به مناسبت فرا رسیدن یوم الله بیست و دوم بهمن و دهه فجر انقلاب اسلامی ایران، استاد محمد هادی جوادی گیلانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «هشیاری نسبت به خطر استحاله انقلاب» پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتای گفتگو خاطرنشان کرد: ما یوم الله بیست و دوم بهمن را به همه تبریک می گوییم؛ از خداوند می خواهیم ما را در انجام تکالیف و وظایفمان موفق بدارد؛ انقلابی که به برکت خون شهدا، مجاهدت های علما و تحمل سختی های فراوان توسط مردم، تا به اینجا رسید، و از این به بعد ان شاء الله با همت مضاعف ما ادامه پیدا کند و به دست امام عصر علیه السلام برسد.
وی افزود: خدا نیاورد آن روزی که به خاطر بی لیاقتی و خیانت بعضی ها این انقلاب آسیب ببیند؛ چرا که خداوند با هیچ کسی عهد اخوت ندارد؛ این انقلاب هم اگر از آن اصول و سیاست های الهی تخطی بکند، آرام آرام زوال پیدا می کند؛ یا سقوط می کند، یا استحاله می شود؛ که البته خطر استحاله شدیدتر و وحشتناک تر از خطر سقوط است. اگر امروز بیدار نباشیم، دشمن نخوابیده است و به فکر استحاله این انقلاب بوده و هست. اینکه رهبر انقلاب نفوذ در مراکز تصمیم گیری نظام را تذکر داده اند، به همین معنا است.
استاد محمد هادی جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: به برکت شهدایی که در خون خودشان غلطیتند؛ جوان های هفده، هجده ساله ای که در گرمای طاقت فرسانی بیابان های جبهه های نبرد با زبان تشنه جان دادند؛ چه مجروحانی که از دوستشان با التماس یک جرعه آب تمنا می کردند و به خاطر اینکه مبادا حال اینها بدتر بشود، آن دوست می گوید من به او آب ندادم و او در پیش من، له له زنان جان داد و ای کاش حداقل قدری آب به او می دادم تا با زبان تشنه به شهادت نرسد.
وی اضافه نمود: چه بسیار اسرای ما، که وقتی خاطرات آنها را می خوانم شرم می کنم؛ می گوید: ما را لخت می کردند؛ زیر دوش آب گرم رها می کردند؛ بعد از آنکه بدنهای ما کاملا خیس می شد، آنگاه با تازیانه و باتوم و چوب به ما می زدند؛ آنقدر به ما می زدند که وقتی به اطراف نگاه می کردم، تکه های خون است که به اطراف پرتاب می شود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در این کتاب «سرباز سیزده ساله امام» است که ظهر عاشورایی بود و ما از عزاداری برای اباعبدالله الحسین علیه السلام منع شده بودیم؛ شب عاشورا را به زحمت گذراندیم و بغض ها را در سینه حبس کرده بودیم؛ ظهر عاشورا طاقتمان سر آمد و شروع به نوحه سرایی کردیم؛ بعثی ها رفتند از آسایشگاه مجروحین، اسرای مجروح را آوردند در محوطه آسایشگاه، بعضی یک دست نداشتند؛ بعضی دو دست نداشتند، بعضی پیرمردهای هفتاد ساله بودند، بعضی چشمشان از حدقه در آمده بود و تازه زخم چشمشان را بسته بودند، آنها را پیش چشم ما آنقدر زدند تا بتوانند ما را کنترل کنند.
وی افزود: این وضعیت شهدا، این وضعیت اسرا، آن وضعیت جانبازان، سی سال روی یک تخت خوابیده و دختر جوانی که با او ازدواج کرده بود، پای این تخت پیر شد و پای این انقلاب ایستاد. آیا نباید خجالت بکشند کسانی که می گفتند: «ما از انقلاب سهم داریم»؟! خجالت نمی کشند کسانی که می گفتند ما برای انقلاب زحمت کشیدیم و حالا باید ما و حزب و جناح ما بخورد؟! آیا این شهدا را که می بینند، حیا نمی کنند؟! آیا بچه های شهدا را می بینند، شرم نمی کنند؟! این انقلاب اگر تا به امروز ایستاده، به برکت اینها است؛ نه به مدیریت فلان جناح و بهمان حزب.
استاد جوادی گیلانی خاطرنشان کرد: امام، شهدا، جانبازان و عنایتی که خداوند متعال به رهبر فرزانه انقلاب داشت، تا به حالا این انقلاب را نگاه داشت؛ اما بدانید امیرالمؤمنین هم ناچار شد خانه نشین بشود؛ حرکت های او متوقف شد به خاطر جنگ نهروان و منافقین و خوارج؛ ما که جای خودمان هستیم. باید هوشیار بود. نباید بگذاریم تیغ را به گلوی رهبر انقلاب برسانند و ما خواب باشیم، بعد که کار از کار گذشت، ناچار بشویم، چیزهایی را که نباید، بپذیریم.
خدا به حق محمد و آل محمد و به حرمت خون های گرمی که در خاک های جبهه ها ریخته شد، و به نفس های بریده جانبازان عزیز که صبر کردند و یک کلام حرفشان عوض نشد، از همزات منافقین مصون بدارد. خداوند هیچ مسئولیتی را در این کشور به دست نااهل نسپارد.
/270/260/22/