرده نیستند، چون فطرت، حیات و استعداد داشتند، استعدادها را به فعلیت نرساندند. اگر بمیرند که آنجا راحت می شوند، اما «لا یموت» آنجا نمی میرند، زنده هستند؛ ولی حسرت و عذاب شان، باقی است. «لا یموت فیها و لا یحیی»، نه زنده اند و نه مرده اند، چقدر این حسرت دارد که انسان ببیند؟

 

وی افزود: در کتاب شریف عدة الداعی ابن فهد حلی دارد که کسی را می خواند وارد بهشت بکنند، نشانش می دهند که تو با همین سرمایه ات، با همین وقتی که گذاشتی و با همین اعمال، می توانست جایت آنجا باشد، نشانش می دهند. مقام صدّیقین را؛ ولی تو این اعمال را ساده و بی رغبت انجام دادی، بی انگیزه انجام دادی، همین ها! نه بیشتر! همین ها را اگر تو با یک رغبت بیشتر، یک انگیزه بیشتر، دقت بیشتر انجام می دادی، چیز دیگری نه، جای تو آن مقام صدیقین می شد.

 

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: ببینید چقدر انسان از دست داده؟ این نگاه، عنوان را تغییر داد. امام صادق علیه السلام سر تا پا شوقش کرد. سرتاپا عشقش کرد. اگر ما گاهی پیام های آنجاهایی که رد می شویم را که ردّمان می کنند، که

به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند،

که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی

 

وی افزود: طواف کعبه، خدمت عالمان رسیدن است. امیر مومنان علیه السلام روبرو کعبه ایستاده بودند، قسم می خوردند که کعبه طوافش و هر طوافش چه ثواب هایی دارد؛ شمردند شمردند؛ بعد فرمودند: والله حقّ المومن اعظم من حق الکعبه؛ آن وقت در بین مؤمنین، عالم، معلِّم، حقش بی نهایت است،

 

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: امیر المومنین علیه السلام معلِّم است، این نگاه اگر به باور انسان بیاید، در نگاه علمی، در ارتباط با استاد، در آن رابطه علمی، ببینید چه باید بکند. خدمت استاد کردن، محبت به استاد داشتن، حتی اگر یک کلمه ای که استاد یاد می دهد، یاد بگیریم تا محبت به استاد بکنیم، به خاطر علم، این علم را در وجود انسان جا می اندازد. اینجا عنوان محبت به استاد پیدا کرد که دریچه علم برایش باز شد.

 

وی افزود: واقعا جالب است؛ استاد درس می دهد؛ اگر انسان نسبت به استاد بی ‌تفاوت و بی ‌انگیزه گذشت، یا در حقیقت کلاس درس رعایت ادب و احترام و آن محبت به علم را ایجاد نکرد، خوابیده خواند، بی وضو وارد کلاس درس شد، بی انگیزه و باحواس ‌پرت وارد شد، علم خوش‌ نشین است، هر جایی نمی نشیند و هر جایی قرار نمی گیرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: فکر می‌ کنیم ما سر استاد و کلاس و کتاب و علم کلاه گذاشتیم، سر خود را کلاه گذاشتیم! وقت مان را هم هدر دادیم، چیزی هم گیرمون نمی آید. از مصادیق «و مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّه‏» می شویم؛ «وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين» خودمان بیچاره می شویم.

 

وی در ادامه بیان کرد: نظامی که به عنوان بصری دادند تا گوهر شود، خود نظام هم گوهر است. نظامی که امام ایجاد کرد.

او را در ابتدا طرد کرد.

او را مشتاق کرد.

او را عاشق علم کرد.

او را عاشق امام کرد.

او را آماده کرد.

 

استاد محمدرضا عابدینی خاطرنشان کرد: اینگونه نیست که ما ندانیم چه کنیم. در نظام علمی بد برخورد می کنیم. باور نداریم که انسان، با نظام، با فهم و با ادراک علمی وارد عالم آخرت می ‌شود؛ چون این باور را نداریم، نمی ‌دانیم علم و عالم ما را کجا می برد. از این رو احترام به علم و عالم در خور علم و عالم نیست.

 

وی افزود: وقتی احترام، در حدّ شأن علم و عالم نبود، بهره ‌مندی ما به مقداری است که احترام می گذاریم، اگر یقین کنیم که بهره مندی ما از علم به مقداری است که به علم و عالم احترام می‌ گذاریم، ارزش قائل شدیم، برایش هزینه می ‌کنیم و وقت می‌ گذاریم، انرژی مصرف می‌ کنیم؛ محبت ایجاد می ‌کنیم، شوق پیدا می ‌کنیم، نزدیک کلاس که می شود، اشتیاق مان بالا می رود، اگر فهمیدیم حقیقت علم، آن قانون الهی خدای سبحان در عالم حاکم کرده، پیاده می شود؛ با این نگاه انسان دارد در محضر ربوبی می رود.

 

وی افزود: در ارتباط علم، هر چی این باور عظیمتر بشود، بهره‌ مندی بیشتر می شود. امام صادق علیه السلام با عنوان، این کار را کردند، تا عنوان را به این باور برسانند. خیلی زیباست. اساتید، در کلاس هایشان، غیر از درسی که می دهند، باید انگیزه سازی کنند؛ انگیزه سازی برای حضور در کلاس، ارتباط با علم، ارتباط با معلم و عالم. باید رابطه ای علمی برقرار باشد.

 

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: مرحوم آیت الله حسن زاده آملی اعلی الله مقامه الشریف و رضوان الله تعالی علیه می فرمود:

«وقتی در جلسه درس کف پایش را بوسیدم و خودش در ابتدا توجه نداشت، بنده در کنارش دو زانو نشسته بودم و ایشان چهار زانو؛ لذا توفیق بوسیدن کف پایش را یافتم؛ بعد از بوسیدنم ناراحت شد و با من مواجه شد و فرمود: آقا چرا اینطور می کنی؟

عرض کردم: آقا حق شما بر من بسیار عظیم است. نمی دانم چه کنم؛ مگر به این تقبیل دلم تشفی یابد و آرام گیرد و خودم را لایق نمی بینم که دست مبارک شما را ببوسم.

و چون بدن مبارکش را به خاک می سپردیم، پاهایش را این بنده در بغل گرفته بودم و به یاد آن شب افتادم که کف پایش را بوسیدم؛ خواستم در کنار تربتش تجدید عهد کنم؛ ولی حضور مردم مانعم شد.»

 

وی افزود: علامه حسن زاده رحمت الله علیه برای کتاب و علم ارزش بالایی قائل بود. جایی می فرمود من گاهی نکته ای در کتاب می ‌فهمم، کتاب رو وسط اتاق می گذارم؛ دورش می ‌چرخم؛ قربان صدقش می روم یا می ‌بوسم؛ روی سرم می گذارم؛ با کتاب، هلهله ای می کنم.

 

استاد عابدینی خاطرنشان کرد: علامه کتاب را یک حقیقت زنده می دیدند که مرتبط با اصلش است. «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‏»؛ ارتباط محفوظ است. اگر انسان اینگونه ببیند، هیچ گاه حواسش نسبت به کتاب پرت نمی شود.

/270/260/20/

د, 09/22/1400 - 19:49