استاد فرح آبادی مطرح کرد؛

لبخند کعبه

به مناسبت سالروز پرنور و سرور ولادت مولی الموحدین و یعسوب الدین، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه، استاد احمد باقریان فرح آبادی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

آفرينش پيامبر (ص) و على (ع) از يك نور

مؤلف کتاب «زیور خلافت» در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در منابع اهل سنّت احاديثى وارد شده است كه در آنها آمده است: پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ و سلم فرمود: نور پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ و سلم و على عليه ‏السلام پيش از آفرينش حضرت آدم عليه‏ السلام از سوى خدا آفريده شده بود. در ادامه به برخی از این روایات که برگرفته از منابع عامه است، اشاره می شود.

 

روایت 1-

وی افزود: در روایت است که عِكْرَمه از ابن عباس نقل كرده است كه پيامبر صلى‏ الله ‏عليه  ‏و ‏آله‏ و سلم‏ فرمود: «خدا چهار هزار سال پيش از آفرينش دنيا نشانه ‏اى از نور آفريد و آن نور را در برابر عرش خود قرار داد تا هنگام تولّد من فرا رسيد، در آن هنگام خداوند نيمه ‏اى از آن نور را جدا كرد و از آن نور پيامبر شما را و از نيمه ديگر على بن ابى ‏طالب علیه السلام را آفريد».( تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 67؛ سبط بن جوزى، تذكرة الخواص، چاپ نجف، ص 52؛ گنجى، كفاية الطالب، ب 87، ص 314.)

 

روایت  2-

استاد باقریان خاطرنشان کرد: در روایتی از سلمان فارسى نقل شده است كه گفت: من از محبوبم پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله‏ شنيدم مى‏ فرمود: «من و على نورى در پيشگاه خدا و فرمانبردار او بوده ‏ايم، اين نور خدا را تسبيح و تقديس مى‏ كرد، چهارده هزار سال پيش از اينكه آدم آفريده شود و اين نور در صلب او قرار بگيرد، همچنان اين نور در يك مكان بود، تا اينكه در صلب عبدالمطلب جدا شديم، يك پاره آن من و پاره ديگر آن على شد». (ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 67؛ خوارزمى، المناقب، ص 145، ح 169؛ گنجى، كفاية الطالب، ب 87، ص 315؛ محب طبرى، مناقب الامام امير المؤمنين عليه‏السلام من الرياض النضره، الفصل السادس، ص 67؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 10، ص 61؛ ابن مغازلى، مناقب على بن ابى ‏طالب عليه‏السلام، ص 87 - 89)

 

روایت 3-

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جوينى با سندى از ابوهريره نقل كرده است كه پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ فرمود: آنگاه كه خدا آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود بر او دميد، آدم جهت راست عرش را نگاه كرد، نورى با پنج  شَبَه را ديد كه در حال سجده و ركوع بودند، آدم گفت: اى پروردگار من آيا پيش از من كسى راو از خاك آفريده‏ اى؟

 خدا گفت: نه اى آدم، آدم گفت: پس اين پنج شَبَه كه آنان را در شكل و صورتم مى ‏بينم، چيست؟

خدا گفت: اين پنج تن از فرزندان تو هستند، اگر اينان نبودند تو را نمى ‏آفريدم، اين پنج تن را پنج نام از نام‏ هايم گرفته ‏ام، اگر اينان نبودند بهشت و دوزخ، عرش و كرسى، آسمان و زمين، فرشتگان، انس و جن را نمى ‏آفريدم، پس من محمودم و او محمد، من عاليم و او على، من فاطرم و او فاطمه، من احسانم و او حسن، من محسنم و او حسين. (فرائد السمطين، ج 1، ص 36 - 37، ح 1)

 

روایت  4.

استاد باقریان خاطرنشان کرد: در روایت آمده است سعيد بن جبير، از ابن عباس نقل كرده است كه گفت: من از پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ شنيدم كه به على صلوات اللّه‏ عليه مى ‏فرمود: «من و تو از نور خدا آفريده شده ‏ايم».( خُلِقْتُ أَنَا وَ أَنْتَ مِنْ نُورِ اللّهِ». فرائد السمطين، ج 1، ص 40، ح 4)

 

روایت  5.

مؤلف کتاب زیور خلافت در ادامه بیان کرد: از سلمان فارسى نقل شده است كه گفت: من از پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ شنيدم كه مى ‏فرمود: من و على بن ابى ‏طالب از نور خدا از جانب راست عرش هستيم، خدا را تسبيح و تقديس مى‏ كرديم، از چهارده هزار سال پيش از اينكه خدا آدم را بيافريند، آنگاه كه خدا آدم را آفريد، به اصلاب مردان و رحم‏ هاى زنان پاك منتقل شديم؛ سپس به صلب عبد المطّلب منتقل شده و دو نيمه شديم، نيم آن در صلب عبداللّه و نيم ديگر در صلب عمويم ابوطالب قرار داده شد، من از آن نيمه آفريده شدم و على از نيمه ديگر آفريده شد، خداوند نام ‏هاى ما را از نام‏ هاى خود برگرفت، خداوند محمود و من محمدم، خدا عالى و برادرم على، خدا فاطر و دخترم فاطمه، خدا محسن و دو پسرم حسن و حسين‏ اند، نام من در رسالت و نبوت و نام او در خلافت و شجاعت بود، من پيامبر خدا و على ولىّ خدا است.( فرائد السمطين، ج 1، ص 41، ح 5)

 

على (ع)، داراى نَسَب پاك و عالى

استاد باقریان خاطرنشان کرد: نَسَب، نطفه پاك، شايسته، داشتن پدر، مادر و اجداد صالح نزد همه ملّت‏ ها و اقوام يكى از موجبات شايستگى براى تصدّى مقام رهبرى جامعه است، به ويژه در مكتب حياتبخش اسلام كه رهبر آن بايد هدايتگر دين و ايمان مردم نيز باشد، از اين ‏رو بايد شخصيتى با نسب پاك، صالح و دور از هر گونه آلودگى به گناه شرك و بت پرستى باشد.

 

وی افزود: از نگاه روانشناسان و علماى اخلاق نيز نسب، خون پاك و سالم در رشد و پيشرفت و برترى فرزندان و نسل انسان تأثير بسيار خوب دارد، چنانكه از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ روايت شده است كه فرمود: «مردم معادنى مانند معادن طلا و نقره هستند، بهترين آنان در جاهليت بهترين آنان در اسلام است، اگر عقل و انديشه خود را به كار بيندازند».( صلابى، «أسمى المطالب فى سيرة علىّ بن أبى طالب كرّم‏اللّه‏وجهَه، ج 1، ص 27، از مسند أحمد، ج 2، ص 539؛ در منابع شيعه با تفاوت اندك از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است. ر.ك: الكافى، ج 8، ص 177، ح 197؛ من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 380)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ظاهرا مقصود اين است كه مردم در شرافت حسب و نسب همانند معادن هستند، هر كس در جاهليت از اهل بيت شرف و بلند مرتبه بود، در صورت ايمان به خدا و تسليم شدن در برابر او و دارا بودن اخلاق پسنديده، در اسلام نيز از آن شرافت و رفعت برخوردار است.

 

وی اضافه نمود: على عليه‏السلام از نژاد و دودمان پاك پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ و نزديك‏ترين خويشاوند پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله‏ بود (اگرچه عباس و حمزه دو عموى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم از خويشاوندان بسيار نزديك او هستند؛ ولى سبقت اسلام على عليه ‏السلام از يك سو و سجده نكردن او بر بت‏ها و نداشتن سابقه شرك از موجبات برترى او بر دو عمويش شده بود، به گونه ‏اى كه عباس به آن ملتزم بوده و با وجود على عليه‏ السلام، داعيه ‏اى براى خود و فرزندانش نداشت)؛ چون او عليه ‏السلام پسر عموى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ بود و جدّ نزديك آن دو، عبد المطّلب است، پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ فرزند عبد اللّه بن عبد المطّلب و على عليه ‏السلام فرزند ابوطالب بن عبد المطّلب و عبد المطّلب از قريش و از ميان قريش از بنى هاشم بود.

 

ولادت على عليه‏السلام

استاد باقریان خاطرنشان کرد: تاريخ عرب پيش از بعثت و هجرت پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله‏، بر اساس سالى بود كه سپاه ابرهه براى تخريب كعبه با پيلان فراوان از يمن به سوى مكه حركت كرده و نرسيده به شهر مكه به وسيله پرندگانى به نام «ابابيل» از پاى در آمده بود، آن سال را «عام الفيل» ناميده و مبدأ تاريخ خود قرار دادند، پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ در همان سال ديده به جهان گشود و على عليه‏ السلام در روز سيزدهم ماه رجب سال سى عام الفيل در مكه در داخل كعبه به دنيا آمد.( بحارالانوار، ج 35، ص 5، ح 3)

 

وی افزود: سبط بن جوزى نوشته است: روايت شد كه فاطمه [دختر اسد و مادر على عليه‏السلام] خانه خدا را طواف مى ‏كرد، در حالى كه على عليه‏ السلام را باردار بود، درد زايمان گرفت، درب كعبه براى او گشوده شد، او داخل كعبه شد و على [عليه‏ السلام] را در آن به دنيا آورد.( تذكرة الخواص، ص 10)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عبد المنعم هاشمى در كتاب «عصر الصحابه» نوشته است: «على بن ابى ‏طالب در سال سى و دوم ميلاد پيامبر صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله‏ در داخل كعبه به دنيا آمد.( عصر الصحابه، ص 113)

 

وی اضافه نمود:  شبلنجى نيز نوشته است: او در داخل بيت الحرام و طبق قولى در روز جمعه متولّد شد.(نور الأبصار، ص 156)

 

استاد باقریان فزود: موصلى نوشته است: مولد او در كعبه بود و هيچ‏كس جز او در كعبه به دنيا نيامد.( مناقب آل محمّد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ و سلم النعيم المقيم، ص 55)

 

وی در ادامه بیان کرد: محمد بن طلحه هاشمی نیز تولد علی علیه السلام در کعبه را  ذکر کرده است.(مطالب السؤول، ص 43)

 

 چگونگى تولّد على عليه‏السلام

استاد احمد باقریان فرح آبادی خاطرنشان کرد: گنجى شافعى با سندى از جابر بن عبد اللّه نقل كرده است كه گفت: من از پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ در باره ميلاد على بن ابى ‏طالب [عليه‏السلام] پرسيدم.

حضرت فرمود: در باره بهترين مولودى پرسيده اى كه به مانند  مسيح زاده شد، خداوند على را از نور من و مرا از نور او آفريده است و ما هر دو تن از يك نوريم؛ سپس خداوند ما دو تن را از صلب آدم عليه ‏السلام به صلب‏ هاى پاك به رحم‏ هاى پاك منتقل كرد و من از هيچ صلبى منتقل نشدم، جز اينكه على با من منتقل شد، همچنان اينگونه بوديم تا اينكه خدا مرا به بهترين رحم كه آمنه است منتقل كرد و على را در بهترين رحم كه فاطمه بنت اسد است، قرار داد.

در زمان ما مردى زاهد و عابد بود به نام مبرم بن دعيب بن شقبان، مدّت دويست و هفتاد سال خدا را عبادت كرد و از خدا درخواستى نكرد، خداوند ابوطالب را به سوى او فرستاد، آنگاه كه مبرم او را ديد، براى او از جاى خود بر خاست و بر سر او بوسه زد و او را در كنار خود نشاند.

سپس به او گفت: تو كيستى؟

گفت: من مردى از تهامه هستم.

مبرم گفت: از كدام تهامه؟

ابوطالب گفت: از بنى هاشم.

عابد ايستاد و براى بار دوم بر سر او بوسه زد؛ سپس گفت: خداوند علىّ اعلا به من الهام كرده است.

ابوطالب گفت: آن چيست؟

گفت: «فرزندى از پشت تو بيرون مى ‏آيد كه ولىّ خداوند است».

 در آن شب كه على زاده شد زمين نورانى شد، ابوطالب [از خانه] بيرون آمد و مى ‏گفت: اى مردم ولىّ خدا در كعبه زاده شد. (گ نجى، كفاية الطالب، الباب السابع، ص 405 - 406.)

 

مؤلف کتاب زیور خلافت در ادامه بیان کرد: ابن مغازلى با سندى از على بن حسين [عليهماالسلام] روايت كرده است كه او گفت: در حالى كه به زيارت جدّمان عليه ‏السلام مشغول بوديم من و پدرم نشسته بوديم و زنان بسيارى در آنجا حضور داشتند، در آن هنگام من به يكى از آن زنان رو كردم و پرسيدم: «خدا تو را رحمت كند توكيستى؟»،

 گفت: «من زيده دختر قريبة بن عجلان از قبيله بنى ساعده ‏ام».

 به او گفتم: «آيا حديثى به خاطر دارى براى ما نقل كنى؟»

گفت: «آرى به خدا سوگند، مادرم امّ عَمّاره دختر عبادة بن نضلة بن مالك بن عجلان ساعدى نقل كرده است كه او روزى در ميان زنانى از عرب بود، در آن هنگام ابوطالب غمناك و اندوهگين به آنان رو كرد، به او گفتم: اى ابوطالب تو را چه شده است؟

گفت: «فاطمه دختر اسد را درد زايمان دشوار گرفته است»؛

 سپس دست خود را بر صورت خود گذاشت، او در آن حال بود كه محمّد صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله‏ به سوى او آمد و به او گفت: «اى عمو تو را چه شده است؟»

ابوطالب گفت: «فاطمه دختر اسد از درد زايمان مى ‏نالد»

 پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله‏ دست او را گرفت، در حالى كه فاطمه همراه او بود، او را به كنار كعبه آورد و او را در كعبه نشاند؛ سپس [به فاطمه دختر اسد] گفت: «به نام خدا بنشين».

 [مادرم امّ عماره] گفت: زمانى سپرى شد كه فاطمه كودكى شاد چهره، تميز و پاك به دنيا آورد كه به زيبايى او من نديده بودم، ابوطالب نام او را على گذاشت، پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ او را گرفت تا به منزل او [فاطمه بنت اسد] رسانيد.

 على بن حسين عليهماالسلام [با شنيدن اين حديث] گفت: «به خدا سوگند من هرگز چيزى نشنيدم جز اينكه اين حديث از آن بهتر بود. (ابن مغازلى، مناقب على بن ابى طالب عليه‏السلام، ص 6 - 8)

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: سيد بن طاووس پس از نقل اين حديث نوشته است: «مقصود امام على بن حسين عليهماالسلام از اين جمله اين است كه در باره ولادت على عليه‏السلام از اين حديث بهتر نشنيده است». (الطرائف فى معرفة مذاهب الطوائف، ج 1، ص 27).

 

وی افازود: در پاورقى كتاب «الطرائف» كه با تحقيق سيد على عاشور انجام گرفته آمده است: از كسانى كه ولادت او على عليه‏ السلام در كعبه را روايت كرده‏اند: تاريخ الخميس: 2/275 و 1/279؛ فرائد السمطين: 1/426؛ اسد الغابه: 4/31؛ مستدرك الصحيحين: 3/483؛ كتاب معرفة الصحابه، در ذكر مناقب حكيم بن حزام قرشى، و در آنجا گفت: «اخبار متواتر است بر اينكه فاطمه دختر اسد، امير المؤمنين على بن ابى طالب كرّم‏اللّه‏ وجهَه را در داخل كعبه زاده است»؛ نزهة المجالس: 2/205؛ مروج الذهب: 2/2 چاپ تهران، و در چاپ بيروت: 2/248؛ خلافة الامير و تذكرة الخواص: 20؛ نور الابصار: 156؛ الفصول المهمّه: 30.

/270/260/20/

 

 

د, 11/25/1400 - 10:10