حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی:

آبروی ما، ملیت ما، عظمت ما، مملکت ما، نظام ما به وسیله حسین بن علی محفوظ شد

حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی ابراز داشتند: بگذارید کربلا با جلال و شکوه شناخته شود، حرف‌ها، داستان‌ها، روش‌ها، منش‌ها و نقل‌هایی که از جلال، حریت، شکوه، جمال، عظمت و آزاده‌ خواهی کم کند؛ این حرف‌ها را نزنید.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، پنج‌شنبه 24 مهر درس اخلاق حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در مسجد بنیاد اِسراء با حضور جمعی از آزادگان و جانبازان جنگ تحمیلی و همچنین خواهران طلاب مدرسه علمیه فاطمة الزهراء (سلام الله علیها) قم و خواهران حوزه علمیه تربیت مدرس صدیقه کبری (سلام الله علیها) قم، برگزار شد.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی در ابتدا به بزرگواران حوزوی و دانشگاهی و عزیزان آزاده و جانباز انقلاب اسلامی و برادران و خواهران حوزه‌های اسلامی خیر مقدم گفتند و سپس ایام ولایت را که پشت سر گذاشتیم را به همه عزیزان تحنیت و ماه محرم با عظمت و جلال و شکوهی را که در پیش داریم تعزیت گفتند.

 

این مرجع تقلید ابراز داشتند: گزارش کوتاهی که درباره عزیزان و جانبازان جنگ تحمیلی ارائه شده است برای همه مایه هشدار باشی بود، همه عزیزان و بزرگوارانی که برای نظام خدمت کرده و می‌کنند مشمول عنایت هستند اما آزادگان، آن بخش اول از آزادگان، اینان یک نعمت ویژه‌ای داشته و دارند که هیچکس ظاهراً در این مملکت آن نعمت را نداشت، وقتی این‌ها آزاد شدند ـ این مطلب همان وقت مطرح شد ـ اینکه بسیاری از افراد در اثر دخالت و وساطت بزرگانی مانند امام راحل، مراجع و مسئولان یک فیضی می‌بردند و آزادگانی که در بخش‌های اخیر قرار داشتند آنها نیز بدین شرح هستند، آنها هم به وسیله دخالت مسئولان آزاد شدند، اما آزادگان گروه اول، هیچ هیچ، هیچ کس حتی امام راحل، در این مملکت بر این‌ها حق ندارد برای اینکه کسی این‌ها را آزاد نکرد.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی ادامه دادند: گروه اول فقط مستقیماً و بلاواسطه با قدرت الهی آزاد شدند، توضیح مطلب این است که، آزادگان در بند صدام کافر بودند، غرور این مرد را گرفت، سالیان متمادی بیگانگان او را با عِده و عُده تجهیز کردند، کمک‌های فراوانی به او کردند، او هشت سال نسبت به ایران تعدی کرد، چندین لشکر زرهی آماده و تازه نفس داشت، بعد از پذیرش قطعنامه و آرام شدن جنگ ایران و عراق، غرور او را گرفت و به کویت حمله کرد، به عنوان اینکه کویت یکی از استان‌های عراق است، وقتی کویت را گرفت امیر کویت دست از آستین عبای مطلا درآورد و به غرب رفت، در حضور آنها دستمال درآورد و اشک ریخت، به آنان پناهده شد، گفت بیایید کویت را آزاد کنید، همان حرفی که چرچیل گفت که من برای آزادی به شیطان نیز پناه می‌برم، امیر کویت نیز همان حرف را زد، غرب یک اتحادیه‌ای تقریباً جهت نفت تشکیل داد، به طمع نفت لشکرکشی کردند که صدام را از کویت بیرون کنند و کردند، منافع فراوانی بردند، در این حین که صدام به کویت حمله کرد و در این هنگام که اتحادیه غرب علیه صدام لشکرکشی کرد صدام ناچار شد که عده‌ای را آزاد کند، کسی آزادگان را آزاد نکرد، نه امام دخالت کرد، نه امام سفارش کرد، نه مسئولان کاری کردند، بعدها که یک مقداری روابط عادی شد مسئولان ایران و عراق گفتگو کردند و اسیران یکدیگر را برگرداندند، اینان آزاده عادی هستند، اما آن آزاده‌های اول را هیچ کس، مگر خداوند سبحان آزاد نکرد، همان کار الان هم ممکن است.

 

استاد برجسته خارج حوزه افزودند: یک بیان نورانی از رسول خدا صلوات الله علیه و آله رسیده است که حضرت فرمود: اگر خدا خواست از دشمن خودش انتقام بگیرد، به دست ولی خود انتقام می‌گیرد، اگر خواست از دشمن ولی‌اش انتقام بگیرد، به دست دشمنِ دشمن انتقام می‌گیرد، بیان روایت این است که یک وقت کسی با دین خدا درگیر است، چنین کسی که با دین خدا درگیر بود خدا امام را و امثال امام را مأموریت می‌دهد که بیایید نظام طغیان و طاغوت را براندازید، این کار را هم می‌کنند، اینان اولیای الهی هستند، شاگردان اهل بیت و معصومین علیهم السلام هستند، به این‌ها توان می‌دهد تا بتوانند دشمن را سر جایش بنشانند، اما یک زمان است که دشمنی به دوستی حمله می‌کند، عراقی به ایران حمله می‌کند، لازم نیست عراق را اولیای الهی سر جایش بنشانند، دشمن عراق او را سر جایش می‌نشاند، همین کار را هم کردند، یعنی آنهایی که به بهانه نفت علیه عراق لشکرکشی کردند، دشمنان صدام بودند، سرانجام صدام نیز به یک دخمه‌ای پناه برد، در اسرع وقت محاکمه شد و رخت بر بست.

 

مؤسس بنیاد اِسراء خاطرنشان کردند: این سخن از احادیث نورانی مأثور از اهل بیت علیهم السلام است که اگر خدا خواست از دشمن خودش انتقام بگیرد، به دست اولیای الهی انتقام می‌گیرد، اگر خواست از دشمن ولی‌اش انتقام بگیرد، به دست دشمنان دشمن انتقام می‌گیرد، همین کار را هم کردند، امروز هم همین طور است، اگر این تکفیری، سلفی، القاعده، داعش و امثال ذلک با دین الهی درگیر شوند به وسیله ولیی از اولیای الهی اینان را سر جایشان می‌نشاند، اگر چنانچه با ولیی از اولیای الهی درگیر بشوند، به وسیله دشمنش او را سرجایش می‌نشاند.

 

مفسر بزرگ قرآن کریم اضافه نمودند: غرض آن است که گاهی خدای سبحان یک نعمت بی‌واسطه می‌دهد، این هم حجت است و هم یک هشداری است که گاهی می‌شود نعمت را بی‌واسطه گرفت، این بیان نورانی امام سجاد علیه السلام در اوایل دعای ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می‌شود به ما آموخت که به خدا عرض کنیم که خدایا تو دو راه داری، هر دو راه هم در اختیار شما هست، گاهی به واسطه اولیائت به ما کمک می‌کنی، گاهی «بغير شفيع یشفعوا لی فيقضى لى حاجتى»، بلاواسطه کمک می‌کنی، راه‌های علوم عقلی، راه سبب و مسبب است، می‌گوییم درست است که خدایی هست ولی سببی لازم است، این «ولی و امام» در فکر خیلی از ما هست، این درست است اما مادامی که به شرک منتهی نشود، آن سبب را نیز او می‌سازد، آن علت را، وسیله را هم او می‌سازد، اما یک راه دیگری هم به نام راه میان‌بر هست، گاهی او بی‌واسطه کمک می‌کند، این «بغير شفيع فيقضى لى حاجتى» که امام سجاد علیه السلام فرموده است، معاذ الله نمی‌خواهد شفاعت را انکار کند، این بیان نورانی امام سجاد علیه السلام است، اوائل دعای نورانی ابوحمزه ثمالی است، «بغير شفيع فيقضى لى حاجتى»، آنکه «نحن اقرب الیه من حبل الورید» است، با او که رابطه داشته باشیم، هر طور که او مصلحت بداند مشکل ما را حل کند، بلاواسطه بود، بلاواسطه، مع‌الواسطه و شفاعت بود، مع‌الواسطه و شفاعت، عمده آن است که «بیده مقالید السماوات و الارض».

 

استاد فلسفه حوزه بیان کردند: مستحضر هستید که کلید جهان به دست او است، این کلید را می‌شود به دو صورت چرخاند، به این سمت بچرخانیم در باز می‌شود؛ به آن سمت بچرخانیم در بسته می‌شود، می‌فرماید کلید به دست او است، «له مقالید السماوات و الارض» و «عنده مفاتیح الغیب»؛ هم «مفاتیح» و هم «مفاتِح»، یکی جمع مَفتَح است یعنی مخزن، یکی جمع مفتاح است یعنی کلید، هم مَفتَح به دست او است هم مفتاح، اگر خواست می‌چرخاند «یقدر لمن یشاء»، خواست باز کند «یبسط الرزق لمن یشاء»، فرمود دری را که خدا از روی رحمت باز کند هیچ کسی نمی‌تواند ببندد چرا که تنها کسی که کلید در دست او است خدا است، اول سوره مبارکه فاطر همین نکته را می‌فرماید؛ «مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ»، این نفی جنس است، یعنی احدی نمی‌تواند جلوی اراده خدا را بگیرد، «وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ» این هم نفی جنس است، فرمود دری را که ذات اقدس اله از روی رحمت باز کند، چه کسی می‌تواند ببندد؟ دری را که ذات اقدس اله از روی عنایت و حکمتی که می‌داند ببندد و باز نکند چه کسی می‌تواند باز کند؟ «مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ»، بنابراین ما به خدا پیشنهاد ندهیم، رابطه خود را با خدا حفظ کنیم، هر چه او صلاح دانست بلاواسطه بود.

 

ایشان اضافه کردند: همان اوائل دعای نورانی ابوحمزه ثمالی «بغير شفيع فيقضى لى حاجتى» بلاواسطه است، مع‌الواسطه بود به وسیله اسباب و علل و شفاعت اهل بیت علیهم السلام بود مع الشفاعه است، عمده آن است که این بیان نورانی که از حضرت رسول صلوات الله علیه و آله رسیده است را مد نظر داشته باشیم، حضرت فرمود اگر خداوند خواست به کسی خیر برساند دو کار می‌کند، یکی روح آزادگی را در قلب او قرار می‌دهد، این آزادگی اخلاقی از بهترین آزادگی‌ها است، یک وقت است که انسان از زندان دشمن آزاد می‌شود، یک زمان از زندان هوی و هوس آزاد می‌شود، انسان اگر گرفتار هوی و هوس بود دیگر در زندان درون محبوس است، اینکه «غلام همت آنم که در زیر چرخ کبود» «ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است» برای افراد نیمه راه، «ز هر چه رنگ تعین پذیرد آزاد است» برای افراد برتر و فراتر، آن می‌شود آزاد، این آزادی از بهترین نعمت‌های الهی است که انسان در بند هوی و هوس نباشد، هوس را به بند بکشد، نه در بند هوس باشد.

 

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: حضرت فرمود: «إذا أراد الله بعبد خيرا جعل غناه في نفسه، و تقاه في قلبه» خدا اگر خواست به کسی خیر بدهد، روح بی‌نیازی را در درون جان او جاسازی می‌کند، او دیگر بی‌نیاز است، بدترین نفس آن است که انسان گرفتار آز و طمع باشد، ذلت همین است که انسان هر چه را ببیند بخواهد، خوب اگر بنا بود که انسان بخواهد از ذات اقدس اله می‌خواهد، از او می‌خواهد که در بند هوس نباشد، «لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً»، این بیان نورانی حضرت امیر علیه السلام است که این آزادی، ما را به آن آزادی اخلاقی می‌رساند که انسان در رهن، گرفتاری و بند چیزی نباشد، این اولین فضلیت است، دوم «وتقاه في قلبه» پرهیزکاری را در درون قلب او جاسازی می‌کند، اگر این طور شود یا «اماره بالسوء» به سراغ او نمی‌آید یا به «اماره بالحُسن» تبدیل می‌شود، «ما أُبَرِّئُ نَفْسيإِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» این امارة «ة» آن تای تأنیث نیست، مانند تای علّامة است، مبالغه است، گر چه نفس مؤنث است ولی این تای مبالغه است، می‌شود همین امارة بالسوء را به دست عقل عملی داد و او را امارة بالحسن کرد، عقل عملی که مؤنث نیست، این امارة بودن مثل علامه بودن تای مبالغه است، می‌شود امارة بالسوء را کنار زد و امارة بالحسن به بار آورد، آن وقت انسان می‌شود «وله روح الله روحه».

 

ایشان ابراز کردند: این روایات نورانی را که مرحوم صدوق رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف امالی در بخش‌های مربوط به ولایت حضرت علی علیه السلام نقل کرده است در حدود 28 روایت است، اکثر آن روایات همان است که همه ما شنیدیم، «انا مدینة العلم و علی بابها» اما یکی، دو تا روایت کم نظیر در بین این 28 روایت هست، آن این است که وجود مبارک حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله می‌فرماید: «أنَا مَدينَةُ الْحِكْمَةِ وَ هِيَ الْجَنَّةُ وَ أنْتَ يَا عَلِيُّ بَابُهَا» من شهر حکمت هستم، حکمت بهشت است و من اکنون در بهشت هستم، تو درِ این بهشتی، پس می‌شود یک سلسله علومی را فراهم کرد، یک سلسله معارفی را فراهم کرد که در بهشت باشد، بهشت آن است که انسان نه کینه‌ای داشته باشد، نه بد کسی را بخواهد، نه بد کند، نه بی راهه برود، نه راه کسی را ببندد، شما در سوره مبارکه حشر، شعار مؤمنین را چه می‌خوانید؟ خداوند در آن سوره در وصف مؤمنان چه می‌گوید؟ مؤمنان در دنیا وصفی را می‌خواهند که خدای سبحان آن وصف را برای بهشتیان ذکر کرده است، مؤمن آیات بهشتی و نعمت‌های بهشت را رصد می‌کند، برجسته‌ها را انتخاب می‌کند، در دعای خود آن اوصاف برجسته را با خدا در میان می‌گذارد.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: در بهشت نعمت‌های فراوان و اشجار و انهار هست، چهار نهر روان است، نهر عسل، آب شیرین، شیر و خمر است، «انهار من عسل مصفی، انهار من ماء لم یتغیر طعمه، انهار من لبن، انهار من خمر» این‌ها هست، سخن از کندو که نیست، صحبت از عسل سازی که نیست، این نماز و روزه است که عسل می‌سازد، این آزادگی و آزاد بودن در جنگ‌ها و از جنگ‌ها است که عسل می‌سازد، اگر نه آنجا زنبوری باشد، کندویی باشد، عسل سازی باشد، نیست، این چهار نهر را حضرت ذات اقدس اله در این سوره مشخص کرده است، نهر عسل، چون شخص ابدی است، یک میلیارد سال و دو میلیارد سال که نیست میلیارد و هزار میلیارد سال و میلیارد میلیارد سال عدد و محدود است، اما وقتی «خالدین فیها ابدا» شد، برای موجود ابدی کندو، ظرف، سطل و اینها کافی نیست، «فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى»، این نهرها را همین عمل می‎سازد، نماز آن قدر قدرت دارد که نهر عسل می‌سازد، اطاعت خدا، خدمت به خلق خدا آن قدر اثر دارد، این خمر آن نیست که انسان عاقل را جاهل کند، آن خمری که عاقل را عاقل‌تر می‌کند، نماز، تقوی این قدرت را دارد که بتواند نهرها بسازد، این‌ها نعمت‌های خوب در بهشت است، بالاتر از این نعمت‌ها، نعمتی است که خداوند در وصف بهشتیان دارد؛ «ونزعنا مافي قلوبهم من غل» بهشتیان هیچکدام کینه ندارند، بد کسی را نمی‌خواهند، نقص و عیب کسی را نمی‌خواهند، این هم در بهشت هست، مردان الهی، یک، اوصاف بهشت را رصد می‌کنند. دو، نعمت‌های بهشت، این انهار را می‌بینند، سه، اوصاف بهشتیان را می‌بینند، چهار، آن را انتخاب می‌کنند، پنج، در دعایشان آن طور که در سوره مبارکه حشر هست با خدا مناجات می‌کنند، شش، به خدا می‌گویند «لا تجعل في قلوبنا غلاً» خدایا همان کاری که تو در مورد بهشتیان می‌کنی، هم اکنون در اینجا با ما بکن، ما کینه کسی را نداشته باشیم، بد کسی را نخواهیم، چه نعمتی بهتر از این است.

 

امام جمعه پیشین قم خاطرنشان کردند: کشور با این بهشت می‌شود، آن وقت از تحریم چه ساخته است؟ همه نعمت‌ها در این کشور فراوان است، موج می‌زند، شمال و جنوب دریا، دو سلسله جبال زرین در این مملکت هست، مردان سخت‌کوش، عاقل، مؤمن، فعال، خدمتگزار در این کشور کم نیست، آن زمان ما از فقیر چه هراسی داریم؟ فرمود شما با او رابطه داشته باشید، این همه نعمت‌ها که برای شما هست، اختلاف نداشته باشید، کینه کسی را نداشته باشید، نگویید من بهتر از او هستم، نگویید من جلو هستم، این حرف بهشتیان است، در بهشت کینه نیست، در سوره حشر مردان الهی می‌گویند خدایا اینجا را هم برای ما بهشت کن.

 

مفسر برجسته قرآن مجید و مؤلف تفسیر تسنیم یادآور شدند: اوایل انقلاب این طور بود، ایام دفاع مقدس این طور بود، ایران بهشت بود، کسی کینه کسی را نداشت، همه می‌گفتند ما باید این کشور را حفظ کنیم، پس می‌شود همین مردم در همین مملکت توی بهشت زندگی کنند، همه یار و یاور هم باشند، تمام مادران و خواهران در حسینه‌ها و مساجد جمع می‌شدند، به عنوان تقویت پشت جبهه‌ها و یکی حبوبات پاک می‌کرد، یکی لباس‌ها را و دیگری کفش‌ها را آماده می‌کرد، مردان را هم که می‌دانید، هم کمک پشت جبهه بودند، هم راهی جبهه بودند، پس می‌شود یک کشور را بهشت کرد، اگر این دعا در دنیا مستجاب نبود که در سوره مبارکه حشر نقل نمی‌کرد، اگر در دنیا ممکن نبود آدم بهشتی‌وار زندگی کند آن بیان نورانی پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله نبود، فرمود اهل بیت علیهم السلام در هستند، در نه یعنی در، یعنی در تمام اطراف این شهر در هست، درِ شهر یک جای مخصوصی نیست، فرمود: «أنَا مَدينَةُ الْحِكْمَةِ وَ هِيَ الْجَنَّةُ وَ أنْتَ يَا عَلِيُّ بَابُهَا» این شهر از هر راهی بخواهید راه علی علیه السلام است، شرق، غرب، شمال، جنوب از هر جایی بیایی نام علی علیه السلام هست، این هست، پس می‌شود مملکت را این جور هم کرد، به دلیل اینکه این جور هم شد و به دلیل اینکه در قرآن کریم ما را به این دعوت کرده‌اند، «وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا» خدایا این دل را جای کینه احدی قرار نده، خوب یک کسی بد کرد تو باید به او بگویی، من که مسؤول نیستم، من چرا کینه او را داشته باشم، همین کینه زمینه اختلاف و تفرقه می‌شود.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی تأکید کردند: اگر این کینه و اختلاف نبود ما نه دیگر در عراق، نه سوریه نه در جای دیگر داعش داشتیم، این همه جمعیت در سراسر عراق موج می‌زند، آن وقت بیگانه بیاید مثلاً الانبار را مورد طمع قرار بدهد، استان موصل را مورد طمع قرار بدهد، جای دیگر را طمع قرار دهد، با گفتن لا اله الا الله سر ببرد، هر چه از این استکبار جهانی بخواهی برمی‌آید، کربلا از بهترین نمونه‌های یاری اسلام است، عزیزانی که فرصتی دارند، کسانی که یا سخنران هستند یا نویسنده جریان عاشورا هستند یا حسینه‌ها و مساجد را اداره می‌کنند، جزء هیأت امناء هستند یا عضو این‌ها هستند، این عظمت است، البته آن ثواب و گریه کردن‌ها و بهشت رفتن‌ها قدر متیقن و صد در صد این عزاداری است، اما بهره‌های آن استقلال و امنیت مملکت است.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی تصریح نمودند: این کشور را بدون تعارف حسین بن علی علیهما السلام حفظ کرد، ممکن است کسانی که سن آنها همپای انقلاب نیست و قبل از انقلاب نبودند ندانند که کربلا در این انقلاب چه کرد، مستحضرید بختیار که رئیس دولت وقت بود به بهانه حمایت از قانون اساسی یک راهپیمایی 400 هزار نفری در تهران خیابان انقلاب راه‌اندازی کرد، به بهانه اینکه قانون اساسی محترم است و قانون اساسی ایران نظام را سلطنت می‌داند و شاهنشاهی را امضاء کرده است، این 400 هزار نفر در 35 سال قبل یک رقم چشمگیری بود، آنها هم چون آموزش دیده بودند با یک سبک نظامی حساب شده کل این خیابان انقلاب را پر کرده بودند، بختیار فکر می‌کرد با 400 هزار نفر راهپیمایی که کرده است مشکل آنها حل شده است، طولی نکشید محرم آمد، چهارتا یعنی فقط چهارتا راهپیمایی در محرم و صفر کل مملکت را بیمه کرد، راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا، راهپیمایی میلیونی اربعین و 28 صفر بود، تاریخ را بخوانید، آنان که سنشان کافی است، آنها که در متن جریان بودند ببینید، این چهار تا راهپیمایی میلیونی کار را یکسره کرده است، این حسین بن علی علیهما السلام است، خوب ما وامدار اینان هستیم، ما در کنار سفره آنها نشستیم، آن جریان بهشت و آخرت و بخشایش گناهان که سر جایش محفوظ است، ولی آبروی ما، ملیت ما، عظمت ما، مملکت ما، نظام ما این بوسیله حسین بن علی محفوظ شد.

 

مدرس عالی دروس خارج حوزه علمیه قم متذکر شدند: این حسین بن علی علیهما السلام آن هنر را دارد که این کشور را حفظ کند، ما بارها به دوستانمان گفتیم این پرچم سه رنگ برای ما خیلی محترم است، برای آن کشته هم می‌شویم و این کشته شدن را شهادت می‌دانیم. تا مرز شهادت برای این پرچم سه رنگ حاضریم کار کنیم، اما این را چه کسی به ما گفته است، این پرچم سه رنگ عُرضه آن را ندارد که خودش را حفظ کند، این پرچم یا حسین است که آن هنر را دارد که هم خودش را و هم این پرچم سه رنگ را حفظ کند، این پرچم سه رنگ در جنگ جهانی اول بود، کاری از او پیش نرفت، در جنگ جهانی دوم بود، کاری از او پیش نرفت، در کودتای ننگین 28 مرداد بود، در عرض چهار ساعت شعار مرگ بر شاه تبدیل به جاوید شاه شد، از آن کاری پیش نرفت، آن کشتار مسجد گوهر شاد مشهد که در تجمع معترضین به قانون حجاب صورت گرفت که ما آن را درک نکردیم، یعنی زمان ما بود ولی ما آنجا نبودیم، این پرچم نتوانست آن را حفظ کند، وقتی خواستند 17 شهر را بگیرند این پرچم نتوانست حفظ کند، گازی که شوروی برد این نتوانست حفظ کند، نفت را که آمریکا و انگلیس بردند نتوانست حفظ کند، این پرچم سه رنگ چه کار از او برمی‌آید، اما این پرچم یا حسین همه را حفظ کرده است، هم او را حفظ کرده و هم خودش را حفظ کرده و هم این نظام را بیمه کرده است.

 

ایشان ادامه دادند: این عزیزانی که می‌خواستند به جبهه بروند وقتی ما خوب بررسی کردیم، پنجاه تا پرچم که بر روی دوششان بود یک عدد از آنها هم سه رنگ نبود، همه‌اش یا حسین، یا زهرا، یا علی، یا ابوالفضل بود، این قدرت را دارد که حفظ کند، هم نفت بسته شد، هم گاز بسته شد، هم کشور آزاد شد، دیگر کسی گاز به شوروی رایگان نمی‌داد، نفت به این‌ها نمی‌فروخت، سفارت اسرائیل را فوراً بستند و سفارت فلسطین را باز کردند، این پرچم یا حسین بود، مردم از روی عقیده و ایمان قیام می‌کنند، برای چه کشته شوند؟ برای چه خون بدهند؟ بنابراین ما باید حسابمان جمع باشد.

 

این مرجع تقلید بیان داشتند: جریان عاشورا، جریان حسین بن علی علیهما السلام، جریان محرم، تاسوعا، عاشورا، عزاداری‌ها، این‌ها بخش‌های سنتی‌اش سر جایش محفوظ است، هم سخنرانان ما، هم مداحان ما عظمت و جلال و شکوه حسین بن علی علیهما السلام را نشان دهند، صبح عاشورا وقتی عمر بن سعد شروع کرد به تیراندازی به دیگران گفت، بدانید اولین نفری که تیر انداخت من بودم، «ثُمَّ وَاءَقْبَلَتِ السِّهامُ مِنَ الْقَوْمِ كَاءَنَّهَا الْقَطْرُ» مثل قطرات باران تیر آمد، در آن حالت حسین بن علی علیهما السلام در حال وداع سفارش می‌کند، خواهرش، بچه‌هایش و همه را جمع کرد و فرمود بالاخره مرگ و شهادت و سر بریدن است. سر بر نیزه کردن است، اما شما کاری را که از عظمت شما کم می‌کند، نگویید، خوب این سفارش حسین بن علی علیهما السلام است، فرمود «فلا تشکوا و لا تقولوا بالسنتکم ما ینقص من قدرکم»، بگذارید کربلا با جلال و شکوه شناخته شود، حرف‌ها، داستان‌ها، روش‌ها، منش‌ها، نقل‌هایی که از جلال، حریت، شکوه، جمال، عظمت، آزاده‌ خواهی کم کند؛ این حرف‌ها را نزنید.

 

ایشان ادامه دادند: همه این شهداء را به خیمه دارالحرب آوردند. از اجسادشان خون می‌چکید. در چنین فضایی حسین بن علی علیهما السلام فرمود در این سفر کاری کنید که عظمت‌ و حیثیت شما محفوظ باشد، حرف، قصه، داستان بی سند نگویید، روش و کاری که از جلال و شکوه شما بکاهد، نگویید، ما را به عنوان نیازمند معرفی نکنید، گرسنه شدید چیزی نخواهید، آب خواستن ننگ نیست ولی نان خواستن ننگ است، بچه‌های ابا عبدالله علیه السلام گرسنه نیز بودند، مگر اینان سیر بودند، اما یک تشنه‌ای بگوید به من آب دهید ننگ نیست، همین بچه‌ها، همه آنها که بچه‌های ابا عبدالله علیه السلام نبودند، بچه‌های اصحاب هم بودند، وقتی در کوفه به آنها خرما صدقه می‌دادند، بچه‌ها هم گرفتند و داشتند می‌خوردند، وجود مبارک امام سجاد علیه السلام، حضرت امام زمان بودند، فتوی را امام زمان می‌دهد، ولی امام زین العابدین علیه السلام ساکت بودند تا کسی خیال نکند او امام زمان است، فتوی را به زینب کبری سلام الله علیها می‌دادند، زینب کبری سلام الله علیها این مسئله شرعی را بین اسراء منتشر می‌کرد، لذا بچه‌ها خیال می‌کردند حضرت زینب سلام الله علیها فتوی داده است، یکی از بچه‌ها گفت: «عمتی تقول إن الصدقة علینا حرام» عمه من می‌گوید صدقه بر ما حرام است.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی در پایان با یادآوری چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی متذکر شدند: این کشور را این حسین علیه السلام آزاد کرد، آن چهار راهپیمایی کشور را بیمه کرد، اگر امام راحل گفت پیروزی خون بر شمشیر است، از همین راه‌ها است، ما این سرمایه را رایگان از دست ندهیم، هم جلال و شکوه عزاداری را حفظ کنیم و هم آن حریت و استقلال و عظمت سیاسی حسین بن علی علیهما السلام را حفظ کنیم، شما آزادگان مسئولیت بیشتری دارید، چون از نزدیک آزادگی را حس کرده‌اید که آزادگان کربلا چگونه پیام کربلا را به دیگران رساندند، شما بیشتر حس کردید، اگر زندان کوفه بود شما هم رفتید، اگر جای دیگر زندانی کردند شما هم طعم تلخ زندانی را چشیدید، «آه صاحب درد را باشد اثر»، بنابراین این امانت به دست شما عزیزان سپرده شده است، سعی کنید که ان شاء الله بهتر و شیرین‌تر و کاملتر و شیواتر این عظمت را حفظ کنید و به جامعه منتقل کنید./220/30/20

د, 07/28/1393 - 19:03

دیدگاه جدیدی بگذارید