استاد علوی بروجردی ابراز داشتند: یقین نیاز به عنایت دارد، یعنی آن عنایت باید بیاید تا ظرف، قابلیت تام برای یقین پیدا کند.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد علوی بروجردی در ادامه بحث های روز چهارشنبه خود پیش از درس خارج فقه فرمایشی از امام سجاد علیه السلام را بیان کردند.
متن بیانات اخلاقی این استاد برجسته حوزه علمیه قم به این شرح است:
در فرمایشی امام سجاد علیه السلام از خدا درخواست داشتند که خدایا اعمال ما را افضل اعمال قرار بده؛ «بلغ بایمانی اکمل الایمان واجعل یقینی افضل الیقین وانته بنیتی الی احسن النیات»
خدایا منتهی کن نیت من را به «احسن النیات»
اینجا در عبارت اول در مورد نیت از «بلغ» استفاده شده، در عبارت دوم «واجعل یقینی افضل الیقین» استفاده شده است، برای یقین هم انسان باید مراحل را طی کند تا به آن برسد پس چرا از «اجعل» استفاده شده است؟ یقین هم درجات دارد.
امام می فرماید «واجعل یقینی» زیرا این یقین نیاز به عنایت دارد، یعنی آن عنایت باید بیاید تا آن ظرف قابلیت تام برای یقین پیدا کند.
این نیست که ما بتوانیم تمام مراحل یقین را طی کنیم تا به یقین برسیم زیرا به ظرف قابل نیاز است، ظرفیتی نیاز است.
حضرت علی علیه السلام به کمیل بن زیاد فرمودند: «إِن هذِهِ الْـقُلُوبَ أَوْعِيَـةُ فَخَيْرُهَـا أَوْعَاهَا»
دلها ظرف است و بهترین ظرفها آن است که ظرفیت بیشتر داشته باشد، ما برای اینکه این مراحل را طی کنیم نیاز به گنجایش بیشتر داریم، این گنجایش از جهات گوناگون به دست می آید، کسانی که در سیر و سلوک کار می کنند می گویند قدم اول در سیر و سلوک اتیان واجبات و ترک محرمات است، ترک محرمات را مقدم بر اتیان واجبات می کنند چرا که سیئات گنجایش را کم می کند.
مرحله بعد این است که انسان از رذائل اجتناب کند، حسد مادامی که به فعلیت خارجی نرسیده حرمت شرعی ندارد ولی در دل غوغا می کند، آن دل را به ورطه شکست می کشاند.
اگر انسان به وضع خودش رسیدگی نکند و تهذیب نکند این رذائل به صورت ملکه شود و اگر ملکه شود، روح را ساقط می کند، این روح ساقط شده حجاب ها ایجاد می کند، این حجاب ها مانع از تابش الله است، در این صورت یقین کجا می خواهد بیاید.
لذا انسان بما هو انسان قابلیت دارد به مرتبه اعلای یقین برسد، لازم نیست معصوم هم باشد، انسان می تواند به حیثیت حق الیقین برسد، اما قابلیت با فعلیت تفاوت می کند، هر مرتبه ای که طی کرد، هر میزان ایمان و یقین، آثاری بر آن مترتب است، در وجود انسان قابلیتی ایجاد می کند که می تواند فحش بخورد و کوچکترین اثری در وجودش نکند، انسانهای ضعیف هستند که با تملق خودشان را گم می کنند.
خدا رحمت کند یکی از بزرگان را، آشیخ محمد تقی آملی آدم فوق العاده ای بود، فرمودند از خدا نود سال عمر گرفتم، وقتم را به بطالت نگذراندم، اضافه بر تحصیل در تهذیب هم تلاش کردم، در این نود سال به شأنی رسیدم که اگر فحش هم به من بدهند اثری در قلب من ایجاد نمی شود، بلافاصله فرمودند بعد از نود سال حریف نفس خودم نشدم که تعریف این و آن دل من را می لرزاند.
تنها خدا است که در تمام شئون تاثیر گذار است، اگر خدا بخواهد بالا می برد و اگر تمام عالم بخواهند پایین بیاورند نمی شود.
ما چه راه دشواری در پیش داریم، مرگ انسان پرده ای است، برداشته می شود، در همین دنیا قیامت هست و ما نمی فهمیم و حالیمان نیست، مرگ ظرفیت وجودی را تغییر می دهد، بدن قفسی بوده، این قفس باز می شود و این پرنده روح آزاد می شود.
خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به امید سر کویش پر و بالی بزنم
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم، وقتی روح آزاد شد، تمام درد و رنج ها به خاطر علایق است که خودمان درست کردیم، مثل بچه هستیم، مثل بچه ای که می خواهند از سینه مادر او را جدا کنند، این بسیار سخت است، آن بچه نمی تواند بفهمد که آن غذا که در دنیا هست چه قدر زیاد است، چقدر متنوع است، دل بستگی ها زیاد است.
ما دلبستگی به مال، دلبستگی به پول، به مقام، به زن، به بچه و به دنیای موهوم داریم، با این که در روایات داریم که دل بستگی به چیزهای فانی پیدا نکنیم.
دل بستگی به چیزهای دنیایی نباید برایمان به وجود آید، دلبستگی ها ما را اذیت می کند،
اگر یک رذیله در نفس من ملکه شده باشد آن وقت آنجا خودش را نشان می دهد و عذاب و درد و رنج همان جا است./240/32/20
دیدگاه جدیدی بگذارید