به مناسبت سالگرد شهادت امام ابالحسن علیّ بن محمد النقی الهادی علیهما السلام، استاد ناصر ابراهیمی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان نکاتی از زندگانی و ابعاد شخصیت این امام همام پرداخت.
بخش نخست: زیارت جامعه کبیره، یادگار عظیم امام هادی علیه السلام
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یادگار عظیم حضرت به اسم زیارت جامعه کبیره است که باید همه ما به آن توجه ویژه داشته باشیم؛ بهترین ارث و هدیه ای که یک انسان می تواند به نسل های بعد از خود تقدیم کند، یادگاری است که با آن انسان های بعدی به شناخت صحیح و کامل از چیزی برسند و شناخت ناقص خود را تصحیح کنند.
وی افزود: یکی از این یادگارهای گرانقدر میراث امام هادی علیه السلام در قالب زیارت جامعه ی کبیره است که درس های متعددی برای کسانی دارد که مدار زندگی آنها بر محور امام علیه السلام است.
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: حضرت علی النقی علیه السلام در این زیارت ما را با نحوه سلام و ابراز علاقه و دعا و توسل و دلایل آن به زیبایی آشنا می کنند و با اشاره به جایگاه امامان در اسلام و بین مسلمانان، تصریح می کند که آنان شاهراه و راه راست و گواهان در دین و آن امانتی هستند که حفظش بر مردم واجب است و به رابطه امامان با خداوند و به جایگاه خدا در نظر امامان شیعه پرداخته شده است و از این نوع معارف که با خواندن و تفکر و تامل و تدبرّ در آن افق جدیدی در جهان بینی انسان به وجود می آید.
بررسی سند زیارت جامعه کبیره
وی در ادامه بیان کرد: یک بحث سندی در مورد این زیارت مطرح است که باید بگوییم سند روایت را بزرگانی از شیعه تصریح به صحت آن کرده اند. به عنوان مثال شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» و شیخ طوسی در کتاب «تهذیب الاخبار» و ملا محسن فبض کاشانی در کتاب تفسیر «وافی»، علامه محمد باقر مجلسی در کتاب «بحار الانوار» و آیت الله بروجردی در کتاب «جامع الاحادیث» به اعتبار این زیارت اذعان کرده اند.
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: آیت الله جوادی آملی در شرحی که بر این زیارت به نام ادب فنای مقربان دارند، سند این زیارت را معتبر می داند؛ چون معتقد است که صدور چنین زیارت نامه ای از غیر معصوم محال است.
بخش دوم: نسخه ای شفابخش از این امام همام
وی افزود: نکته دوم در مورد سیره ایشان است که نسخه شفابخش جامعه کنونی ماست: به عنوان مثال یک نفر با ادبیاتی چاپلوسانه، از امام هادی علیهالسلام ستایش و تعریف کرد. امام هادى عليه السلام خطاب به او فرمودند: «از اين عمل بپرهيز و به كار خودت بپرداز، كه تملّق زياد، موجب بدگمانى می شود.» (مسند الإمام الهادى عليه السلام، صفحه ۳۰۲) چقدر جامعه امروز ما به این برخورد و خصلت نیازمند است تا افراد چاپلوس از جامعه حذف شوند و آسیب به کشور ما نرسد.
بخش سوم: مرجعیت علمی امام هادی علیه السلام
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: نکته سوم مرجع علمی بودن امام هادی علیه السلام در زمان خودشان بود که باید از این میراث علمی هم استفاده کنیم. به عنوان مثال امروز سؤالی مطرح است و می گویند چرا معجزه پیامبران با هم فرق داشته است؟ این سوال را حضرت آن زمان به زیبایی جواب داده است.
«ابن سکیّت» از امام هادی علیه السلام پرسید: «چرا خداوند، حضرت موسی علیه السلام را با معجزه سحر و جادو و حضرت عیسی مسیح علیه السلام را با معجزه شفای مریضان، و حضرت محمّد صلی الله علیه و آله را به همراه فصاحت و بلاغت مبعوث نمود؟
امام هادی علیه السلام فرمودند: «زمانی که حضرت موسی علیه السلام مبعوث گردید، بیشتر افراد آن زمان، اهل سحر و جادو بودند و حضرت موسی علیه السلام به مقتضای همان زمان آمد و جادوی تمام ساحران را باطل نمود و حجّت خدا را بر مردم ثابت کرد.
و در زمان حضرت عیسی علیه السلام بیشتر مردم مبتلا به امراض و ناراحتیهای جسمی شده بودند که از درمان آنها ناتوان بودند، بنابراین حضرت عیسی، امراض صعب العلاجی را که از درمان آن ها عاجز بودند شفا داد.
و زمانی که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله مبعوث شدند، بیشتر مردم خطیب و شاعر بودند که با فصاحت و بلاغت سخن می گفتند، بنابراین رسول الله با کلامی بلیغ و فصیح، از طرف خداوند آمدند که سخنش سرآمد تمام سخن ها بود و حجّت الهی را بر تمامی آن افراد تمام نمود.»
ابن سکّیت گفت: «امروز حجّت خداوند بر مردم چگونه است؟»
امام هادی علیه السلام فرمودند: «امروز حجت خداوند، عقل سالمی است که به وسیله آن بتوان صداقت و یا دروغگوئی و نفاق افراد را شناخت و در نتیجه از هر شخصی و هر سخنی تبعیّت نکرد.»
متن روایت اینچنین است:
«الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَبِي يَعْقُوبَ الْبَغْدَادِيِّ قَالَ: قَالَ ابْنُ السِّكِّيتِ لِأَبِي الْحَسَنِ ع لِمَا ذَا بَعَثَ اللَّهُ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع بِالْعَصَا وَ يَدِهِ الْبَيْضَاءِ وَ آلَةِ السِّحْرِ وَ بَعَثَ عِيسَى بِآلَةِ الطِّبِّ وَ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ بِالْكَلَامِ وَ الْخُطَبِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِنَّ اللَّهَ لَمَّا بَعَثَ مُوسَى ع كَانَ الْغَالِبُ عَلَى أَهْلِ عَصْرِهِ السِّحْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِمَا لَمْ يَكُنْ فِي وُسْعِهِمْ مِثْلُهُ وَ مَا أَبْطَلَ بِهِ سِحْرَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَيْهِمْ وَ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ع فِي وَقْتٍ قَدْ ظَهَرَتْ فِيهِ الزَّمَانَاتُ وَ احْتَاجَ النَّاسُ إِلَى الطِّبِّ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِمَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُمْ مِثْلُهُ وَ بِمَا أَحْيَا لَهُمُ الْمَوْتَى وَ أَبْرَأَ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَيْهِمْ وَ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً ص فِي وَقْتٍ كَانَ الْغَالِبُ عَلَى أَهْلِ عَصْرِهِ الْخُطَبَ وَ الْكَلَامَ
وَ أَظُنُّهُ قَالَ الشِّعْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مِنْ مَوَاعِظِهِ وَ حِكَمِهِ مَا أَبْطَلَ بِهِ قَوْلَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّةَ عَلَيْهِمْ قَالَ فَقَالَ ابْنُ السِّكِّيتِ تَاللَّهِ مَا رَأَيْتُ مِثْلَكَ قَطُّ فَمَا الْحُجَّةُ عَلَى الْخَلْقِ الْيَوْمَ قَالَ فَقَالَ ع الْعَقْلُ يُعْرَفُ بِهِ الصَّادِقُ عَلَى اللَّهِ فَيُصَدِّقُهُ وَ الْكَاذِبُ عَلَى اللَّهِ فَيُكَذِّبُهُ قَالَ فَقَالَ ابْنُ السِّكِّيتِ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْجَوَابُ.» اصول کافی، جلد ۱ ، صفحه ۲۴)
بخش آخر: اشراف امام هادی علیه السلام
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: نکته آخر،اشاره به اشراف کامل امام معصوم نسبت به مسائل آشکار و پنهان عالم است. یعنی همه ما باید بدانیم امام معصوم به تمام زندگی و اعمال ما اشراف دارد و این باعث رشد و تکامل ما می شود. به عنوان حسن ختام ماجرابی برای این ادعای خود عرض می کنم و از خداوند متعال می خواهم ما را جزء شیعیان و محبین حقیقی حضرات معصومین قرار دهد.
ابوهاشم جعفری، که گرفتار زندگی سختی شده بود، به قصد شکایت، نزد امام هادی علیه السلام آمد.
امام هادی که متوجه دلیل حضور او شدند، فرمودند: «ای اباهاشم ! برای شُکر کدام یک از نعمت های خدادادی به اینجا آمده ای؟! برای شکر نعمت ایمان ؟! یا برای نعمت سلامتی ؟! یا برای نعمت قناعت که تو را از اسراف و زیادهروی، پرهیز داده؟!»
سپس امام هادی علیه السلام قبل از اینکه فرصت دهند تا ابوهاشم تقاضای کمک از ایشان نماید، اموالی را به او هدیه دادند.
«وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِ أَنَّهُ قَالَ أَصَابَتْنِي ضِيقَةٌ شَدِيدَةٌ فَصِرْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَيْهِ فَأَذِنَ لِي فَلَمَّا جَلَسْتُ قَالَ يَا أَبَا هَاشِمٍ أَيُّ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكَ تُرِيدُ أَنْ تُؤَدِّيَ شُكْرَهَا قَالَ أَبُو هَاشِمٍ فَوَجَمْتُ (أي سكت و أطرقت رأسى) فَلَمْ أَدْرِ مَا أَقُولُ لَهُ فَابْتَدَأَنِي ع فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَزَقَكَ الْإِيمَانَ فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَكَ عَلَى النَّارِ وَ رَزَقَكَ الْعَافِيَةَ فَأَعَانَكَ عَلَى الطَّاعَةِ وَ رَزَقَكَ الْقُنُوعَ فَصَانَكَ عَنِ التَّبَذُّلِ (أي حفظك بالقناعة عن تبذل وجهك عند لئام الناس) يَا أَبَا هَاشِمٍ إِنَّمَا ابْتَدَأْتُكَ بِهَذَا لِأَنِّي ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تَشْكُوَ لِي مَنْ فَعَلَ بِكَ هَذَا قَدْ أَمَرْتُ لَكَ بِمِائَةِ دِينَارٍ فَخُذْهَا» (من لا یحضره الفقیه، جلد ۴، صفحه ۴۰۱؛ امالی صدوق ، صفحه ۲۴۸)
/270/260/21/