استاد اسدپور مطرح کرد؛

فقه فرهنگ

استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فقه فرهنگ» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای  گفتگو خاطرنشان کرد: بحث درباره فرهنگ و با تأکید بر باب امر به معروف و نهی از منکر است؛ قطعا این نگاه، نگاه جدید است و می طلبد که حوزه های علمیه کمک کنند و دستگیری و هدایت نمایند تا این سنخ سرفصل ها بتواند در مجامع حوزوی جا بیفتد. بدون ساماندهی و نظارت مدیریت حوزه، این کار نمی تواند پیش برود و اگر پیش برود، به صورت ناقص است.

 

وی افزود: باید فضلای حوزه، مخصوصا فضلایی که در حوزه علوم انسانی کار کرده اند و مقاله دارند و تحقیق انجام داده اند، می توانند این کار را پیش ببرند و مدیران حوزه هم نظارت داشته باشند. قبول هم داریم که نظارت، سخت باشد تا به ناکجا آباد نرود؛ اما لازم است که مدیران حوزه هم ریسک و خطر را بپذیرند و وارد موضوعات جدید بشوند و بستر را برای ورود فضلا آماده کنند و البته نظارت خودشان را هم داشته باشند.

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: موضوع فقه فرهنگ را بر پایه امر به معروف و نهی از منکر پیش خواهیم برد؛ چرا که امر به معروف و نهی از منکر  یک بحث استخوان دار و از تراث فقهی ما است؛ و هزار سال تولید محتوا در رابطه با آن صورت گرفته است؛ صورت های مختلف فقهی در رابطه با آن صورت گرفته است؛ ظرفیت منابع در این موضوع تا یک حدّ خوب و قابل قبولی در تراث فقهی ما فعال شده است و ادبیاتی است که ادبیات و زبان فقهی دارد.

 

وی اضافه نمود: در مورد نظریه های فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ، روانشناسی اجتماعی، حوزه های مطالعات فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی، مدیریت فرهنگی، نه تنها ادبیات و زبان آنها با ادبیات و زبان فقه سنتی ما همسان نیست، بلکه خیلی از اوقات ادبیات و زبان آنها با مبانی حکمی، انسان شناختی و معرفت شناختی ما هم متفاوت است و زاویه ای معنادار در اینجا وجود دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما نکته اینجا است که تلاش ما در این است که ادبیات فقهی در مواجهه با مسائل جدید فعال بشوند؛ اما عمده نکته این است که تا شناخت عمده ای با علوم انسانی مرتبط هم نداشته باشیم، مواجهه مان با مسأله به خوبی اتفاق نمی افتد و درک فرهنگی از مسائل نمی  توانیم پیدا کنیم. پس می طلبد که این حرکت بینا رشته ای واقعا اتفاق بیفتد و ما در چارچوب بندی مسأله از ظریفیت های موجود کمک بگیریم؛ ولی تمام تلاش این باشد که با ادبیات فقهی خودمان کار را پیش ببریم و در مواجهه با مسأله از ادبیات فقهی خودمان استفاده کنیم و منابع خودمان را فعال کنیم.

 

وی افزود: این کار می طلبد فضلایی که در علوم انسانی دستی بر آتش دارند، وارد عرصه بشوند؛ و الا اگر مسائل محدودی را در قالب عناوین محدود خودمان بپردازیم، مشکلات روز را حل نمی کند. سیاستگذاران و تصمیم سازان فقه معاصر با همین ذهنیت بسیط فکر می کنند که می  توانند مشکل را حل کنند؛ این تفکر اشتباه است.

 

استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: فرضیه تعریف ما این است که امر به معروف و نهی از منکر یک نظامواره فرهنگی در ذیل اسلام عزیز است.

 

وی اضافه نمود: این فرضیه را می خواهیم بررسی کنیم که آیا واقعا این فرضیه درست است؟ آیا می شود از دل این فرع فقهی، یک نظام فرهنگی را نتیجه گرفت؟ فرضیه ما این است که می شود. اگر کسی نتیجه بگیرد که نمی شود، سؤال در این می شود که این فرع فقهی یعنی امر به معرو ف و نهی از منکر تا چه میزان می تواند در عرصه تشکیل نظام فرهنگی ما را پیش ببرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خیلی نامناسب است که فضلای حوزه در پی شناخت و بررسی این قضیه نباشند، اما مستشرقان به ما بگویند که این ظرفیت وجود دارد. متفکران غربی کتاب می نویسند برای امر به معروف و نهی از منکر و آن را با نیروی انتظامی نظام مدرن مقایسه می کنند. خیلی مایه تأسف است که این فرضیه اصلا مورد توجه قرار نگرفته است که از دل امر به معروف و نهی از منکر می توان نظامواره فرهنگی را استخراج کرد؛ اصلا این قضیه در رساله متقدمین ما هم نیامده است. در رساله های متأخر ما تازه به 50 فرع و سؤال فقهی محدود شده است. امر به معروف و نهی از منکری که می تواند مسأله کلان فرهنگی اجتماعی را پوشش بدهد، تنها در قالب تعداد محدودی فرع و سؤال فقهی در تحریر الوسیله امام گنجانده شده است؛ کتابی که در ترکیه به نگارش در آمده است.

 

وی افزود: ما که در حکمرانی و در ذیل ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی قرار داریم، در رساله های متأخر، هنوز همان 50 تا فرع فقهی سال 42 امام خمینی رحمت الله علیه را در ترکیه بحث می کنیم. آیا نباید به آن شاخه های دیگری افزود؟ در رساله های متقدم ما که بسیار بسیار محدود و کالعدم از امر به معروف و نهی از منکر صحبت شده است؛ در حالی که در همان رساله ها برای بیت الخلا، 25 فرع فقهی مورد نظر و ارزیابی قرار گرفته است!

 

استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: نیاز ضروری جامعه ما و نیاز ضروری حیات حوزه علمیه است؛ فارغ از مسائل و مشکلات جامعه باید بدانیم که اگر حوزه منزوی نشود و اگر حوزه می  خواهد نمیرد، باید به این مسأله بپردازد.

 

وی اضافه نمود: ظرفیت دانشی این موضوع هم باید مورد بحث قرار بگیرد و باید دانست که این موضوع چه آورده ای برای ما خواهد داشت؟ ضرورت اجتماعی آن روشن است؛ اما باید دانست که یک جهت آن خلأ محتوایی است که در این قضیه وجود دارد. هم از جهت فروعات فقهی، هم از جهت منابع، مثلا در کل منابع فقهی ما به طور کلی سیره سیدالشهداء علیه السلام نیست. یک علت آن است که خلأ روشی وجود داشته است که می گوید: «سیره معصوم و عملکرد و فعل آن، قابل احتجاج نیست» چون وجه آن معلوم نیست که از باب وجوب است و یا استحباب و یا اباحه است؛ حتی ممکن است از باب کراهت بوده باشد. چون می دانیم امام برای اینکه دفع توهم حرمت بکند، می تواند این عمل را انجام بدهد تا حرمت از آن زائل بشود، ولو کراهت داشته باشد.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به همین علت، سیره امام حسین علیه السلام در این فرع فقهی کنار گذاشته می شود؛ سخنرانی حضرت در منا در سال 58، تا وصیتی که برای محمد حنفیه نوشت، تا سخنرانی های در طول مسیر کربلا، تا حتی سخنرانی هایی که در خودِ کربلا انجام داده اند، در نطاق عبارات ایشان امر به معروف و نهی از منکر به عنوان علت قیام ایشان اشاره شده است؛ این که دیگر فعل نیست؛ قول معصوم است.

 

وی افزود: بزرگان معاصر می گویند امربه معروف و نهی از منکر سیدالشهداء علیه السلام با امر به معروف و نهی از منکری که ما به عنوان فرع فقهی داریم، دو تا است؛ بعضی از محققین در این زمینه کار کرده اند و گفته اند این فرع فقهی به دو نحو بالمعنی الاعم است  و بالمعنی الاخصّ.در امر به معروف و نهی از منکر بالمعنی الاعم، حکم وجوب ندارد؛ امر به معروف و نهی از منکر حکم وجوب دارد؛ امر به معروف سیدالشهداء علیه السلام را در زمره امر به معروف بالمعنی الاعم. آنها منابع را دیده اند  و فهمیده اند یک ناهماهنگی بین منابع و فرع های فقهی ما وجود دارد؛ ولی باز هویت فقهی را ترجیح داده اند.

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: بیان شد که اولین مشکل، خلأ محتوایی هم از جهت منابع و هم از جهت روش ها است؛ نکته بعدی که خیلی مسأله را مهمتر می کند، کثرت ابتلاء است. ما به فروعات امر به معروف و نهی از منکر مبتلا هستیم. جامعه متدین و تا حدی مذهبی تر ما، دغدغه امر به معرو ف و نهی از منکر دارد و جامعه کمتر مذهبی ما از این فرع فقهی دوری دارد. یک عده می گویند حق اجتماعی ما است؛ یک عده می گویند این فرع فقهی موجب سلب آزادی اجتماعی ما می شود. می بینیم که مسأله است. بین عموم افراد جامعه فاصله ایجاد شده است. البته بین 60 درصد از جامعه ما هیچ توجهی به این مسأله نباشد؛ اما در مورد آن دو 20 درصد این توجه قرار دارد و بازتاب هایش را در رسانه ها می توانیم ببینیم.

 

وی اضافه نمود:  این ابتلا در دستگاه های حکومتی ما هم قرار دارد. نهادهای تبیینی، ستادهای فرهنگی، شوراهای فرهنگی هر استان چه کار باید بکند؟ این امر در رابطه با دستگاه های اجرایی اش هم مورد ابتلاء است. نیروی انتظامی چه باید بکند؟ نیروی انتظامی ما آیا باید تجسس بکند یا خیر؟ میزان تجسس چقدر باید باشد؟ آزادی خصوصی تا چه حد باید باشد؟ فضای مجازی تا چه حد باید مورد توجه قرار بگیرد؟ ملاک آن چیست؟ می بینیم که همه نهادهای حکومتی و رسانه ای و ... مورد ابتلاء است. رسانه تا چه حد می تواند کمک کند یا تأثیرگزار باشد؟ ما چه فرضیه هایی برای رسانه ها ارائه داده ایم تا بعدا ببینیم آنها بر اساس فرضیه های ما عمل کرده اند یا خیر.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این امر ضرورت محتوایی بحث را روشن می کند؛ اما ظرفیت های روشی و منهجی برای طلبه ها وجود دارد. برای مخاطب درس خارج ظرفیت های خوبی دارد؛ اولین ظرفیت  آن در امر به معروف و نهی از منکر ظرفیت احیای منابع اجتهاد است.    

/270/260/20/

 

ج, 11/08/1400 - 17:40