به مناسبت سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و طلیعه ظهور انقلاب جهانی منجی اکبر، استاد محمود حسین زاده خراسانی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان پاسخ چند شبهه درباره انقلاب اسلامی پرداخت.
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: برخی از جوانان برای ورود به حوزه یا ادامه راهشان در دانشگاه مردد هستند؛ من خود، از دانشگاه به حوزه آمده ام و محیط هر دو را درک کرده ام؛ باید به این جوانان گفت در دَوَران بین حوزه و دانشگاه، در ابتدا باید دانست که «علم الابدان» هم علم است؛ آن کس که پزشک می شود و یا مهندسی می خواند، آن هم علم را کسب می کند و خدماتی را ارائه می دهد؛ اما باید دانست که خدماتش در حد همین دنیای مادی است و تمام می شود؛ البته ممکن است که آثار متأخر هم برای او مترتب بوده باشد. اما در مورد علم دینی و هدایتگری امری است که برای ابد ما است. برخی معتقد هستند که ما اقتصاد اسلامی نداریم؛ چون اسلام برای هدایت آمده است و این عمر زمینی بخشی از عمر ابدی انسان است. خداوند به انسان بفرماید:«من الحیّ الذی لا یموت الی الحیّ الذی لا یموت»؛ بستگی دارد که دید شما و هدف شما چگونه باشد.
وی افزود: برخی از جوانان احساس می کنند که مردم روحانیت را نمی خواهند؛ در واقع هر کدام از مردم و روحانیت کار خودشان را می کنند و مردم کاری با روحانیت ندارند؛ بلکه برخی از آنها با روحانیت مخالف هم هستند؛ چرا که آنها را نمادی از حکومت دینی می پندارند. من آرمانگرایانه نمی خواهم حرف بزنم؛ باید دانست که رفتار مردم تابعی از رفتار حکومت داری است. حکومت داری حال حاضر منتسب به دین است و نواقص را به دین نشان می دهند و ما هم چون نماد دین هستیم، گاه مورد برخورد واقع می شویم. اخیرا فیلمی منتشر شده است و خانمی عمامه یک روحانی طلبه را زیر پا لگد می کند.
استاد حسین زاده خاطرنشان کرد: رفتار عمومی اجتماع تابعی از رفتار حکومت است؛ اگر حرکت حاکمیت منتسب به دین را ناقص بداند، در دین نقص می پندارد و هر چیزی را که بیانگر و نمود آن حکومت باشد، مورد طعن واقع می شود. حتی اگر شما اقتصاد لیبرال را بر سرِ کار بیاورید و مردم مشکلاتشان را از آن بپندارند، جنبش 99 درصد در امریکا می شود. مردم نسبت به آن تفکر جبهه گیری می کنند. این امر طبیعی است و باید داست که در طول تاریخ هم «قلیلٌ من عبادی الشکور» باید به این روایت هم توجه داشت که «کاد الفقر ان یکون کفرا» متأسفانه این، جهان بینی است که مردم به آن گرایش دارند؛ چه بین مسلمان ها و چه طلبه ها چنین نگرشی است.
وی اضافه نمود: در نگاه دینی اصالة الرشد است و اصالة اللذة در میان نیست. جهان بینی دینی می گوید: «الدنیا مزرعة الآخرة» تشبیهاتی که اهل بیت علیهم السلام به کار می برند، روی حساب است؛ اگر دنیا مزرعه آخرت است، پس باید 3 مرحله را طی کنیم: «کاشت»، «داشت» و «برداشت»؛ پس این دنیا یک تفریحگاهی نیست که انسان به صورت ساده از آن بگذرد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عده ای شبهه می اندازند و می گویند مردم نسبت به کارآمدی نظام در طی این 43 سال به شک افتاده اند؛ برخی از مردم می گویند قبل از انقلاب، بیشتر مردم بی سواد و کم مطلع بودند و به حسب اعتمادی که به روحانیت داشتند، به تبعیت از آنها انقلاب کردند و بیش از 98 درصد هم به نظام آری گفتند و با همین درصد بالا هم قانون اساسی را قبول کردند. وعده هایی که به مردم داده شده است، آیا محقق شده است؟ در جواب باید گفت: در این شبهه مغالطه ای نهفته است؛ باید دانست که 43 سال نیست و باید ایام جنگ را از آن کم کنیم؛ و تبعات مادی و غیر مادی جنگ را باید در نظر بگیریم؛ از طرفی اگر نسخه در دست داشته باشیم و به آن عمل نکنیم، فایده ای ندارد. نسخه موجود بوده است، اما بعضا حسب این نسخه اسلامی عمل نشده است. آن 99 درصدی که به نظام آری گفته اند و به قول صاحب شبهه بی سواد بودند، اکنون همین درصد با سود شده اند.
وی افزود: اگر روحانیت معظّم می خواست که خودش حکومت را در دست بگیرد و مثلا شاه حکومت نداشته باشد، چند کار را نباید انجام می داد؛
الف: یکی از آن کارها باسواد کردن مردم بوده است. چرا که مشخص است اگر مردم باسوادتر بشوند، مطالباتشان هم بیشتر خواهد شد؛ اما می بینیم که در برخی از شهرها 15/99 درصد مردم باسواد شده اند و بی سوادی ریشه کن شده است.
ب: مخدّرهایی که در اجتماع غربی وجود دارد، باید در ایران به رسمیت شناخته می شد.
ج: جلسات مجلس شورای اسلامی را علنی نباید برگزار کنیم؛ در حالی که ما این کار را انجام می دهیم. می توانستیم با پنبه سر ببُرّیم.
د: می بایست کنسرت های با شرایط انچنانی، در ایران آزاد آزاد باشد!
ه: روابط دختر و پسر، آزاد باشد و برخی از خلاف شرع ها را نادیده می گرفت.
ز: توسعه شبکه های اجتماعی را نباید می داشتیم.
این استاد بزرگوار حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: می بینیم که این موارد هم به امور دینی بر می گردد. اگر قرار نبود که ما دنبال تغییرات فاندامنتال و بنیادی باشیم، باید خیلی از خلاف شرع ها را می پذیرفتیم؛ و آن قدر هم توانایی داشتیم که برایش توجیهی دینی پیدا نماییم و آیات متشابه و روایات را پیدا کنیم که تأیید آن بشود؛ مثلا عرفی می کردیم و کار را پیش می بردیم. اما ما برعکس آمدیم.
وی اضافه نمود: ما تاریخ اندلس را از یاد نبرده ایم؛ مسیحیان با سه مخدر اجتماعی، «زن ها» و «شراب» و «شبهه افکنی»، مسلمان ها را شکست دادند؛ با این سه نوع مخدرها یک حکومت چند صد ساله مسلمان ها را توانستند شکست بدهند. اما حکومت دینی ما هرگز نخواست از این سه مخدّر اجتماعی استفاده بکند. به خاطر همین، همین قضیه دلالت بر حقانیت این حکومت و نظام دارد.
استاد محمود حسین زاده خاطرنشان کرد: حکومت آرمانی در عصر امام عصر خواهد بود و جامعه آرمانی در عصر غیبت هیچ گاه اتفاق نخواهد افتاد. این را به شما قول می دهم؛ حتی در امریکا هم جامعه آرمانی روی نخواهد داد؛ هم اکنون نیز امریکا بدهکارترین کشور دنیا است؛ چند نسل بعد آنها نیز بدهکار هستند.
وی افزود: برخی شبهه می اندازند و دو گانه اسلام و کفر را ایجاد می کنند و می گویند کافران آنچنان بودند، ما مسلمان ها چرا اینچنین هستیم. در پاسخ باید گفت که رشد تابعی از فعالیت انسان ها است؛ اگر فعالیت کردی، اگر یک کلید برق را زدی، چه مسلمان و چه کافر باشی و این کار را انجام بدهی، اتاق با روشن شدن کلید برق، روشن می شود. آنها زحمت کشیدند و به نقطه اوج رسیدند؛ نه به اسلام ربط دارد و نه به کفر ربط دارد. این ربط، علت و معلولش غلط است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته این را هم باید در نظر داشته باشیم که تلاش، تنها بخشی از مؤلفه رشد است؛ انسان باید تلاش کند و باید برنامه ریزی نماید. یکی از مؤلفه های رشد، بحث منابع مالی است؛ این منابع مالی را غرب از کجا به دست آورده است؟ این پول ها را از کجا می آوردند که یک دانشمند غربی، مثلا روی یک پروانه، 25 سال تحقیق می کند؟ آیا غیر از دوشیدن جهان سوم بوده است؟! و این ظلم است.
وی اضافه نمود: حق چیست؟ در روایت داریم که «من احبّنا اهل البیت فلیستعد للفقر جلبابا» این کلام از نهج البلاغه است؛ کسی که در مسیر حقّ و مسیر اهل بیت علیهم السلام قرار بگیرد، باید خود را برای فقر آماده کند. در اینجا صحبت از حبّ عملی است و گرنه صرف دوست داشتن نیست. اگر حق را شناختید، باید برای آن هزینه کنید. این نظام هم برحقّ است. البته شاخ و برگ های هرزه ای هم روی آن رشد کردند. ما منکر وجود این هرزه ها نیستیم.
استاد محمود حسین زاده خاطرنشان کرد: در مقابل جبهه حق از جهت های فکری به مقابله می پردازند؛ از جهت های تخدیری و مخدر های عمومی نیز بهره می برند تا حرکت جامعه را به سمت اهداف و مقابله با ظلم، کُند کنند.
وی افزود: اگر تابع حق هستیم، باید هزینه آن را هم بدهیم. البته بخش نادری از مردم حاضر نباشند که هزینه آن را بدهند و بگویند با انقلاب، دیگر مسئولیت از گرده ما خارج شده است؛ این حرف درستی نیست؛ انقلاب کردن یعنی به شعارهایش پایبند بودن و در جهت رسیدن به آن شعارها تلاش کردن؛ شعارهای اصلی انقلاب ما این بود: «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مستقل بودن هزینه دارد. کشورهای امریکای جنوبی در پیش روی ما است. اگر نسخه غربی باشد، جوابش غیر از بدبختی هیچ چیز دیگر نیست. برای این بیان، نمونه های فراوان موجود است. در کشورهایی همانند شیلی عده ای به عنوان بچه های شیکاگو علم و به عبارتی نسخه را از امریکا گرفتند و به کشورشان برگشتند تا اقتصاد لیبرالی را پیاده کنند، از قضا کشورشان به سوی نابودی حرکت کرد. استکبار جهانی نسخه ای را تجویز می کند که نوکر از حیطه نوکری خود خارج نشود؛ آنها حتی نسخه های اقتصاد آزاد خودشان را هم تا زمانی برای خودشان اجرا می کنند که به نفعشان باشند، با این حال اجرای آن را به صورت کامل از کشورهای جهان سوم طلب می نمایند.
وی اضافه نمود: خیلی ساده انگارانه است کسی فکر کند که استکبار در فکر آن است که جیب کشورهای مستضعف و مسلمان را پر کند. آنها هیچ گاه برد برد ندارند؛ همیشه برد به سمت آنها است.
استاد محمود حسین زاده خاطرنشان کرد: در رسانه صحبت از «کنترل ذهن» است. این کار را با رسانه انجام می دهند؛ رسانه هم در دست آنها است. چیزی که در آن ضعیف هستیم و بودجه کافی در این زمینه نداریم. توسعه بدون بودجه تحقق نخواهد یافت؛ این بیان را مولا علیه السلام در نامه به مالک اشتر دارد که «هذا ما امر به عبد الله على امير المومنين، مالك بن الحارث الاشتر فى عهده اليه، حين ولاه مصر: جبايه خراجها، و جهاد عدوها و استصلاح اهلها، و عماره بلادها.»
وی افزود: یکی دیگر از نکاتی که باید مورد توجه قرار بگیرد، لزوم داشتن بصیرت است. بصیرت داشتن به حرف نیست. بصیرت داشتن مهارت است و نیاز به آموزش دارد. البته خدای متعال هم کمک خواهد کرد؛ اما عالم عالمِ تزاحم است. بصیرت مهارت است و مهارت نیاز به تنظیم و آموزش دارد. باید مطالعه کرد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی ساده انگارانه بیان می کنند که چرا انقلاب کردیم؟ مگر قبل از انقلاب نماز در میان نبود؟ این حرف سبکی است؛ چون جنبه های اجتماعی و سیاسی دین را در نظر نمی گیرد. به قول علامه مصباح رحمت الله علیه باید مسلمان آگاه تربیت کنیم؛ که همان مسلمان با بصیرت منظور است.
وی اضافه نمود: در حدیثی است که «وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى اَلنَّاسِ يَفِرُّونَ مِنَ اَلْعُلَمَاءِ كَمَا يَفِرُّ اَلْغَنَمُ مِنَ اَلذِّئْبِ اِبْتَلاَهُمُ اَللَّهُ بِثَلاَثَةِ أَشْيَاءَ اَلْأَوَّلُ يَرْفَعُ اَلْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ اَلثَّانِي سَلَّطَ اَللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ اَلثَّالِثُ يَخْرُجُونَ مِنَ اَلدُّنْيَا بِلاَ إِيمَانٍ.» (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ؛ جلد ۲۲ ؛ صفحه ۴۵۳)
وی افزود: در این حدیث شریف، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به معلول اشاره می کند؛ همانند روایتی دیگر که اشاره دارد در آخر الزمان، حفظ ایمان سخت می شود. صبح ایمان مسلمان است و تا ظهر و غروب، این ایمان از دستش می رود. اینها معلول هستند و علتش به واسطه کنترل ذهن توسط رسانه و پمپاژ ناامیدی توسط خودمان است.
استاد محمود حسین زاده خاطرنشان کرد: کنترل فکر اتفاق افتاده است و ویروس ناامیدی در حال انتشار است. خودمان، خودمان را خراب می کنیم. در ابتدا می گوییم «ما ایرانی ها چنین هستیم» در حالی که باید بدانیم که ایرانی ها در طول تاریخ سرمنشأ بسیاری از تحولات مثبت، با کارنامه درخشان بوده اند. با این حال کشورهای غربی را بهشت برین نشان می دهند و ایران را ویرانه ای جلوه می دهند.
وی اضافه نمود: کشورهای غربی با پول هایی که از کشورهای ضعیف می چاپند، بر قدرت رسانه ای شان می افزایند؛ و کنترل ذهن را انجام می دهند؛ از طرفی اقتصاد کشورهای ضعیف را تحت کنترل می گیرند و ضعیف تر نگاه می دارند. ان شاء الله خداوند متعال ما را از فتن آخر الزمان محفوظ بدارد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته ما نمی گوییم که اینک، آخرالزمان است و نمی گوییم همه مردم از علما فرار می کنند؛ بلکه مردم خیلی علما را دوست دارند؛ و نمونه اش، علاقه ای است که به سردار سلیمانی به عنوان یکی از سربازان علما که در مکتب علمای راستین تربیت شده است، شاهدیم. اگر بتوانیم اسلام مجسم بشویم، اسلامی که بدون خدشه باشد، قطعا طرفدار اسلام و ما خواهند شد. چون اگر واقعا طرفدار حق باشیم، هزینه اش را هم می پردازیم؛ و الا اگر در اعتقادمان راسخ نباشیم، رخنه ها ایجاد می شود.
/270/260/20/