استاد صبرآمیز مطرح کرد؛

شباهت های امام زمان علیه السلام و حضرت یوسف

استاد اکبر صبرآمیز از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «شباهت های امام زمان علیه السلام و حضرت یوسف علیه السلام» پرداخت.

 

تلاش ائمه برای اعتقاد به غیبت و ظهور

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد:

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم، به حقیقت، به از آنی

یکی از ویژگی‌ های روانی آدمی ‌این است که همواره در رویارویی با امر تازه و بدیع، حالت دفاعی به خود می ‌گیرد و کمتر به پذیرش آن گردن می‌ نهد. این امر به ویژه آنگاه تشدید می ‌شود که پدیده جدید حالت رمزگونه داشته باشد و اعتقاد به آن، زمینه ساز تحولی بنیادین در باورها،‌ اندیشه، منش و روش زندگی او شود. برعکس در برابر موضوعی که پیشینه داشته یا در زمان ‌های پیش، یک یا چند بار رخ داده است، مقاومت چندانی از خود نشان نمی‌دهد و به سادگی، آن را می‌ پذیرد.

 

وی افزود: یکی از شیوه‌ های چیره شدن بر این وضعیت، عادی جلوه دادن آن مسأله است. یعنی تبیین این نکته که موضوع مورد نظر، مسبوق به سابقه بوده و برای دیگران نیز رخ داده است. قرآن کریم نیز همین شیوه را به کار گرفته است. در صدر اسلام، روزه، حکمی‌ جدید و همراه با ‌اندکی مشقت می ‌نمود؛ زیرا روزه دار می ‌بایست از بسیاری از امور مباح چشم بپوشد و از ارتکاب آنها خودداری کند. شاید برخی از مسلمانان در برابر چنین حکم بی سابقه ‌ای، واکنش نشان می‌ دادند و آن را به سختی می ‌پذیرفتند. از این رو، قرآن کریم، ابتدا مسلمانان را از نظر روانی برای پذیرش آن آماده می ‌کند. خداوند متعال می ‌فرماید:

«یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم» ‌(بقره: 183) ای کسانی که ایمان آورده ‌اید! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه که بر پیشینیان شما، نوشته شد». یعنی مپندارید که این تکلیف، مسأله ‌ای بی سابقه و فراتر از توانایی شماست. هرگز چنین نیست؛ زیرا وجوب روزه، حکم متداولی است که گذشتگان نیز موظف بوده‌ اند آن را انجام دهند.

 

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: مسائلی مانند اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام و غیبت و ظهور ایشان نیز به ظاهر بدیع و بی سابقه بوده و طول عمر ایشان با‌هاله ‌ای از رمز و راز و شگفتی همراه است. افزون بر آن، این باور بر همه شؤون حیات آدمی‌ تاثیری بنیادین بر جا می ‌گذارد. از این رو، برخی افراد از پذیرش آن سر باز می‌ زنند و آن را انکار می ‌کنند. امامان معصوم علیهم‌ السّلام در برابر این ‌اندیشه، کوشیده‌اند با بیان موارد مشابهی که در تاریخ گذشته، به ویژه تاریخ پیامبران الهی، رخ داده است، مساله غیبت امام عصر عجّل‌ الله‌ فرجه ‌الشریف و دیگر مفاهیم مربوط به آن را عادی جلوه دهند، تا مردم به گمان بی سابقه بودن، در آن به دیده شک و تردید نگاه نکنند.

 

 سخن حضرت مهدی با شیخ صدوق

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برای نمونه به کلام نورانی حضرت مهدی عجّل ‌الله ‌فرجه‌ الشریف به شیخ صدوق می ‌توان اشاره کرد. شیخ صدوق می ‌گوید: شبی در عالم رؤیا دیدم که در مکه‌ ام و گرد خانه خدا طواف می‌ کنم. در دور هفتم نزد حجرالاسود آمدم و آن را لمس کردم و بوسیدم. در حالی که، دعاهای بوسیدن حجرالاسود را می‌ خواندم، مولای خود حضرت مهدی عجّل ‌الله ‌فرجه‌ الشریف را دیدم که بر در خانه کعبه ایستاده ‌اند. با خاطری پریشان به حضرت نزدیک شدم. حضرت با نگاهی به رخساره‌ ام به فراستِ خود، راز دلم را دانست. به او سلام کردم.

حضرت پس از جواب سلام، فرمود: چرا درباره غیبت کتابی نمی ‌نویسی، تا‌ اندوه دلت را بزداید؟

عرض کردم: یابن رسول الله! در این باره کتاب نوشته‌ ام.

حضرت پاسخ دادند: منظورمان این نیست که همانند گذشته بنویسی. کتابی درباره موضوع غیبت بنگار و در آن، غیبت‌ های پیامبران علیهم‌ السّلام را بیان کن.

 سخن حضرت به پایان رسید و از دیدگانم پنهان شد. من از خواب بیدار شدم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و مناجات پرداختم. چون صبح دمید، نگارش این کتاب را آغاز کردم. (صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳)

 

شباهت حضرت یوسف و امام مهدی در روایات

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: حضرت یوسف علیه ‌السّلام یکی از پیامبرانی است که امام مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف در روایت‌ ها به ایشان تشبیه شده‌اند. البته منظور، حصر شباهت‌ها در موارد یاد شده نبوده، بلکه تنها برای نمونه به برخی از آنها اشاره شده است.

 

غیبت

وی افزود: برجسته ‌ترین همانندی میان یوسف زهرا علیه ‌السّلام و یوسف یعقوب علیه ‌السّلام، همانندی در غیبت است. امام باقر علیه ‌السّلام به محمد بن مسلم می ‌فرماید:

«یا محمّد بن مسلم انّ فی القائم من اهل بیت محمّد (علیهم ‌السّلام) شبه من خمسه من الرسل: یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمّد صلوات الله علیهم.... و امّا شبهه من یوسف بن یعقوب (علیه ‌السّلام) فالغیبه من خاصته و عامته و اختفائه من اخوته...» ای محمّد بن مسلم! قائم آل محمّد (عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف) با پنج تن از پیامبران شباهت دارد: یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمّد (صلوات ‌الله ‌علیهم) ... و امّا شباهت او به یوسف در غیبت اوست از اقوام دور و نزدیک و از برادران خود...» (صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۲۷)

 

 حضور

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: برادران یوسف برای خرید آذوقه به مصر آمدند و به بارگاه یوسف علیه ‌السّلام وارد شدند. وی در نخستین نگاه و گفت و گو، آنان را شناخت، ولی آنان یوسف علیه ‌السّلام را نشناختند. آنان بی آن که به هویت یوسف پی برند، با وی سخن گفتند و داد و ستد کردند: «فدخلوا علیه فعرفهم و هم له منکرون» (برادران یوسف) بر او وارد شدند. او، آنان را شناخت، ولی آنان او را نشناختند». (یوسف: ۵۸)

 

وی افزود: یوسف زهرا علیه ‌السّلام نیز در میان مردم حضور دارد. در کنار آنان راه می ‌رود و بر فرش‌ های آنان پا می ‌نهد و... ، ولی مردم، او را نمی‌ شناسند. برخی بر این باورند که غیبت امام عصر عجّل‌ الله‌ فرجه‌ الشریف به این معناست که آن حضرت، در آسمان‌ ها یا عوالم دیگری زندگی می ‌کنند. بنابراین، حضرت مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف از دیدگان همه انسان ‌ها پنهان هستند و کسی، ایشان را نمی ‌بیند.

 

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: بر اساس این باور، نکته ‌ای که پیش از این گذشت، به ذهن می ‌رسد که مقایسه حضرت مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف با حضرت یوسف علیه ‌السّلام مقایسه‌ ای ناتمام است. امّا حقیقت، این است که تصویر یاد شده، خطا و به دور از واقعیت است. او در میان مردم رفت و آمد می‌کند و در کوچه و بازارها قدم می‌گذارد. مردم، آن حضرت را می‌بینند، گرچه او را نمی ‌شناسند.

 

وی تصریح کرد: سدیر می‌ گوید: «سمعت اباعبدالله علیه ‌السّلام یقول: انّ فی القائم شبه من یوسف (علیه السّلام). قلت: کانّک تذکر حیره و غیبته؟ فقال لی: ما تنکر هذه الامه اشباه الخنازیر؟ انّ اخوه یوسف کانوا اسباطاً اولاد انبیاء تاجروا یوسف و بایعوه و هم اخوته و هو اخوهم فلم یعرفوه حتی قال لهم انا یوسف... فما تنکر هذه الامه ان یکون الله عزوجل یفعل بحجته ما فعل بیوسف ان یکون یسیر فی اسواقهم ویطا بسطهم و هم لایعرفونه حتی یاذن الله عزوجل ان یعرفهم بنفسه کما اذن لیوسف حتی «قال لهم هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذا انتم تجهلون قالوا ءَانک لانت یوسف قال انا یوسف و هذا اخی» امام صادق علیه ‌السّلام فرمودند: قائم عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف شباهتی با یوسف دارد.

عرض کردم: گویا حیرت و غیبت او را می ‌فرمایید؟

حضرت فرمودند: چرا این امت، که شبیه خوک‌ ها هستند قضیه حضرت یوسف را انکار نمی ‌کنند؟ برادران یوسف با این که پیغمبر زاده و برادر یوسف بودند و او نیز برادرشان بود، با او تجارت و خرید و فروش کردند و او را نشناختند، تا این که یوسف، خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم... با این حال چرا آنان منکرند که خداوند عزوجل با حجت خود، همان کاری را بکند که با یوسف کرد؟ او در بازارهایشان راه می ‌رود و بر فرش ‌های آنان گام بر می‌ نهد، ولی مردم او را نمی‌ شناسند، تا هنگامی‌ که خداوند به او اجازه دهد که خودش را معرفی کند. همان گونه که به یوسف اجازه داد و یوسف گفت: آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آن گاه که جاهل بودید؟ آیا تو همان یوسفی؟ گفت: (آری) من یوسفم و این، برادر من است». (صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص۳۴۱)

 

وی افزود: در روایتی دیگر باز امام صادق علیه ‌السّلام فرمود: «ان فی صاحب هذا الامر سنن من الانبیاء ‌(علیهم‌السّلام) ... و امّا سنه من یوسف فالستر یجعل الله بینه و بین الخلق حجاباً یرونه و لا یعرفونه...» صاحب این امر (امام مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف) به برخی از پیامبران، شباهت‌ هایی دارد... امّا شباهت او به یوسف، در پرده بودن اوست؛ یعنی خداوند بین او و مردم حجابی می ‌نهد که او را می ‌بینند، ولی نمی‌ شناسند». (صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۵۰)

 

کودکی

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: غیبت یوسف از دوران کودکی آغاز شد: «و جاءت سیاره فارسلوا واردهم فادلی دَلوَه قال یا بشری هذا غلام» (یوسف: 19) و (در همین حال) کاروانی فرا رسید و مامور آب را (در پی آب) فرستادند. او دلو را در چاه افکند. (ناگهان) صدا زد: مژده باد این کودکی است (زیبا و دوست داشتنی)!» غیبت یوسف زهرا علیه ‌السّلام نیز از دوران کودکی آغاز شد.

 

وی اضافه نمود: امام صادق علیه ‌السّلام می ‌فرمایند: «قال رسول الله صلّی الله علیه و آله لابد للغلام من غیبته فقیل له: و لم یا رسول الله؟ قال: یخاف القتل» رسول خدا صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله ‌و سلم فرمود: ناچار برای آن کودک (امام مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف) غیبتی خواهد بود. پرسیده شد: برای چه؟ فرمود: برای محفوظ ماندن جانش. (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۵)

 

وی افزود: حضرت مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف در سال ۲۵۵ هجری به دنیا آمد. آغاز غیبت صغرا نیز در سال ۲۶۰ هجری است. بنابراین، ایشان در آغاز غیبت صغری، پنج ساله بوده‌ اند.

 

زیبایی و بخشندگی

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: همان گونه که یوسف در زیبایی و بخشندگی، شهره آفاق بود، یوسف زهرا علیه ‌السّلام نیز به بالاترین درجه این دو ویژگی آراسته است.

امام باقر (علیه ‌السّلام) می ‌فرمایند: «فی صاحب هذا الامر اربع سنن من اربعه انبیاء... و سنه من یوسف من جماله و سخائه...» صاحب این امر (حضرت مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف) با چهار پیامبر شباهت ‌هایی دارد... شباهت او به یوسف، در زیبایی و بخشندگی اوست...». (صافی، لطف الله، منتخب الاثر، ج ۲، ص ۳۱۳) 

 

وی افزود: رسول الله صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله ‌و سلم فرمود: «لیبعثنَّ الله عزوجل فی هذه الامه خلیفه یحثی المال حثیاً و لا یعدّه عدّاً»  به زودی خداوند عزوجل در این امت، خلیفه ‌ای را بر می‌ انگیزد که مال را بی آن که بشمارد، به دیگران می‌ بخشد».(معجم احادیث الامام المهدی عجّل ‌الله ‌فرجه‌ الشریف، مؤسسه معارف اسلامی، ج ۱، ص۲۴۰)

 

هراس

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یوسف در عالم رؤیا دید که یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرش سجده می‌ کنند، ولی به سفارش پدر از ترس مکر برادران، رؤیای خویش را پنهان کرد: «اذ قال یوسف لابیه یا ابت انی رایت احد عشر کوکباً و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین قال یا بُنیّ لاتقصص رؤیاک علی اخوتک فیکیدوا لک کیداً» (به یاد آور) هنگامی‌ را که یوسف به پدرش گفت: پدر! من در خواب دیدم که یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرم سجده می ‌کنند. (یعقوب) گفت: فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن! زیرا برای تو نقشه (خطرناکی) می ‌کشند». (یوسف: 4)

 

وی افزود: یوسف زهرا عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف نیز همین گونه است؛ یعنی به دلیل هراس از دشمنان، باید نام مبارکش پنهان باشد. ابوخالد کابلی می ‌گوید که به امام باقر علیه السلام عرض کردم:

«ارید ان تسمّیه لی حتی اعرفه باسمه فقال: سالتنی و الله یا ابا خالد عن سؤال مجهد ولقد سالتنی عن امر لو کنت محدّثاً به احداً لحدثتک ولقد سالتنی عن امر لو ان بنی فاطمه عرفوه حرصوا علی ان یقطعوه بضعه بضعه» نام مبارک او (حضرت مهدی عجّل ‌الله‌ فرجه‌ الشریف) را برای من بگویید تا او را به نام بشناسم. حضرت فرمودند: ‌ای ابوخالد! به خدا سوگند! پرسش زحمت انگیز و مشقت آوری از من پرسیدی و درباره مساله‌ ای از من پرسیدی که اگر گفتنی بود، به یقین به تو می ‌گفتم. تو درباره چیزی از من پرسش کردی که اگر بنو فاطمه او را بشناسند، حرص ورزند که او را تکه تکه کنند. (نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبة، ص ۲۸۸)

/270/260/20/

س, 10/28/1400 - 11:29